پارک جنگلی گیسوم

يکي از نقاط ديدني استان گيلان و شهرستان تالش پارک جنگلي گيسوم است. مسيري زيبا و ديدني درختان سر به فلک کشيده آن تونلي جنگلي را ايجاد کرده است که دل هر بيننده‌اي را با خود مي‌برد.

پارک جنگلی گیسوم در ۱۸کیلومتری جاده تالش به بندرانزلی قرار دارد. در جنوب آن رضوانشهر به فاصله ۱۴کیلومتر و شمال آن، شهر (تالش) با فاصله حدود ۲۰کیلومتر قرار دارد و جنگل‌های موجود در آن به صورت خودرو و انبوه به وجود آمده است. گیسوم یکی از توابع دهستان زیبای خاله سرای ۵۷ می‌باشد و سالانه میلیون‌ها مسافر و توریست داخلی و خارجی از آن دیدن می‌کنند.

پارک جنگلی گیسوم

 

در مجموع ۷۶ گونه گیاهی متعلق به ۶۶ جنس و ۴۴ خانواده در این منطقه جلگه‌ای از شمال گیلان شناسایی شده‌است که ۲۱ گونه آن چوبی و مابقی را گونه‌های علفی تشکیل می‌دهد.

درختان جنگلی انبوه و انواع گونه‌های گیاهی به وپژه درختان انجیلی (آسون دار)، چشم انداز رؤیایی در فصل پاییز به همراه دارد. در پارک جنگلی گیسوم امکانات رفاهی و سوییت و منازل تعبیه شده است و پاسگاه پلیس امنیت این پارک را شبانه‌روزی کنترل می‌کند. مغازه‌های مختلف خرید، کباب ماهی روی ذغال و ساحل زیبای آن برای شنا، جذابیت آن را دو چندان کرده است. بهترین زمان سفر به گیسوم ماههای اردیبهشت و مهر و آبان است.

جاده گيسوم تونلي جنگلي را با نسيم خنک کوهستان هاي تالش در هم آميخته تا تن و جان هر رهگذري را آرامش ببخشد و روحش را آسايش دهد.گيسوم جايي است که جنگل و دريا به هم مي رسند و سحر طبيعت به اوج خود مي رسد.
اگرچه گيسوم فقط در نيمه اول سال پذيراي گردشگران است ولي بايد گفت که اگر در نوروز و نيمه اول سال هم موفق به سفر به اين منطقه گردشگري نشديد زيبايي هاي طبيعي گيسوم در فصل پاييز و زمستان نيز کمتر از بهار و تابستان نيست.

همسايگي جنگل و دريا در اين منطقه از شمال کشور، زيبايي دو چنداني را نصيب چشمان گردشگران مي‌کند.
اين ساحل زيبا در ايام نوروز پذيراي جمعيت زيادي از علاقه مندان به طبيعت از اقصي نقاط کشور است مسافراني که از گوشه و کنار کشور مي آيند تا آغازين روزهاي بهار را در کنار جنگل و دريا به نظاره بنشينند و تماشاگر رويش طبيعت زيباي تالش باشند.
وجود گيسوم باعث شده است که روستاي گتگسر در کنار آن به يک روستاي مهمان پذير با خانه هاي ويلايي تبديل شود و اهالي به خاطر حضور بيش از حد مسافران خانه‌هاي خود را تبديل به سوئيت هاي مهمان‌پذير کنند.

جنگل گيسوم با مساحتي حدود ۸۰ هکتار، با درختان جنگلي انبوه و گونه‌هاي گياهي خاصي که دارد، چشم انداز زيبايي را براي گردشگران فراهم مي‌کند، اين پارک با امکاناتي نظير پارکينگ در داخل محدوده پارک، وسايل بازي کودکان، ورزشگاه، اردوگاه، پلاژ، هتل، مناطق پيک‌نيک روزانه، کمپينگ طبيعي، مسيرهاي پياده روي، مجموعه فضاهاي جنگلي باقيمانده در ناحيه شرقي، جنگل شمشاد و موزه طبيعي گل و گياه منتظر حضور گردشگران است.

در مجموع ۷۶ گونه گیاهی متعلق به ۶۶ جنس و ۴۴ خانواده در این منطقه جلگه‌ای از شمال گیلان شناسایی شده‌است که ۲۱ گونه آن چوبی و مابقی را گونه‌های علفی تشکیل می‌دهد.

درختان جنگلی انبوه و انواع گونه‌های گیاهی به وپژه درختان انجیلی ( آسون دار )، چشم انداز رویایی در فصل پاییز به همراه دارد. در پارک جنگلی گیسوم امکانات رفاهی و سوییت و منازل تعبیه شده است و پاسگاه پلیس امنیت این پارک را شبانه روزی کنترل می کند.مغازه های مختلف خرید و ساحل زیبای آن برای شنا جذابیت آن را دو چندان کرده است.بهترین زمان سفر به گیسوم ماههای اردیبهشت و مهر و آبان است.

پارک جنگلی گیسوم

پارک جنگلی گیسوم

گردآوری از رمضان نیک نهاد

http://kados2.blogfa.com

رودخانه کرگان رود

این رود دائمی بزرگ‌ترین و پرآب‌ترین رودخانه ناحیه غربی استان گیلان در شهرستان تالش است. این رودخانه دارای سه سرشاخه اصلی به نام‌های آق اولر، وزنه سر و رزه چای می‌باشد که شاخه‌های اصلی و میانی آن از ارتفاع 3000 متری کوه‌های تالش در امتداد البرز غربی سرچشمه می‌گیرند و در ارتفاع 350 متری، به شاخه شمالی می‌پیوندند. طول شاخه اصلی رودخانه 42/5 کیلومتر است و دارای دِبی قابل ملاحظه‌ای می‌باشد و متوسط آب‌دهی سالانه آن حدود 8 مترمکعب در ثانیه تعیین گردیده است. این رود در ماه‌های خرداد تا مهر تا حدودی کم‌آب می‌شود. این رود پس از عبور از میان شهر تالش در 6 کیلومتری شرق این شهر و در روستای قروق به دریای خزر می‌ریزد. این رود زیستگاه انواع ماهی‌ از جمله ماهی سفید و ماهی آزاد می‌باشد.

در زبان تالشی کرگان‌رود را «کرگری» نیز می‌گویند. پسوند «گری» یا «کری» در نام برخی آبادی‌های تالش مانند دیره‌کری، کواکری، خلفه‌کری، قاسمه‌کری و نواکری دیده می‌شود که معادل آباد و آبادی است. برخی نام کرگری را با تفکیک کرگه+ری از یکدیگر، در ارتباط قرار داده‌اند. کرگه به معنای مرغ و پرنده است. شاید در قدیم که جلگه اطراف این رود پوشیده از بیشه‌زار بوده و پرندگان زیادی در آن زندگی می‌کردند، کرگه ری به معنای مرغزار یا زیستگاه پرندگان به کار رفته باشد که پس از آباد شدن، همین نام را حفظ کرده است.

رودخانه کرگان رود

دیگر رودخانه ها  :

۱-رودخانه لمیر که از ارتفاعات ۲۷۵۰ متری با رژیم برفی –بارانی تغذیه می نماید و دو رود پر آب آن پاییز و بهار می باشد .ذلتایی به عرض و طول ۵ کیلومتر ایجاد نموده است .

۲-رودخانه پلاسی – ار ارتقاعات ۸۰۰ متری غرب دریای خزر سرچشمه می گیرد و رزیم بارانی و پر آبی شهریور و مهر می باشد .

۳- رودخانه چوبر- از ارتفاعات ۲۷۵۰ متری با رژیم برفی –بارانی و دوره پر ابی پاییز تا بهار است .

۴- رودخانه حویق –از ارتفاعات  ۲۵۰۰  متری با رژیم برفی – بارانی با ماههای پر اب مهر و فروردین می باشد.

۵- رودخانه لیسار –  از ارتفاعات ۱۰۰۰ متری رودخانه دائمی با دوره پر آبی بهار منحصراً می باشد .

۶- رودخانه کرگانرود –از ارتفاعات  ۳۰۰۰ متری با دو دوره پر آب در بهار و پاییز می باشد و برای کشاورزی دارای اهمیت حیاتی است.

۷- رودخانه ناورود –ار ارتفاعات ۳۰۰۰ متری با رژیم برف وباران می باشد و برای کشاورزی استفاده حیاتی دارد و دارای دلتایی وسیع می باشد .از ارتفاع ۲۰۰۰ مکتر به بالا فاقد جنگل می باشد.

آبدهی ماهانه رودخانه ناورود با ۳۴۳ کیلومتر مربع به طور متوسط ۸۹/۵ متر مگکعب در ثانیه و حداقل ۵۴/۱ متر مکعب و حداکثر ۸۳/۸ متر مکعب  می باشد . ضریب تغییرات آبدهی این رودخانه ۳۷/۰ درصد  میباشد و از نظر فصلی ۷/۲۸  درصد در پاییز ، ۲۲ درصد در زمستان ۱/۲۹ درصد در بهار و ۲/۲۰ درصد در تابستان می باشد.

۸- رودخانه تیلرود یا قوری چای –که در اصطلاح محلی به آن خشکرود می گویند . از ارتفاعات روستای جوکندان سرچشمه  می گیرد  و چون مصرف آب زراعی دارد جو در فصول اواخر بهار و تابستان خشک می گردد و نرسیده به دریا از بین می رود به جزء این نهخر که در فصل پر آبی حداکثر ۱ متر مکعب در ثانیه آب دارد.

