محصولات پشمی تالش

پشم در زندگی دامداران سنتی سوباتان نقش مهمی را ایفاء میکند. یکی از مهمترین محصولات تولیدی دامداران پشم گوسفندی است . پشم گوسفندان با قیچی مخصوصی بنام « دُرد » چیده می شود که این کار روش خاصی دارد و هر چوپانی قادر به انجام آن نبوده و ممکن است هنگام چیدن پشم ، پوست حیوان را بریده و حتی موجب کشته شدن حیوان شود . البته امروزه در دامداری صنعتی از نوعی قیچی برقی شبیه ماشین ریش تراش استفاده می شود که خطری برای گوسفند زبان بسته ایجاد نمی کند . دامداران معمولاً سالی دو بار پشم گوسفندان را می چینند و به بازار عرضه می کنند .

سری اول در اوایل بهار انجام می شود که به آن پشم بهاره می گویند . این پشم بسیار نرم و لطیف است که بیشتر برای درست کردن لحاف پشمی یا تهیه جاجیم و پارچه پشمی از آن استفاده می کنند .

نوبت دوم پشم چینی گوسفندان در اواخر تابستان و اوایل پاییز انجام می شود که به آن پشم پاییزه می گویند و این پشم نسبتاً زبر و ضخیم است و تالشان جهت درست کردن تشک پشمی از آن استفاده می کنند .

البته بهترین و مرغوبترین نوع پشم گوسفندی ، پشم برّه است که در تابستان چیده می شود و برای تهیه انواع لباسهای پشمی از آن استفاده می کنند . در گذشته های نه چندان دور لباسهای نخی و پلاستیکی جایی در زندگی چوپانان نداشت و همه لباسهای آنان از پارچه پشمی تهیه می شد .

برای این کار پشم برّه را پس از چیدن تمیز شسته و خشک می کنند .

پس از خشک شدن پشمها ، زنان دامدار دسته جمعی دور هم نشسته و پشمها را بصورت دستی حلّاجی می کنند .

بعضیها نیز بوسیله شانه های مخصوصی پشم را حلّاجی می کنند تا اینکه تارها از هم باز شده و رشته کردن آن راحت و رشته ها یکنواخت در آید .

بعد از آن زنان دامدار بوسیله « تِشی » آنها را به نخ پشمی تبدیل می کنند .

بعضی ها هم رشته کردن پشمهای حلاجی شده را با دستگاهی دست ساز نیمه صنعتی بنام « جَرَه » انجام می دهند که سرعت عمل با این دستگاه بیشتر است . برای این کار با دست راست بوسیله دستگیره قرقره چوبی را می چرخانند و بوسیله تسمه کشی ، چرخش به قرقره کوچک سمت چپ منتقل شده و این سمت با سرعت بیشتری می چرخد و با دست چپ هنرمندانه مقدار معیّنی از پشم حلّاجی شده را به دستگاه می دهند که در اثر چرخش تند ، پشم به نخ تبدیل شده و دور قرقره بزرگ پیچیده می شود .

نخهای تولید شده را کلاف و رنگرزی کرده و آنها را به رنگهای زیبای مختلف در آورده و مصرف می کنند.

 

در ادامه تحقیقات این بخش سایت در پی کارگاهی بودم تا بیاد آن روزهای سوباتان عکسی تهیه کنم . به سراغ تنها رنگرز تالش در کُردمحله رفتم . متاسفانه ایشان گفت : کارگاهم تعطیل است و کسی برای رنگ کردن نخ پشمی مراجعه نمی کند . بعضی وقتها سفارشهای کوچکی دارم که زمانش هم قابل پیش بینی نیست .

در گذشته برای رنگ کردن پشم از مواد طبیعی همچون روناس – پوست انار – پوست گردو و انواع گیاهان طبیعی استفاده می کردند که امروزه مواد شیمیایی جایگزین آنها شده است .

لباسهایی که از نخ پشمی بافته می شوند :

«جوراب پشمی» یکی از محصولات بافتنی است که در سرمای زمستان و برف و یخبندان محافظ پاهای دامداران زحمتکش و پر تلاش می باشد . در زمانهای گذشته این صنعت رونق فراوانی داشت و بعضی خانواده ها از طریق بافت و فروش جوراب شال امرار معاش می کردند . از قدیم الایام جوراب شال یکی از اقلام جهازیه دختران تالشی نیز بود و اغلب ، خانواده عروس و داماد بعنوان کادو و پیش کش از آن استفاده می کردند .

 امروزه کوهنوردان با تجربه ، جوراب شال “پشمی” را بهترین نوع جوراب برای سلامت پا می دانند . البته بشرطی که از نخ پشمی بافته شده باشد نه از کاموا و غیره .

طرح و نقشه و اشکال هندسی این جورابها که بصورت تجربی توسط دستان هنرمند زنان تالشی شکل می گیرد ، خود داستان مفسلی دارد .

« دیزلیگ » یا ساق پوش نیز لباس مخصوص دامداران بود . این ساق پوش که روی پاچه شلوار را می پوشاند 2 کاربرد اساسی داشت : یکی محافظت ساق پا از سرما و خیس شدن و دیگری جلوگیری از پر شدن کفش از برف .

«دستکش شال» هم بافتنی دست توانمند زنان تالشی برای حفاظت از دستان پر توان مردان تالش در سما و یخبندان جنگل و ییلاق است .

 زنان دامدار تالشی بعضی لباسهای دیگری همچون بلوز و شال گردن و غیره را نیز از نخهای تولید شده بصورت دستی می بافتند .

تهیه پارچه پشمی

برای تهیه پارچه پشمی نخها ی کلاف شده را پیش پارچه باف یا « جُلفا » برده و پارچه شال مورد نیاز خود را به دست می آوردند .

امروزه حتی چوپانان و دامداران کمتر از لباسهای پشمی استفاده می کنند و به همین دلیل کار بافت پارچه پشمی از رونق افتاده و شغل « جلفا گری »در حال نابودی است . اگر تعداد اندکی هم هنوز به این شغل مشغول باشند ، پیرمردان و پیر زنانی هستند که عمری از آنان گذشته است . خدایار فکوری یکی از باز مانده های این صنعتگران سنتی منطقه تالش است که در روستای خرجگیل اسالم چرخهای دستگاه چوبی اش از حرکت باز نمانده است . او 85 سال سن دارد و از جوانی به این شغل مشغول بوده است . از ایشان سئوال کردم که روزانه چند متر پارچه پشمی (شال) می بافی ؟ در جواب آه سردی کشید و گفت : وقتی که جوان بودم و بازوانم توان داشتند ، روزانه 15 الی 20 متر می بافتم ، ولی حالا که پیر شده ام ، روزی 5 الی 6 متر می بافم و دستمزد هر متر هم 2 هزار تومان است .

 خدایار که به همراه نوه هایش در یک خانه محقّر روستایی زندگی می کند ، گوشه ای از خانه را به کارگاهی تبدیل کرده و سالهای سال از این طریق روزی حلال فرزندانش را تامین نموده است .

 پارچه بدست آمده خام بوده و از فشردگی و تراکم کمتری برخوردار است . اگر بخواهیم از این شال کت و شلوار و جلیقه و سایر لباسهای پشمی را درست کنیم ، باید قبل تحویل آن به خیاط شال دوز ، پارچه را با روش خاصی مثل نمد مالی ، مالش دهیم تا تار و پود آن فشرده تر و تراکمش بیشتر و آماده دوخت لباس شود . این کار نیز استادی خاصی لازم داشته و افراد معدودی می تواند از عهده آن براید .

انواع لباسها و لوازم پشمی

عموماً لباسهای پشمی از نخ و پارچه رنگ نشده دوخته می شوند . ولی پشم بطور طبیعی چند رنگ متنوع دارد :

سیاه – قهوه ای – سفید – عسلی – سبز

«کت شلوار شال» که از پارچه پشمی رنگ نشده دوخته می شود ، اصلی ترین لباس پشمی دامداران سوباتانی است .

 

«جلیقه پشمی» نیز یکی دیگر از این نوع لباسهاست . این جلیقه امروزه نوعی لباس تشریفاتی شده که غیر دامداران نیز از آن استفاده می کنند . جلیقه پشمی علاوه برزیبایی ، محافظ بسیار خوبی در مقابل سرما و خصوصاً وسیله خوبی برای جلو گیری از سرما خوردگی کلیه هاست .

 «کلاه پشمی» یکی از متداولترین لباسیهایی است که دامداران از آن استفاده می کنند . انتخاب رنگ کلاه بستگی به سلیقه افراد دارد . نکته سنجی می گفت : کلاه پشمی عامل مهمی برای جلوگیری از سکته مغزی است . از دیگری که باریک بین تر از او بود پرسیدم دلیل این ادعا چیست ؟ فرمود : اولاً کلاه پشمی سر را زیاد می خاراند و این خاراندن مداوم نوعی فیزیوتراپی طبیعی است که موجب تسهیل در جریان خون در رگهای سر می شود . دوم اینکه تماس پشم با سر موجب تحریک عصب رگها شده و تحریک نیز خود وسیله ای برای جریان بیشتر خون در رگها و نهایتاً مانع لخته شدن خون است . شاید یکی از رازهای طول عمر بیشتر چوپانان همین موضوع باشد ….

 

فروش کلاه پشمی یکی از منابع درآمد تنها خیاط سوباتان (آقای معروف خیاطی) است . قیمت هر عدد کلاه در تابستان 92 حدود 20هزار توان بود .

کلاه شال سوباتان بقدری زیبا و قشنگ است که گاهی مسافران و گردشگران نیز نمی توانند از کنارش بی تفاوت بگذرند .

«باشلوق» نیز یکی دیگر از لباسهای سنتی دامداران است که بعنوان کلاه و شال گردن برای مقابله با سوز سرما از آن استفاده می شود . تصویر زیر نوعی باشلوق کوتاه را نشان می دهد و بعضیها باشلوق را بلند درست می کنند که همزمان کاربرد شنل و پالتو را نیز دارد .

 

«مرفش یا مفرش» (وسیله ای برای بسته بندی لحاف و تشک و غیره) ،دامداران از مرفش (مفرش) در هنگام کوچ برای بسته بندی لوازم زندگی ، خصوصاً رخت خواب و غیره استفاده می کنند .

البته لابلای لحاف و تشکهای پشمی داخل مرفش جای امنی برای حمل لوازم شکستنی منزل از جمله چینی آلات بود . زنان زحمتکش وسایل شکستنی را طوری داخل مرفش جاگذاری می کردند که با طی دهها کیلومتر راه پُر خطر کوچکترین ضربه ای به آنها وارد نمی شد.

«جاجیم» این دست بافته بیشتر بعنوان زیر انداز استفاده می شود . البته زنان خوش ذوق تالشی در زمانهای گذشته از آن بعنوان رو تختی هم استفاده می کردند . در اکثر خانه ها پس از چیدن لحاف و تشکها یک جاجیم خوش نقش و نگار روی آنها کشیده و خانه را زینت می دادند . در فرهنگ تالشان جاجیم همیشه یکی از وسایلی بود که پدر و مادرها بعنوان جهازیه عروسی به فرزندان خود اهداء می کردند .

کاربرد مهم دیگر جاجیم پشمی در گذشته این بود که پس از تابوت گذاشتن جنازه اموات روی جنازه را با جاجیم می پوشاندند که امروزه پتو جای آن را گرفته است .

این جاجیم در سال 1360 بعنوان جهازیه عروسی توسط مادر خدابیامرزم بمن اهداء شده است .

 «سجاده یا زیر انداز پشمی» یکی دیگر از لوازم پشمی است که از نخ بدون رنگرزی شده مشکی و سفید بافته می شود . البته این نوع زیر انداز بیشتر در مناطق اهل سنّت نشین تالش بافته می شود ، چرا که آنان بر اساس باورهای مذهبی خود از مهر و جا نماز استفاده نمی کنند و سجده بر اشیاء طبیعی را جایز می دانند و پشم هم یکی از اشیاء طبیعی است .

«گلیم»زیر اندازی که با نخ پشمی رنگ شده در طرحهای متنوع بافته می شود . امروزه نخهای اکریلیک و مصنوعی که از مواد شیمیایی و نفتی درست می شوند جای پشم را گرفته است .

علاوه بر اینها  «خورجین» (وسیله ای برای چیدن لوازم و وسایل ریز در داخل آن) در هنگام کوچ می باشد که سوار کاربه پشت زین اسب خود می بندد .

« فرش » ،  «پالاز»(نوعی زیر انداز)  ، چُوال (کیسه پشمی) ، « سارق » (د ستمال بزرگ پشمی که زنان به کمرشان می بندند)و …. دیگر لوازمی است که از نخ و پارچه پشمی درست می شود .

لوازم پشمی بقدری در زندگی دامدار اهمیت دارد که هر یک از آنها حتی پس از فرسوده و کهنه شدن ، قابل بازیافت و بکار گیری مجدد در جایی دیگر است .

در تصویر زیر که از مغازه تنها پالان دوز سوباتان گرفته شده ، شما شاهد استفاده از تکه های رنگارنگ انواع جاجیم ، گلیم ، مرفش و غیره در دوخت و تزیین پالان چهارپایان هستید .

پشم بُز

چوپانان از پشم بُز هم که زبرتر از پشم گوسفند است ، بیشتر برای درست کردن چادر سیاه « پوری » استفاده می کنند . این چادر هم عایق خوبی در مقابل برف و باران است و هم محافظ خوبی در برابر نور خورشید و باد و طوفان . البته بقدری سبک و قابل جابجایی است که دامداران هنگام کوچ مشکلی برای جمع کردن و حمل و دایر کردن مجدد آن در مرتعی دیگر را ندارند .

انواع طنابهای پشمی

کاربرد دیگر پشم بُز به دلیل زبر و محکم بودن تهیه انواع طناب می باشد . شلیت یا «کَشَ بار اَژن»(طناب دراز برای بستن بار و غیره ) ، اورکن (طنابی پهن به عرض تقریبی 10 سانتی متر برای بستن پالان به پشت چهارپایان که یک سر آن به مهره چوبی دایره فرمی بسته شده و سر طناب از داخل آن رد می شد . ) ، غولان(نوع دیگری طناب پهن برای بستن از روی بارو محکم کردن آن به پشت چها پایان) ، چاتی (طناب پشمی باریک و کوتاه حدود 2 متر برای بستن گوساله به شاخ مادرش هنگام شیر دوشی) و ….. تعدادی از این طنابهاست که هرکدام کاربرد خاصی دارد .

«سوپاند»(نوعی تیر و کمان پشمی) وسیله ای است که از نخ پشمی بافنه می شود . این وسیله دو دسته بافته شده بطول تقریبی یک متر دارد که انتهای یکی از دسته ها حلقه ای دارد ک به  انگشت سبابه جهت نگداری سوپاند وصل می شود . در وسط دسته ها یک جا سنگی 5 در 10سانتی متری بافته شده که سنگ را در داخل آن قرار داده و پس از چند دور چرخاندن در هوا ، یکی از دسته ها را رها می کنند و سنگ با شدت و قدرت فراوان پرتاب می شود . اگر پرتاب کننده بازوان قوی داشته باشد تا صدها متر می تواند سنگی را پرتاب کند . از سوپاند در جنگهای قدیمی بعنوان اسلحه سرد استفاده می کردند . امروزه این وسیله برای راندن و دور کردن حیوانات وحشی و اهلی خطرناک مثل سگهای درنده استفاده می شود . چوپانان برای راندن و هدایت گله های خود نیز از آن استفاده می کنند .

سوباتان بهشت ایران

از : رمضان نیک نهادhttp://kados2.blogfa.com

صنایع دستی تالشان (چَموش دوزی )

 چموش‌دوزی:

 یکی از صنایع دستی تالشان؛ چموش‌دوزی یا چاروق‌دوزی است. چموش‌ یا چاروق پاپوشی است بسیار قدیمی که شاید عمر آن به چندین هزار سال برسد. این پای افزار در انواع و اقسام مختلف از چرم تهیه می‌شود و عموماً بدون پاشنه است. در گذشته بیش‌تر روستاییان، دام داران و کشاورزان  از چموش استفاده می‌کردند. اما با رواج کفش‌های ماشینی و انواع پای‌افزارهای لاستیکی، پلاستیکی و پارچه‌ای، استفاده ازچموش متروک شده و صنعت چموش‌دوزی در حال زوال است. معروف‌ترین چموش دوزان تالش در ماسوله بوده و امروزه چموش‌هایی که توسط آن‌ها تهیه می‌شود،  بیش‌تر جنبه تزیینی داشته و کم تر به عنوان پای افزار مورد استفاده قرار می‌گیرد. چموش دوزان ابتدا چرم را که ماده‌ی اصلی کارشان است از نقاط مختلف تهیه می‌کنند و در اندازه‌های مختلف بُرش می‌دهند و با استفاده از نخ قیطان یا به قول خودشان نخ فرنگی که از موم گذرانده شده است با سوزن و درفش می‌دوزند و در قالب‌های چوبی قرار می‌دهند با چرم‌کوب قسمت‌های مختلف آن را می‌کوبند و با گازُنْ روی آن را می‌دوزند. (گزارش مختصری از چموش دوزی ماسوله، احمدحسین فروحی، ۱۳۶۷)

 8

 

نوع متداول چموش، داراي بند و تسمه‌هاي بلنداست كه به ساق پا پيچيده مي‌شود و نوع ديگر داراي تسمه و بند است، ولي همانند نوع بنددار، نوكي عقابي و برگشته دارد.در گذشته اكثر روستاييان، دامداران و كشاورزان گيلاني از چموش استفاده مي‌كردند كه با رواج كفش‌هاي ماشيني و انواع پاي‌افزار لاستيكي و پارچه‌اي، امروزه استفاده از چموش بسيار كم شده، به طوري كه اكنون اين صنعت و هنر سنتي بيشتر جنبه تزييني پيدا نموده است.

چموش را غالبا از چرم ساده و بدون رنگ تهيه مي‌كردند، اما اگر مي‌خواستند كه چرم را رنگ كنند، از رنگ گياهي همچون رنگ پوست انار استفاده مي‌شده است. چموش اصيل را از چرم دباغي شده ‘گاوميش براي مردان ‘ يا بز ‘براي زنان ‘مي‌ساختند و به همين جهت در جاهايي كه دوخت چموش متداول بود، تشكيلات دباغي و دباغخانه رو به راه و دباغخانه‌هايي در حوالي چموش‌ دوزان وجود داشت .كارگاه‌هاي دباغي كه خود نيز از مشاغل قديمي اين منطقه، به خصوص صنايع دباغي ماسوله را تشكيل مي‌داد، كارش تبديل پوست گاو و گوسفند به چرم بود.

 

در گذشته نه چندان دور و قبل رواج شيوه هاي نوين عمل آوري چرم ، براي تهيه چرم مورد استفاده چموش ، پوست گاو و بز را به دباغخانه آورده، اول آن را نمك مي‌زدند، بعد در آهك مي‌خوابانيدند، سپس موي آن را بر مي داشتند و آنگاه در آب انار ترش، پخته و در حوض مي‌انداختند تا پوست رنگ بگيرد.بعد از آن چرم را روي تخت انداخته، لوله مي‌كردند، سپس در آب فرو مي‌كردند تا شوري آن برود، بعد در كنار هم آويزان مي‌كردند تا هوا خورده و خشك بشود. بعد از اين مرحله پوست را صاف نموده مجددا در آب مي‌انداختند، آن وقت آن را روي تخت خوابانيده، آن را ‘شلفا’ (يك نوع ضربه زدن به پوست) مي‌زدند و محصول به عمل آمده را تحويل چرم‌فروشان و كفاشان مي‌دادند.

یكی از هنرهای سنتی و صنایع دستی گیلان چموش دوزی است كه پای افزاریست بسیار قدیمی كه شاید عمر آن به چند هزار سال برسد. در انواع و اقسام مختلف از چرم تهیه می شود و عموما بدون پاشنه است.

 نوع متداول آن دارای بندها و تسمه‌های بلند می‌باشد كه به ساق پا پیچیده می شود. نوع دیگر چموش بدون تسمه و بند است ولی مانند نوع بند دار نوك عقابی و برگشته دارد. در گذشته روستائیان و دامداران و كشاورزان  از چموش استفاده می‌كردند.
مواد اولیه :
۱.چرم گاو دباغی شده
۲.نخ فالی بافی
۳.كاموای رنگی
۴.پارچه
۵.چسب
۶.موم

 

ابزار كار :
۱. سندان چوبی
۲. مشته
۳. درفش
۴. سوزن
۵. تكه چرم به عنوان انگشتانه
۶.گازن
۷. شفره
۸. قالبهای چوبی
۹. الگوهای مقوایی
۱۰. سنگ كوچك
۱۱.ظرف آب
رنگ در چموش:
قرمز، سبز، سفید، استخوانی، قرمز قهوه ای
نقش در چموش:
گل اباتر، مهتابی، شتر گردن، مجمع قراق، گل بچه، خزیلی (شیرازه دوزی)

 

مركز مهم تولید چموش شهر تاریخی ماسوله است.

علل زوال تدریجی:
۱. افزایش قیمت مواد اولیه
۲. رونق كفش لاستیكی نداشتن كاربری در زمان فعلی
۳. تعداد كم استادكار ماهر (یك الی دو نفر)

 از : رمضان نیک نهاد
منبع :tebyan-zn.ir

irandeserts.com

taleshen.ir/

گردآوری از : http://kados2.blogfa.com

صنایع دستی تالشان (جوراب‌بافی)

جوراب‌بافی:

 این هنر در تمام نقاط تالش رواج دارد و زنان به طور فصلی در روستاهای اطراف به کار جوراب بافی توسط میل‌های ساده‌ی بافتنی ، کاموا و پشم مشغول هستند. گاهی اوقات در حین کار و گاهی بعد از اتمام کار نقش و نگارهایی توسط همان نخ‌های رنگی کاموا بر روی کار می‌اندازند. این تولیدات بیش‌تر جنبه‌ی خودمصرفی دارد و فروش آن گاهی در فصل تابستان و آمدن مسافران به این منطقه است. بافت جوراب پشمی از صنایع رایج در مناطق کوهستانی است که بدلیل سردی هوای این مناطق کماکان رونق دارد. زنان روستایی در روزهای گرم تابستان در حیاط خانه دور هم جمع می شوند و به بافت جورابها می پردازند. در زمستان این فعالیت در اتاقهای گرم خانه انجام می شود. بافت این پوشاک علاوه بر اینکه یک سرگرمی تلقی می شود، منبع درآمدی برای خانواده نیز، به حساب می آید. این جورابها هم به صورت ساق کوتاه و هم به صورت ساق بلند بافته می شوند.


 لازم به ذکر است که برای رنگ کردن نخ و پشمهای بدست آمده ،برگهای درخت ملال mәlāl  ( = لرگ + کوچی ) را میان چالة آبی می ریزند و تا چند روز همان جا می گذارند تا بماند و حالت پوسیده پیدا کند. از این طریق مایعی غلیظ و سیاه رنگ به دست می آید که برای تقویت رنگ مشکی از آن استفاده می کنند. برای رنگ کردن ابتدا مایع سیاه را با آب مخلوط می کنند و در دیگ می ریزند تا بجوشد. بعد پشم های کلاف شده را در آب جوش می ریزند و هرچند وقت یکبار به هم می زنند تا زیر و رو شود و رنگ و به تمام قسمت های پشم برسد و یکدست شود. بعد از اتمام کار، کلاف های رنگ شده را با آب سرد می شویند و دو الی سه روز در هوای آزاد آویزان می کنند تا کاملاً خشک شود. وقتی پشم ها خشک شد، نخ های رنگی را گلوله می کنند تا بتوانند به راحتی و بدون گره خوردن از آنها استفاده کنند.

دستبافته های پشمی زنان تالش در محیط خانه بسیار متنوع اند. در میان آن ها جوراب، دستکش و شال گردن متداول تر از سایر انواع می باشند. این دستبافته های پشمی  مخصوصاً جوراب، با چنان زیبائی و ظرافتی تهیه می شوند که بدون تردید می توان آن ها را در شمار برجسته ترین صنایع دستی تالش قرار داد. نقش های سنتی جالب با رنگ های زنده و قشنگ بر روی دستبافت های ظریف دوستداران هنر را مجذوب می سازد.

 لطف و زیبایی جوراب های دستبافت مردمان تالش بیشتر مدیون نقش های جالب و سنتی آنهاست.برای زنان پیر، بافت این پوشاکها پاسخی به نیاز احساسی آنهاست، احساس مفید بودن در واپسین سال های زندگی، درعین حال وسیلة مفید و جالبی برای سرگرمی و وقت کُشی. آنها با صبر و حوصله زیاد رموز بافتن نقش و نگارهای گوناگون را به دختران جوان می آموزند و در این راستا باید گفت که زنان پیر ازدیر زمان تاکنون عامل بقای این هنر دستی و نقشهای سنتی آن بوده اندکه بافت پوشاک های پشمی و نخی را عملاً به نسل بعدی منتقل می سازند. تا زمان حاضر تقریباً هیچ طرح  و نوشته ای در مورد  نقش های متنوع این دستبافته ها وجود نداشته و آموزش از طریق عملی و به اصطلاح سینه به سینه انجام گرفته است. نقش ها و تصاویری که در حال حاضر بر روی جوراب ها و خورجین ها و سایر دستبافته های مردمان تالش دیده می شود یادآور نقشها و تصاویر کهن این سرزمین است. با اندکی دقت می توان انواع گوناگونی ازنقش ها و تصاویر سنتی را بر  روی دستبافته های امروز پیدا کرد، مثلاً نقش های هندسی، شانه ای، شاخه های سرخسی، صلیبی و انواع دیگر از نقش ها و تصاویری که بر روی دستبافته های مردمان تالش مشاهده می شود عیناً یا با اندکی اختلاف از نقش ها و تصاویر کهن تقلید شده است.

آنان که با  هنر زنان تالش آشنایی دارند می دانند که جوراب های دستباف زنان تالش چه قدر زیباست.  جوراب را در زبان تالشی گورَوِه gurave  و گورِوِه gureve می گویند. جوراب های دستباف زنان تالش نیز خود با توجه به نوع نخ مورد استفاده به دو گروه تقسیم می شوند. ریسَه گورَوِه  risa gurave یعنی جورابی با نخ پشمی و کَنفا گورَوِه kanfa gurave  یعنی جوراب کاموایی . هر جوراب دارای بند بلندی از جنس نخ استفاده شده می باشد که با ساق پا پیچانده می شود تا جوراب محکم در پا بماند و در نیاید.

گذشته از اصطلاحات موجود در جوراب بافی سنتی تالشان لازم به ذکر است که این جوراب های زیبا دارای نقش و نگارهای زیاد و زیبایی اند. از جمله این نقش و نگارها می توان به تک t,k -صَندوقَه پاچَه sanduqa pacha – کون بَه کَشَه  kun ba kasha – سیفَه چیزَه sifa chiza – مرفَ نما m,rfa n,ma -هَشبَرَه نما  hashbara n,ma – کِرمَک  kermak – مبارَکبا m,barakba و… اشاره نمود.

گردآوری از رمضان نیک نهاد با بهره گیری از وبسایتهای جناب عبدلی ، جناب آزموده

گردآوری از : http://kados2.blogfa.com

پرورش کرم ابریشم دربین مردم تالش

شغل اصلی مردم تالش کشاورزی و دامداری و صید ماهی و زنبورداری و پرورش کرم ابریشماست . برای برزسی پرورش کرم ابریشم نگاهی اجمالی داریم برصنعت کرم ابریشم که علاوه بر مردم تالش و گیلک بسیاری از مردم سایر نقاط استانهای ایران وبرخی کشورهای آسیایی به ویژه چین وکره، ژاپن رونق فراوان دارد . اگر چه در طی سالها ابریشم بتدریج در سایر مناطق کشور نيز توليد شد و در حال حاضر 11 استان در زمينه نوغانداری فعاليت دارند، اما گيلان همچنان محل اصلی توليد پيله کرم ابریشم در کشور است و 60 درصد پيله کشور در این استان توليد میشود.اما در طی چند سال اخیر به دلیل مشکلاتی که در کشور گریبانگیر بخش تولیدات کشاورزی شده است متاسفانه بیم آن می رود که این صنعت زفته رفته رو به نابودی رود .

در زبان تالشی به کرم ابریشم ، کَج  وبه ابریشم تولیدی اَورشم وبه محل نگه داری تلِوار یا تلِبار و به  در خت توت ، توئَه دار و به برگ توت ، توئَه لیو و به قرار دادن شاخه و کلش برای پیله بستن ، خال  نوئِه و به پیله آن گوئَه می گویند 

6

 

كرم ابريشم توت ( bombyx mori ) حشره اي است با دگرديسي (استحاله) كامل و ‌داراي چهار مرحله زندگي تخم، لارو، شفيره و پروانه بوده كه تنها درمرحله دوم يــــا لاروي ازبرگ توت تغذيه كرده ودرپايان اين مرحله كه عموما“ 25 تا 30 روز بطول مي انجامد با تنيدن تـــار،‌ توليد پيله ابريشمـــي مـي كند. دوره لاروي كرم ابريشم داراي پنج مرحله تغذيه است كه به هر مرحله آن يك ” سن ” مي گويند. سنين 1 ، 2 و 3 ، كرم جوان و سنين 4 و 5 كرم بالغ ناميده مي شود. كرم در فاصله هر دو سن داراي يك مرحله پوست اندازي است كه به آن خواب كرم گفته       مي شود. كرم ابريشم را مي توان از نظر نسل به تك نسله،‌ دونسله و چند نسله، از نظر خواب به سه خوابه و چهارخوابه، ازنظر مبداء جغرافيائي به نژادهاي ژاپني،‌ چيني، اروپائي و … دسته بندي كرد. عموما“ غالب تخم نوغان هايي كه امروزه دردنيا مصرف مي شوند منشاء چيني و ژاپني داشته و حاصل هيبريداسيون يا آميخته گري ازاين دو نژاد مي باشند. اگرچه برخي ديگر از گونه هاي كرم ابريشم نيز توليد تارهاي ابريشمي مي كنند كه به ابريشم موگا، ابريشم تازار، ابريشم اري و… معروفعند اما ابريشم حاصل از كرم ابريشم توت از حيث كميت و كيفيت بر آنها داراي   برتري هاي بسيار است و از اين رو به طور غالب در دنيا به توليد آن مبادرت ميگردد.


  توليد اصلي فرآيند نوغانداري، پيله ابريشمي است كه از آن الياف ابريشمي استحصال مي گردد. از ميان تمامي تارهاي منسوجات، ابريشم به دليل ويژگي هاي خاص خود ازجمله سبكي، ‌نرمي، ‌مقاومت درنــوسانات گرمايي،   رنگ پذيري، ‌جاذب الرطوبه بودن، عايق پذيري الكتريكي وبه طوركلي لطافت، ظرافت ودوام،‌ جايگاه ويژه و ممتازي را به خود اختصاص داده است و به همين سبب، در دنياي منسوجات، ابريشم را ملكه منسوجات مي نامند.
     ابــريشـــم به عنوان ماده اوليه در توليد محصولاتي مانند فرش، پارچه، ‌پيراهن، شال گردن، آويزهاي ديواري و تزئينات داخلي منزل … استفاده مي شود. علاوه برآن درساخت چتر نجات، ‌تودوزي لاستيك، رگهاي مصنوعي، نخ جراحي، مواد عايق الكتريكي و… نيز مصرف مي گردد.

    لازم به توضيح است مي توان از فضولات پرورش كرم ابريشم به عنوان كود آلي درجهت بهبود وضعيت فيزيكي و حاصلخيزي خاك نيز استفاده كرد.

کرم ابریشم بیش ازچهار هزارسال توسط مردم پرورش داده می شد این کارنخستین بار در چین در حدود 2600 سال قبل از میلاد مسیح آغازشد چینی ها رازتهیه ابریشم را سالها مخفی نگه داشتند ودر اروپا و خاورمیانه تجارت می کردند. اماسرانجام به دست آوردن ابریشم از طریق کرم ابریشم توسط مردم دیگرکشورها یاد گرفته شداخیرا یاد گرفته ایم ازمواد مصنوعی موادی شبیه به ابریشم بسازیم اما تقاضا برای ابریشم طبیعی هنوزبالاست وکرم های ابریشم به خاطر تولید نخهای ابریشمی به کاربرده می شوند.عمل پروراندن کرم ابریشم نوغانداری نامیده می شود یک کرم بالغ طول قدش به پنج تا هفت سانتی مترمی رسد او یک کارگرشگفت انگیز است فقط در طی چند روز یک کرم ابریشم تنها پیله ای می تند که می تواند ششصد متر نخ ابریشم ازآن برداشت کرد اما بازبه بیست و پنج هزارپیله نیاز است تا نیم کیلونخ ابریشم خام تولیدشود

.امروزه بیشترنخ ابریشم به وسیله چین وهندوستان تولید می شود

هرسال60000 تن ابریشم خام تولید می شود و تبدیل به پیراهن – لباس – روتختی – پرده و دیگر فراورده ها می شود .این یک صنعت بزرگ است مخصوصا در چین ده میلیون کشاورزچینی کرم ابریشم پرورش می دهند .

دردنیاانواع مختلفی ازکرم ابریشم برای تولید ابریشم مورداستفاده قرارمی گیردحتی نوعی از کرم ابریشم پیله را با همکاری کرم دیگری می تند و نخ دولایه تولید می کنند.اگر چه نخهای مصنوعی مانند نایلون و پولیستر وجود دارند که محکمتر وارزان تر از ابریشم هستند و قیمت آنها پایین تر است اماابریشم به یک کالای تجملی تبد یل شده است و هنوز مورد تقاضا است زیرا در نگاه و احساس عالی است.

   نوغانداري يا پرورش كرم ابريشم از فعاليتهاي قديمي و جانبي بخش كشاورزي است كه در كنار ساير فعاليتهاي  اصلي كشاورزي هر منطقه به توليد پيله ابريشمي به عنوان يك محصول با ارزش جهاني مبادرت مي نمايد. اين حرفه پايه توليد فرآورده هاي متنوع ابريشمي از قبيل روسري، شال، البسه محلي، چادر شب …. بوده و از جمله فعاليتهايي است كه با ايجاد انگيزه اقتصادي، بخش قابل توجهي از نيروي كار فعال و راكد روستائيان مي توانند به آساني به آن مبادرت ورزند و بدينوسيله در آمد نسبتاً خوبي همراه با ارزش افزوده مناسب عايد خانوار روستايي گردد.
سادگي و رواني مطالب مجموعه حاضر به عنوان راهنماي عملي پرورش كرم ابريشم از يك سو و تقاضاي فراوان علاقه مندان حرفه نوغانداري از سوي ديگر، شركت سهامي پرورش كرم ابريشم ايران را به عنوان تنها متولي نوغانداري كشور بر آن داشته است تا نسبت به چاپ و توزيع گسترده تر آن به علاقه مندان اقدام نمايد.

مراحل پرورش کرم ابریشم :

تفريخ تخم نوغان:

     به مجموعه عملياتي كه طي آن تخم نوغان هاي زنده در شرايط محيطي مناسب قرار گرفته و جنين آن به طور طبيعي رشد نموده و به صورت لارو از پوسته تخم خارج مي گردند تفريخ مي گويند. اين مرحله يكي از مراحل مهم و پر اهميت در پرورش كرم ابريشم مي باشد، زيرا به توسعه مناسب جنيني و خروج به موقع و يكنواخت لاروها در زمان تعيين شده كمك مي نمايد، بديهي است با انجام مناسب عمليات تفريخ لاروهاي قوي بنيه توليد مي گردند كه اين خود به ميزان قابل توجه اي بر كيفيت و كميت پيله توليدي موثر خواهد بود. براي رسيدن به اين هدف مطلوب است از اتاقهاي تفريخ استفاده گردد.اين اتاق ها مي توانند به هر شكل و اندازه هاي متناسب با حجم كار انتخاب و در آنها شرايط محيطي لازم فراهم آيد. در اين اتاق ها براي تامين حرارت، رطوبت و نور لازم، مي توان از دستگاههاي اتوماتيك تامين كننده حرارت، رطوبت و نور استفاده نمود و در صورت عدم دسترسي به اين گونه وسايل  مي توان با استفاده از چراغهاي معمولي توليد كننده حرارت (بخاري) براي تامين حرارت و با قرار دادن ظرف آب روي آن براي توليد رطوبت و نصب تعدادي لامپهاي فلورسنت (مهتابي) براي توليد نور به اين هدف دست يافت از ديگر شرايطي كه اتاقهاي تفريخ بايد داشته باشند، امكان تامين تاريكي و جلوگيري از حمله آفات و مورچه ها است.


     لازم به توضيح است شروع مرحله تفريخ مي بايست با زمان جوانه زني درختان توت و وضعيت آب و هوايي محل پرورش متناسب باشد.
    براي اينكه تفريخ به خوبي انجام شود بهتر است كه تخم نوغان پس از دريافت از مراكز مجاز بلافاصله به اتاق تفريخ منتقل شده و در داخل جعبه هاي تفريخ به طور يكنواخت ريخته شوند. بهتر است اين جعبه ها به صورت چارچوبي كه كف آنها به وسيله پارچه لطيف و نازك، ترجيحا مشكي رنگي پوشانده شده است تهيه گردند. در صورت عدم تهيه جعبه تفريخ مي توان از جعبه هاي مقوايي (به عنوان مثال جعبه شيريني استفاده نشده) براي انجام عمل تفريخ استفاده نمود . توصيه مي شود به علت كمبود فضاي مناسب جعبه تخم نوغان، از اين جعبه ها براي انجام عمليات تفريخ استفاده نگردد.

شرايط محيطي لازم براي عمليات تفريخ عبارتند از : 

الف- حرارت:

     حرارت مناسب براي سه روز اول تفريخ 15 درجه سانتي گراد مي باشد. سپس تخم نوغان ها در حرارت 18 الي 20 درجه به مدت 1 روز حرارت نگهداري مي شوند و پس از آن مطلوب است تا خروج لاروها از تخم در حرارت 25 درجه نگهداري شوند.
ب- رطوبت:

     رطوبت نيز يكي از عوامل موثر در عمليات تفريخ و توليد لارو قوي بوده و لازم است رطوبت اتاق تفريخ بين 75 تا 85 درصد(در روزهاي ابتدايي 75 تا 80 و در روزهاي پاياني 80 تا 85 درصد) باشد. ميزان رطوبت كمتر موجب مي شود تخمها به راحتي آب خود را از دست داده و تعداد تخمهاي مرده افزايش يابد. از طرف ديگر افزايش بيش از حد رطوبت( بيش از 90 درصد) باعث توليد لاروهاي ضعيف مي گردد. 
     بهتر است به منظور كنترل صحيح حرارت و رطوبت از تعدادي حرارت سنج و رطوبت سنج در داخل اتاق تفريخ استفاده شود. 

ج- نور:

    نور در مراحل  اوليه  تفريخ تا مرحله لكه چشمي (قبل از مرحله آبي شدن) موجب تسريع رشد و نمو جنين خواهد شد اما همزمان با آبي شدن(روشن شدن) تخمها، تاريكي كامل باعث همزماني رشد لاروها و خروج يكنواخت آنها   مي شود. به همين دليل لازم است در تمامي دوران تفريخ روزانه به مدت 16 ساعت از روشنايي كامل و 8 ساعت تاريكي استفاده گردد. براي توليد روشنايي مي توان از لامپهاي فلورسنت( مهتابي ) استفاده نمود .لازم است از روز دوازدهم شروع تفريخ، تخمها مرتباً مورد بازديد قرار گرفته و زماني كه مشاهده شد رنگ آنها از تيره به روشن تغيير يافته است، روشنايي داخل  اتاق را قطع كرده و تا زمان خروج كامل كرمها در تاريكي مطلق نگه داشته شوند. حتي در زماني كه براي كنترل حرارت و رطوبت به داخل اتاق تردد مي گردد از چراغ قوه اي كه شيشه آن به رنگ قرمز است استفاده مي شود.

د: تهويه:

     تخم نوغان، خصوصا در مراحل انتهايي دوره تفريخ، مقاومت كمتري در برابر افزايش دي اكسيدكربن محيط نشان مي دهد، بنابر اين لازم است هواي تازه به طور مداوم بخصوص مراحل پاياني تفريخ در اختيار آنها قرار گيرد.

شروع پرورش كرم ابريشم:

    پس از پايان يافتن عمليات تفريخ و خروج كرمها از تخم، تخم نوغان هاي تازه تفريخ شده به محل پرورش منتقل شده و لازم است موارد ذيل به عنوان مرحله شروع پرورش انجام گردد.
–  يك روز قبل از شروع  پرورش، محل پرورش را كاملا آماده نموده و شرايط محيطي لازم از نظر دما رطوبت ونيز امكانات لازم مهيا مي شود. 
–  جعبه هاي تفريخ اعم از جعبه هاي طراحي شده و يا جعبه هاي شيريني كه براي تفريخ مورد استفاده قرار گرفته اند را پس از بيرون آمدن لاروها، به اتاق پرورش منتقل نموده و به آرامي روي بسترهاي پرورشي قرار ميدهيم و سپس پوشش روي جعبه ها را برمي داريم.
–  قبل از تغذيه با مواد ضدعفوني كننده اي مثل مخلوط 5 درصد پودر فرمالدئيد و 95 درصد پودر آهك مرده و يا به وسيله پودر آهك مرده، سطح بدن لاروها، با استفاده از پارچه هاي توري نازك به طور يكنواخت ضدعفوني مي گردند.

–  به منظور انجام عمليات برگدهي لازم است برگها را خرد كرده و به طور يكنواخت در اختيار لاروها گذاشته شود.
–  پس از برگدهي جهت حفظ رطوبت و جلوگيري از خشك شدن برگها بهتر است بستر پرورش با كاغذهاي پارافيني(مومي) پوشانده شود.
–  حدود 2 ساعت پس از برگ دهي و زماني كه اطمينان حاصل شد كه كرمهاي تفريخ شده به برگ چسبيده اند برگها همراه با كرمها از داخل جعبه تفريخ به روي بستر پرورش منتقل مي شوند. بايد دقت كرد كه هنگام انتقال صدمه اي به كرمها وارد نيايد.
–  مساحت مطلوبي با توجه به ميزان و تراكم لاروها در سيني پرورش در نظر گرفته مي شود، بايد توجه داشت كه در اين سطح تمامي كرمها به طور يكنواخت قرار گرفته و از تراكم كرم در يك نقطه جلوگيري به عمل    مي آيد.
–   بايد توجه داشت كه جثه كرم ابريشم در سنين جواني به خصوص سن اول و دوم و اوايل سن سوم بسيار ظريف و آسيب پذير است و براي جابجايي آن نبايد از دست استفاده كرد و براي اين كار لازم است تعدادي پر مرغ تميز در اختيار داشته باشيم تا بوسيله آن جابجايي لاروها صورت پذيرد.
      به كليه عمليات اشاره شده مرحله شروع پرورش گفته مي شود. پس از آن پرورش كرم جوان و كرم بالغ انجام     مي شود.