۹- رودخانه خاله سرا – از ارتفاعات جنگلی حدود ۱۰۰۰ متری سرچشمه گرفته و به همراه چهار نهر لنگر ، لتین ، دیگه سرا و لهار تشکیل رودخانه خاله سرا ا داده  که در دلتای رودخانه دیناچال  تلاقی نموده و به دریای خزر سر ریز می شود .

مساحت حوضه آبریز این رودخانه ۷۱ کیلومتر مربع  با متوسط تخلیه سالانه ۰۱۵/۶۰ میلیون متر مکعب و حداکثر دبی لحظه ای ۱۱۰ متر مکعب در ثانیه می باشد.

گردآوری از رمضان نیک نهاد

http://kados2.blogfa.com

قلعه صلصال=سلسال

یکی دیگر از قلعه های تاریخی استان گیلان با قدمتی حدودا هزار ساله، قلعه صلصال واقع در روستای قلعه دوش لیسار از توابع تالش می باشد ، بعضا” معتقدند دلیل نامگذاری روستای “قلعه دوش” موقعیت جغراقیایی آن نسبت به قلعه صلصال می باشد ، در نمائی زیبا از روستا چنین به نظر میرسد که روستا قلعه را به دوش می کشد.

ارتفاع این قلعه از سطح دریا تقریبا 100 متر بوده و ساکنان بومی این منطقه معتقدند که سازنده آن شخصی به نام صلصال ( و یا سلسال ) که زمانی در این ناحیه حکمران بوده می باشد. این قلعه چشم انداز زیبایی بر دشت و ساحل خزر داشته و به خاطر معماری نظامی آن جاذبه فراوانی برای گردشگران دارد. متاسفانه بدلیل دستبرد، قسمت هایی از دیوار های خارجی و داخلی آن تخریب شده ولی بخش های دیگر نسبتاً در امان مانده است. دسترسی به قلعه از جاده ی آسفالته ی لیسار، بعد از طی حدود ۱۰۰۰ متر از سمت شرق میسر می باشد.

کلمه صلصال با املای “صاد” در لغت به معنای گل خشکیده ورز داده شده جهت کوزه گریست ، اما بعضا معتقدند که نام اصلی این قلعه با املای سلسال با املای “سین” است و سلسال در لغت به معنای آب خنک و خوشگوار است که از محاسن این قلعه بوده است.

قلعه صلصال را بر روی صخره ای در ابعاد 40 در 50 متر مربع ساخته اند و داری دو قسمت خارجی و داخلی می باشد ، قسمت خارجی قلعه محوطه ای نسبتا وسیع بوده که از سنگهای رودخانه ای برای ساخت آن استفاده شده ، قسمت داخلی شامل ارگ قلعه ، اقامتگاه فرمانروای وقت ، آب انبار ، جایگاه نگهبانی ، سرویسهای بهداشتی ، شبکه آب رسانی و درگاه اصلی آن می باشد.

قلعه صلصال به دلیل شرایط خاص جغرافیایی و نزدیکی به دریای خزر دارای آب و هوای بسیار مطبوعی بوده و در اطراف آن چشمه ها و رودخانه های فراوانی جریان دارند که یکی از رودخانه های مهم آن رودخانه هره دشت (لیسار) و دیگری رودخانه خلیل جو یا قلعه بین است که رود هره دشت از ارتفاعات 2600 متری داش بلاغی تالش سرچشمه می گیرد. از چشمه های معروف این منطقه یکی چشمه حاج آقا بلاغی و دیگری آقا دابلاغی است که این چشمه در جنوب شرقی و در زیر قلعه واقع شده است.

عرض باوری قلعه ۱۸۵ تا ۲۱۵ سانتی متر و ارتفاع موجود آن ۵ تا ۶ متر که در قسمتهایی به ۱۰ تا ۱۲ متر می رسد. قطر دیوارهای جنوب غربی ۱۹۰ سانتی متر است. آب انبار این قلعه، خارج از ارگ آن و در شمال شرقی بنا قرار دارد و طول آن ۵ متر، عرض آن ۳ متر و ارتفاع از کف موجود تقریبا ۴ متر است. در ساخت آن آجرهای قرمز رنگ به ابعاد۴×۲۲×۲۲ سانتی متر، از ساروج و پوششی از گچ سفید به کار برده شده .

سابقه استقرار و فعالیت انسان را در روستای قلعه دوش نمی توان مشخص کرد، اما محققان می گویند این روستا، حدود 400 تا 500 سال است که محل اسکان احالی آن می باشد. از صنایع دستی روستا می توان به شال بافی و جوراب بافی اشاره نمود ولی اکثر اهالی روستا کشاورز بوده و برنج کاری حرفه اصلی آنها محسوب می گردد.

قلعه صلصال

قلعه صلصال

قلعه صلصال

قلعه صلصال

گردآوری از رمضان نیک نهاد

http://kados2.blogfa.com

منطقه ییلاقی–جنگلی سوباتان

منطقه ییلاقی–جنگلی سوباتان در اوایل محور تالش به آق اولر و در کیلومتر1/2، پس از روستاي کیش دبی جاده به دو راه تفکیک می شود.
راهی خاکی در سمت راست به سمت جنگل کشیده شده است که انتهاي آن به ییلاق سوباتان و استان اردبیل ختم می شود.
حدو د2ساعت زمان لازم است تا با ماشین به سوباتان برسیم.
ییلاق فصلی است.در زمستان3الی4خانوار در آن سکونت دارند.در تابستان شلوغ می شود.در داخل روستا و در دو طرف جاده تعداد زیادي مغازه احداث شده که به مسافرین سرویس می دهند.
باوجود استقبال زیاد از این روستاي ییلاقی ، راه آن خاکی وبد است.
منطقه ییلاقی سوباتان

 

 

منطقه ییلاقی سوباتان

منطقه ییلاقی سوباتان

منطقه ییلاقی سوباتان

منطقه ییلاقی سوباتان

گردآوری از رمضان نیک نهاد

http://kados2.blogfa.com

غارهای استان گیلان وتالش

غار سوباتان: این غار در ضلع شمال شرقی منطقه بکر و سرسبز سوباتان شده است که به نام گنج‌خانه نیز معروف است. مردم منطقه از قدیم معتقدند در درون این غار گنج عظیمی نهفته است و از طرفی به دلیل این که این غار طلسم و جادو دارد، تاکنون کسی نتوانسته وارد غار شود و راز غار را کشف نماید بنابراین اطلاع دقیقی از طول و ارتفاع داخل غار وجود ندارد.

روستای ییلاقی سوباتان در غرب دره لیسار در 36 کیلومتری شمال غرب شهر تالش و 17 کیلومتری جنوب دریاچه نئور در استان اردبیل در ارتفاع 1900-1970 متری از سطح دریا  قرار دارد. این روستا دارای جمعیت کمی می‌باشد و ساکنان آن در اواخر تیر ماه از روستاهایی چون قلعه‌بین در این مکان اقامت می‌کنند و در اواخر شهریور ماه به خانه‌های خود بازمی‌گردند. سوباتان در ظاهر به اسامی ترکی شباهت دارد اما این نام از ریشه تالشی سووتن به معنای محل رویش گلپر است.

غار دیارجان: این غار در روستاهای عاشورآباد و دیارجان از توابع شهرستان رودسر واقع شده است.

   

غار خونابکش: این غار در منطقه طبیعی- گردشگری تنیان و کمی بالاتر از روستای تنیان واقع شده است.  این غار دارای دهانه کوچکی می‌باشد و افراد زیادی از آن بازدید نمی‌کنند. منطقه کوهپایه‌ای تنیان در فاصله 45 کیلومتری از رشت و 17 کیلومتری صومعه سرا واقع شده است.

غار بوزخانه (یخ‌خانه): این غار در 56 کیلومتری شمال غرب رشت در دامنه کوه ماسوله داغ واقع شده است.

غار آویشو: این غار در منطقه کوهستانی آویشو در 37 کیلومتری جنوب غربی منطقه شاندرمن شهرستان ماسال قرار دارد و یکی از پدیده‌های بی‌نظیر استان گیلان می‌باشد. این غار دارای یک دهانه می‌باشد و در ارتفاع 1316 متری از سطح دریا واقع شده است. طول این غار 740 متر و عمق آن 150 متر می‌باشد. در مسیر رسیدن به غار جنگل‌ها و پوشش گیاهی متنوع و چشمه‌های جوشانی وجود دارند، که می‌تواند برای دوست‌داران طبیعت بسیار جالب و مفید باشد. ستون‌های آهکی، قندیل‌های زیبا، آبشارها و رود جاری در غار، از مناظر جالب و دیدنی آن می‌باشد. این غار با نام چشمه‌ای که در حوالی غار گرفته است خوانده می‌شود اما خود چشمه که دارای آب بسیار زلالی گمنام مانده است. راه دسترسی به این غار از دو مسیر صورت می‌گیرد.

الف: شاندرمن، روستای سیاهمرد، روستای چاله‌سرا از کنار بعقه درویش شاه امیر

ب: شاندرمن، روستای بنه‌سرا، روستای چاله‌سرا، بقعه درویش شاه امیر

این غار بیش از 75 میلیون سال قدمت دارد و برای پیمایش آن لباس مناسب ضدآب و ابزار صعود و فرود و سایر تجهیزات غارنوردی مورد نیاز می‌باشد. آویشو واژه‌ای تالشی است و به معنای محل فرو رفتن آب می‌باشد.

غار اسب طویله: این غار در روستای گیری از توابع منطقه اشکور علیا و سیارستاق ییلاقی در شهرستان رودسر واقع شده است.

غار اسپهبدان: این غار در روستای شاه شهیدان از توابع دهستان خورگام، بخش خورگام شهرستان رودبار واقع شده است. این غار که مربوط به عصر آهن می‌باشد، به عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.