  
پرورش كرم جوان :

     سه سن اول لاروي در دوره زندگي كرم ابريشم، كرم جوان ناميده مي شود. كيفيت پرورش كرم جوان به ميزان قابل توجه اي در موفقيت پرورش كرم بالغ و بالطبع در كميت و كيفيت پيله هاي توليدي موثر مي باشد. بايد كوشيد با توجه به رشد سريع لارو و حساسيت آن به شرايط مطلوب محيطي، مناسب ترين شرايط حرارتي، رطوبتي، تغذيه اي و بهداشتي براي آن فراهم گردد (به جدول الگويي پرورش كرم جوان مراجعه شود). بنابراين لازم است اتاق پرورش كرم جوان از نظر حرارت، رطوبت، تهويه قابل كنترل باشد. بدين منظور مطلوب است تعدادي حرارت سنج و رطوبت سنج در نقاط مختلف اتاق پرورش نصب گردد.
     بستر پرورش كرم جوان معروف به سيني پرورش، مي تواند ازجنس چوب يا فلز و در ابعاذ مختلف تهيه شود كه بسته به حجم پرورش و سطح بستر مورد نياز و در مقاطع مختلف و متناسب با ميزان رشد كرم مورد استفاده قرار   مي گيرد.
     برگ توت در تغذيه و تامين سلامتي كرمهاي جوان، بسيار موثر مي باشد، بنابراين لازم است در انتخاب نوع برگ و برداشت به موقع آنها دقت لازم به عمل آيد. ضروري است برگهاي مورد استفاده براي دوره كرم جوان لطيف، تازه و پرآب و سرشار از مواد مغذي باشد. براي پرورش كرم جوان برگهاي قسمت انتهاي شاخه ها(غير از غنچه ها) استفاده مي شوند و بهتر است براي سن اول از اولين تا سومين برگ، براي سن دوم از اولين تا پنجمين برگ و براي سن سوم از اولين تا هفتمين برگ، برداشت شود. بايد توجه داشت كه اولين برگ راس شاخه، برگي است كه از همه برگهاي انتهايي شاخه بزرگتر باشد. بنابراين نبايد از برگهايي كه به صورت جوانه بوده و هنوز كاملاً باز نشده است استفاده نمود. بهترين وسيله براي حمل برگ از محل چيدن تا اتاق پرورش سبدهاي پلاستيكي بزرگ است كه مانع فشردگي برگها و آسيب به آنها مي شود. برگ مورد تغذيه كرمهاي جوان بايد خرد شود. اندازه اين برشها در سنين 1 ، 2 و3 كرم با توجه به قدرت كرم براي جويدن برگ انتخاب شده و ضروري است كه اين اندازه ها رعايت شوند. براي خرد كردن برگ مي توان از كارد تيز آشپزخانه و يك صفحه چوبي استفاده نمود. براي اينكه برگها هنگام برش له نشود بهتر است دقت بيشتري در برشها به عمل آيد. چون برگ مورد تغذيه سنين 1 و 2 و 3 خرد مي شود و اين گونه برگها قدرت نگهداري رطوبت خود را در اثر برش از دست مي دهند لازم است به منظور حفظ رطوبت آنها و جلوگيري از پژمردگي، پس از اتمام برگدهي روي بستر با استفاده از كاغذ پارافيني(مومي) پوشانيده گردد.
     به دليل حساسيت كرم هاي جوان به عوامل بيماريزا و به منظور پيشگيري از شيوع بيماري، مطلوب است ضدعفوني بدن لاروها هر صبح و يا حداق يك روز در ميان بويژه پس از پوست اندازي كرمها در ابتداي هر سن، پيش از عمليات برگدهي به وسيله پودر ضدعفوني كننده انجام گيرد. لازم به تذكر است كه در زمان خواب كرمها از ضدعفوني بدن آنها اكيدا خودداري گردد.

پرورش كرم بالغ :

     به سنين 4 و 5 دوره زندگي كرم ابريشم، كرم بالغ گفته مي شود. با توجه به بزرگ شدن جثه و اندازه كرمها بالطبع نياز به سطوح وسيعتر براي ادامه عمليات پرورش، بهتر است پس از پايان پرورش كرم جوان، لاروهاي ابتداي سن چهارم به سالن كرم بالغ منتقل شوند. مناسبترين سالنها يا تلنبارهاي پرورش كرم بالغ، تلنبارهاي نيمه صنعتي مي باشند. در اين نوع تلنبارها، بسترهاي پرورشي به صورت دو يا سه طبقه در طول سالن و به عرض 5/1 متر ساخته مي شوند. اسكلت بسترها مي تواند از آهن يا چوب انتخاب شده و كف بسترها هم بوسيله توري فلزي پوشانده مي شود. مزيت اين روش اين است كه مي توان از فضاي داخل سالن براي افزايش سطح بستر استفاده نمود. براي اينكه امكان كار كردن در داخل طبقات فراهم شود بهتر است ارتفاع اولين طبقه از سطح زمين را 20 سانتي متر، فاصله طبقه اول از طبقه دوم را 80 سانتي متر و فاصله طبقه دوم با سوم را 50 سانتيمتر در نظر گرفت. همچنين مي توان از سالنهاي مزبور در فصول غير از پرورش نيز استفاده كرد.


     به علت حساسيت كرمهاي بالغ به شرايط نامناسب تهويه، حرارت و رطوبت زياد، رعايت ميزان حرارت و رطوبت مندرج در جدول الگويي پرورش كرم بالغ و تهويه به موقع سالن به ميزان قابل توجه اي در سلامت كرمها و افزايش محصول موثرخواهد بود. برگهاي آبدار و تازه رشد كرده براي تغذيه كرم بالغ مناسب نمي باشند. بنابراين لازم است از برگ شاخه هاي پايين تر درخت كه رشد كافي كرده اند استفاده نمود. ضمن اينكه در اين دوره نيازي به خرد كردن برگ نبوده و مي توان برگ را همراه با شاخه روي بستر كرم قرار داد. به منظور پيشگيري از فشردگي برگها روي بستر، تغذيه مطلوبتر كرمها و تهويه مناسب، توصيه مي شود شاخه ها را يكي در ميان و به صورت سر و ته روي بستر گذاشته شود، بهتر است در دفعات بعدي برگدهي جهت قرار دادن شاخه ها عكس دفعه قبل باشد تا با ايجاد شبكه اهداف مذكور تامين گردد.

     برخي نكات مهم در پرورش كرم ابريشم: 

1-  تغذيه :

–  از تغذيه كرمها با برگهاي خيس، باران خورده، شبنم دار، خاك آلوده، پژمرده و خشبي بايد قويا خودداري گردد.
– بايد مطمئن بود كه هنگام برداشت برگ ، درختان ميوه مجاور اين درختان سمپاشي نشده باشند زيرا در صورت انجام سمپاشي، احتمال اينكه ذرات سم بوسيله باد روي برگ درختان توت نيز منتقل شده باشد، وجود دارد.تغذيه كرمها با برگهاي آلوده به سم موجب نابودي آنها مي شود. بنابراين در صورت مشكوك بودن مي توان ابتدا تعداد كمي از كرمها را در محل جداگانه اي بوسيله برگ چيده شده مشكوك تغذيه نمود. چنانچه برگها آلوده به سم باشند كمتر از 2 ساعت پس از تغذيه، كرمها بي تاب شده، سر خود را به اطراف حركت داده و مايع سبز رنگي از دهان آنها خارج مي شود. در اين حالت بايد كليه برگهاي آلوده و كرمهاي مسموم شده را از محيط پرورش دور ساخت. 
–  لازم است برداشت برگ، صبح زود و يا عصر هر روز انجام شود و از برداشت آن در زمان آفتاب شديد اجتناب گردد زيرا برداشت برگ در اين زمان باعث خشكيدگي برگها شده و افزايش گرماي برگها موجب تخمير و ترشيدگي آنها مي گردد.
–  مطلوب است عمليات برداشت برگ طوري انجام شود كه هميشه به  اندازه يك وعده برگ براي تغذيه كرمها ( به ويژه براي سنين 4 و 5 ) ذخيره شده باشد. به گونه اي كه برگهاي چيده شده درعصرها براي اولين وهله برگ دهي روز بعد و برگ چيده شده صبح براي وهله هاي ديگر برگ دهي روزانه استفاده گردد. اتاق ذخيره بايد محلي خنك و تاريك بوده و قابليت تهويه را نيز داشته باشد. ضمناً به منظور حفظ رطوبت برگها، پس از پهن كردن آنها بهتر است روي برگ بوسيله پارچه تميز نمداري پوشانيده شود.
– ضروري است برگ دهي چه به صورت خرد شده در سنين كرم جوان و چه به صورت برگ كامل همراه با شاخه در دوره بالغ، به صورت يكنواخت در بستر كرم انجام شود تا كليه كرمها از ميزان كافي برگ برخوردار شده و ضمن تغذيه لازم به طور هماهنگ رشد نمايند.

2-  خواب كرم : 

     كرمهاي ابريشم در فاصله سنين يك تا پنج، داراي چهار مرحله پوست اندازي هستند كه به هر مرحله        پوست اندازي اصطلاحا خواب كرم گفته مي شود. علائم پوست اندازي عبارتند از:كاهش تغذيه، كاهش تحرك، متورم شدن ناحيه سينه اي، چسبيدن روي يك نقطه در روي بستر پرورش، قرار گرفتن لارو با حالت زاويه دار و شفاف شدن پوست لارو.
رعايت نكات زير در زمان خواب كرم الزامي است:
      به دليل عدم يكنواختي كامل كرمها در زمان خواب و به منظور جلوگيري از تراكم برگ باقي مانده در بستر، ميزان آخرين وهله برگ دهي قبل از خواب هر سن كمتر از وهله هاي قبلي است. 
     مطلوب است با مشاهده علائم خواب كامل كرمها، بستر پرورش به وسيله پودر آهك مرده آهك پاشي گردد. اهداف مورد نظر از اين عمليات عبارتند از: 1- كاهش رطوبت بستر 2- خشك شدن برگ هاي باقيمانده در بستر 3- كاهش فعاليت عوامل بيماريزا.
     براي تميز كردن بستر پرورش، مي توان از توريهاي پلاستيكي استفاده نمود. بديهي است اندازه چشمه توري ها براي استفاده در دوره كرم جوان كوچكتر و براي دوره كرم بالغ بزرگتر مي باشد. همچنين در دوره كرم بالغ كه كرمها با شاخه تغذيه مي شوند مي توان با برداشتن شاخه ها سطح زيرين آنرا تميز كرده و مجدداً شاخه را روي بستر تميز شده قرار داد.
     نكته مهمي كه بايد در مورد تميز كردن بستر يادآوري نمود آن است كه در مراحل مختلف  اين عمليات بويژه در دوره كرم جوان كه لاروها ريز بوده و امكان مشاهده آنها اندكي مشكل است، بايد توجه كافي نمود تا از دور ريختن احتمالي لاروها و يا آسيب هاي وارده به آنها اجتناب گردد.
     نكته ديگر اينكه چون تميز كردن بستر به ويژه در سنين 4 و 5 ، نيروي انساني قابل ملاحظه اي نياز دارد بهتر است در اين خصوص برنامه ريزي لازم صورت پذيرد تا عمليات تميز كردن بستر و سپس تغذيه لاروها به موقع انجام شوند.

3-  افزايش سطح بستر و يكنواخت كردن كرمها در بستر :
     همراه با تغذيه و افزايش سن لاروها جثه آنها بزرگتر شده و نياز به سطح بستر بيشتري دارند. لذا به طوري كه در جداول الگويي نيز منعكس گرديده در مواقع لزوم بايد به گسترش سطح بستر آنها اقدام نمود. افزايش به موقع سطح بستر پرورش و فراهم كردن بستر مناسب تاثير بسيار زيادي بر كميت و كيفيت محصول توليدي داشته و در پيشگيري از شيوع بيماريهاي مختلف به خصوص بيماري گراسري مؤثرمي باشد.
     عمل گسترش بستر قبل از هر خواب تا دو برابر سطح اوليه و پس از پوست اندازي به اندازه مورد نياز ضروري است. نكته اي كه لازم است مورد توجه قرار گيرد آن است كه در تمامي مراحل پرورش اعم از تغذيه و گسترش بستر از تراكم كرمها در يك نقطه اجتناب كرده  و سعي شود كرمها به طور يكنواخت در سطح بستر پراكنده شوند. ضروري است به منظور جلوگيري از وارد آمدن هرگونه صدمه به لاروها، جابجايي آنها در سنين جواني به وسيله دست انجام نشده و از وسايلي مانند پر مرغ استفاده گردد.

4-  رعايت بهداشت محيط پرورش و ضدعفوني:
     با توجه به اينكه بيماري هاي كرم ابريشم قابل درمان نيست، براي پيشگيري خسارات حاصل از بيماريها و آفات لازم است اتاق تفريخ، اماكن پرورشي و كليه وسايل مورد نياز در تفريخ و پرورش به شرح ذيل ضدعفوني شوند:
1- محلول 2 درصد فرمالين: زمان استفاده از اين محلول 4 روز قبل از شروع عمليات پرورش و يا تفريخ است. محلول شامل يك ليتر فرمالين(37 درصد) و 17 ليتر آب ميباشد.براي تاثير بهتر اين محلول لازم است كه محيط گرم بوده(20 تا 25 درجه سانتي گراد) و كليه منافذ ورود و خروج هوا گرفته شود. 48 ساعت قبل از شروع عمليات، كليه دربها و پنجره ها را باز نموده تا گاز حاصل از محيط خارج شود.از اين محلول براي هر متر مربع به ميزان يك ليتر استفاده مي شود.
2- محلول 1درصد كلر: زمان استفاده از اين محلول يك روز قبل از شروع پرورش و يا تفريخ است. محلول شامل 20گرم كلر تجارتي و يك ليتر آب ميباشد. در تلمبارهاي سنتي اين محلول كاربرد راحت تري دارد. 
3- پودر كلر و آهك: اين پودر به صورت روزانه در محل وروديهاي سالن پرورشي استفاده ميشود و مخلوط شامل 950گرم آهك كشته و 50گرم كلر است.
     به دليل فراواني ميكروارگانيسم هاي بيماري زا در كرم ابريشم و احتمال ابتلاء به بيماريهاي مختلف، بايد در ضدعفوني كردن بستر پرورش و رعايت نكات بهداشتي محيط پرورش دقت فراواني نمود. براي ضد عفوني         مي توان از پودرهاي ضدعفوني كننده معرفي شده (95 درصد پارافرمالدئيد و 5 درصد آهك) استفاده نمود. پودر را در پارچه نازكي ريخته و با تكان دادن پارچه محتوي پودر روي كرمها، عمل ضدعفوني را انجام داد. عمل ضدعفوني صبحها و قبل از پوست اندازي كرمها و قبل از اولين برگ دهي انجام مي شود. البته در صورت اشاعه بيماري بايد دفعات ضدعفوني افزايش يابد.
     معمولاً پس از هر وعده تغذيه كرمها، مقاديري ضايعات تغذيه در راهروهاي تلنبار و حواشي بستر ريخته مي شود كه بايد بلافاصله بدون ايجاد گرد و غبار نسبت به جاروي محيط پرورش و خارج كردن ضايعات اقدام و در صورت امكان با استفاده از محلول كلر يا ديگر مواد ضدعفوني كننده، ضدعفوني شوند. ضمن اينكه هنگام ورود به داخل تلنبار بايد كفشها تعويض شوند به همين دليل وجود تعدادي دمپايي در داخل محيط پرورش براي تعويض كفشها ضروري است. اين اعمال موجبات ورود عوامل بيماريزا به داخل محيط پرورش را كاهش داده و از ابتلاء كرمها به بيماريها جلوگيري به عمل مي آورد.

 تنيدن پيله و برداشت آن:

     نشانه هاي آماده شدن كرم براي تنيدن پيله به قرار زير است :
1- كاهش تغذيه   2- تغيير بافت مدفوع  3- تغيير رنگ لارو( شفاف شدن)  4- ترشح مقدار زيادي ادرار   5  – كاهش حجم بدن 6- ترشح تارهاي ابريشمي  7- بالاگرفتن سر

    با بروز اين علائم بستر پرورش كاملا تميز شده و تغذيه لاروها به صورت تك برگ انجام مي شود. 
    در زمان تنيدن پيله مطلوب است محل پرورش از دماي 25 درجه سانتيگراد و 70 درصد رطوبت برخوردار باشد. حرارت و رطوبت كمتر و زيادتر از حدود فوق موجب كاهش پيله توليدي و بروز خسارت اقتصادي محصول مي گردد. ضروري است در دوره تنيدن پيله تهويه محيط پرورش به خوبي انجام گيرد، همچنين لازم است از جابجايي كرمها و دست زدن به آنها اجتناب كرد.


     براي تنيدن پيله از وسايل اختصاصي اين كار كه اصطلاحا مابوشي ناميده مي شود استفاده مي گردد. در صورتي كه وسايل مذكور در اختيار نباشد مي توان از كاه و كلش خرد نشده يا گياهان محلي خشك شده  در آفتاب كه داراي انشعاب زياد بوده و بوي زننده اي نداشته باشند استفاده نمود. وسايلي كه براي تنيدن پيله مورد استفاده قرار مي گيرند بايد ارزان و بادوام بوده و تعداد حفره هاي آنها زياد باشد تا كرمها به راحتي در آن حركت كرده و فضاي مناسبي براي تنيدن پيله وجود داشته باشد.

     دوره تنيدن پيله در شرايط محيطي مناسب 3 تا 4 روز به طول مي انجامد و لازم است در اين دوره نسبت به فراهم آوردن شرايط فوق و جمع آوري لاروهاي سرگردان(به پيله نرفته) اهتمام ورزيد. ضروري است نسبت به   جمع آوري كرمهاي مرده و بيمار و معدوم سازي آنها اقدام گردد.

     در صورت تامين شرايط محيطي مناسب، حدود هشت روز پس از آغاز تنيدن پيله، شفيره كامل شده و مي توان پيله ها را برداشت نمود. براي جلوگيري از كاهش رطوبت پيله كه موجب كاهش وزن آن مي شود بايد عمليات برداشت به موقع و سريع صورت گيرد. كرك گيري پيله ها و جداسازي كرمهاي مرده و پيله هاي پوست پيازي و نا مرغوب از محصول موجب افزايش ارزش آن هنگام فروش مي گردد.
توصيه مي گردد جهت حصول اطمينان از مناسب ترين زمان برداشت پيله و پيش از آغاز عمليات فوق، تعدادي پيله از قسمت هاي مختلف محل پرورش به صورت تصادفي انتخاب شده و شفيره هاي آنها مورد باز بيني قرار گيرد.

از : رمضان نیک نهاد

گردآوری از : http://kados2.blogfa.com

منابع مورد استفاده :

– كاشت، داشت و برداشت توتستان، ترجمه كارشناسان شركت سهامي پرورش كرم ابريشم، 1373، انتشارات وزارت جهاد كشاورزي 
– پرورش كرم ابريشم، ترجمه كارشناسان شركت سهامي پرورش كرم ابريشم، 1373، انتشارات وزارت جهاد كشاورزي 
– اصول نوغانداري، اسماعيل اعتباري،1369، موفق تهران، ناشر شركت ابريشم ايران
– آموزش نوغانداري، محمدرضا اقبالي،1382،انتشارات وزارت جهاد كشورزي

دو شاب پزی در تالش


تالش ها به درخت خرمالو، «اَربادار» و به میوه ی آن، «اَربا» و تک تک میوه های آن، «اَربا گلَه» و به مراسم رُب پزی آن «اَرباتیما» یا «دشاوَه تیما» و به رُب آن، «دشاو» یا همان دوشاب می گویند. دوشاب مایعی شیرین و به رنگ قهوه ای متمایل به قرمز می باشد که برای خوردن غذا از آن استفاده می کنند. حلوایی را که با مخلوط دوشاب و آرد درست می کنند را «دشاوییَه حَلوا» می گویند.

دوشاب جنبه ی طبی دارد و برای بعضی از دردهای گاوها و گوسفندها از آن استفاده می شود. به عنوان مثال برای درمان ریزش اشک دام ها به آن ها دوشاب خورانده می شود.

ضرب المثلی نیز درباره ی دوشاب وجود دارد که به ترتیب زیر است:

مَگَه شمَه دشاو ویبَه؟

ترجمه: مگر دوشاب شما ریخته است.


کاربرد: وقتی در گوشه ای از خانه یا مجلسی سر و صدای زیادی ایجاد شود به کار می رود.

چون می گویند در قدیم اگر دوشاب هنگام پختن در سر کوره و یا در کوره بر زمین می ریخت، مردم سر و صدای زیادی به خاطر دلسوزی و ناراحتی از حیف و میل شدن آن می کردند. لذا به همین جهت این ضرب المثل به وجود آمده است.

دوشاب را معمولاً در کوزه ی گلی سفالی  و یا شیشه ای «دشاوَه نوقولدون» می ریزند. مقیاس وزنی آن نیز بر حسب «چیری» می باشد. «چیری» یا «مرسَه چیری» به ظرف های کوزه ای مانندی می گویند که دارای دستگیره ای از جنس مسی می باشد و برای آوردن آب از آن استفاده می کنند و تقریباً هفت کیلو(یک من تالش) دوشاب را در خود جای می دهد. از این ظرف در دوشیدن شیر گاوها نیز استفاده می کنند که به زبان تالشی به آن «شتَه چیری» می گویند. وقتی در آندوشاب ریخته شود به آن «دشاوَه چیری» می گویند.