   

غار تلاین: این غار در روستای گورج از توابع شهرستان املش واقع شده است.

غار چشمه باد: این غار در روستای هرزه ویل شهر منجیل در شهرستان رودبار واقع شده است. غار چشمه باد دارای یک دهانه می‌باشد و در ارتفاع 1400 متری از سطح دریا واقع شده است. این غار از نوع غارهای رودخانه‌ای می‌باشد که در بهار بسیار پرآب شده و ورود به داخل آن غیرممکن می‌شود.

   

غار خندیله پشت: این غار یکی از غارهای شهرستان ماسال می‌باشد.

غار خون فوشه: این غار از نوع غارهای ریزشی است و در جنوب غربی روستای فوشه قلعه رودخان در شهر فومن واقع شده است. طول غار 300 متر و عمق آن 30 متر می‌باشد. این غار دارای 4 دهانه است و در ارتفاع 930 متری از سطح دریا واقع شده است. در ابتدای ورودی غار، یک شیب ملایم به سمت داخل غار وجود دارد که در این مسیر آثار هوازدگی فیزیکی و شیمیایی شامل خرد شدن سنگ‌ها و رنگ خاک قرمز به خوبی دیده می‌شود و بعد از 10 متر یک سنگ تخریبی در مدخل ورودی قرار گرفته که بایستی تا طول یک متر به صورت سینه‌خیز وارد غار شد. در داخل غار چند دالان بزرگ در جهات مختلف وجود دارد که هر کدام به قسمت‌های دیگر دالان ارتباط دارد و دارای طول و عمق متفاوت می‌باشند. در برخی قسمت‌های غار سفال‌های شکسته و خفاش نیز دیده می‌شود. پیمایش این غار نیاز به تجهیزات  کوهنوردی و غارنوردی دارد. این غار به دلیل این که در منطقه جنگلی به نام خون (به زبان تالشی محل جاری شدن چشمه)، قرار گرفته است، در سال 1372 پس از کشف، به این نام خوانده می‌شود.

      

غار دربند: این غار در روستای سی‌دشت از توابع بخش رحمت‌آباد و بلوکات شهرستان رودبار می‌باشد. غار دربند به عنوان تنها غار شناخته شده با بقایای باستان‌شناختی دوره پارینه سنگی قدیم در کشور است.

غار درفک: غار درفک در نزدیکی قله درفک در 50 کیلومتری جنوب شرقی رشت در بخش خورگام از توابع شهرستان رودبار قرار دارد. این غار که بخشی از منطقه شکار ممنوع درفک می‌باشد، به عنوان یخچال طبیعی استان گیلان در سرتاسر سال حتی در گرم‌ترین روزهای سال برف را در خود نگه می‌دارد و منبع تأمین آب چوپانان منطقه در تابستان است. دهانه این غار وسیع است اما ارتفاع کمی دارد و وارد شدن به آن بدون تجهیزات یخ‌نوردی خطرناک است. طول غار 100 متر و عرض آن 40 متر می‌باشد.

نام قله درفک به روایتی از دال فک (دَلفَک) آمده است. در گویش دیلمی، دال نام پرنده‌ای از خانواده عقاب و فک به معنی آشیان و آشیانه است بنابراین دالفک به معنای آشیانه عقاب می‌باشد. البته نظریه دیگری در خصوص معنای نام درفک وجود دارد و گفته می‌شود که این نام از نام قوم دربیک که تیره‌ای از ساکنان حوالی دریای خزر بوده‌اند، گرفته شده است.

غار درین کش: این غار در بخش کلاچای شهرستان رودسر واقع شده است.

غار سجیران: این غار در جنوب روستای سجیران از توابع بخش رحیم‌آباد شهرستان رودسر می‌باشد که بهترین مسیر دسترسی به آن، راه رحیم‌آباد به گرمابدشت و جاده معروف سفیدآب است. این غار در اوایل سال 1382 خورشیدی توسط کارشناسان گیلان شناسایی شد و در همان سال به ثبت ملی نیز رسید. بررسی‌های صورت گرفته سبب کشف تعدادی قطعات سفال مربوط به عصر آهن و استخوان شد که وجود لایه‌های مختلف ارزشمند فرهنگی و باستانی با توجه به یافته‌های مذکور، محتمل به نظر می‌رسد.

غار سرد دره: این غار در روستای شاهیجان از توابع منطقه اشکور در بخش رحیم‌آباد شهرستان رودسر واقع شده است.

غار سیاه استخر: این غار در روستای سیاه استخر از توابع شهرستان املش قرار دارد.

غار شلاش: این غار در منطقه الماس شهرستان رضوانشهر واقع شده است.

غار شهاب: واقع در بخش کلاچای شهرستان رودسر

غار شیخانبر (شیخان رو): شهر لاهیجان

غار کبیران: این غار در روستای گرمابدشت از توابع اشکور سفلی در بخش رحیم‌آباد شهرستان رودسر واقع شده است.

غار لوعلی (زاگام): شهرستان سیاهکل

غار لیاروی (لیلرود): این غار در روستای لیاروی بلوردکان (بلاردکان) از توابع شهرستان لنگرود قرار دارد.

نارنج پره: این غار در تنیان از توابع بخش صومعه‌سرا واقع شده است.

غار وادار: این غار در شرق روستای دلیجان قرار دارد. روستای دلیجان با روستاهای تواسانکش و یاسور همسایه بوده و در 47 کیلومتری بخش رحیم‌آباد و 62 کیلومتری شهرستان رودسر واقع شده است. این غار در امتداد سرچشمه رودخانه آسمان‌رود واقع شده و از نظر قدمت، بسیار کهن می‌باشد و در واقع یکی از عجایب منطقه اشکور بخش رحیم‌آباد به حساب می‌آید.

غار هفت خم: غار باستانی هفت خم در یک کیلومتری جنوب شرق روستای سیاه کوه در شهرستان رودسر در بالای صخره‌ای طبیعی واقع شده است. دهانه غار در سمت جنوب بوده و به نظر می‌رسد جلوی غار با قلوه سنگ‌های رودخانه‌ای بسته شده که به مرور زمان گشوده شده است.

منبع :ویکی پج

گردآوری از رمضان نیک نهاد

http://kados2.blogfa.com

رودخانه‌های استان گیلان وتالش

با توجه به فراوانی میزان بارندگی، استان گیلان از نظر تعداد رودها، جویبارها و منابع طبیعی آب، جزو مناطق استثنایی در کشور و حتی در خاورمیانه است. در این استان بیش از 40 رودخانه جریان دارند و بستر رودها عمدتاً در مسیر دره‌های کوهستانی و کوهپایه‌ای که از جنگل‌های سرسبز و انبوه پوشیده شده‌اند،  قرار گرفته ‌است. حوزه‌های آبخیز کوچک و بزرگ استان گیلان که از مناطق مرتفع در غرب و جنوب استان سرچشمه می‌گیرند، به وسیله تالاب انزلی و یا به صورت مستقیم، به دریای خزر می‌پیوندند.

منابع آب استان گیلان را می‌توان به پنج حوزه تقسیم کرد. منابع آب غرب گیلان از آستارا تا چاف رود، منابع آب حوزه فومنات یا تالاب انزلی، منابع آب سفیدرود یا مرکزی، منابع آب شرق گیلان از لنگرود تا صفارود و منابع آب‌های ساکن.

مهم‌ترین رودخانه‌های استان گیلان عبارتند از:

رود آستارا (آستاراچای): رود آستارا رود مرزی کوچکی است که در مرز میان ایران و جمهوری آذربایجان واقع شده است. این رود در بخش ایران شامل سه شاخه فرعی است که دو شاخه آن از ارتفاعات حیران و یک شاخه دیگر آن از ارتفاعات جنگلی بهارستان جریان می‌یابند. کناره‌های این رودخانه از درختان انبوه و بیشه‌زارها پوشیده شده است و جلوه‌ای زیبا دارد.

رودخانه سفیدرود: سفیدرود مهم‌ترین رودخانه استان گیلان و دومین رود بلند ایران است. این رود از ترکیب دو رود شاهرود و قزل اوزن در شهر منجیل شکل می‌گیرد و تا ورود به دریای خزر، عرض استان گیلان را می‌پیماید. این رود از کوه‌های چهل چشمه در کردستان سرچشمه می‌گیرد و وارد منطقه گروس می‌شود و در این محل شعبه دیگری به همین نام که از کوه‌های پنجه علی در شمال غربی همدان جاری است، ضمیمه آن می‌شود. در محل پیوستن دو رود قزل اوزن و شاهرود در نزدیکی شهر منجیل، سد سفیدرود یا سد منجیل ساخته شده و برای تنظیم آب این دو رود برای کشاورزی در دشت گیلان و نیز تولید برق بکار می‌رود. این سد در هنگام ساخت و اوایل دوره بهره‌برداری به سد سفیدرود معروف بود و از سال 1357 تاکنون به سد منجیل معروف است.

این رود در کتب قدیم با نام‌های گوناگونی همچون سپیدرود، اسفیدرود، اسبیذروذ و سپیذروذ خوانده شده است و در روزگار هخامنشیان، سلوکیان، اشکانیان و ساسانیان، به نام قوم ایرانی که در کنار این رود می‌زیستند، «آمارد» خوانده می‌شده است.

رودخانه پل رود: این رود بزرگ‌ترین رود در شرق استان گیلان (بخش کلاچای شهرستان رودسر) است. یکی از شاخه‌های بزرگ این رود «چاک رود» است که در غرب تا ناحیه کلیشم و موسی کلایه، در مقابل رستم‌آباد در مسیر سفیدرود ادامه دارد.