چگونگی مراسم دوشاب پزی به ترتیب زیر انجام می شود:

۱ ـ کورَه سازی ۲ ـ ایزمَه وواَری ۳ ـ اَربا چینی ۴ ـ اَربا کویی ۵ ـ راوَه گِری ۶ ـ تَشتَه پِنَه ای ۷ ـ کولَه ژَنی ۸ ـ زَردَه ویش ۹ ـ مَرجواَه گل ۱۰ ـ پلا گل ۱۱ ـ تَشتَه آگِری ۱۲ ـ تَشتَه آلیسی

ماده ی اولیه دوشاب که آبکی می باشد را در تشت مسی می ریزند و روی کوره داغ می کنند. این آب باید آنقدر بجوشدتا دو سوم آن بخار شود. یک سوم دیگر آن که باقی می ماند و قابل استفاده می باشد را دو شاب می گویند و از این جهت است که به رُب خرمالو دوشاب گفته می شود.

دوشاب پزی

۱ ـ کوره سازی:

یعنی ساختن کوره ای تنور مانند یا به اصطلاح تالشی «دشاوَه کورَه».

مراسم دوشاب پزی یا «اَرباتیما» معمولاً در اوایل آبان ماه آغاز  می شود و به مدت یک الی یک ماه و نیم ادامه دارد.

حدود بیست روز مانده به مراسم «اَرباتیما» ابتدا در گوشه ای از حیاط منزل زیر یک ساختمان موقت کپری کوتوم شکل، کوره ای را با گل و سنگ به شکل تنورهای نانوایی با وضع مستحکمی درست می کنند. از طرف زمین در دو طرف کوره ۲ سوراخ به اندازه های تقریبی یک سینی معمولی کوچک سوراخ های هواکش یا «واگِر» درست می کنند که ارتفاع این کوره ها از سطح زمین به اندازه ی تقریبی یک الی یک متر و نیم می باشد.

لازم به ذکر است که مراسم «اَربا تیما» به صورت دسته جمعی و شراکتی توسط ۳ الی چهار خانواده به اتفاق هم  آغاز می شود. بعد از ساختن کوره بلافاصله تا مدتی که کوره به طور کامل خشک شودف افراد به طور دسته جمعی شروع به آوردن هیزم می کنند. لازم به توضیح است که در «دشاوَه پِه ای» بیشترین هیزم مصرف می شود.

۲ ـ ایزمَه وواَری:

یعنی آوردن هیزم.

به این ترتیب کار آوردن هیزم به پایان می رسد و هیزم های تهیه شده را برای دوشاب پزی کنار کوره انبار می کنند.

۳ ـ اَربا چینی:

یعنی چیدن میوه ی خرمالو یا «اَربا گلَه».

بعد از ساختن کوره و آوردن هیزم و فراهم نمودن بقیه لوازم مورد نیاز برای مراسم دوشاب پزی، تعدادی از افراد که خواهان پخت دوشاب به صورت دسته جمعی و شراکتی می باشند به اتفاق هم و فرزندان شان و با بردن چند رأس اسب به انضمام تعداد ۱۰ الی ۱۲ سبد به جنگل می روند. سبد را از سرشاخه های تر و تازه درخت آلوچه ی ترش«ترشَه خَرو یا ترشَه اَرو» می تنند و به این سبد های بافته شده در زبان تالشی، «سَفَه» یا «اَربا سَفَه» می گویند.

بعد از رسیدن به جنگل، وقتی به درخت خرمالوی مرغوب رسیدند، سبدها را آماده می کنند و یک نفر به عنوان «اَرباچین» یک طناب بلند به اندازه ارتفاع درخت و یک داس با خود برمی دارد و بالای درخت می رود و شاخه های درخت خرمالو را که پر از میوه های ان می باشد را به صورت دسته ای می چیند و سپس با مهارت خاصی دسته ی آن را به سر طناب می بندد و ان را آهسته به طرف زمین روانه می کند. به زبان تالشی به آن دسته ی خرمالو، «اشتق» یا «اَربا اشتق» می گویند.

فرد «اَرباچین» این کار را ادامه می دهد و یکی دیگر نیز سر طناب را از شاخه های خرمالوی به زمین فرستاده شده توسط «اَرباچین» باز می کند و به طور مرتب در گوشه ای از زمین می گذارد. به این فرد «اشتقَه گِر» می گویند.

مابقی افراد اعم از ریز و درشت، مشغول جدا کردن میوه های درخت خرمالو از شاخه های آن می شوند و به ترتیب و با مهارت سبدها را پر می کنند و روی آن را با برگ درختان می پوشانند و در گوشه ای می گذارند.

وقتی تمام سبدها از میوه ی خرمالو پر شد، تعدادی از آن ها را بر پشت اسب ها می بندند و هر کدام از افراد بزرگسال نیز یکی از سبدهای پر شده را با طناب هایی از جنس ساقه برنج که به صورت جفت بر بدنه ی سبد وصل کرده اند(و به ان در زبان تالشی «بالَک» می گویند) مانند جلیقه در داخل بالَک ها قرار می دهند و بر دوش می گیرند طوری که اسب ها در جلو و خود در پشت سرشان حرکت می کنند و راهی منزل می شوند. بچه های خردسال هم اگر قادر باشند شاخه ی هیزمی را با خودشان به منزل می آورند

لازم به ذکر است که درخت خرمالو «اَربادار» هم در جنگل، صحرا و در سر مزارع کشاورزی و در گوشه های بازوهای کرت ها ی زمین های زراعی می روید.

به این ترتیب مراسم «اَرباچینی» به پایان می رسد.

۴ ـ اَرباکویی:

یعنی کوبیدن و له کردن دانه های خرمالو.

بعد از این که «اَربا چین» ها، اَربا را به خانه آوردند، بلافاصله از پشت اسب ها سبدها را پایین می آورند و آن ها را در داخل چوب های تراشیده شده و گودشده ای  به نام «لار» یا «اَربالار» که شبیه کانال های آب می باشند، خالی می کنند. بعد از خالی کردن ابتدا آن ها را در داخل «لار»ها به وسیله ی پُتک های چوبی می کوبند و کاملاً میوه های خرمالو را له و خرد می کنند. البته این کار بیشتر توسط خانم ها انجام می شود. لازم به ذکر است که به پُتک های چوبی که برای له کردن خرمالو استفاده می شود به زبان تالشی، «کما» یا «اَربا کما» یا «چواَ کنا» گویند. سر این چوب های داراز بزرگ می باشد

بعد از کوبیدن خرمالوها، مقداری از سبوس برنج (به زبان تالشی «فل») را می سوزانند و خاکسترش را تمیز والک می کنند و سپس آن را با اَربای کوبیده شده مخلوط می نمایند و به مدت یک شب ماده ی مخلوط شده را در همان حالت می گذارند. سپس صبح روز بعد میوه های خرمالوی کوبیده شده و مخلوط در خاک سبوس را چنگ می زنند. به این کار به زبان تالشی «آخا» می گویند.

سپس ماده ی کوبیده و آماده شده را از لار برمی دارند و در داخل لارهای تمیزی می ریزند و با آب تمیز مخلوط می کنند و به هم می زنند که به این کار در زبان تالشی «پلا پِشوری» یا همان شستن و به هم زدن برنج ریخته شده در دیگ غذاپزی می گویند.

 

بعد از انجام این کار ماده ی مخلوط شده را به همراه آب با یک ظرف بزرگ در داخل یک سبد بلند باریک مخروطی شکل که از سرشاخه های انواع درختان تنیده شده است، به ارتفاع ۵/۱ الی ۲ متر به عنوان الک می ریزند. در زیر این سبد مخروطی شکل الک مانند، لارها یا ظرف های بزرگ و تمیز شده ای را می گذارند تا تفاله«پوشَه یا اَربا پوشَه» ماده میوه های خرمالوی کوبیده شده در داخل سبد مخروطی شکل باقی بماند و آب آن که مایع اصلی و شیره ی میوه های خرمالو می باشد در داخل دیگ های بزرگ زیر سبد ریخته شود. در زبان تالشی به این سبدها «راوَه گِرَه سَفَه» یا سبد مایع گیری می گویند که آن را در گوشه ای از اتاق آویزان می کنند.

۵ ـ راوَه گِری:

یعنی مایع گیری که به مایع اصلی شیرین و شیره ی میوه های خرمالو به زبان تلشی «راوَه» یا «دشاوَه راوَه» می گویند. بدین ترتیب کار «اَرباکویی» و «راوَه گِری» به پایان می رسد.

۶ ـ تشتَه پِنَه ای:

یعنی تشت گذاشتن یا گذاشتن تشت روی کوره ی داغ شده ی پر از «راوَه» یا مایع شیرین اصلی را گویند

وقتی ماده اولیه اولیه میوه های خرمالو که بصورت مایع، زلال، شفاف، تمیز و عاری از هر گونه خار و خاشاک و کوچک ترین ذره تفاله و …  باشد، آن را در داخل تشت های بزرگ مسی(مرسَه تَشت) می ریزند و آن را روی کوره  ی داغ و آماده می گذارند و لحظه به لحظه از طریق سوراخ های کوچک زیر کوره هیزم می ریزند.  به این کوره به زبان تالشی، «دشاوَه کورَه» می گویند. بدین ترتیب کار «تَشتَه پِنَه ای» پایان می پذیرد.

۷ ـ کولَه ژَنی:

یعنی عقب نشینی دادن و مهار کردن

»کول» گیاهی خاردار، چهار فصل، به ارتفاع تقریبی ۲۰ الی ۲۵ سانتی متر، دارای برگ های غنچه ای و فشرده به هم شبیه برگ های شمشاد اما با لبه تیز و خاردار می باشد که در فصل زمستان گوسفندها و بزها از آن تغذیه می کنند. احتمالاً در زبان فارسی همان گیاه خارشتر اما با خصوصیات خزری باشد که به زبان تالشی به این گیاه یا بوته «کول» گفته می شود.

مردم تالش در فصل دوشاب پزی بوته های «کول» را می چینند و سر یک چوب را می شکافند و با نخ آن را به چوب یک یا یک و نیم متری محکم می بندند. و هنگامی که دوشاب جوش می کند و در اثر جوشیدن امکان سرریز شدن وجود دارد به وسیله این چوب آن را هم می زنند تا از ریختن دوشاب جلوگیری کنند. به این کار به زبان تالشی «کولَه ژَنی» گویند.

۸ ـ زَردَه ویش:

یعنی به زردی گراییدن

وقتی بیش از یک سوم مایع میوه های خرمالو«راوَه» در تشت به علت جوشیدن بخار شد، کم کم رنگ آن به زردِ متمایل به قرمز می گراید و نسبتاً رنگ و شکل دوشاب به خود می گیرد. به این حالت به زبان تالشی «زَردَه ویش» می گویند.

 

۹ ـ مرجواَ گل:

یعنی جوش یا جوشیدن به شکل عدسی

به زبان تالشی به عدس«مَرجو» و به جوشیدن «گل» گویند.

۱۰ ـ پلا گل:

یعنی جوشیدن مانند جوش آب برنج در موقع پخت برنج به صورت کته.

وقتی که بیش از دو سوم آب دوشاب به صورت کامل بر اثر حرارت کوره در داخل تشت بخار شد، این مایع دو جوش پشت سر هم هر کدام به اندازه ی ۵ دقیقه با نام «مرجواَ گل» و «پلا گل» را پشت سر می گذارد.

۱۱ ـ تَشتَه آگِری:

یعنی پایین آوردن تشت از روی کوره.

بعد از بخار شدن بیش از دو سوم «راوَه» داخل تشت روی کوره داغ و جوش های «مرجواَگل» و «پلا گل»، حالا نوبت پایین آوردن آن که فقط دوشاب خالص را داراست، می باشد. به این کار به زبان تالشی «تَشتَه آگِری» می گویند.

اگر فرض کنیم که تشتی که مثلاً ۱۵ لیتر ظرفیت دارد و آن را پر از مایع میوه های خرمالو«راوَه» کنیم و روی کوره داغ بگذاریم تا تبدیل به دوشاب گردد، از ۱۵ لیتر بیش از ۱۰ لیتر آن باید بر اثر جوشیدن در تشت هایی که بیش از ۲ الی ۳ ساعت روی وره قرار می گیرند، بخار گردد. بدین ترتیب حدود ۵ لیتر آن به صورت دوشاب در تشت باقی می ماند. به همین خاطر اسم این مایع دوشاب است یعنی دو قسمت آن آب است که بخار می شود و یک قسمت آن باقی می ماند که به آن دوشاب می گویند.

لازم به ذکر است که هر رهگذری که از کنار کوره های دوشاب پزی عبور می کند به صاحبان کوره می گوید: «دشاور شیرین» یعنی دوشابت شیرین باشد. صاحبان کوره ها نیز در جواب می گویند: «زومون شیرین» یعنی زبانت شیرین باشد.

درخت خرمالو درختی است وحشی، به اندازه تقریبی درخت های ممرز و لیلَکی که دارای میوه های کوچکی به اندازه ی گیلاس می باشد.

ضرب المثل درباره درخت خرمالوی وحشی:

هم گیلونی اَربا کو دَلَکیمَه، هم بَغدادی خرما کو

یعنی: هم از خرمالوی گیلان بی بهره شدم و هم از خرمای بغداد.

کاربرد: این ضرب المثل برای افرادی به کار می رود که می خواست همزمان از دو کار یا جریان سود ببرد که از هر دو تا بی بهره می شود.

۱۲ ـ تَشتَه آلیسی:

لیسیدن و خوردن دوشاب های باقیمانده داخل تشت بعد از خالی کردن آن.

وقتی که تشت را از روی کوره برداشتند و بر زمین گذاشتند، کمی از دوشابی را که در داخل ظرف خالی می کنند در بدنه درونی آن باقی می ماند که بچه ها و حتی بزرگسالان قبل از پایین آوردن تشت از روی کوره دور کوره را برای «تَشتَه آلیسی» محاصره کرده اند و منتظر این کار هستند. بلافاصله بچه های خردسال با تکه چوبی به اندازه چوب کبریت دور تا دور تشت می نشینند و مشغول زدن چوب به داخل تشت می شوند و به وسیله ی آن چکه های دوشاب باقیمانده تشت را برداشته و می خورند.

بعد از «تَشتَه آلیسی» دوباره زن ها تشت را برمی دارند و کاملاً می شویند و سپس از مایع میوه های درخت خرمالو یا «راوَه» آن را پر می کنند و دوباره آن را روی کوره می گذارند و بدین ترتیب مراسم «اَرباتیما» به پایان می رسد.

نویسنده :تقی اسکندری تاسکوه-  گردآوری وتنظیم وعکس آرایی از از : رمضان نیک نهاد

http://kados2.blogfa.com

محصولات لبنی تالشی

اسامی و طرز تهیه محصولات لبنی که دامداران تالش از شیر گاو یا گوسفند تهیه میکنند

panirtalesh1

سوره پنیر

پنیر تهیه شده به روش بالا(سسه پنیر) را داخل پوست گوسفند یا دبه های درب داری بصورت لایه لایه همراه با نمک (یک قالب پنیر و یک لایه نمک) قرار میدهند و درب آن را می بندند و سنگی روی آن قرارمیدهند تا کاملا فشرده بمانند و در طول چند ماه پنیرها آب پس می دهند و محلول آب نمک ایجاد شده پنیر هارا شور میکند بعد از 5 تا 8 ماه  سوره پنیر آماده است

 مهارت ساخت پنیر آنقدر سخت و دقیق است (میزان حرارت، مقدار نمک ، مقدار مایع پنیر، کیفیت شیر ، آب و هوای محل نگهداری و…)که امروزه تعداد افرادی که بتوانند پنیری خوش طعم ، نرم ، پرچرب و زرد رنگ  تهیه کنند بسیار کم است

خرش

به شیری که در روزهای اول پس از زایمان گاو دوشیده میشود خرش میگویند که بسیار پرچرب و زرد رنگ است

طریقه مصرف آن به این صورت است که آن را خوب می جوشانند (گاهی با کمی آب یا شیر) تا هم میکروبهایش از بین برود و هم درصدی از آن بخار شده وکاملا غلیظ  شود آنگاه قابل مصرف است.

خومه تو

شیر دوشیده شده محلی دارای درصد چربی بالایی است بخاطر همین براحتی میتوان از آن خامه یا سرشیر گرفت شیرهارا داخل ظرفهایی ریخته و آنها را در محل تقریبا خنکی قرار می دهند بعد از چند ساعت چربی های روی سطح شیرها  بصورت لایه هایی از چربی درمی آیند که آنهارا جمع میکنند و به آن “خومه تو” (خامه) می گویند اما به علت اینکه خامه از شیر نجوشیده بدست می آید ، خامه ی محلی امروزه از نظر بهداشتی مورد تایید نیست وکمتر تولید می شود.

شته سر

شته سر یا سرشیر مثل همان خامه ست با این تفاوت که عمل سر شیر گیری را بعد از جوشاندن شیر و سرد شدن آن انجام میدهند.

ماست

شیر را کاملا می جوشانند سپس اجازه میدهند تا کمی سرد شود (زیاد سرد شود ماست نمی بندد)

بعدچند قاشق ماست(به تالشی=آمیه یا آمیجن) به آن اضافه میکنند سپس آنقدر با چوب (شته چو) داخل شیر میزنند تا کامل مخلوط شوند  بعدظرف را کاملا با پارچه ای می پوشا نند  تا گرم بماند وبعد از چندین ساعت  ماست  کاملا ببندد( اگر آمیه زیاد باشد ماست ترش می شود اگر کم باشد ماست نمی بندد) نوع خوراک  و نژاد گاو بر طعم ماست موثر است.

 

کیسه ماست

ماست را داخل کیسه هایی  که با  پارچه سفید دوخته اند  میریزند و سر آن را می بندند و به درختی آویزان می کنند تا آب آن کاملا چکیده شود بعد از چند ساعت ماست چکیده تولید شده است که آن را با نمک و نعناع خشک (خشکه پونو) و یا گیاهان معطر خشک شده (خولی واش) مخلوط کرده و با برنج یا نان می خورند.

 سِسَه پنیر

شیربز یا گوسفند را کمی گرم میکنند (نمی جوشانند حتی شیر تازه دوشیده شده  نیاز به گرم کردن ندارد) و آنگاه مایع پنیر(پنیره مایه) را  به آن اضافه میکنند و شیر بصورت تکه هایی ژله مانند بسته میشود ( دَلَمه) آنگاه شیر دلمه شده را روی آتش میگذارند  وابتدا کاملا آنرا خورد میکنند و میگذارند دمای آن بالا برود  با افزایش دما دلمه ها بهم می پیوندند و فرد نیز آنها را بادست به سمت هم می برد و بصورت یک گلوله جمع میکند آنقدر این کاررا ادامه میدهد تا تمام تکه ها به هم بچسبند حالا پنیر آماده ست و آنرا داخل ظرف دیگری گذاشته و آنقدر با آن بازی میکند تا آب آن کاملا گرفته شود .  آب باقی مانده از فرایند پنیر گیری را “ولشه آو” می گویند  که محصولات دیگری از آن هم تولید میکنند که در ادامه توضیح می دهم. حالا این پنیر بعد از سرد شدن  برای مصرف  آماده ست  و چون بی نمک است آن را تکه تکه میکنند و داخل آب نمک میگذارند که بعد حدود 8 ساعت قابل استفاده است این نوع پنیر بیشتر در فصل بهار مصرف می شود در گذشته مایع پنیربصورت بسته بندی  وجود نداشت و دامداران خودشان آن را تهیه میکردند بطوری که  گوسفند یا بز نر نابالغی را ضبح میکردند و قسمت خاصی از بدن آنرا جدا کرده و خشک میکردند و بدین صورت مایع پنیر تولید میشد .

 

لور

وقتی پنیر تهیه شد،  از آب باقی مانده آن(ولشه آو) ، لور تهیه میشود

 بطوری که آنرا روی اجاق قرار میدهند و می جوشانند و با بخار شدن آب های اضافی محصول جدیدی تشکیل میشود (شبیه ماست چکیده) که به آن لور می گویند

البته قبل از تشکیل لور تکه هایی از پنیر هنوز داخل مایع وجود دارد که این خورده ها را هم کم کم مشت مشت جمع میکنند و جدا می کنند  که به آن ” جره موچه ” می گویند و  آنرا با نان می خورند.

پس از جمع کردن جره موچه و تشکیل لور و جمع کردن آن باز مقداری آب باقی می ماند که از آن برای خمیر گیری نان محلی و یا برای نوشیدن حیوانات محلی استفاده می کنند.

لوره سوره

لور را نمک میزنند و به مدت  دو یا سه ماه آن را  داخل پوست گوسفند قرار میدهند بدین ترتیب “لوره سوره ” تولید می شود که بهترین نوع “سوره” لوره سوره می باشد.