رودخانه کرگان‌رود: این رود دائمی بزرگ‌ترین و پرآب‌ترین رودخانه ناحیه غربی استان گیلان در شهرستان تالش است. این رودخانه دارای سه سرشاخه اصلی به نام‌های آق اولر، وزنه سر و رزه چای می‌باشد که شاخه‌های اصلی و میانی آن از ارتفاع 3000 متری کوه‌های تالش در امتداد البرز غربی سرچشمه می‌گیرند و در ارتفاع 350 متری، به شاخه شمالی می‌پیوندند. طول شاخه اصلی رودخانه 42/5 کیلومتر است و دارای دِبی قابل ملاحظه‌ای می‌باشد و متوسط آب‌دهی سالانه آن حدود 8 مترمکعب در ثانیه تعیین گردیده است. این رود در ماه‌های خرداد تا مهر تا حدودی کم‌آب می‌شود. این رود پس از عبور از میان شهر تالش در 6 کیلومتری شرق این شهر و در روستای قروق به دریای خزر می‌ریزد. این رود زیستگاه انواع ماهی‌ از جمله ماهی سفید و ماهی آزاد می‌باشد.

در زبان تالشی کرگان‌رود را «کرگری» نیز می‌گویند. پسوند «گری» یا «کری» در نام برخی آبادی‌های تالش مانند دیره‌کری، کواکری، خلفه‌کری، قاسمه‌کری و نواکری دیده می‌شود که معادل آباد و آبادی است. برخی نام کرگری را با تفکیک کرگه+ری از یکدیگر، در ارتباط قرار داده‌اند. کرگه به معنای مرغ و پرنده است. شاید در قدیم که جلگه اطراف این رود پوشیده از بیشه‌زار بوده و پرندگان زیادی در آن زندگی می‌کردند، کرگه ری به معنای مرغزار یا زیستگاه پرندگان به کار رفته باشد که پس از آباد شدن، همین نام را حفظ کرده است.

رودخانه گوهر رود: گوهر رود از رودهای شهر رشت می‌باشد که از کوه‌های سراوان در ارتفاع 700 متری سرچشمه می‌گیرد و پس از پیوستن به رودخانه زرجوب، با عبور از پیر بازار و خمام، به تالاب انزلی می‌ریزد.

رودخانه زرجوب: این رود نیز همچون گوهر رود یکی از منابع اصلی تأمین آب تالاب انزلی است که از کوه‌های هزارمرز، نیزه سر، جوکلبندان و کچا در فاصله 25 کیلومتری رشت سرچشمه می‌گیرد. این رود پس از پیوستن به گوهر رود، به تالاب انزلی می‌ریزد.

رودخانه‌های زرجوب و گوهر رود از موهبت‌های خدادادی شهر رشت می‌باشند که علاوه بر این که سبب پیدایش این شهر شده‌اند، زمانی به رشت طراوت و زیبایی و رونق می‌بخشیدند اما به دلیل نبود احساس مسئولیت و با توجه به این که هیچ سازمان و ارگانی وظیفه حفاظت و حراست از این دو رودخانه را بر عهده ندارد، اکنون شاهد وضعیت اسف‌بار رودخانه‌های زرجوب و گوهر رود می‌باشیم. در حال حاضر این رودخانه‌ها نقشی جز حمل فاضلاب‌های شهری و منابع آلودگی ندارند و بوی آزاردهنده‌ای در اطراف آن‌ها وجود دارد که سبب آزار رهگذران می‌شود. از آنجایی که این رودها از محله‌های زیادی در سطح شهر رشت عبور می‌کنند، می‌توانند علاوه بر جذب سرمایه، گردشگران، زیباسازی شهر و …، سهم بسیار زیادی در کاهش ترافیک شهری داشته باشند اما اکنون متأسفانه به حال خود رها شده‌اند.

گذشته از موارد فوق، به دلیل این که این دو رودخانه منبع اصلی تأمین آب تالاب انزلی می‌باشند و در انتهای مسیر خود به تالاب انزلی می‌ریزند، وجود مواد سمّی و زباله‌های خطرناک بیمارستانی در این دو رود سبب می‌شود که حیات تالاب انزلی نیز با خطر مواجه شود.

رودخانه لنگرود رودخان: این رود از ارتفاعات 500 متری جنوب لاهیجان در حوالی منطقه آهندان، سرچشمه می‌گیرد. این رود با پیمودن یک پیچ بسیار بزرگ به نام زاکی بر رودخان، با پیچ و خم‌های دیگری جاده آستانه- لاهیجان را در غرب شهر طی می‌کند و در امتداد جنوب غربی- شمال شرقی جریان می‌یابد.

رودخانه شَلمان رود: شلمان یکی از شهرهای بخش مرکزی شهرستان لنگرود می‌باشد. رودخانه شلمان رود از کوه‌های ناتشکوه سرچشمه می‌گیرد. این رود در محور جاده رودسر- لاهیجان نسبتاً پرآب است و دو شاخه مهم به نام‌های «تاق‌ور» از طرف غرب و «شلمان رود» از طرف شرق دارد. در حدود 3 کیلومتر پایین‌تر از شلمان، در یک خم بزرگ به طول 2/5 کیلومتر، رودی به نام «کیارود» به آن می‌پیوندد و سپس رودخانه با چند پیچ و خم بزرگ و کوچک، به دریای خزر سرازیر می‌شود.

در گذشته به واسطه رودخانه شلمان‌رود، صید ماهی یکی از راه‌های امرار معاش عده زیادی از اهالی منطقه بود اما امروزه با کاهش ماهیان استخوانی و غضروفی، صید تنها برخی از گونه ماهیان و به صورت تفننی صورت می‌گیرد.

رودخانه حشمت رود: این رودخانه با جهت غربی- شرقی از عناصر طبیعی شهر رودبنه محسوب می‌شود. این شهر در 3 کیلومتری شمال شهر لاهیجان و 6 کیلومتری شرق آستانه اشرفیه واقع شده‌ است و از جمله آبادی‌های صاحب نام و قدیمی شرق استان گیلان می‌باشد.

بنا به اظهارات شهردار رودبنه، اجرای طرح گردشگری حاشیه رودخانه حشمت رود از سال 1389 آغاز شده است. اجرای این طرح گردشگری در زمینی به مساحت یک هکتار انجام می‌گیرد و شامل ایجاد فضاهای سبز، خانه‌های سنتی، اماکن اقامتی، تفریحی و خدماتی می‌باشد.

رودخانه پلنگ ور: این رودخانه از رشته کوه‌های تالش در ضلع جنوبی دهستان آلیان سرچشمه می‌گیرد و پس از مشروب نمودن مزارع کشاورزی روستای سه سار، از ضلع شمالی روستا خارج می‌شود. روستای سه سار در شهر فومن در فاصله 20 کیلومتری جنوب شرقی شهرستان صومعه سرا واقع شده است.

رودخانه شفارود: این رود دومین رودخانه پرآب منطقه تالش است و در مسیر آن رودهای متعدد و کوچک به آن می‌پیوندند و با شیب تندی در ناحیه پونل از توابع شهرستان رضوانشهر، وارد جلگه می‌شود.

رودخانه ماسوله رودخان: این رود از ارتفاعات ماسوله سرچشمه می‌گیرد و در منطقه سرایان به «زیگل» و «لیکوند» تغییر نام می‌دهد. این رود در «چومثقال» وارد تالاب انزلی می‌شود.

رودخانه شاخزر: این رود که با نام جمعه بازار نیز خوانده می‌شود، از ارتفاع 3000 متری مته خانی سرچشمه می‌گیرد. این رود پیش از رسیدن به مرداب انزلی شاخه بهمیر را دربر می‌گیرد و در محل ورود به مرداب انزلی با نام «سیادرویشیان» نامیده می‌شود.

منبع ویکی پج

گردآوری از رمضان نیک نهاد

http://kados2.blogfa.com

کاخ ییلاقی سردار امجد

کاخ زمستانی نصرت اله خان سردار امجد از مهمترین بناهای حکومتی گیلان در شهر تالش(هشتپر ) به شمار می رود . سردار امجد که از اواسط دوره ی ناصرالدین شاه قاجار تا انقلاب مشروطه حاکم کرگانرود تالش بود, از قدرت و نفوذ زیادی در منطقه تالش برخوردار بود و برای قدرت نمایی و تدارک مکانی مناسب برای پذیرایی از بزرگان و درباریان قاجار تصمیم به ساخت این بنا می گیرد. بنابر روایت منابع محلی احداث و تکمیل این بنا 25 سال به طول انجامیده است. سنگ های بکار رفته در بنا از ارتفاعات ییلاقی تالش به این مکان آورده شده اند و کارگران زیادی بطور روزانه در ساخت این بنا مشغول به کار بوده اند . این بنا محل استقرار اطاقسرا نامیده می شد که اکنون در ضلع غربی میدان اصلی شهر تالش ( هشتپر ) واقع گردیده است. این بنای آجری با نمای بیرونی آبی رنگ و به همراه طاق نماها و درگاه های هلالی توجه هر رهگذری را به خود جلب می کند. طبقه اول این بنا , دارای دو درب ورودی بزرگ در شمال و جنوب است که قرینه بصورت چهار پنجره بزرگ در طبقه دوم نیز در چهار جهت تکرار شده است . طبقه سوم دارای چهار کلاه فرنگی با پنجره های بادگیر است. این بنا در جریان شورش های محلی مردم تالش در دوره انقلاب مشروطه به آتش کشیده می شود و به مدت 60 سال بصورت متروکه باقی می ماند . تا اینکه در اوایل دهه 1350 خورشیدی مورد بازسازی قرار گرفت و این ساختمان و محوطه بزرگ پیرامون آن به جمعیت شیر و خورشید سرخ ایران ( هلال احمر بعدی ) واگذار می شود و پس از انقلاب اسلامی نیز در اختیار بسیج سپاه پاسداران قرار می گیرد . بدین جهت علیرغم آنکه بخشی از محوطه شرقی آن در مجاورت میدان اصلی شهر تالش به پارک تبدیل شده است علیرغم دیدگاه برخی صاحب نظران و مسئولان محلی به تبدیل این مکان به موزه کاخ , بعلت کاربری نظامی کنونی , مورد بازدید علاقه مندان قرار نمی گیرد. در سالهای اخیر با ترک برداشتن برخی از نماها و نم گرفتن طبقه فوقانی آن , سقف این بنا با حلب پوشانیده شده است.