 کره و کاله دو

 برای درست کردن کره ماست را داخل کوزه ای سفالی (نِره) میریزند و دهانه آن را با تکه ای پلاستیک یا پارچه و نخ می بندند ، کنار دهانه ی اصلی نره  ، یک دهانه کوچک هم تعبیه شده ست که آن را نیز توسط تکه چوبی که با پارچه کاملا پیچیده شده ست  می بندند آنگاه نره را روی بالشتی کوچک مخصوصی (که به آن نره وَزن می گویند)قرار میدهند و آنرا مثل گهواره تا چند ساعت تکان  میدهند تا کم کم ماست به دوغ تبدیل شود وهر چند وقت یک بار دهانه کوچک نره را باز میکنند تا گاز آن بیرون برود چرا که اگر این کار را نکنند امکان ترکیدن کوزه سفالی (نِره) وجود دارد و هر بار از همان دهانه ، با فرو کردن تکه ای چوب نازک (نِره چو) از  تشکیل شدن کره روی دوغ مطلع میشوند بطوری که وقتی چوب را فرومیکنند و بیرون میکشند با چسبیدن تکه های کوچک کره به آن می توان نتیجه گرفت که کره کاملا درست شده است وباید نره را خالی کرد و دوغ وکره را ازهم جدا کرد

در انتهای کارنره را با آب گرم کاملا شست شو می دهند

اگربرای مدتی از نره استفاده نشود آنرا  با گیاهی خاص(خَج) میشویند ، خَج گیاه خار داریست که دارای برگهایی مانند برگ  گیاه شمشاد است  که تیزی خارهای آن ناهمواری های داخل نره را تمیز میکند.

 آبکرده روعن وسوره روعن

چون در گذشته امکان نگهداری کره  برای مدت طولانی  ممکن نبوده است  کره را بصورت روغن در می آوردند تاهم مانده گاری آن زیاد شود و هم برای ساخت غذاهای مختلف  از آن استفاده کنند

برای تهیه روغن محلی ، کره محلی را حرارت میدهند و با توجه به مقدار آن کمی نمک به آن اضافه میکنند ، وقتی کره بصورت مایع درآمد روغن خالص و سبک تر روی ظرف و روغن غلیظ تر در ته ظرف جمع می شود ،  روغن سبک را “زرده روعن”  یا “آبکرده روعن”  و روغن غلیظ ته نشین شده را سوره روعن می گویند

کیسه دو

 کیسه دو به این صورت درست می شود که : دوق محلی (کاله دو) را می جوشانند  آنگاه آنرا از روی آتش برمیدارند تا باکمی سرد شده و بصورت ماده ای غلیظ (تقریبا بصورت ماست) درآید  سپس آنرا داخل  کیسه ای پارچه ای میریزند و آویزان میکنند تا آب آن گرفته شود ، این آب  چکیده شده را سْج گویند که آنرا به سگ گله یا گوساله های نابالغ میدهند.

 سوره

برای درست کردن سوره “کیسه دو” را نمک میزنند و آن را 5تا8 ماه داخل پوست گوسفند قرار میدهند تا نمک به خورد آن برود

سوره را درپوست گوسفند درحالی قرار میدهند که سمت پشم دار پوست به سمت داخل است

 البته ساخت کیسه ها ومشک هایی با پوست گوسفند هم دارای آداب خاص خود ست که دراینجا مجال توضیح آن نیست.

نویسنده: بهنام – نمنه پشت 

از : رمضان نیک نهاد

گردآوری از : http://kados2.blogfa.com

صنایع دستی تالشان (نمدمالی)

 نمدمالی:

 نمدمالی یکی از صنایع دستی بسیار قدیمی و بومی تالشان است. در تالش نمد مصارف گوناگونی داشت و به علل مختلف در این منطقه بیش از نقاط دیگر به نمد توجه می‌شد. مهم‌ترین علت توجه و علاقه مردم تالش به نمد، نفوذناپذیری آن در برابر رطوبت است.این نفوذ‌ناپذیری مربوط به ویژگی‌هایی است که از ماده اولیه یعنی پشم ناشی می‌شود. اگر نمدمال در کار خود مهارت و تسلط داشته باشد؛ مصنوع او گرم و محکم و عایق رطوبت خواهد بود. در حال حاضر پیشرفت صنایع ماشینی و رواج محصولات آن به خصوص موکت و کف‌پوش‌هایی با الیاف مصنوعی و نیز مشکلات مختلفی که نمدمالان و تولیدکنندگان نمد یا آن‌ها مواجه هستند از کیفیت و کمیت این صنعت دستی کهن‌سال کاسته و آن را به نابودی می‌کشاند. در بیش تر نقاط جهت زیرانداز از آن استفاده می‌شود.در گذشته در بیشتر نقاط تالش و مخصوصاً ماسوله نمد تهیه می شد. برای تهیه نمد ابتدا پشم شسته و مرغوب گوسفند را  با شانه حلاجی می‌کنند. پس از حلاجی، پشم آن را داخل قالب پارچه‌ای پهن می‌کنند و سپس مقداری آب گرم روی پشم حلاجی شده می ریزند و به این پشم‌ها شکل می‌دهند و در مرحله‌ی بعدی قالب پارچه‌ای را لوله می‌کنند و با دست یا پا شروع به کوبیدن و مالیدن آن می‌نمایند. برای نمدهای نقش‌دار پشم‌های رنگی را با توجه به طرح موردنظر در قالب قرار می‌دهند و سپس شروع به ورز دادن آن می‌کنند. پس از آن که پشم درون قالب شکل گرفت آن را از قالب درآورده و اطراف آن را با دست صاف می‌کنند و در قسمت‌هایی که ضخامت آن بیش‌تر و یا ناصاف است، دوباره مقداری پشم افزوده و کف صابون روی آن می‌ریزند و با دست بر روی آن می‌کوبند آن قدر این عمل را ادامه می دهند تا نمد کامل یک دست و شکل‌پذیر شود.

 

نمد مالی از صنایع بسیار قدیمی است که درباره تاریخ و محل پیدایش آن اطلاع دقیقی در دست نیست، ولی قدیمیترین نمونه هائی که از این صنعت بدست آمده، نمونه های کشف شده در پازیریک متعلق به ایران دوره هخامنشی است و بصورت کف پوش، آویزه دیواری وجل اسب میباشد و از حیث مشخصات فنی و طرح و نقش بسیار جالب و در خور ستایش است . 
نمد ساده ترین نوع کف پوش است و ساخت آن احتیاج به دستگاه خاصی ندارد. در نمد مالی در واقع از خاصیت طبیعی پشم که عبارت از در هم پیچیدن الیاف آن، در اثر رط وبت و فشار است ، استفاده میشود
احتمال دارد که اولین بار بافندگانی که الیاف پشمی خود را شته و برای گرفتن رط وبت آن، با چوبدستی ضربه هائی به پشم میزده اند، موفق به کشف این خصوصیت پشم و در نتیجه موفق به بوجود آوردن صنعت نمد مالی شده باشند. 
ساخت کف پوشهای نمدین ، به مراتب ساده تر از تهیه سایر کف پوشها مانند قالی و گلیم است و با اینکه از لحاظ مقدار مواد اولیه مورد نیاز تفاوت چندانی با قالی و گلیم ندارد، با اینحال به واسط ه سهولت و سرعت عمل تولید بسیار ارزانتر از آنهاست . 
چون تولید نمد نیاز به قدرت بدنی فراوان دارد، لذا در اغلب نقاط ایران، نمد مالی به وسیله مردان انجام میگردد. 
ماده اصلی نمد، پشم گوسفند به رنگهای طبیعی مانند سفید، قهوهای، سیاه و یا ترکیبی از آنها برای زمینه و مقداری پشم رنگ شده به رنگهای گوناگون جهت ایجاد نقوش میباشد. در بعضی مناطق، پشم زمینه را هم گاهی رنگ میکنند و در نقاطی دیگر، گاه برای نقوش روی نمد نیز از پشم خود رنگ استفاده مینماید. 
ساختن یک قطعه نمد معمولا یک روزه انجام میشود و نمد مالان اغلب به صورت دو نفری کار میکنند. صبح تا ظهر به حلاجی پشمها میگذرد و بعد از ظهر کار اصلی شروع میشود. ابتدا یک قطعه کرباس را پهن میکنند و روی آن قطعه حصیری را که اصطلاحا قالب مینامند میگسترانند. این حصیر مشخص کننده اندازه نمد میباشد. سپس پشمهای رنگین را به صورت رشته هائی در آورده و به شکل نقوش گوناگون که اغلب نمد مالان مانند گنجینه ای از پیشینیان خود، سینه به سینه به ارث برده اند. بر روی حصیر رسم مینمایند. وقتی کار نقش بندی پایان پذیرفت ، پشم حلاجی شده مخصوص متن را به قط ر یکسان روی نقوش میریزند، سپس باندازه مورد لزوم روی پشمها محلول نیمگرم آب و صابون ریخته و آنرا به همراه حصیر و کرباس زیرین آن لوله میکنند و با طنابی دور آنرا میبندند و کار طاقت فرسای مالیدن نمد آغاز میشود. در این مرحله ضمن وارد کردن فشار، نمد لوله شده را از این سر به آن سر کارگاه میغلطانند و هر چند باز یکمرتبه آنرا باز کرده و بآن محلول آب و صابون میافزایند تا الیاف آن بهتر در هم روند. چون در ضمن مالیدن نمد، اطراف آن از حدود حصیر فراتر میرود، کناره های نمد را تا زده و روی نمد بر میگردانند و مجددا نمد را با حصیر و کرباس لوله کرده و عمل مالش نمد ادامه مییابد... 
نزدیک به غروب کار نمد مالی پایان میگیرد، سپس آنرا به مدت سه تا چهار روز در فضای باز میگذارند تا رط وبتش خشک شود. 
شیوه کار نمد مالی از دیر باز تاکنون تغییر زیادی نکرده و تفاوت کار نمد مالان مناطق مختلف ایران اندک است . 
امروزه نمد در بیشترین نقاط ایران تولید میگردد و مراکز عمده آن عبارتند از: استهبان فارس ، شهرهای مختلف گیلان و مازندران، سمنان، دامغان، قوچان، کرمانشاه و… و… 
تولید کنندگان نمد اکثرا ساکن شهرهائی هستند که در مسیر کوچ عشایر میباشد، زیرا مصرف کنندگان اصلی نمد ایلات و عشایر ایران هستند و اینان که اغلب کارشان دامپروری و دامداری است ، پشم مورد نیاز نمد مالان را در اختیار آنان قرار داده و متقابلا محصولات آنان را خریداری میکنند و یا به شیوه قدیمی معامله پایاپای مینمایند. عشایر از نمد به صور گوناگون مانند کف پوش چادرها، کلاه، تزئین دیواره های چادرها، جل اسب و لباس چوپانان استفاده میکنند. 
اگرچه به علت ارزانی قیمت نمد، بیشترین مصرف کنندگان آن، عشایر و روستائیان هستند، ولی نمد با نقوش زیبا و اصیل و رنگ آمیزیهای دلپذیر، از توجه هنر دوستان و حامیان اصالت های بومی این سرزمین نیز برخوردار بوده است .

 کارگاه نمدمالی به روایت تصویر

 

قدیمی‌ترین شیوه فراهم‌سازی زیرانداز که تاکنون شناخته شده نمدمالی است. نمد نوعی بافته سنتی زیراندازی است که با پشم تولید می‌شود و در فرانسه به آن فوتر می‌گویند. نمد را نمی بافند بلکه با ایجاد فشار و رطوبت و حرارت، موجب درهم‌رفتن الیاف پشمی می‌شوند. دو خاصیت جعدیابی و پوسته‌ای شدن پشم امکان تولید نمد را فراهم می‌کنند.
پشمی که برای تولید نمد به کار می‌رود، پشم بهاره گوسفند با الیاف بلند است. از صابون و زرده تخم‌مرغ نیز می‌توان برای بهتر شدن کیفیت کار استفاده کرد. مقدار پشمی که برای هرمترمربع نمد لازم است با مقدار پشم لازم برای تولید قالی برابر است اما چون زمان تولید نمد بسیار کوتاه‌تر است (حدود یک روز) قیمت آن پایین است. نمدمالی در استان‌های مازندران، خراسان، سمنان، چهارمحال و بختیاری و … رواج دارد.

برای تهیه نمد، ابتدا نقش موردنظر را با پشم‌های رنگی روی یک پارچه کرباس طراحی می‌کنند. سپس پشم حلاجی شده را روی تمام سطح پارچه قرار می‌دهند و پارچه کرباس را می‌پیچند. با ریختن آب جوش بر آن و فشردن مداوم کار، نمد تولید می‌شود. نمد مالی کاری طاقت‌فرسا محسوب می‌شود.

گردآوری از رمضان نیک نهاد با بهره گیری از وبسایت های  توریسم  گیلان وتالش شناسی عبدلی 

گردآوری از : http://kados2.blogfa.com

زنبورداری تالش ها از گذشته تا امروز

به زنبور عسل در زبان تالشی ، عَسَلَه مِش می گویند . عَسَلَه مِش یکی از جانداران  زیبای وحش تالش است ، و رابطه همزیستی مطلوبی بین تالش ها و زنبور عسل وجود دارد ، پیوندی که ریشه ای عمیق در علایق و خوی مشترک زیست محیطی آنها دارد ، تالشها هم مانند زنبورهای عسل عاشق طبیعت سرسبز و گلهای رنگین و زیبا و در ختان و جنگل هستند .

666پژوهش های تاریخی وعلمی نشان می دهد که که زنبور عسل خیلی پیش از انسان در روی زمین به وجود آمده و زندگی می کرده است. کاوش های علمی در اعماق زمین نشان می دهند که زنبور عسل حدود ۱۵۰ میلیون سال پیش وجود داشته و مشغول فعالیت و زاد و ولد بوده است منتها با این تفاوت که در آن زمان فاقد یک زندگی اجتماعی بوده و هر زنبور لانه ی مخصوص به خود را ساخته و در آن زندگی می کرده است.
زنبورهای عسل در خیلی از نقاط کوهستانی ایران به ویژه مناطق تالش نشین گیلان به علت سرسبزی منطقه و فراوانی گلها همیشه استعداد بیشتری برای زندگی داشته است . باران مداوم این نقاط باعث رشد و نمو انواع گلها و گیاهان آن شده و زمینه را برای زندگی زنبور عسل مساعد می کند. در استانهای شمالی ایران از قدیم الایام زنبور عسل به صورت وحشی در جنگل های انبوه آن زیسته و هنوز هم در برخی نقاط مرتفع در ییلاقهای تالش برفراز درختان سربه فلک کشیده و کَنگول در بین سوراخهای بالایی غیر دسترس انسان زندگی می کنند و عسل تولید می نمایند .

66666

گاهی که ملکه ها زنبور عسل به اصطلاح تالشی پَره می کنند اگر پَرَه جدید احساس نا امنی نماید و اگر آزاد باشد به جنگل می رود وملکه جدید با پَره خود بروی درختی می نشیند .بسیاری از تالشها مهارت خاصی در گرفتن این نوع پَره دارند و با گرفتن پَره که گاهی از فرسنگها راه دور آمده شکار می نمایند و به پرورش آن می پردازند اینگونه که پدران ما می گویند در گذشته های دور آنقدر درختان تالش در کوهها عسله مش داشتند که عسل یکی از خوراکهای اصلی خرسهای جنگل تالش را تشکیل می داد ودلیلی برفراوانی خرسها در جنگلها ی تالش بوده است در گذشته های دور بیشتر عسلی که مردم تالش تهیه می کردند به صورت کاملا طبیعی از زنبورهای عسل آزاد ووحشی بوده است .

بعدها که مردم تالش چگونگی فراگیری گرفتن ملکه پره ونگهداری آن را یاد گرفتند از کنده درخت برای زندگی مصنوعی آنها سوراخی ایجاد نمودند که به زبان تالشی به آن عسلَه کندع می گویند، که در واقع همان کندو است که به گمانم این نام ریشه درزبان تالشی دارد چون محل یک کلونی در یک کنده چوب جای می گرفت .تالشان به هرکلونی زنبور ، ایی چوئَه مِش می گویند .

هر کلنی یا مِشَه چوئَه  شامل ملکه ، چند زنبور نر ، هزاران کارگر و نوزاد است .زنبور ملکه بزرگتر از زنبور کارگر و طویل تر از زنبور نر است و تنها یکبار جهت جفتگیری از کندو خارج می شود.وظیفه عمده ملکه تخم گذاری بوده و در طول اوج فصل پرورش نوزادان بین ۱۵۰۰ تا ۳۰۰۰ تخم می گذارند.جفتگیری ملکه با تنبل ترین زنبورهاست و تنها وظیفه آنها جفتگیری با ملکه است. ارگان نرینه زنبور نر موفق, پس از جفتگیری شکسته و در ارگانلهای حیاتی ملکه گیر می کند و باعث مرگ زنبور نر می شود و ملکه ۳ الی ۴ روز بعد از جفتگیری تخمگذاری می کند.
زنبور های کارگر، کوچکترین و پرجمعیت ترین زنبوران عسل هستند و ۹۸ درصد جمعیت کلنی را تشکیل می دهند .وظایف یک زنبور کارگر عمل پاکسازی و نظافت تغذیه و مراقبت از نوزادان شان سازی کمک کردن به ملکه ، پرواز جهت یابی تهویه کندو وظایف محافظتی جاسازی عسل ، گرده ، شهد و آب در سلولها جلوگیری از غارت و نگهبانی است

6666

برخلاف زنبورداران امروزی که موم وجایگاه عسل ریزی را برای زنبور می سازند در گذشته به طور طبیعی زنبور خود جایگاه مومی را که درتالشی به آن شان یا عَسَلَه شونَه می گویند .شان یاشونه به تالشی به چیزی می گویند که پی در پی حفره یا بَرَه جَه داشته باشد .


عسل طبیعی کوهستان تالش از گذشته تاحال بهترین داروی بسیاری از بیماریها بوده در گذشته آنقدر فراوان بوده که گاه به جای شکر از آن استفاده می شد، با اینکه امروزه روشهای نگهداری مدرن شده است اما به دلایل گوناگون از جمله بیماری های مختلف ، سموم فراوان کشاورزی ، کم شدن گلها ودرختان ، صرفه اقتصادی و غیره این محصول ارزشمند بسیار کم شده است .
در گذشته های نه چندان دوردر حدود نیم قرن پیش که نگارنده خود شاهد آن بوده است ، در هرروستایی دهها نفر در مجاورت محل زندگی خود چند کندوی عسل هم داشتند که کمک حال زندگی کشاورز بود وآن را در کنار مزرعه برنج و دام و طیور و کرم ابریشم ، چای …پرورش می داد .ضمن آنکه این زنبور همزیستی خوبی با انسانها داشت ، بهترین محصول را به انسان می داد در بارآوری گلهای درختان میوه هم بسیار اثر گذار بود .انگار با کم شدن زنبور در منطقه تالش خیر روبرکت از بسیاری از درختان هم ازبین رفته است .برای مثال در آن زمانها درختان میوه از جمله درخت به (بی ) آنقدر محصول می داد که مردم تالش زیادی آن را در پشت بام در بین کلش نگهداری می کردند وکل زمستان از آن( بی ) استفاده می کردند .
زنبور عسل به روایت تاریخی (ص 35 تالش ها در عهد نادر شاه افشار) حتی در جنگ ودفاع از حریم استان گیلان وتالش کارساز شده است . در زمان نادرشاه وقتی تالشها مطیع خراج ومالیات برنیامدند سپاه نادر عزم به تصرف تالش می کند . حسن خان تالش (که غیر از آن حسن خان تالش آلیانی همراه میرزا کوچک خان است )درپی دفاع از دیار تالش همراه افرادش ، در دروازه شهر کندو های خشمگین زنبور عسل را هنگام ورود ماموران فاتحین به حرکت در آوردند.وقتی زنبور های خشمگین عسل اسب ها و سوار ها را گزیدند سواره ها از اسب ها افتادند و اسب ها جفتک زنان فرار کردند .،بقیه هم ماندن لشگر را صلاح ندانسته و به عقب برگشتند و از تصرف تالش منصرف شدند .

هنوز بسیاری از تالش های  مناطق کوهستانی بهترین عسل ها را تولید می نمایند که بیش از 80درصد عسل تولیدی آنها توسط تجار اردبیل خریداری میشود وبه عنوان عسل درجه 1 در آنجا فروخته میشود و برعکس عسلهای نامرغوب وتقلبی  از اردبیل به گیلان می آید وبه قیمت ارزان  به عنوان عسل تالش فروخته میشود . این روند بسیار به ضرر زنبوردار تالشی تمام میشود .

ازبین شهرهای استان گیلان  شهرتالش رتبه نخست را در تولید عسل دارد . اگرچه تولید انبوه عسل  در مناطق تالش نیاز به حمایت جدی مسولان کشاورزی دارد اما نگهداری به روش سنتی ومحدود زیبایی وجلو ه ای خاص به محیط زندگی  ما می دهد .به گمانم بسیاری از روستاییان تالش که مدام در روستا هستند خوب است زنبورداری محدود در حد کمتر از 5 کندو را تجربه نمایند . ونیاز های خانواده خودرا از این محصول غنی نمایند . خوشبختانه رویکردی خوبی در نگهداری محدود وخانگی در مناطق کوهستانی به چشم می خورد. امید اینکه این جاندار زیبا همیشه در دیار تالش و ایران ما باقی ماند .
از : رمضان نیک نهاد  با بهره گیری از دانشنامه رشد

 

 

از : رمضان نیک نهاد

 

گردآوری از : http://kados2.blogfa.com

 

کره گیری از ماست در بین مردم تالش

دراین قسمت از گفتار به یک کار”سنتی” که در دیر باز در قوم کهن تالش متداول بوده می پرداریم. کره گیری  از فراورده ی لبنی “ماست” بوسیله “مشکی سفالی” که در زبان تالشی به آن ” نِرَه ” و در زبان گیلکی ” نرخه ” گفته میشود انجام می گرفت.