کاخ ییلاقی سردار امجد

گردآوری از رمضان نیک نهاد

http://kados2.blogfa.com

جاذبه های دیدنی و گردشگری شهرستان شفت

معرفی شهرستان شفت   

شهرستان شفت در ناحیه غرب گیلان واقع گردیده است . این شهرستان دارای دوشهر شفت واحمد سرگوراب از شمال شرق به شهرستان رشت و از جنوب و جنوب شرقی به استان زنجان و شهرستان رودبار و از و از غرب به شهرستان فومن و صومعه سرا محدود می شود . ضلع جنوبی شهرستان بوسیله کوهها تالش که دنباله رشته کوه البرز می باشد احاطه گردیده است و تنها بریدگی رودخانه سیاهمزگی زمینه ارتباط شهرستان با استان زنجان را فراهم می نماید شهرستان شفت از لحاظ ناهمواری ها شامل مناطق جلگه ای ، کوهپایه ای ، جنگلی وکوهستانی است که مهمترین ارتفاعات آن امامزاده ابراهیم می باشد .اقلیم این منطقه به تعیت از آب وهوای کل استان معتدل ومرطوب است ، که درمناطق کوهستانی جای خودرا به آب وهوای معتدل کوهستانی می دهد. مهمترین رودخانه های منطقه عبارتند از : چناررودخان ، شیخ محله ، امامزاده ابراهیم ، سیاه مزگی که رودخانه سیاه مزگی از کنارشفت وروستای خرمکش وپایین توسه عبورمیکند. شهرستان شفت از نظر اقتصادی به کشاورزی ودامپروری ویا صنایع وابسته به این دو، متکی است .برنج ازجمله محصولات کشاورزی این منطقه میباشد باغداری ، پرورش دام وطیور ، زنبورداری ، شیلات و پرورش آبزیان وکرم ابریشم از دیگر فعالیتهای جاری این شهرستان است.

شهرستان شفت از شمال شرق به رشت و از جنوب و جنوب شرقی به استان زنجان و شهرستان رودبار و از غرب به شهرستان فومن و صومعه سرا محدود می شود . ضلع جنوبی شهرستان بوسیله کوههای تالش که دنباله رشته کوه البرز می باشد احاطه گردیده است ، شهرستان شفت از نظر اقتصادی به کشاورزی ودامپروری ویا صنایع وابسته به این دو، متکی است .برنج ازجمله محصولات کشاورزی این منطقه میباشد باغداری ، پرورش دام وطیور ، زنبورداری ، شیلات و پرورش آبزیان وکرم ابریشم از دیگر فعالیتهای جاری این شهرستان است علاوه برایانها تولید خشکبار از جمله شاه بلوط وصیفی جات ، گل وگیاه زینتی نیز از منابع درآمدی مردم منطقه محسوب میشود مهم ترین سوغات منطقه پنیرسیاهمزگی وبرنج پشت سرا و صنایع دستی این شهرستان شالبافی ، سفالگری ، گلیم بافی می باشد .

منطقه ییلاقی شاهزاده ابراهیم شفت  


در 35 کیلومتری جنوب شهر شفت روستایی به چشم میخورد که که اگر چه «امامزاده ابراهیم» نام دارد اما بیشتر به «شازده ابراهیم» یا «شاهزاده ابراهیم» معروف است.روستایی که خانه های چوبی اش پذیرای میهمانان و گردشگران در منطقه ای ییلاقی و با طبیعتی تحسین برانگیز است. شهر شفت در فاصله یک ساعت از شهر رشت قرار گرفته،برای رسیدن به شاهزاده ابراهیم از شهر شفت به سمت جنوب حرکت کرده و پس از رسیدن به چهار راه احمدسرگوراب مسیر سمت چپ را تا «چوبر» ادامه میدهیم.دقت کنید که این شهر را با «چوبر» تالش اشتباه نگیرید با ادامه مسیر به سمت جنوب یک راه فرعی سمت راست از جاده منشعب میشود که با تابلو «امامزاده اسحاق» مشخص شده،مسیر سمت راست پس از 15 کیلومتر به امامزاده اسحاق و مسیر مستقیم پس از 20 کیلومتر و عبور از جنگل های زیبا و سر سبز گیلان به روستای شاهزاده ابراهیم میرسید.

چنانچه از تهران مستقیما قصد سفر به شاهزاده ابراهیم را دارید نیازی به گذشتن از شهر رشت نیست،در آزادراه قزوین-رشت بعد از امامزاده هاشم وارد جاده فومن شده و از این مسیر راهی شفت شوید. یکی از مهمترین شاخصه های این روستا (شاید هم مهمترین!) ساخته شدن اغلب خانه های آن از چوب است.بعضی از خانه ها قدمتی چند ده ساله دارد و برخی هم جدیدا ساخته شده.خانه های قدیمی عمدتا از چوب ساخته شده و فاقد درب و پنجره هستند.معماری خانه ها به شکلی است که از طرفین باز بوده و بعضا توسط پارچه و یا گونی و یا توسط مسافران پوشیده میشود.این خصوصیت شعاع وسیع دید برای مشاهده مناظر اطراف و همچنین شنیده شدن صدای رودخانه را برای اهالی به ارمغان می آورد.در برخی خانه های جدید دیگر اثری از چوب نیست و در بعضی هم اسکلت خانه بتنی و سایر اجزا چوبی ساخته میشود. معروفترین بنای روستا بارگاه امامزاده ابراهیم است که تقریبا در مرکز روستا قرار گرفته است.گنبد نقره ای امامزاده و منظره سبز و مه آلود جنگل ه ای اطراف خاطره ای است که به سختی از ذهن مسافران و زائران پاک خواهد شد . از این امامزاده به عنوان پسر امام موسی کاظم (ع) و برادر امام رضا (ع) نام برده شده است آنچه به زیبایی های این روستا افزوده،جاری بودن رودخانه ای است که از ارتفاعات کوههای جنگلی وارد روستا شده و بعد از گذشتن از میان روستا آن را به دو قسمت تقسیم میکند در بازارهای شاهزاده ابراهیم همه چیز پیدا میشود.از مهر و تسبیح و جانماز تا بدلیجات و انواع و اقسام اسباب بازی ها ،صنایع دستی و محلی،انواع انگشتر و زیورآلات.قاب های عکس و همینطور سوغاتی های گیلان نظیر زیتون،ماهی و . . . .
منطقه ییلاقی چناررودخان از دیگر مناطق ییلاقی و بکر شهرستان شفت می باشد .

آبشار وَزَن بن شفت  


آبشار دودوزن ( خرمکش )  ین روستا که در نقطه انتهایی جاده آسفالته شفت به سیاهمزگی واقع است ، در ضلع شرقی رودخانه شوت چای قرار دارد و منطقه ای دره ای است . کوه کلیگه در یک کیلو متری جنوب شرقی ، کوه کوه خالصتان در یک کیلومتری شمال آن و تاریکه دره ، علی دره و خرم دره به ترتیب در جنوب ، جنوب شرقی ،و شمال غربی این آبادی قرار دارد . زبان تالشی و شغل آنها کشاورزی ، دامداری و پرورش نوغان است . دیگر فروارده های آنان چای ، پنیر و کره است آبشار دودوزن که یکی از آبشارهای زیبایی منطقه می باشد نیز در این روستا واقع گردیده است

آبشار لاسَ بَند شفت   

در روستای لیوندان
لپوندان از روستاهای دهستان احمد سرگوراب است این روستا در مسیر جاده شفت به سیاهمزگی قرار دارد و رودخانه سیاهمزگی از وسط آن می گذرد . دره های نعلش (نیش) توسارد و شلیله در غرب و دره و غار لاسبن و آبشار لاس پشت در این روستا واقع گردیده اند .

آبشار دیوارکل روستای علیسرا
رودخانه سیاهمزگی که یکی از سرچشمه های آن از ییلاق گنبو(گنبو رو) می باشد از وسط روستا عبور میکند سبب جذابیت وآبادانی روستا شده است. آبشار دیوار کل نیز در این روستا واقع شده است همچنین از راه جنگلی این روستا می توان با طی یک مسیر تقریبا”۲ ساعته به امامزاه اسحق(ع) رفت.مردم علیسرا طبق یک عادت قدیمی بعد از۱۳ فروردین تا اوایل اردیبهشت به زیارت امامزاده اسحق میروند.
آبشار وزن بن سفیدمزگی و توسه ی سیاهمزگی از دیگر آبشار های منطقه شفت می باشند .