شکل ” نِرَه” مختص تالشها با حجمی باریک تر و کشیده و بلندتر  از شکل نرخه ای است که در مناطق جلگه نشین و در میان  گیلک زبانها رایج بوده است.تالشها این کوزه ی بزرگ را تابستانها به همراه گاوهای خودشان به ییلاقات می بردند تا از ماست حاصله از شیر گاوهایشان کره یا دوغ بگیرند.

http://s3.picofile.com/file/8192031718/%D8%AA%D8%A7%D9%84%D8%B4%D9%87_%D9%86%D8%B1%D9%87.jpg

 

 کوزه یا مشک سفالی کره گیری مختص تالشها که به زبان تالشی ” نِرَه ” گفته میشود. دراین تصویر، شما بانوی  تالشی را میبینید که مشغول تکان دادن ” نره ”  برای تهیه ی  کره و دوغ محلی می باشد.

این کوزه ها و مشکهای سفالی درظرفیتهای مختلف لیتری توسط سفالگران ساخته میشده که از بیست تا پنجاه الی شصت لیتر معمول بود. این مشکها تا نصف مخزن بایستی پراز ماست و مابقی اش آب ریخته میشد. ییلاق نشینان تالش عمل مشک تکانی را که به زبان خود ( نره لایی ) میگویند می بایست صبح زود، قبل از طلوع آفتاب و با ماست چندروز از قبل تهیه شده و مانده و مایل به ترش، را با آب زلال چشمه های اطراف خانه های ییلاقی انجام میدادند.

معمولا این کار توسط زنان انجام میگرفت ولی گاها نیز توسط مردان انجام میشد. عمل مشک تکانی دو الی سه ساعت بطول میکشیدو درب مشک کره گیری در هنگام تکانیدن به وسیله پوست یا مشمایی محکم بسته میشد.

دریچه ای کوچک به قطر انگشت سبابه دست در محدوده فوقانی و در کنار دریچه اصلی کوزه یا به گویش تالشها ” نِرَه ” وجود داشت که محل تخلیه هوا و گاز حاصله از عمل تکانیدن بود.

نیز از درب این مجرای کوچک درهرنیم ساعتی باز و با فرو کردن شاخه ای باریک از درخت گوجه سبز به قطر پنج یا شش میل وبه طول پنجاه سانت به داخل مشک، از وضعیت داخل کوزه واینکه پیشرفت تبدیل ماست به کره تا چه اندازه ای است مطلع میشدند.اگر ماست به صورت کامل به دوغ و کره تبدیل شده باشد می بایستی کره به صورت تکه هایی به انداره نخود برروی آن چوب می چسبید.

http://s6.picofile.com/file/8192037468/%DA%AF%DB%8C%D9%84%D9%87_%D9%86%D8%B1%D9%87_%D9%84%D8%A7%DB%8C%DB%8C.jpg

مشک کره گبری معمول در مناطق جلگه ای گیلان . این نوع مشک یا کوزه ی کره گیری متخض محلات جلگه ای و  روستایی گیلگ نشین می باشد. این بانوی روستایی گیلان درحال تکان دادن “نرخه”  و تبدیل ماست درون آن به کره و دوغ محلی می باشد.

کوزه های کره گیری تالشی برخلاف مدل گیلکی آن بهنگام تکان دادن باید برروی  بالشیا هر وسیله مشابه ی دیگری  به صورت خوابیده تکان داده میشدند. طریقه تکان دادن مشک هم کار هرکسی نبود و تجربه لازم را می طلبید. چنانکه کوزه طوری باید تکان داده میشد تا محتوای داخل آن به صورت یکجا جابجا میشده و در هنگام برخورد دوغاب آن به ته کوزه، صدای دنگ به صورت منقطع شنیده میشد نه که صدای شورتانگ شورتانگ می داد.

مشک تکان دهنده موقعی که مطمئن میشد ماست داخل کوزه کاملا به دوغ وکره تبدیل شده درب اصلی نره را باز میکرد و محتوای داخل آنرا کاملا در دیگ بزرگی تخلیه میکرد و کره حاصله را برروی دوغ قرار گرفته بود برمیداشت و در ظرف دیگری قرار میداد. 

http://s3.picofile.com/file/8192047934/%DA%A9%D8%B1%D9%87_%D8%B1%D9%88%D8%A6%D9%86.jpg

سپس دیگ دوغ ترش یا خام را برای جوشیدن بر روی اجاق قرار میداد تا بجوشد.

http://s6.picofile.com/file/8192045000/%D8%AF%DB%8C%DA%AF_%D8%AF%D9%88%D8%BA.jpg

سپس از طریق جوشیدن دوغ حاصله به صورت غلیظ بر روی دیگ قرار میگرفت و با ظرف کوچک ویا ملاغه ای به داخل کیسه های تمیز متقالی که از قبل برای این کار دوخته و آماده گردیده بود ریخته می شده تا دوغ چکیده حاصل آید. ونیز آب سبز رنگی که در گویش تالشی ” سج ” نام دارد ته دیگ باقی می ماند و قدری هم دوغ غلیظ ته نشین میگردید که آنهم در کیسه های دوغ ریخته میشد.مجری این کار، کیسه های پرشده از دوغ را بر جایی بلند آویزان می نمود تا کل آب مازادش چکیده شود.

http://s3.picofile.com/file/8192046992/%D8%AF%D9%88%D8%A6%D9%87_%DA%A9%DB%8C%D8%B3%D9%86.jpg

نمونه ای از دوغهای محلی چکیده درداخل کیسه های آویخته شده

http://s6.picofile.com/file/8192049318/%D8%AF%D9%88%D8%A6%D9%87_%D9%81%D8%B1%D9%88%D8%B4%DB%8C.jpg

اگرچه امروز تهیه لبنیات سنتی جایش را به صنعت و تکنولوژی در امر ساخت لبنیات میکانیزه داده ولی با اینحال هنوز هم در زندگی بشر امروزی ، بازاز لبنیات سنتی  مورد اقبال و اشتیاق فراوان قرار دارد.

از : رضا نعمتی کرفکوهی

گردآوری از : http://kados2.blogfa.com

کشاورزی مردم تالش از سنتی تا مدرن – برنج  کاری در  ماسوله رودخان(بخش دوم )

بهار در سرزمین تالش بسیار زیباست ، با آغاز بهار، کشاورزان تالش همزمان با بیداری طبیعت و جنب و جوش پرندگان ، پس از آنکه جشن باستانی نوروز را با خوشی وخرمی سپری نمودند آماده آغاز فصل جدیدی از برنج کاری میشوند .

ب – جوانه دار نمودن تخم جو و پرورش آن در خزانه

معمولا در ماسوله رودخان با توجه به طبیعت کوهستانی منطقه ، وقتی که در بهار نشانه های زمستانی را خارج شده می بینند ، معمولا  بعد از 15 فروردین ، زنان تالش ، تخم جو که از سال گذاشته کنار گذاشته بودند بیرون آورده و عملیات پروراندن تخم را بدین ترتیب شروع می نمایند :

ساده ترین روش سنتی این است که جورا در  گرمخانه ( آتَشَه کَه یا  اتاقی که در آن آتش می کنند و کوره آتش یا کلاغا و بالکن یا چَپَر دارد )در گوشه ای از آن  برروی یک فرش پلاستیکی ریخته و روی آن را آب می پاشند تا کاملا جودر مجاورت رطوبت قرار گیرد ،روی ان را می پوشانند تا  سلول تخم جوانه زدن را با فراهم شدن گرما ورطوبت شروع نماید معمولا هرروز آن را کنترل می کنند تا جو خشک نباشد پس از 3یا 4 روز دوبار ه جو جوانه زده را برداشته وبا تراکم کمتر در جعبه هایی قرار می دهند ، روی آن جو خیس شده را با پارچه ضخیم یا برگ گیاهانی چون آقطی ( یا شوند )می پوشانند .برگ شوند ضمن خواص گرمادهی  ، خاصیت ضد قارچی یا ضد عفونی تخم را هم دارد پس از یک هفته که جوانه ها ی تخم پدید آمدندو نوک آنها پوسته تخم را پاره کرد  آن را به خزانه آماده انتقال می دهند .

222

 زن تالشی برای آماده کردن خزانه کل خزانه را به قطعات کوچک تقسیم می نماید تا براحتی انواع تخم تفکیک گردد و طوری کانال کشی ومرزبندی میکند که ضمن جدایی از هم با آب کانال  آبیاری شوند تمام مرز بندی خزانه و آماده کردن خاک وتسطیح با چنگ زدن  با دست زن تالشی انجام میشود ، تخم جو توسط زن تالشی بطور یکسان در کرتها یا تومَه کیلَه پاشیده میشود طوری که جوبرای رشد جای کافی داشته باشد  معمولا تا تخم  جوانه کامل بزند و دویا چند برگ پدید آورد یک ماه طول می کشد (15 روز در خانه و15 روز در خزانه ) تقریبا در چهل و پنجم بهار تخم جوانه زده که به تالشی توم نام دارد به مزرعه منتقل می شود . امروزه برای کنترل گرما در خزانه جایگاه را با پلاستیک به صورت کمانی می پوشانند .

پروراندن تخم  معمولا کار زنان تالش است در این فاصله که زن تالشی مشغول به پرورش تخم است مرد تالشی  انواع وسایل شخم زنی خودرا آماده می نماید کاول و پیش کاول وتیغه آهنی و رابطهای ریسمانی کاول به یوغ که معمولا از تاباندن چندین لایه  پوست (کَوَل به تالشی ) از درخت لرگ یا کوچی تهیه میشود طناب محکمی بدست می آید  که در زبان تالشی به آن خَرَه گفته میشود .هم چنین مراقبت غذایی بیشتر برای گاو کاری خودرا برای عملیات نشا  دارد در  زبان تالشی به آن عملیات پشت سرهم برنج کاری ،   تاو کار می گویند  (تاو یعنی سرعت ) برای انتقال تخم به زراعت چندان وقت زیادی نیست اگر به موقع نهال جوان برنج به مزرعه منتقل نشود در خزانه زرد و پوسیده میشود .مرد کشاورز در  فاصله پروراندن تخم ، وقت خودرا را اختصاص به شخم دوباره می دهد در شخم دوباره زمین به راحتی شخم می خورد این شخم عمودبرشخم قبلی انجام میشود .

555

در 45 بهار شالیزار آماده و تخم جو برگدار  یرای نشا آماده می گردد . در این هنگام مرد تالشی باز با گاونر یا اسب وکاول پهن که برای تسطیح بکار میرود ، خاک نرم مزرعه را پیش کاول زده در پیش کاول یک تخته مورب در جلوی کاول قرار دارد بعد از آنکه با کاشتن زمین تسطیح شد وخاک زمین کاملا نرم شد توسط یک تخته بلند که دوسر آن با طنابی بسته است. روی زمین آماده کشیده میشود تا کل قطعه زمین هموارشود وپستی وبلندی نداشته باشد چون اگر در یک جا نهال جوان  با زیادی آب یا در جایی کمبود آب داشته باشد ،آسیب می بیند  .پس از آنکه زمین  آماده شد آب زیادی را خارج می کنند و کود شیمیایی  می زنند  البته سابق که کود نبود کود حیوانی را در زمستان به مزرعه می زدند .

5555

رسم زیبایی که در بین تالشان در هنگام کشاورزی برقرار است ،  رسم یاوری است چون نشای برنج برای همه همسایه ها همزمان نیست معمولا دویا چند زن با یک پیمان نانوشته به کمک هم می آیند وقتی که مثلا در یک هفته کار  نشا  تمام شد بلافاصله کار نشای همسایه شروع میشود در این موقع مردو زن تالشی خوب می دانند که چگونه جبران یاوری همسایه را بجا آورند . معمولا دویا سه کشاور همسایه باهم یاوری می کنند تا بتوانند به  هم کمک نمایند .

دختران تالشی گاهی اوقات یک پای آنها همراهی با مادر در نشای برنج است و پای دیگر آشپزی و آوردن غذا و آب در صبحانه کمکی که به زبان تالشی به  آن غَیلَه ناهار می گویند یعنی قبل از نهار وغیر از نهار است این میان وعده غذایی برای عصرانه هم که به زبان تالشی چاشتَه می گویند تکرار میشود . کار زیاد وخسته کنند ه تاو کار می طلبد که بدن نیازهای انرژی ازدست داده را طی چند وعده غذایی جبران نماید . در گذشته غیله ناهار معمولا پلو سرد همراه با مغز گردو و پنیر تالشی و چای شیرین بود .

55

معمولا زنان تالشی اگر تازه عروس در راه داشته باشند گاه برای خوشایند عروس یک روز چند نفر از زنان فامیل داماد به یاوری آنها می روند .زیبا ترین دعایی که بعداز خسته نباشید وخداقوت به زنان مشغول نشا گفته میشود این است که می گویند انشالا برنج عروسی فرزندتان باشد . کار نشای برنج واقعا رنج آور و طاقت فرساست اینکه از سپیده دم تا غروب با کمر خمیده مشغول کار شوند . مشقت وسختی کار زنان تالش با حرف زدن وخاطرات تعریف کردن و گاه با آواز های تالشی و سرودهای شاد همراه است تا کمتر احساس گردد.

2222

کار نشا با پای عریان که بیم فرورفتن خاروشیشه وسنگ تیز و گاه پانهاد ن برروی مارهم همراه دارد با حرکتهای مداوم وچنگ زدن گل نرم وسخت و فرو کردن نهال جوان برنج بر خاک با فاصله های بیست سانتی متری و ساعت ها خم نمودن کمر دیگر چیزی فراتر از کار است ، برای بسیار از مردان وزنان امروزی آن کار نوعی شکنجه حساب می آید .واقعا هم با نداشتن آتیه درمان وبازنشستگی پیری ، کاری بی رحمانه است و مزدی اندازه زحمت زنان ومردان عایدشان نمی گردد . امید اینکه روزی رسد که کشاورزی ما مکانیزه شود و زنان با آتیه بهتر به کار کمتر وسبک تری در کشاورزی مشغول شوند درست است که امروز ه کاشت بیشتر با تراکتور انجام میشود ولی هنور اکثر نشای برنج توسط زنان به روش سنتی انجام میشود  .

 

 

از : رمضان نیک نهاد

گردآوری از : http://kados2.blogfa.com

برنج  کاری مردم تالش از سنتی تا مدرن – (بخش اول )

  نواحی ماسوله رودخان شامل دهها روستای اطراف ماسوله رودخان  به مرکزیت شهر ماکلوان (ماکلان ) که زادگاه نگارنده هم در آن است  ، شامل می شود . در این نوشته به برنج کاری مردمان تالش ماسوله رودخان پرداخته شده است که از نظر کاربردی وکیفی در سایر نقاط تالش نشین یا حتی سراسر استان گیلان با اندکی تفاوت به شیوه یکسان صورت می گیرد   .

ماسوله رودخان یکی از طبیعت های زیبای تالش در استان گیلان است . این نواحی به سبب وجود کوههای سرسبز و رودخانه زیبا و درختان جنگلی بیش از آنکه از نظر مردم ایران یک ناحیه کشاورزی حساب آید یک ناحیه زیبای توریستی است با وجود براین مردم این نواحی که عموما تالش زبان هستند از گذشته تا حال به امر کشاورزی پرداخته ودر کنار دامداری که شغل آبا اجدادی ونخستین همه مردم این نواحی بوده به امر تولید سایر محصولات کشاورزی از جمله کرم ابریشم وچای و برنج نیز پرداخته میشود .متاسفانه در دهه های اخیر به دلیل سیاست های کلان که در امر کشاورزی موثر بوده کشاورزی به ویژه تولید دام ، کرم ابریشم وچای کمرنگ شده یا به حاشیه رفته است و با وجود اینکه هرروز گوشه ای از زمین های زراعی توسط گردشگران خریداری میشود وویلا سازی می شود واز چرخه تولید خارج می شود با این حال چون برنج غذای اصلی مردم است وکشاورزان چاره ای جز کشت ندارند علی رغم هزینه های زیادی که گاه تولید را صرفه نمی کند .باز هم چنان برنج کاری  ادامه دارد امید اینکه این مزارع ضمن صرفه داشتن برای تولید کشاورزان ، زیبایی خودرا درطبیعت   ماسوله رودخان حفظ نماید .

در ماسوله رودخان به دلیل ناحیه کوهستانی جلگه ای بودن زمینهای آن میانگین زمین شالیکاری که هر کشاورز داردعموما کافی نیست و در حدود یک هکتار است این مقدار زمین محصولی را که می دهد نیمی از آن به صورت برنج فروش می رود وبرای تولید هزینه میشود ونیمی دیگر برای تهیه غذای سالانه  صرف می گردد .

الف- کارهای مقدماتی (آماده سازی شالیزار )

 در زبان تالشی به برنج ، برز و به جو ، ژَه یا یَه گفته می شود هرساله هرکشاورز مقداری از جو از نوع مرغوب آن بسته به آنکه چه نوعی از برنج را تولید می نماید به عنوان تخم که به تالشی تخمَه ژَه  گفته میشود از محصول سابق خود برداشت ودرجای خشک نگهداری می نمایند که به طور متوسط برای هر هزار مترشالیزار یا بجار تالشی مقدار ده کیلو گرم است از گذشته چند نوع برنج صدری، غریب و چَمپا در این نواحی کشت میشده که برنج صدری از نظر کیفیت وارزش در در جه بالا وچمپا در رده پایین بوده چون برنج چمپا مقدار محصول بیشتری تولید میکرد با وجود کیفیت پایین ودیر هضمی ، پرانرژی بوده وعلوفه شیرین ومرغوبی هم برای دام داشت در گذشته بیشتر کاشت می شد ولی امروز دیگر این برنج طرفدار نداردو منقرض شده است  .برنج غریب هم ازنظر کیفیت بین آن دو برنج بود اما چون زود رس بود کشاورز می توانست به تدریج محصولاتش را برداشت نماید و فرصت کافی رابرای برداشت تدریجی ودرو محصولاتش را داشت . این نوع برنج هم برای کشت به فراموشی سپرده شده است.امروزه در ماسوله رودخان  تنها نوع تولیدی برنج انواع مختلف صدری (هاشمی –کاظمی –بی نام )است .

55

در گذشته هر مردو زن  کشاورز تالشی در تمام امورات کشاورزی همدوش و  همراه هم بوده و تمامی زحمات تولیدبرنج بردوش آنها وسایر اعضای خانواده بوده است  و معمولا زن ومرد کشاورز حداقل نیمی از سال تمام وقت خودرا برای کاشت وداشت وبرداشت برنج صرف می نمودند .در گذشته که تکنولوژی به حد امروزی نبود شخم  شالیزار توسط گاو یا اسب صورت می گرفت و حداکثر زمینی را که یک کشاورز می توانست در یک روز  با گاو یا اسب شخم اولی  بزند کمتر از پانصد متر مربع بود با این حساب برای شخم اول که به زبان تالشی اَشکیل نام دارد ، برای یک هکتار زمین بیست روز تا یک ماه وقت لازم بود .

44

معمولا در گذشته بدلیل وقت آزاد داشتن هم چنین آیش زمین شخم اولی یا اشکیل در اواخر پاییز یا قبل از بهار انجام می شد در این هنگام وقتی  شخم زمین اصلی برروی زمین صورت می گرفت زن تالشی هم بیکار  نمی نشست در گوشه ای از زمین که هم برای رفت وآمد به خانه وکل مزرعه مناسب بوده جایگاهی را برای خزانه برنج که به زبان تالشی تو مَه کیلَه نام دارد اختصاص می داد معمولا برای هر یک کیلو گرم تخم جو یک متر مربع خزانه الزامی بود .دور تا دور تو مه کیلَه را معمولا با چوب نازک در خت لرگ یا کوچی به زبان تالشی  نوعی پرچین  بافتنی که به تالشی دَوَتَه گفته میشود ، محصور می کردندتا  تخم در حال جوانه زدن از دسترس مرغ واردک وسایر حیوانات وپرندگان در امان باشد .معمولا به زمین شخم زده  خزانه در فصل زمستان کود حیوانی کافی می زدند تا در فصل بهار برای رشد تخم کاملا آماده باشد .

222

اکنون  دهها سال است که دیگر کاشت زمین با گاو مشاهده نمی شود واین عمل یا توسط ماشینهای سبک تیلر یا سنگین تراکتور انجام  می شود . که کاشت زمین یک هکتاری  توسط تیلر معمولا در کمتراز دوروز وبا تراکتور در طی چند ساعت انجام میشود . در گذشته اگر بسیاری از مزارع در قطعات کوچک حدود دویست متری  بوده امروز بیشترشالیزارها با تسطیح زمین ، به قطعات  حدود دوهزار متری تبدیل شده است با روشهای جدید ، کشاورز وقت کمتری را صرف مزرعه  می نماید ومعمولا این خدمات ماشینی را خریداری می نماید در قطعات بزرگ شالیزار ، کار با دستگاه آسانتر بوده و نیاز به مرزنگهداری آب هم کمتر میشود .در گذشته های دور کمتر خزانه را با نایلون گلخانه ای می کردند .اما امروز با این روش از سرما زدگی تخم جو جلوگیری میشود رفته رفته با وجود ماشینهای نشا می رود که خزانه های برنج هم  در سبد های پیش ساخته به روش صنعتی انجام گیرد .

از : رمضان نیک نهاد

گردآوری از : http://kados2.blogfa.com

صنایع دستی تالشان (شال بافی)

شال بافی

شال از دیرباز تاکنون در مناطق سردسیر ومرتفع گیلان از جمله منطقه ی بزرگ تالش رواج داشته ودارد .