ییلاق شلمه جار سیاهمزگی
یکی از جاذبه های دیگر شهرستان شفت که می تواند همچون دیگر روستاهای نمونه گردشگری به یکی از قطب های گردشگری تبدیل گردد، منطقه سیاحتی و تفریحی “شلمه جار” روستای خرمکش از توابع بخش احمدسرگوراب شهرستان شفت است. شلمجار را بیشتر کوهنوردان با نگینی که در بام آن وجود دارد می شناسند این نگین همان کمپ فرهنگیان شهرستان است که به جلوه های طبیعی این منطقه جلوه ای خاص بخشیده و معماری آن بهت برانگیز است این منطقه در ارتفاع ۱۴۰۰ متری از سطح دریا واقع شده و علاوه بر داشتن پوشش گیاهی و مراتع دارای جاذبه ای دیگر است و آن آب و هوای مطلوب آن می باشد

استخر طبیعی چماچا
این استخر طبیعی در روستای چماچا از توابع شهرستان شفت واقع شده است. چماچا از روستاهای بسیار قدیمی این شهرستان می‌باشد که از تاریخی بسیار مهم می‌باشد و در نهضت جنگل یکی از پایگاه‌های جنگلیان بوده است. این روستا از نظر اقتصادی نیز بسیار مهم می‌باشد. چماچا داراي پستي و بلندي هاي فراواني است وبرخي از عبور از كوچه پس كوچه هاي آن لذت خاصي دارد.شما در چماچا مفهوم فراز و فرود را بهتر درك خواهيد كرد. ديدن همزمان كوه ، جنگل ، درياچه ، شاليزار و باغ هاي چاي را ميتوان به طور همزمان در چما چا تجربه كرد و همچنین جاده اي كه از وسط چماچا ميگذرد به زیبایی های این روستا افزوده است .

دریاچه سد سقالکسار رشت

روستای سقالکسار در ۱۵ کیلومتری شهر شفت و بین راه جیرده شفت تا آقا سید شریف قراردارد.در اطراف مزار آقا سید شریف در نزدیکی شهرستان شفت دریاچه های متعددی وجود دارد که دارای طبیعت بسیار زیبایی می باشد.یکی از بزرگترین این دریاچه ها (استخرها) سد خاکی سقالکسار می باشد که در نزدیک چماچاه و روستای سقالکسار واقع شده است و در تمامی فصول مسافران را به سمت خود جذب می کند.
از شفت : شفت به طرف جیرده ابتدای ورودی آقا سیدشریف – به طرفروستای سقالکسار و چماچاه

استخر طبیعی گیج سر مژدهه
این استخر در روستای مژدهه که يكي از روستاهاي زيبا و توريستي شهرستان شفت میباشد قرار دارد.مژدهه يكي از روستاهاي دهستان جيرده به شمار مي آيد.مژدهه در 12 كيلومتري مشرق شفت واقع است و يك منطقه دشتي محسوب مي شود .

پارک جنگلی چوبر
این پارک در نزدیکی مرکز دهستان چوبر در بخش احمد سرگوراب شهرستان شفت از توابع استان گیلان قرار دارد. یکی از خصوصیات این پارک نما ومنظره آن است

پارک شهر شفت
از امکانات این پارک میتوان به نصب ایستگاهای شهربازی برای کودکان ، ایستگاه ورزش و همچنین مکانهایی برای استراحت عزیزان در نظر گرفته شده است

بقعه امامزاده اسحاق

آدرس: 25 کیلومتری جنوب شهر شفت (سیاه‌کوه)

 

از پرطرفدارترین این روستا می‌توان به دوبخشر، گیلده، کمسار، سیاهمزگی، شالما، سفیدمزگی، بیالوا، چماچا، کاظم آباد، صیقلان، بداب، درودخان، چناررودخان، طالقان، چوبر، ویسرود، جیرده و پده اشاره کرد.

پل تاریخی لیشاوندان، مجموعه باستانی کمسار، خانه قدیمی فرضعلی خرم واقع در روستای ملل چاله بیجارسر از جمله جاذبه‌های تاریخی این شهرستان است.

آبشارهای این شهرستان نیز شامل دودوزن واقع در روستای خرمکش، لاس پشت واقع در روستای لپوندان، دیواکل واقع در روستای علیسرا و وزنه بن واقع در روستای سفید مزگی دیوان دره واقع در روستای طالقان است. لیشاوندان، ملاسرا، کوزه گران، گیج سرا واقع در روستای مژدهه، چماچا، خرطوم، نورماس واقع در روستای کلاچ خندان استخرهای طبیعی این شهرستان هستند.

خرفکل، پارک جنگلی چوبر، مناطق ییلاقی امامزاده ابراهیم و امامزاده اسحاق و چنار رودخان، کانال هوایی روستاهای بدآب و خرفکل، مدخل خروجی آب بر فومنات واقع در روستای چوبر از جاذبه‌های طبیعی گردشگری شهرستان شفت محسوب می‌شوند.

ییلاق دایله سر شفت  

بازارهای هفتگی شهرستان شفت
در شهرستان شفت هم مانند بسیاری از شهرهای گیلان بازارهای هفتگی برگزار شده که یکی از این بازارهای هفتگی دوشنبه بازار شفت بوده که در آن فرآورده هاي دامی ، برنج و صنایع بومی جهت فروش عرضه می شود . از دیگر بازارهای هفتگی منطقه میتوان به يكشنبه بازار چوبر، چهارشنبه بازار نصيرمحله اشاره کرد

گردآوری از رمضان نیک نهاد

http://kados2.blogfa.com

درمان وطب سنتي وبومي درمناطق مختلف گیلان

در جلگه غرب گیلان

طب سنتی

– برای درمان شکستگی زردة تخم‌مرغ را با مقداری زردچوبه روی پارچه می‌گذاشتند و با آن محل شکستگی یا استخوان ضرب دیده را می‌بستند. سپس با دو چوب صاف استخوان شکسته را آتل می‌گرفتند.

– برای درمان شکستگی پهن اسب را با خاکستر زغال روی محل شکستی گذاشته و با پارچه‌ای می‌بستند.

– برای درمان شکستگی، زردة تخم‌مرغ و آرد گندم را به هم می‌زنند و روی نقطة آسیب دیده می‌بستند.

– برای اینکه کودک راحت بخوابد، گیاه گنده‌واش را داخل پارچه‌ای ریخته و روی چراغ می‌گذاشتند تا خوب خشک شود، سپس به کودک می‌خوراندند.

– برای درمان دردگوش، سیاه دانه را می‌کوبیدند و داخل گوش می‌ریختند.

– برای درمان سردرد، ویکس یا نفت را روی پیشانی می‌مالیدند.

– برای درد چشم، تفاله چای را بعد از دم آمدن، در پارچه‌ای می‌گذاشتند و می‌فشردند تا آب آن گرفته شود و روی چشم قرار می‌دادند.

در جلگه شرق گیلان

طب سنتی

از بيماريهاي مسري كه در گذشته وجود داشت و اكثرا كشنده بود مي توان سل، اُله/Oleh / (آ بله)، برزخوعه/Barzexoeh / (سياه سرفه)، سرخجه، گرم ناخوشي، طاعون و وبا را نام برد.

-بيماريهاي رايج در آن زمان را توسط گياهان دارويي، درمان مي كردند. مثلا گل گاو زبان براي درمان سرماخوردگي و عفونتهاي ناشي ازآن مصرف فراواني داشت و معتقد بودند كه ريه را صاف مي كند. براي سرما خوردگي دارچين را درچاي مي ريختند.عرق كوت كوته/Cut cute / (خا لواش/xalvaš/). كوت كوته بصورت خودرو در حياط خانه و حياط مسجد وجود داشت.

در گذشته براي درمان بيماريها از گياهان دارويي استفاده مي كردند به عنوان مثال ازنعناع براي درمان دل پيچه استفاده مي كردند.

– مصرف گرزنه /Garzane/ رابراي قلب مفيد مي دانستند.

– ازتركيب خنش / /xanešگياهي شبيه به نعناع، بارجه /Barje/ و كلم دارو با شيرمادربراي درمان شكم درد كودك استفاده مي كردند.

ريحان را جلوي خانه مي كاشتند تا پشه به داخل خانه نيايد.

– براي درمان سينه پهلو مدفوع مرغ را داغ كرده و در پارچه اي مي ريختند و روي سينه شخص بيمار مي گذاشتند.

– گزنه را براي قلب و ناراحتي هاي قلبي مفيد مي دانستند و قاطي سبزي خورشتي مي كردند و مي خوردند .

– از دک کردة گياه صنعا نيز براي سفتي شكم استفاده مي كردند.

– اگر گلوي كسي استخوان ماهي گير ميكرد دست در حلق او فرو برده و با انگشت اشاره استخوان را از گلوي او بيرون مي آوردند و به اين عمل خاش گيران مي گفتند.

در آستانه

طب سنتی

از بيماريهاي قديمي روستای فوشازده كه حتي باعث مرگ و مير هم مي شدند ميتوان به سل، طاعون، سينه پهلو، زردي و… اشاره كرد.

روستائيان این منطقه براي درمان برخي بيماريها از روشهاي محلي خودشان استفاده مي كردند . مثلاً براي درمان زردي به فرد بيمار دوغ ميدادند و در صورت عدم درمان با تيغ لبه گوش بيمار را مي بريدند تا كمي خون بيرون بريزد.

– ريحان را جلوي خانه مي كاشتند تا پشه به داخل خانه نيايد.

– گزنه را براي قلب و ناراحتي هاي قلبي مفيد مي دانستند و قاطي سبزي خورشتي مي كردند و مي خوردند.

– گل گاو زبان براي درمان سرماخوردگي و عفونتهاي ناشي از آن مصرف فراواني داشت و معتقد بودند كه ريه را صاف مي كند. براي سرما خوردگي دارچين را درچاي مي ريختند. عرق كوت كوته/coot coote / (خا لواش /khalvaš /)[1].

– اگردر گلوي كسي استخوان ماهي گير مي كرد، فردی ماهر که کارش درمان اینگونه موارد بود، دست در حلق شخص بیمار فرو برده و با انگشت اشاره استخوان را از گلوي او بيرون مي آوردند که به اين عمل خاش گيران مي گفتند.

در رودبنه

v طب سنتی

از بيماريهاي مسري كه در گذشته وجود داشت و اكثرا كشنده بود مي توان سل، اُله/Ole / (آ بله)، برزخوعه/Barzexoe / (سياه سرفه)، سرخجه، گرم ناخوشي، طاعون و وبا را نام برد.

-بيماريهاي رايج در آن زمان را توسط گياهان دارويي، درمان مي كردند. عرق کوت کوتو /Koot Kootoo/ (خالواش)، نعنا، گزنه یا گرزنه، خنش(Khanesh) (گیاهی شبیه به نعناع)، بارجه /Barje/ و کلم نمونه هایی از دازوهای گیاهی هستند.

– مثلا گل گاو زبان براي درمان سرماخوردگي و عفونتهاي ناشي ازآن مصرف فراواني داشت و معتقد بودند كه ريه را صاف مي كند.

– براي سرما خوردگي دارچين را درچاي مي ريختند.

– عرق كوت كوته/Cut cute / (خا لواش/xalvaš/). كوت كوته بصورت خودرو در حياط خانه و حياط مسجد وجود داشت.

– ازنعناع براي درمان دل پيچه استفاده مي كردند.

– ازتركيب خنش / /xanešگياهي شبيه به نعناع، بارجه /Barje/ و كلم دارو با شيرمادربراي درمان شكم درد كودك استفاده مي كردند.

– ريحان را جلوي خانه مي كاشتند تا پشه به داخل خانه نيايد.

– برای دل درد بچه ترکیبی از شیر مادر، خنش، بارجه و کلم دارو استفاده می گردید، که بسیارسریع رفع کسالت می نمود.

– گیاه گزنه /Garzane/ را خشک و آن را با ماست مخلوط می کردند و معتقد بودند که برای چربی خون و قلب مفید است. از جمله بیماریهای کشنده در آن زمان می توان به سرخک و بی وقتی یا دیر وقتی (کودکان در سنین پایین سیاه شده و تب می کردند و به دلایل نا معلومی تلف شده و از بین می رفتند) اشاره نمود.

در جلگه مرکزی گیلان

درمان سنتی

در قدیم بیماریهای رایج در این منطقه سل، وبا، جرف (جرب)[2]، حصبه (ورزاخوس= varzâ xus) بود که برای درمان آنها بیشتر از داروهای گیاهی که افراد در خانه درست می‌کردند استفاده 
می‌شد مثلاً:

– برای درمان زخم، برگ درخت توسا (توسکا) را می‌چیدند و آن را داخل پارچه ای قرار می‌دادند و یا با دست، له می‌کردند و روی زخم می‌گذاشتند.

– برای درمان درد معده، گیاه گل گاوزبان را می‌جوشاندند و می‌خوردند و برای سرماخوردگی از جوشانده گیاه “سیاه‌پروشان[3]” استفاده می‌شد.

– برای درمان دل درد بچه به او گنده‌واش (یک نوع علف بدبو) می‌دادند.

– یکی از بیماریهای دامی قلنج گاو بود که برای رفع آن، چند سیخ را داغ کرده، به پشت گاو
می‌گذاشتند.

– برای بهبود سریع زخم گیاه پرسیاوشان را از کنار رودخانه می‌کندند و جوشاندۀ آن را به بیمار می‌دادند.

– برای بند آمدن خون، زردچوبه را به همراه زغال ساییده، روی زخم می‌گذاردند.

– اگر نوزادی بی خواب می‌شد علف گنده واش را بعد از شستشو لای پارچه گذاشته و زیر خاکستر آتش قرار می‌دادند وقتی پخته می‌شد جوشاندۀ آن را با نبات داغ به نوزاد می‌خوراندند.

– برای درمان دل درد افراد بزرگسال به او آب نبات داغ یا جوشاندۀ گل گاو زبان می‌دادند.

مردم در درمان بیماری‌ها، باورها و اعتقادات خاصّی به گیاهان داشتند به عنوان مثال، برای درمان حصبه، معتقد بودند که باید از روی ریشه یک درخت رد شد و یا برای رفع قلنج انسان می‌گفتند فرد بیمار باید پشت خود را با تنۀ درخت بخاراند.

-اگر نرمة سر بچه ورم می کرد، معتقد بودند بچه بیماری کوتی کان (خروسک) گرفته و برای درمان آن جلوی سر بچه را تیغ می زدند و نرمة سر را با تیغ برش می دادند تا خون از آن بیرون بریزد. سپس برای بندآمدن خون سیر و نمک را می سابیدند و بر روی پارگی می گذاردند تا بیماری خوب شود.

-وقتی پای کسی ضرب می‌دید، زردة تخم مرغ را با زردچوبه روی پایش می‌گذاشتند و با پارچه می‌بستند.

-برای درمان اسهال، به فرد بیمار تریاک می‌دادند.

-اگر فردی دچار یبوست می‌شد گلبرگ‌های گل سرخ را در ماست می ریختند و به او می‌دادند.

در روستاهای فومن

طب سنتی

از بيماريهايي كه درگذشته در اين منطقه رايج بود ، مي توان آبله ، طاعون، اسهال واستفراغ ، سل ، گرم خشك وسرخجه را نام برد.

روستائيان براي درمان برخي بيماريها از روشهاي محلي خودشان استفاده مي كردند .مثلا براي درمان زردي به فرد بيمار دوغ ميدادند و در صورت عدم درمان با تيغ لبه گوش بيمار را مي بريدند تا كمي خون بيرون بريزد .

– براي درمان سينه پهلو مدفوع مرغ را داغ كرده و در پارچه اي مي ريختند و روي سينه شخص بيمار مي گذاشتند.

– براي درمان درد چشم چاي تازه دم را به چشم مي ماليدند.

– براي رفع اسهال فَتَر ( ازگيل ) مي خوردند.

– خاكستر آتش را به بچه تازه به دنيا آمده كه خيلي بي تابي مي كرد با نبات يا قند سفيد مخلوط مي كردند و به بچه مي دادند.

– براي درمان يبوست بچه تازه به دنيا آمده مَروه (گنده واش) را مي پختند وآبش را گرفته وبه بچه مي دادند تا شكم دردش خوب شود.

– برای رفع سرفه و گرفتگی سینه، دانه به را برای چند ساعت در آب جوش می‌گذاشتند تا لعاب پس دهد و به فرد می‌دادند همچنین از جوشاندةَ گیاه گل گاوزبان نیز استفاده می‌کردند.

– برای درمان گلو درد، فردی که با دستانش موشی را خفه کرده بود، دست خود را روی گلوی فرد بیمار می‌گذاشت تا خوب شود.

– برای درمان سردرد چای یا تریاک می‌خوردند.

-برای درمان سرماخوردگی کدو را می‌پختند و بخار آن باید به صورت بیمار می‌خورد تا سرماخوردگی برطرف شود.

– برای درمان آبله مرغان دو تا سنگ را خیس می‌کردند و به هم می‌مالیدند و آب روی آن را که شیری رنگ می‌شد به بیمار می‌دادند.

در بیالوای شفت

درمان های سنتی و بومی

در گذشته بیماریهای کشنده ای که در این منطقه شیوع داشت، بیماری های وبا، حصبه، سیاه سرفه و… بود. مردم منطقه از روشهای مختلفی برای درمان این بیماریها استفاده می نمودند:

-در گذشته اگر کسی پایش دچار شکستگی می شد، زرده تخم مرغ را با نمک و آرد ترکیب می کردند و برجایی که شکسته بود می مالیدند. با پارچة سفید جای شکستگی را می بستند و با دو تکه چوب که در دو طرف پا قرار می دادند پا را محکم نگه می داشتند تا محل شکستگی جوش بخورد. اگر شکستگی شدید بود، فرد را پیش کسی که به شکسته بند معروف بود می بردند و او سعی می کرد که استخوانهای در رفته را جا بیندازد. گاهی این کار باعث می شد که پای فرد به طور کامل بشکند و یا از درد زیاد به خود می پیچید و بیهوش می افتاد.

-هنگامی که فردی در حال مرگ بود، کسی را از شهر شفت می آوردند تا برای وی داروی گیاهی بسازد؛ اگر حال وی بدتر می شد از دعانویس می خواستند که برای وی دعا بنویسد.

-اگر جایی از بدن کسی بریده می شد و خون می آمد، برای بند آوردن خون یک تکه گوشت گاو و یا گوسفند را روی محل زخم قرار می دادند و با پارچه می بستند.

-وقتی کسی غش می کرد، روی صورتش آب می ریختند و گیاه بیدمشک را در آب قرار داده، به دست و پای فرد می مالیدند. گاهی دور فردی را که غش کرده بود، خط می کشیدند.

-برای رفع سرماخوردگی از جوشاندة گل گاوزبان یا بخور کدو تنبل استفاده می کردند.

-برای درمان سیاه سرفه (برزه خس) به فرد بیمار، شیر مادیان می دادند.

-برای رفع بیماری سرخچه، آب کرم را بدون اینکه بیمار بفهمد، دم کرده، به وی می دادند.

-برای درمان اسهال از تریاک استفاده می کردند.

-برای رفع سردرد معمولاً روی پیشانی بیمار حجامت می گذاشتند. برای درست کردن حجامت شاخ گاو را سوراخ کرده و روی پیشانی فرد بیمارمی گذاشتند و با دهان آنرا می مکیدند.

-وقتی بچه ای مریض می شد دو نفر بدون اینکه با هم حرفی بزنند (در سکوت مطلق) از چشمه آب می آوردند و آب را روی بچه می ریختند تا بیماری اش برطرف شود. به این آب، آب لال( لالَه آو lâla âv) می گفتند.