33

 از آنجا که تالشان در گذشته مردمی کوچ نشین بوده اند، بیشترین نیازشان را خود تهیه می کردند.بافت شال نیز یکی از نیاز های آنها بوده است چرا که زندگی شبانی و عشایری آنها در فصلهای سرد سال ایجاب می کرد که از پشم گوسفندان خود، برای تهیه پوشاک و…استفاده نمایند.آنها برای بیشتر نیاز های خود از پشم استفاده می کرده اند ، حتی طناب های تالشیان نیز از جنس پشم بوده است. 

 

شال نوعی پارچه زمخت و تک رنگ است که از پشم گوسفندان در دستگاه شال بافی بافته می‌شود. شال بافی از هنرهای اصیل و سنتی تالشی‌ها و ییلاق نشینان گیلان بوده است. بهترین نوع شال در دهی به نام کوبولان بافته می‌شود که حتی قابل رقابت با پالتوهای خارجی است اما متأسفانه این هنر امروز در این منطقه رو به زوال است.

 ، عمر دست بافته های پشمی در نواحی شمال ایران از جمله گیلان به8000سال قبل می رسد .مردم این نواحی در این روزگاران به پرورش بز وگوسفند وکشت غله اشتغال داشتند واز پشم بز وگوسفند پوشش وکلاه وپای افزار می بافتند وکار دوختن را نیز با سوزن های شاخک داری که چند نمونه از آنها به دست ما رسیده است ، انجام می دادند. به علت شرایط خاص آب وهوایی ورطوبت زیاد استان گیلان ،تعداد اندکی از دست بافته های کهن تالش در طی حفاری های علمی وغیر علمی کشف شده واین امر موجب شده است که اطلاعات جامعی در خصوص شال بافی منطقه در دست نباشد .در سال های اخیر تعداد اندکی از محققان ،آثار شال بافی تالش را مورد توجه قرارداده ومطالبی ، هرچند اندک ،در این مورد ذکر کرده اند .نمونه ای از آن ، نظرات رابینو است که در سال های 1281 و1287 شمسی (1906الی 1912میلادی ) در گیلان بسر برده ودر مورد بازرگانی وصنعت اسالم می نویسد : محصولی که در این منطقه تهیه می شود ، پارچه ای به نام شال وجوراب های کوتاه پشمی وجاجیم ومقدار کمی طناب است .به استناد مطالب فوق ،میتوان گفت که بافت شال در یک قرن اخیر از رونق چشمگیری برخوردار بوده است .امروزه 
علی رغم پیشرفت صنعت نساجی ،متداول شدن پارچه های متنوع وکاسته شدن تمایل جوانان تالشی به بافت شال ، استفاده از لباس های تهیه شده با شال ، دربین مردمان تالش ،بخصوص چوبانان ، همچنان از جایگاه ویژه ای برخوردار است .

(فرهنگ دهخدا)، در فرهنگ عمید می‌خوانیم که شال نوعی پارچه ساده یا گلدار است که از پشم یا کرک می‌بافند و یا بالاپوشی که از پارچه پشمی خشن درست می‌کنند و کشاورزان شال را مانند پارچه‌ای دراز و کم پهنا و دور کمر یا دور سر خود می‌پیچند.

مواد اولیه شال بافی فقط پشم است .بیشتر پشم مورد مصرف در شال از پشم گوسفندان محلی است و کمتر خریداری می شود،چون اکثر بافندگان شال افرادی هستند که خود گله دارنيستند.تار و پود شال که بصورت پارچه بافته می شود از پشم است و پنبه یا مواد دیگر در آن استفاده نمی شود مگر در بافت سیاه چادر که مقداری موی بز به آن اضافه می کنند.

دستگاه شال بافی:
در منطقه کلور دو وردی است دستگاه به صورت افقی و روبه‌روی بافنده روی زمین قرار می‌گیرد. و این دستگاه شبیه دستگاه جاجیم بافی است، به این صورت که دو پایه چوبی به فاصله یک متر از یکدیگر در زمین محکم می‌شود. دو سر این پایه‌های چوبی به صورت u ساخته شده تا وردنه که شال بعد از بافته شدن به دور آن می‌پیچد روی آن قرار می‌گیرد.

دوک: برای ریسیدن نخ پشم بکار می رود. دوک از جنس چوب ، سبک و در اندازه های 30-40 سانتی متر می باشد که قابل جابجایی است.

شانه یا “شونه سر خود”: برای حلاجی پشم بکار می رود. این وسیله به شکل شانه ای با دندانه های فلزی به طول 15 الی 20 سانتی متر است که به شکل عمودی بر روی یک پایه چوبی یا فلزی افقی سوار است.

چرخ: از یک دوک و یک چرخ و تسمه گرداننده چرخ تشکیل شده است و برلی ریسیدن نخ پشم بکار می رود.در اصطلاح به چرخ” جهره” می گویند.

دفه: شانه ای فلزی یا چوبی نسبتا سنگین که بعد از رد کردن هر پود آن را با دفه می کوبند تا پودها بطور مرتب بر روی هم قرار گیرند.

دستگاه شال بافی: این دستگاه چوبی است و شامل دو ردیف نورد و دو پدال می باشد که در داخل گودال کنده شده قرار می گیرد دستگاه شال بافی هم اکنون بیشتر در روستاهای ” آرده” تالشدولاب ، پره سر و مناطق کوهستانی به تعداد بسیار محدود وجود دارد که مناطق اطراف را پوشش می دهد.

ماکو: یک تخته چوب سبک که در یک سر آن سوراخی برای در گیر کردن پود تعبیه شده و برای عبور دادن نخ یا همان پود از میان دو ردیف تار بکار می رود.

وش تهيه شال بدين صورت است كه ابتدا پشم لازم را از پشم گوسفندان انتخاب و تهيه مي كنند كه خودرنگ مي باشند (سفيد، شيري، قهوه اي، سياه)

در اين انتخاب ها سعي مي گردد تا الياف نرم و بلند مورد استفاده قرار گيرد. سپس پشم را شسته و خشك مي كنند و پس از حلاجي بوسیله شانه، آنرا بصورت نخ مي ريسند. براي رسيدن نخ شال از دوك دستي يا چرخ مخصوص كه در اصطلاح محلي به آن (جهره) مي گويند استفاده مي كنند. اين كار تماماً توسط دختران و زنان انجام مي گيرد.سرانجام نخهاي بدست آمده را كه در اصطلاح تالشي «رشته پو» يا پشم رشته شده ناميده مي شود را به شكل گلوله هاي نخي در مي آورند و اين نخ آمادة بافتن شال يا جوراب مي باشد

دستگاه شال بافي شامل دو رديف نورد بوده و داراي دو پدال نيز مي باشد كه در داخل گودال كنده شده قرار مي گيرد و دراين حالت بافنده روي زمين مي نشيند و ماكو را از بين نخهاي كشيده شده عبور مي دهد و با فشار پدال رديف نورد را تعويض مي كند و دوباره عمل بالا را تكرار مي نمايند و با «دَفِه» يا «شانه سرخورد» رديف هاي بافته شده را با ضربه محكم مي كند.

عرض شال معمولاً حدود 40 سانتي متر است كه بصورت پارچه اي بافته مي شود و سپس آن را از عرض به هم دوخته و با آب صابون پا مي زنند تا بصورت كر كدار و پارچه اي زمخت درآيد و شبكه هاي آن گرفته شود. در اين حالت امكان نفوذ برف و بوران در اين پارچه بسيار كم است. شال مهمترين و بلكه اساسي ترين پوشش شبانان در سرما و كولاك فراوان كوهستان هاي سرزمين تالش است.

نژاد گوسفندان منطقه تالش با نژاد ترکی تفاوت عمده دارد که البته شرایط آب و هوایی هم در آن بی تاثیر نیست.به همین خاطر جنس پشم گوسفندان تالش تمیزتر وسفید تر از سایر مناطق است.رنگ این پشم ها سفید ، عاجی و سیاه است.در تالش شال نقش خاصی ندارد و کاملا یکدست سیاه یا سفید است.

از : رمضان نیک نهادhttp://kados2.blogfa.com

پرورش کرم ابریشم

شغل اصلی مردم تالش کشاورزی و دامداری و صید ماهی و زنبورداری و پرورش کرم ابریشماست . برای برزسی پرورش کرم ابریشم نگاهی اجمالی داریم برصنعت کرم ابریشم که علاوه بر مردم تالش و گیلک بسیاری از مردم سایر نقاط استانهای ایران وبرخی کشورهای آسیایی به ویژه چین وکره، ژاپن رونق فراوان دارد . اگر چه در طی سالها ابریشم بتدریج در سایر مناطق کشور نيز توليد شد و در حال حاضر 11 استان در زمينه نوغانداری فعاليت دارند، اما گيلان همچنان محل اصلی توليد پيله کرم ابریشم در کشور است و 60 درصد پيله کشور در این استان توليد میشود.اما در طی چند سال اخیر به دلیل مشکلاتی که در کشور گریبانگیر بخش تولیدات کشاورزی شده است متاسفانه بیم آن می رود که این صنعت زفته رفته رو به نابودی رود .

در زبان تالشی به کرم ابریشم ، کَج  وبه ابریشم تولیدی اَورشم وبه محل نگه داری تلِوار یا تلِبار و به  در خت توت ، توئَه دار و به برگ توت ، توئَه لیو و به قرار دادن شاخه و کلش برای پیله بستن ، خال  نوئِه و به پیله آن گوئَه می گویند 

6

 

كرم ابريشم توت ( bombyx mori ) حشره اي است با دگرديسي (استحاله) كامل و ‌داراي چهار مرحله زندگي تخم، لارو، شفيره و پروانه بوده كه تنها درمرحله دوم يــــا لاروي ازبرگ توت تغذيه كرده ودرپايان اين مرحله كه عموما“ 25 تا 30 روز بطول مي انجامد با تنيدن تـــار،‌ توليد پيله ابريشمـــي مـي كند. دوره لاروي كرم ابريشم داراي پنج مرحله تغذيه است كه به هر مرحله آن يك ” سن ” مي گويند. سنين 1 ، 2 و 3 ، كرم جوان و سنين 4 و 5 كرم بالغ ناميده مي شود. كرم در فاصله هر دو سن داراي يك مرحله پوست اندازي است كه به آن خواب كرم گفته       مي شود. كرم ابريشم را مي توان از نظر نسل به تك نسله،‌ دونسله و چند نسله، از نظر خواب به سه خوابه و چهارخوابه، ازنظر مبداء جغرافيائي به نژادهاي ژاپني،‌ چيني، اروپائي و … دسته بندي كرد. عموما“ غالب تخم نوغان هايي كه امروزه دردنيا مصرف مي شوند منشاء چيني و ژاپني داشته و حاصل هيبريداسيون يا آميخته گري ازاين دو نژاد مي باشند. اگرچه برخي ديگر از گونه هاي كرم ابريشم نيز توليد تارهاي ابريشمي مي كنند كه به ابريشم موگا، ابريشم تازار، ابريشم اري و… معروفعند اما ابريشم حاصل از كرم ابريشم توت از حيث كميت و كيفيت بر آنها داراي   برتري هاي بسيار است و از اين رو به طور غالب در دنيا به توليد آن مبادرت ميگردد.


  توليد اصلي فرآيند نوغانداري، پيله ابريشمي است كه از آن الياف ابريشمي استحصال مي گردد. از ميان تمامي تارهاي منسوجات، ابريشم به دليل ويژگي هاي خاص خود ازجمله سبكي، ‌نرمي، ‌مقاومت درنــوسانات گرمايي،   رنگ پذيري، ‌جاذب الرطوبه بودن، عايق پذيري الكتريكي وبه طوركلي لطافت، ظرافت ودوام،‌ جايگاه ويژه و ممتازي را به خود اختصاص داده است و به همين سبب، در دنياي منسوجات، ابريشم را ملكه منسوجات مي نامند.
     ابــريشـــم به عنوان ماده اوليه در توليد محصولاتي مانند فرش، پارچه، ‌پيراهن، شال گردن، آويزهاي ديواري و تزئينات داخلي منزل … استفاده مي شود. علاوه برآن درساخت چتر نجات، ‌تودوزي لاستيك، رگهاي مصنوعي، نخ جراحي، مواد عايق الكتريكي و… نيز مصرف مي گردد.

    لازم به توضيح است مي توان از فضولات پرورش كرم ابريشم به عنوان كود آلي درجهت بهبود وضعيت فيزيكي و حاصلخيزي خاك نيز استفاده كرد.

کرم ابریشم بیش ازچهار هزارسال توسط مردم پرورش داده می شد این کارنخستین بار در چین در حدود 2600 سال قبل از میلاد مسیح آغازشد چینی ها رازتهیه ابریشم را سالها مخفی نگه داشتند ودر اروپا و خاورمیانه تجارت می کردند. اماسرانجام به دست آوردن ابریشم از طریق کرم ابریشم توسط مردم دیگرکشورها یاد گرفته شداخیرا یاد گرفته ایم ازمواد مصنوعی موادی شبیه به ابریشم بسازیم اما تقاضا برای ابریشم طبیعی هنوزبالاست وکرم های ابریشم به خاطر تولید نخهای ابریشمی به کاربرده می شوند.عمل پروراندن کرم ابریشم نوغانداری نامیده می شود یک کرم بالغ طول قدش به پنج تا هفت سانتی مترمی رسد او یک کارگرشگفت انگیز است فقط در طی چند روز یک کرم ابریشم تنها پیله ای می تند که می تواند ششصد متر نخ ابریشم ازآن برداشت کرد اما بازبه بیست و پنج هزارپیله نیاز است تا نیم کیلونخ ابریشم خام تولیدشود

.امروزه بیشترنخ ابریشم به وسیله چین وهندوستان تولید می شود

هرسال60000 تن ابریشم خام تولید می شود و تبدیل به پیراهن – لباس – روتختی – پرده و دیگر فراورده ها می شود .این یک صنعت بزرگ است مخصوصا در چین ده میلیون کشاورزچینی کرم ابریشم پرورش می دهند .

دردنیاانواع مختلفی ازکرم ابریشم برای تولید ابریشم مورداستفاده قرارمی گیردحتی نوعی از کرم ابریشم پیله را با همکاری کرم دیگری می تند و نخ دولایه تولید می کنند.اگر چه نخهای مصنوعی مانند نایلون و پولیستر وجود دارند که محکمتر وارزان تر از ابریشم هستند و قیمت آنها پایین تر است اماابریشم به یک کالای تجملی تبد یل شده است و هنوز مورد تقاضا است زیرا در نگاه و احساس عالی است.

   نوغانداري يا پرورش كرم ابريشم از فعاليتهاي قديمي و جانبي بخش كشاورزي است كه در كنار ساير فعاليتهاي  اصلي كشاورزي هر منطقه به توليد پيله ابريشمي به عنوان يك محصول با ارزش جهاني مبادرت مي نمايد. اين حرفه پايه توليد فرآورده هاي متنوع ابريشمي از قبيل روسري، شال، البسه محلي، چادر شب …. بوده و از جمله فعاليتهايي است كه با ايجاد انگيزه اقتصادي، بخش قابل توجهي از نيروي كار فعال و راكد روستائيان مي توانند به آساني به آن مبادرت ورزند و بدينوسيله در آمد نسبتاً خوبي همراه با ارزش افزوده مناسب عايد خانوار روستايي گردد.
سادگي و رواني مطالب مجموعه حاضر به عنوان راهنماي عملي پرورش كرم ابريشم از يك سو و تقاضاي فراوان علاقه مندان حرفه نوغانداري از سوي ديگر، شركت سهامي پرورش كرم ابريشم ايران را به عنوان تنها متولي نوغانداري كشور بر آن داشته است تا نسبت به چاپ و توزيع گسترده تر آن به علاقه مندان اقدام نمايد.

مراحل پرورش کرم ابریشم :

تفريخ تخم نوغان:

     به مجموعه عملياتي كه طي آن تخم نوغان هاي زنده در شرايط محيطي مناسب قرار گرفته و جنين آن به طور طبيعي رشد نموده و به صورت لارو از پوسته تخم خارج مي گردند تفريخ مي گويند. اين مرحله يكي از مراحل مهم و پر اهميت در پرورش كرم ابريشم مي باشد، زيرا به توسعه مناسب جنيني و خروج به موقع و يكنواخت لاروها در زمان تعيين شده كمك مي نمايد، بديهي است با انجام مناسب عمليات تفريخ لاروهاي قوي بنيه توليد مي گردند كه اين خود به ميزان قابل توجه اي بر كيفيت و كميت پيله توليدي موثر خواهد بود. براي رسيدن به اين هدف مطلوب است از اتاقهاي تفريخ استفاده گردد.اين اتاق ها مي توانند به هر شكل و اندازه هاي متناسب با حجم كار انتخاب و در آنها شرايط محيطي لازم فراهم آيد. در اين اتاق ها براي تامين حرارت، رطوبت و نور لازم، مي توان از دستگاههاي اتوماتيك تامين كننده حرارت، رطوبت و نور استفاده نمود و در صورت عدم دسترسي به اين گونه وسايل  مي توان با استفاده از چراغهاي معمولي توليد كننده حرارت (بخاري) براي تامين حرارت و با قرار دادن ظرف آب روي آن براي توليد رطوبت و نصب تعدادي لامپهاي فلورسنت (مهتابي) براي توليد نور به اين هدف دست يافت از ديگر شرايطي كه اتاقهاي تفريخ بايد داشته باشند، امكان تامين تاريكي و جلوگيري از حمله آفات و مورچه ها است.


     لازم به توضيح است شروع مرحله تفريخ مي بايست با زمان جوانه زني درختان توت و وضعيت آب و هوايي محل پرورش متناسب باشد.
    براي اينكه تفريخ به خوبي انجام شود بهتر است كه تخم نوغان پس از دريافت از مراكز مجاز بلافاصله به اتاق تفريخ منتقل شده و در داخل جعبه هاي تفريخ به طور يكنواخت ريخته شوند. بهتر است اين جعبه ها به صورت چارچوبي كه كف آنها به وسيله پارچه لطيف و نازك، ترجيحا مشكي رنگي پوشانده شده است تهيه گردند. در صورت عدم تهيه جعبه تفريخ مي توان از جعبه هاي مقوايي (به عنوان مثال جعبه شيريني استفاده نشده) براي انجام عمل تفريخ استفاده نمود . توصيه مي شود به علت كمبود فضاي مناسب جعبه تخم نوغان، از اين جعبه ها براي انجام عمليات تفريخ استفاده نگردد.

شرايط محيطي لازم براي عمليات تفريخ عبارتند از : 

الف- حرارت:

     حرارت مناسب براي سه روز اول تفريخ 15 درجه سانتي گراد مي باشد. سپس تخم نوغان ها در حرارت 18 الي 20 درجه به مدت 1 روز حرارت نگهداري مي شوند و پس از آن مطلوب است تا خروج لاروها از تخم در حرارت 25 درجه نگهداري شوند.
ب- رطوبت:

     رطوبت نيز يكي از عوامل موثر در عمليات تفريخ و توليد لارو قوي بوده و لازم است رطوبت اتاق تفريخ بين 75 تا 85 درصد(در روزهاي ابتدايي 75 تا 80 و در روزهاي پاياني 80 تا 85 درصد) باشد. ميزان رطوبت كمتر موجب مي شود تخمها به راحتي آب خود را از دست داده و تعداد تخمهاي مرده افزايش يابد. از طرف ديگر افزايش بيش از حد رطوبت( بيش از 90 درصد) باعث توليد لاروهاي ضعيف مي گردد. 
     بهتر است به منظور كنترل صحيح حرارت و رطوبت از تعدادي حرارت سنج و رطوبت سنج در داخل اتاق تفريخ استفاده شود. 

ج- نور:

    نور در مراحل  اوليه  تفريخ تا مرحله لكه چشمي (قبل از مرحله آبي شدن) موجب تسريع رشد و نمو جنين خواهد شد اما همزمان با آبي شدن(روشن شدن) تخمها، تاريكي كامل باعث همزماني رشد لاروها و خروج يكنواخت آنها   مي شود. به همين دليل لازم است در تمامي دوران تفريخ روزانه به مدت 16 ساعت از روشنايي كامل و 8 ساعت تاريكي استفاده گردد. براي توليد روشنايي مي توان از لامپهاي فلورسنت( مهتابي ) استفاده نمود .لازم است از روز دوازدهم شروع تفريخ، تخمها مرتباً مورد بازديد قرار گرفته و زماني كه مشاهده شد رنگ آنها از تيره به روشن تغيير يافته است، روشنايي داخل  اتاق را قطع كرده و تا زمان خروج كامل كرمها در تاريكي مطلق نگه داشته شوند. حتي در زماني كه براي كنترل حرارت و رطوبت به داخل اتاق تردد مي گردد از چراغ قوه اي كه شيشه آن به رنگ قرمز است استفاده مي شود.

د: تهويه:

     تخم نوغان، خصوصا در مراحل انتهايي دوره تفريخ، مقاومت كمتري در برابر افزايش دي اكسيدكربن محيط نشان مي دهد، بنابر اين لازم است هواي تازه به طور مداوم بخصوص مراحل پاياني تفريخ در اختيار آنها قرار گيرد.

شروع پرورش كرم ابريشم:

    پس از پايان يافتن عمليات تفريخ و خروج كرمها از تخم، تخم نوغان هاي تازه تفريخ شده به محل پرورش منتقل شده و لازم است موارد ذيل به عنوان مرحله شروع پرورش انجام گردد.
–  يك روز قبل از شروع  پرورش، محل پرورش را كاملا آماده نموده و شرايط محيطي لازم از نظر دما رطوبت ونيز امكانات لازم مهيا مي شود. 
–  جعبه هاي تفريخ اعم از جعبه هاي طراحي شده و يا جعبه هاي شيريني كه براي تفريخ مورد استفاده قرار گرفته اند را پس از بيرون آمدن لاروها، به اتاق پرورش منتقل نموده و به آرامي روي بسترهاي پرورشي قرار ميدهيم و سپس پوشش روي جعبه ها را برمي داريم.
–  قبل از تغذيه با مواد ضدعفوني كننده اي مثل مخلوط 5 درصد پودر فرمالدئيد و 95 درصد پودر آهك مرده و يا به وسيله پودر آهك مرده، سطح بدن لاروها، با استفاده از پارچه هاي توري نازك به طور يكنواخت ضدعفوني مي گردند.

–  به منظور انجام عمليات برگدهي لازم است برگها را خرد كرده و به طور يكنواخت در اختيار لاروها گذاشته شود.
–  پس از برگدهي جهت حفظ رطوبت و جلوگيري از خشك شدن برگها بهتر است بستر پرورش با كاغذهاي پارافيني(مومي) پوشانده شود.
–  حدود 2 ساعت پس از برگ دهي و زماني كه اطمينان حاصل شد كه كرمهاي تفريخ شده به برگ چسبيده اند برگها همراه با كرمها از داخل جعبه تفريخ به روي بستر پرورش منتقل مي شوند. بايد دقت كرد كه هنگام انتقال صدمه اي به كرمها وارد نيايد.
–  مساحت مطلوبي با توجه به ميزان و تراكم لاروها در سيني پرورش در نظر گرفته مي شود، بايد توجه داشت كه در اين سطح تمامي كرمها به طور يكنواخت قرار گرفته و از تراكم كرم در يك نقطه جلوگيري به عمل    مي آيد.
–   بايد توجه داشت كه جثه كرم ابريشم در سنين جواني به خصوص سن اول و دوم و اوايل سن سوم بسيار ظريف و آسيب پذير است و براي جابجايي آن نبايد از دست استفاده كرد و براي اين كار لازم است تعدادي پر مرغ تميز در اختيار داشته باشيم تا بوسيله آن جابجايي لاروها صورت پذيرد.
      به كليه عمليات اشاره شده مرحله شروع پرورش گفته مي شود. پس از آن پرورش كرم جوان و كرم بالغ انجام     مي شود.

  
پرورش كرم جوان :

     سه سن اول لاروي در دوره زندگي كرم ابريشم، كرم جوان ناميده مي شود. كيفيت پرورش كرم جوان به ميزان قابل توجه اي در موفقيت پرورش كرم بالغ و بالطبع در كميت و كيفيت پيله هاي توليدي موثر مي باشد. بايد كوشيد با توجه به رشد سريع لارو و حساسيت آن به شرايط مطلوب محيطي، مناسب ترين شرايط حرارتي، رطوبتي، تغذيه اي و بهداشتي براي آن فراهم گردد (به جدول الگويي پرورش كرم جوان مراجعه شود). بنابراين لازم است اتاق پرورش كرم جوان از نظر حرارت، رطوبت، تهويه قابل كنترل باشد. بدين منظور مطلوب است تعدادي حرارت سنج و رطوبت سنج در نقاط مختلف اتاق پرورش نصب گردد.
     بستر پرورش كرم جوان معروف به سيني پرورش، مي تواند ازجنس چوب يا فلز و در ابعاذ مختلف تهيه شود كه بسته به حجم پرورش و سطح بستر مورد نياز و در مقاطع مختلف و متناسب با ميزان رشد كرم مورد استفاده قرار   مي گيرد.
     برگ توت در تغذيه و تامين سلامتي كرمهاي جوان، بسيار موثر مي باشد، بنابراين لازم است در انتخاب نوع برگ و برداشت به موقع آنها دقت لازم به عمل آيد. ضروري است برگهاي مورد استفاده براي دوره كرم جوان لطيف، تازه و پرآب و سرشار از مواد مغذي باشد. براي پرورش كرم جوان برگهاي قسمت انتهاي شاخه ها(غير از غنچه ها) استفاده مي شوند و بهتر است براي سن اول از اولين تا سومين برگ، براي سن دوم از اولين تا پنجمين برگ و براي سن سوم از اولين تا هفتمين برگ، برداشت شود. بايد توجه داشت كه اولين برگ راس شاخه، برگي است كه از همه برگهاي انتهايي شاخه بزرگتر باشد. بنابراين نبايد از برگهايي كه به صورت جوانه بوده و هنوز كاملاً باز نشده است استفاده نمود. بهترين وسيله براي حمل برگ از محل چيدن تا اتاق پرورش سبدهاي پلاستيكي بزرگ است كه مانع فشردگي برگها و آسيب به آنها مي شود. برگ مورد تغذيه كرمهاي جوان بايد خرد شود. اندازه اين برشها در سنين 1 ، 2 و3 كرم با توجه به قدرت كرم براي جويدن برگ انتخاب شده و ضروري است كه اين اندازه ها رعايت شوند. براي خرد كردن برگ مي توان از كارد تيز آشپزخانه و يك صفحه چوبي استفاده نمود. براي اينكه برگها هنگام برش له نشود بهتر است دقت بيشتري در برشها به عمل آيد. چون برگ مورد تغذيه سنين 1 و 2 و 3 خرد مي شود و اين گونه برگها قدرت نگهداري رطوبت خود را در اثر برش از دست مي دهند لازم است به منظور حفظ رطوبت آنها و جلوگيري از پژمردگي، پس از اتمام برگدهي روي بستر با استفاده از كاغذ پارافيني(مومي) پوشانيده گردد.
     به دليل حساسيت كرم هاي جوان به عوامل بيماريزا و به منظور پيشگيري از شيوع بيماري، مطلوب است ضدعفوني بدن لاروها هر صبح و يا حداق يك روز در ميان بويژه پس از پوست اندازي كرمها در ابتداي هر سن، پيش از عمليات برگدهي به وسيله پودر ضدعفوني كننده انجام گيرد. لازم به تذكر است كه در زمان خواب كرمها از ضدعفوني بدن آنها اكيدا خودداري گردد.

پرورش كرم بالغ :

     به سنين 4 و 5 دوره زندگي كرم ابريشم، كرم بالغ گفته مي شود. با توجه به بزرگ شدن جثه و اندازه كرمها بالطبع نياز به سطوح وسيعتر براي ادامه عمليات پرورش، بهتر است پس از پايان پرورش كرم جوان، لاروهاي ابتداي سن چهارم به سالن كرم بالغ منتقل شوند. مناسبترين سالنها يا تلنبارهاي پرورش كرم بالغ، تلنبارهاي نيمه صنعتي مي باشند. در اين نوع تلنبارها، بسترهاي پرورشي به صورت دو يا سه طبقه در طول سالن و به عرض 5/1 متر ساخته مي شوند. اسكلت بسترها مي تواند از آهن يا چوب انتخاب شده و كف بسترها هم بوسيله توري فلزي پوشانده مي شود. مزيت اين روش اين است كه مي توان از فضاي داخل سالن براي افزايش سطح بستر استفاده نمود. براي اينكه امكان كار كردن در داخل طبقات فراهم شود بهتر است ارتفاع اولين طبقه از سطح زمين را 20 سانتي متر، فاصله طبقه اول از طبقه دوم را 80 سانتي متر و فاصله طبقه دوم با سوم را 50 سانتيمتر در نظر گرفت. همچنين مي توان از سالنهاي مزبور در فصول غير از پرورش نيز استفاده كرد.


     به علت حساسيت كرمهاي بالغ به شرايط نامناسب تهويه، حرارت و رطوبت زياد، رعايت ميزان حرارت و رطوبت مندرج در جدول الگويي پرورش كرم بالغ و تهويه به موقع سالن به ميزان قابل توجه اي در سلامت كرمها و افزايش محصول موثرخواهد بود. برگهاي آبدار و تازه رشد كرده براي تغذيه كرم بالغ مناسب نمي باشند. بنابراين لازم است از برگ شاخه هاي پايين تر درخت كه رشد كافي كرده اند استفاده نمود. ضمن اينكه در اين دوره نيازي به خرد كردن برگ نبوده و مي توان برگ را همراه با شاخه روي بستر كرم قرار داد. به منظور پيشگيري از فشردگي برگها روي بستر، تغذيه مطلوبتر كرمها و تهويه مناسب، توصيه مي شود شاخه ها را يكي در ميان و به صورت سر و ته روي بستر گذاشته شود، بهتر است در دفعات بعدي برگدهي جهت قرار دادن شاخه ها عكس دفعه قبل باشد تا با ايجاد شبكه اهداف مذكور تامين گردد.

     برخي نكات مهم در پرورش كرم ابريشم: 

1-  تغذيه :

–  از تغذيه كرمها با برگهاي خيس، باران خورده، شبنم دار، خاك آلوده، پژمرده و خشبي بايد قويا خودداري گردد.
– بايد مطمئن بود كه هنگام برداشت برگ ، درختان ميوه مجاور اين درختان سمپاشي نشده باشند زيرا در صورت انجام سمپاشي، احتمال اينكه ذرات سم بوسيله باد روي برگ درختان توت نيز منتقل شده باشد، وجود دارد.تغذيه كرمها با برگهاي آلوده به سم موجب نابودي آنها مي شود. بنابراين در صورت مشكوك بودن مي توان ابتدا تعداد كمي از كرمها را در محل جداگانه اي بوسيله برگ چيده شده مشكوك تغذيه نمود. چنانچه برگها آلوده به سم باشند كمتر از 2 ساعت پس از تغذيه، كرمها بي تاب شده، سر خود را به اطراف حركت داده و مايع سبز رنگي از دهان آنها خارج مي شود. در اين حالت بايد كليه برگهاي آلوده و كرمهاي مسموم شده را از محيط پرورش دور ساخت. 
–  لازم است برداشت برگ، صبح زود و يا عصر هر روز انجام شود و از برداشت آن در زمان آفتاب شديد اجتناب گردد زيرا برداشت برگ در اين زمان باعث خشكيدگي برگها شده و افزايش گرماي برگها موجب تخمير و ترشيدگي آنها مي گردد.
–  مطلوب است عمليات برداشت برگ طوري انجام شود كه هميشه به  اندازه يك وعده برگ براي تغذيه كرمها ( به ويژه براي سنين 4 و 5 ) ذخيره شده باشد. به گونه اي كه برگهاي چيده شده درعصرها براي اولين وهله برگ دهي روز بعد و برگ چيده شده صبح براي وهله هاي ديگر برگ دهي روزانه استفاده گردد. اتاق ذخيره بايد محلي خنك و تاريك بوده و قابليت تهويه را نيز داشته باشد. ضمناً به منظور حفظ رطوبت برگها، پس از پهن كردن آنها بهتر است روي برگ بوسيله پارچه تميز نمداري پوشانيده شود.
– ضروري است برگ دهي چه به صورت خرد شده در سنين كرم جوان و چه به صورت برگ كامل همراه با شاخه در دوره بالغ، به صورت يكنواخت در بستر كرم انجام شود تا كليه كرمها از ميزان كافي برگ برخوردار شده و ضمن تغذيه لازم به طور هماهنگ رشد نمايند.

2-  خواب كرم : 

     كرمهاي ابريشم در فاصله سنين يك تا پنج، داراي چهار مرحله پوست اندازي هستند كه به هر مرحله        پوست اندازي اصطلاحا خواب كرم گفته مي شود. علائم پوست اندازي عبارتند از:كاهش تغذيه، كاهش تحرك، متورم شدن ناحيه سينه اي، چسبيدن روي يك نقطه در روي بستر پرورش، قرار گرفتن لارو با حالت زاويه دار و شفاف شدن پوست لارو.
رعايت نكات زير در زمان خواب كرم الزامي است:
      به دليل عدم يكنواختي كامل كرمها در زمان خواب و به منظور جلوگيري از تراكم برگ باقي مانده در بستر، ميزان آخرين وهله برگ دهي قبل از خواب هر سن كمتر از وهله هاي قبلي است. 
     مطلوب است با مشاهده علائم خواب كامل كرمها، بستر پرورش به وسيله پودر آهك مرده آهك پاشي گردد. اهداف مورد نظر از اين عمليات عبارتند از: 1- كاهش رطوبت بستر 2- خشك شدن برگ هاي باقيمانده در بستر 3- كاهش فعاليت عوامل بيماريزا.
     براي تميز كردن بستر پرورش، مي توان از توريهاي پلاستيكي استفاده نمود. بديهي است اندازه چشمه توري ها براي استفاده در دوره كرم جوان كوچكتر و براي دوره كرم بالغ بزرگتر مي باشد. همچنين در دوره كرم بالغ كه كرمها با شاخه تغذيه مي شوند مي توان با برداشتن شاخه ها سطح زيرين آنرا تميز كرده و مجدداً شاخه را روي بستر تميز شده قرار داد.
     نكته مهمي كه بايد در مورد تميز كردن بستر يادآوري نمود آن است كه در مراحل مختلف  اين عمليات بويژه در دوره كرم جوان كه لاروها ريز بوده و امكان مشاهده آنها اندكي مشكل است، بايد توجه كافي نمود تا از دور ريختن احتمالي لاروها و يا آسيب هاي وارده به آنها اجتناب گردد.
     نكته ديگر اينكه چون تميز كردن بستر به ويژه در سنين 4 و 5 ، نيروي انساني قابل ملاحظه اي نياز دارد بهتر است در اين خصوص برنامه ريزي لازم صورت پذيرد تا عمليات تميز كردن بستر و سپس تغذيه لاروها به موقع انجام شوند.

3-  افزايش سطح بستر و يكنواخت كردن كرمها در بستر :
     همراه با تغذيه و افزايش سن لاروها جثه آنها بزرگتر شده و نياز به سطح بستر بيشتري دارند. لذا به طوري كه در جداول الگويي نيز منعكس گرديده در مواقع لزوم بايد به گسترش سطح بستر آنها اقدام نمود. افزايش به موقع سطح بستر پرورش و فراهم كردن بستر مناسب تاثير بسيار زيادي بر كميت و كيفيت محصول توليدي داشته و در پيشگيري از شيوع بيماريهاي مختلف به خصوص بيماري گراسري مؤثرمي باشد.
     عمل گسترش بستر قبل از هر خواب تا دو برابر سطح اوليه و پس از پوست اندازي به اندازه مورد نياز ضروري است. نكته اي كه لازم است مورد توجه قرار گيرد آن است كه در تمامي مراحل پرورش اعم از تغذيه و گسترش بستر از تراكم كرمها در يك نقطه اجتناب كرده  و سعي شود كرمها به طور يكنواخت در سطح بستر پراكنده شوند. ضروري است به منظور جلوگيري از وارد آمدن هرگونه صدمه به لاروها، جابجايي آنها در سنين جواني به وسيله دست انجام نشده و از وسايلي مانند پر مرغ استفاده گردد.

4-  رعايت بهداشت محيط پرورش و ضدعفوني:
     با توجه به اينكه بيماري هاي كرم ابريشم قابل درمان نيست، براي پيشگيري خسارات حاصل از بيماريها و آفات لازم است اتاق تفريخ، اماكن پرورشي و كليه وسايل مورد نياز در تفريخ و پرورش به شرح ذيل ضدعفوني شوند:
1- محلول 2 درصد فرمالين: زمان استفاده از اين محلول 4 روز قبل از شروع عمليات پرورش و يا تفريخ است. محلول شامل يك ليتر فرمالين(37 درصد) و 17 ليتر آب ميباشد.براي تاثير بهتر اين محلول لازم است كه محيط گرم بوده(20 تا 25 درجه سانتي گراد) و كليه منافذ ورود و خروج هوا گرفته شود. 48 ساعت قبل از شروع عمليات، كليه دربها و پنجره ها را باز نموده تا گاز حاصل از محيط خارج شود.از اين محلول براي هر متر مربع به ميزان يك ليتر استفاده مي شود.
2- محلول 1درصد كلر: زمان استفاده از اين محلول يك روز قبل از شروع پرورش و يا تفريخ است. محلول شامل 20گرم كلر تجارتي و يك ليتر آب ميباشد. در تلمبارهاي سنتي اين محلول كاربرد راحت تري دارد. 
3- پودر كلر و آهك: اين پودر به صورت روزانه در محل وروديهاي سالن پرورشي استفاده ميشود و مخلوط شامل 950گرم آهك كشته و 50گرم كلر است.
     به دليل فراواني ميكروارگانيسم هاي بيماري زا در كرم ابريشم و احتمال ابتلاء به بيماريهاي مختلف، بايد در ضدعفوني كردن بستر پرورش و رعايت نكات بهداشتي محيط پرورش دقت فراواني نمود. براي ضد عفوني         مي توان از پودرهاي ضدعفوني كننده معرفي شده (95 درصد پارافرمالدئيد و 5 درصد آهك) استفاده نمود. پودر را در پارچه نازكي ريخته و با تكان دادن پارچه محتوي پودر روي كرمها، عمل ضدعفوني را انجام داد. عمل ضدعفوني صبحها و قبل از پوست اندازي كرمها و قبل از اولين برگ دهي انجام مي شود. البته در صورت اشاعه بيماري بايد دفعات ضدعفوني افزايش يابد.
     معمولاً پس از هر وعده تغذيه كرمها، مقاديري ضايعات تغذيه در راهروهاي تلنبار و حواشي بستر ريخته مي شود كه بايد بلافاصله بدون ايجاد گرد و غبار نسبت به جاروي محيط پرورش و خارج كردن ضايعات اقدام و در صورت امكان با استفاده از محلول كلر يا ديگر مواد ضدعفوني كننده، ضدعفوني شوند. ضمن اينكه هنگام ورود به داخل تلنبار بايد كفشها تعويض شوند به همين دليل وجود تعدادي دمپايي در داخل محيط پرورش براي تعويض كفشها ضروري است. اين اعمال موجبات ورود عوامل بيماريزا به داخل محيط پرورش را كاهش داده و از ابتلاء كرمها به بيماريها جلوگيري به عمل مي آورد.

 تنيدن پيله و برداشت آن:

     نشانه هاي آماده شدن كرم براي تنيدن پيله به قرار زير است :
1- كاهش تغذيه   2- تغيير بافت مدفوع  3- تغيير رنگ لارو( شفاف شدن)  4- ترشح مقدار زيادي ادرار   5  – كاهش حجم بدن 6- ترشح تارهاي ابريشمي  7- بالاگرفتن سر

    با بروز اين علائم بستر پرورش كاملا تميز شده و تغذيه لاروها به صورت تك برگ انجام مي شود. 
    در زمان تنيدن پيله مطلوب است محل پرورش از دماي 25 درجه سانتيگراد و 70 درصد رطوبت برخوردار باشد. حرارت و رطوبت كمتر و زيادتر از حدود فوق موجب كاهش پيله توليدي و بروز خسارت اقتصادي محصول مي گردد. ضروري است در دوره تنيدن پيله تهويه محيط پرورش به خوبي انجام گيرد، همچنين لازم است از جابجايي كرمها و دست زدن به آنها اجتناب كرد.


     براي تنيدن پيله از وسايل اختصاصي اين كار كه اصطلاحا مابوشي ناميده مي شود استفاده مي گردد. در صورتي كه وسايل مذكور در اختيار نباشد مي توان از كاه و كلش خرد نشده يا گياهان محلي خشك شده  در آفتاب كه داراي انشعاب زياد بوده و بوي زننده اي نداشته باشند استفاده نمود. وسايلي كه براي تنيدن پيله مورد استفاده قرار مي گيرند بايد ارزان و بادوام بوده و تعداد حفره هاي آنها زياد باشد تا كرمها به راحتي در آن حركت كرده و فضاي مناسبي براي تنيدن پيله وجود داشته باشد.

     دوره تنيدن پيله در شرايط محيطي مناسب 3 تا 4 روز به طول مي انجامد و لازم است در اين دوره نسبت به فراهم آوردن شرايط فوق و جمع آوري لاروهاي سرگردان(به پيله نرفته) اهتمام ورزيد. ضروري است نسبت به   جمع آوري كرمهاي مرده و بيمار و معدوم سازي آنها اقدام گردد.

     در صورت تامين شرايط محيطي مناسب، حدود هشت روز پس از آغاز تنيدن پيله، شفيره كامل شده و مي توان پيله ها را برداشت نمود. براي جلوگيري از كاهش رطوبت پيله كه موجب كاهش وزن آن مي شود بايد عمليات برداشت به موقع و سريع صورت گيرد. كرك گيري پيله ها و جداسازي كرمهاي مرده و پيله هاي پوست پيازي و نا مرغوب از محصول موجب افزايش ارزش آن هنگام فروش مي گردد.
توصيه مي گردد جهت حصول اطمينان از مناسب ترين زمان برداشت پيله و پيش از آغاز عمليات فوق، تعدادي پيله از قسمت هاي مختلف محل پرورش به صورت تصادفي انتخاب شده و شفيره هاي آنها مورد باز بيني قرار گيرد.

از : رمضان نیک نهاد

گردآوری از : http://kados2.blogfa.com

منابع مورد استفاده :

– كاشت، داشت و برداشت توتستان، ترجمه كارشناسان شركت سهامي پرورش كرم ابريشم، 1373، انتشارات وزارت جهاد كشاورزي 
– پرورش كرم ابريشم، ترجمه كارشناسان شركت سهامي پرورش كرم ابريشم، 1373، انتشارات وزارت جهاد كشاورزي 
– اصول نوغانداري، اسماعيل اعتباري،1369، موفق تهران، ناشر شركت ابريشم ايران
– آموزش نوغانداري، محمدرضا اقبالي،1382،انتشارات وزارت جهاد كشورزي