-برای پاک کردن بدن از خون کثیف، عمل خون گیری انجام می شد؛ یعنی پارچه ای آغشه به نفت را آتش زده داخل کوزه سفالی (گوله= gula) می انداختند و بر بدن بیمار می گذاشتند تا در اثر سوختن اکسیژن داخل کوزه، گوشت فرد را به داخل کوزه کشیده و خون مردگی ایجاد شود. در این موقع قسمت خون مرده را برش می دادند تا خون بیرون بریزد و گاهی هم آن را به حال خود می گذاشتند تا بعد از مدتی از بین برود.

در سنگر

طب سنتی

در قدیم به دلیل نبود پزشک در محل، مردم به روش سنتی و با استفاده از گیاهان محلی به درمان بیماری اقدام می کردند. به عنوان مثال، برای درمان سردرد انار را می شکستند و آب آن را روی گل می ریختند و گل آغشته به آب انار را به سر می مالیدند و یا با استفاده از سر قوری، روی پیشانی بادکش می گذاستند.

برای درمان قلنج، از روش بادکش استفاد می کردند. بدین صورت که خمیر درست می کردند و بر پشت فرد می گذاشتند و یک تکه پارچه را آتش می زدند و داخل لیوان می انداختند و لیوان را روی خمیر می گذاشتند و بعد از چند لحظه لیوان را بر می داشتند.

برای دل درد از جوشاندة نعنا استفاده می شد. گاهی هم نبات را با گرمالت (فلفل) و زدچوبه جوش می دادند و می خوردند.

برای درمان سرفه دانه به را چند ساعتی در آبجوش می گذاشتند و هنگامی که لعاب پس می داد، می خوردند

در خلیفه آبادِ تالش

دانش بومی و درمان‌های سنتی و بومی

در قدیم خانواده‌های روستایی برای درمان بیماری‌ها، از داروهای گیاهی بهره می‌بردند. اگر فردی از اعضای خانواده در بستر بیماری قرار می‌گرفت، مادر خانواده یا برخی بزرگان متبحر روستا با استفاده از داروهای گیاهی فرد بیمار خانواده را معالجه و پرستاری می‌کرد. زن روستایی در زمانی که به ییلاق می‌رفت داروهای گیاهی را از باغ‌های ییلاقی تهیه و خشک می‌کرد و در زمان بیماری مورد استفاده قرار می‌داد. زمان گذشته در روستا پزشک وجود نداشت و فقط برخی نقاط شهری دارای پزشک بود. به همین دلیل افراد روستا به ندرت نزد پزشک می‌رفتند و اگر احیاناً بیمار با داروهای گیاهی مرسوم روستا درمان نمی‌شد و یا بیماری‌اش خطرناک بود او را سوار بر اسب کرده و نزد پزشک به شهر می‌بردند.

– برای درمان سرماخوردگی و چرک سینه از جوشاندۀ گل گاوزبان استفاده می کردند.

– اگر کسی سرخک می گرفت، چند روز لباس قرمز به تنش می کردند و نمی گذاشتند کسی او را ببیند و سه تخم مرغ را تویآب گذاشته بالای سرش قرار می دادند تا اگر کسی وی را چشم کرد، تخم مرغ بترکد و چشم زدگی برطرف شود.

– بخوركدو تنبل براي رفع سرماخوردگي ونبات داغ براي درمان شكم درد.

– دم كرده دانه به براي رفع سرفه.

-اگر جایی از بدن کسی بریده می شد و خون می آمد، برای بند آوردن خون یک تکه گوشت گاو و یا گوسفند را روی محل زخم قرار می‌دادند و با پارچه می‌بستند.

– برای تسکین درد شکم از آب داغ و نبات استفاده می‌کردند.

-برای درمان تب شدید از جوشاندة پوست یا برگ پرتقال استفاده می‌کردند.

-برای درمان اسهال از تریاک استفاده می‌کردند.

-برای رفع سردرد شدید روی پیشانی بیمار مخلوطی از خاکستر چوب و تخم مرغ می‌گذاشتند.

در شالمای شفت

دانش بومي و فرهنگ عاميانه

درمان‌های سنتی و بومی

در زمان‌های قدیم بیماری‌های کشندۀ این منطقه وبا، حصبه، سیاه سرفه و… بود. مردم منطقه از روش‌های مختلفی برای درمان این بیماری‌ها استفاده می‌کردند:

– برای بند آوردن خون، یک تکه گوشت گاو و یا گوسفند را روی محل زخم قرار می‌دادند و با پارچه می‌بستند.

– هنگامی که بچه‌ای دچار دل درد می‌شد، ریشه گیاه آقطی “شوندšund” را می‌جوشاندند و به بچه می‌دادند و یا خاکستر هیزم را با شیر غلیظ مخلوط کرده، به بچه می‌خوراندند. گاهی به بچه دم کردة ریشة گُل “میشین” را می‌دادند.

– برای رفع بیماری سرخچه، آب کرم را بدون اینکه بیمار بفهمد، دم کرده، به وی می‌دادند.

– برای درمان اسهال از تریاک استفاده می‌کردند.

– برای تسکین درد شکم از آب داغ و نبات استفاده می‌کردند.

– دم کردة دانه میوة به را برای رفع سرفه مناسب می‌دانستند.

– برای درمان تب شدید از جوشاندة پوست یا برگ پرتقال استفاده می‌کردند.

– وقتی کسی غش می‌کرد، روی صورتش آب می‌ریختند و گیاه بیدمشک را در آب قرار داده، به دست و پای فرد می‌مالیدند. گاهی دور فرد غش کرده، خط می‌کشیدند.

– برای رفع سرماخوردگی از جوشاندة گل گاوزبان یا بخور کدو تنبل استفاده می‌کردند.

– برای درمان سیاه سرفه (برزه خس) به فرد بیمار، شیر مادیان می‌دادند.

– برای رفع سردرد معمولاً روی پیشانی بیمار حجامت می‌گذاشتند. برای درست کردن حجامت شاخ گاو را سوراخ کرده، روی پیشانی بیمار می‌گذاشتند و با دهان آن را می‌مکیدند.

– برخی افراد نیز برای رفع بیماری به دعانویس مراجعه می کردند. دعا نویس کاغذهایی می‌نوشت و به آنان می‌داد. یکی از این کاغذها را در آب حل می‌کردند و به مریض می‌دادند تا بخورد، کاغذ دیگر را روی گردن یا بازوی او می‌بستند، کاغذ سوم را می‏سوزاندند و دود آن را به بیمار می‏دادند تا بیماری وی رفع شود.

[1] كوت كوته بصورت خودرو در حياط خانه و حياط مساجد وجود داشت.

[2] در این بیماری بدن فرد بیمار دانه میزد که با خارش همراه است

[3]گیاه پرسیاوشان

رضا قربانی ریک

گردآوری از رمضان نیک نهاد

http://kados2.blogfa.com

 

جشن ها و آداب و رسوم در استان گيلان

گيلان

گستردگی رسوم و خصلت های فرهنگی گیلانیان با توجه به تعدد قومی و گوناگونی لهجه ها به حدی است که حتی آشنایی مختصر با آن در این مختصر نمی گنجد. بعضی از آداب و آیین های مردمی گیلان به مرور در همهمه زندگی شهری رو به فراموشی و برخی دیگر کم رنگ شده است. اینک شرح مختصر و موجز برخی از این آداب و رسوم خواهد آمد:

جشن نوروز در گيلان با آيين ها و مراسم گوناگوني بر پا مي شود:

نوروز خواني

نوروز خواني از مراسم آخر هر سال در گيلان است. نوروزخواني که هم اکنون نيز کم و بيش رواج دارد، در گيلان نماد ورود بهار و خير و برکت است. براي اين کار گروهي نوروزخوان در کوچه و خيابان به راه مي افتند و اشعاري مي خوانند. از معروف ترين اين اشعار مي توان به “دوازه امام” و “عروس گوله” اشاره داشت

اغلب نوروزخوانان نخست دوازده امام را مي خوانند و وقتي به قسمت ترجيع بند مي رسند، آن را دو نفري تکرار مي کنند و بعد نوروز و نوسال مي خوانند.

اين شعر چنين آغاز مي شود:

همي خوانم امام اولين را  شه کشور اميرالمؤمنين را

وصي و جانشين يعني علي را

به ياسين والف لام و به فيروز  دهيد مژده که آمد عيد نوروز

امام دومين هم دسته گل   شفاعت مي کند او بر سر پل

حسن بابش سوار است او به دلدل

به ياسين و الف لام و به فيروز  دهيد مژده که آمد عيد نوروز

اين شعر در مدح دوازده امام ادامه مي يابد.

عروس گوله

نمايش “عروس گوله” نيز از ديگر مراسم قبل از حلول سال نو به شمار مي رفت. اين نمايش همراه با آواز ريتميک داراي مفاهيم اخلاقي و آييني خاصي بود. بازيگران اين نمايش معمولاً سه نفر بودند و به نقش غول، پيربابو و نازخانم ظاهر مي شدند. نقش نازخانم را بيشتر مواقع پسر جواني که لباس زنانه پوشيده بود اجرا مي کرد.

پير بابو يا کوسه نقش پيرمردي بود که با غول بر سر تصاحب نازخانم به بحث و جدل مي پرداخت. غول هم خود را با کلاهي از کلوش (ساقه برنج)، زنگوله ها و چماق به هيبتي عجيب مي آراست. اين گروه به منازل مختلف رفته، به ايفاي نقش خود مي پرداختند و در ازاي تهنيت گويي خويش و آرزوي سالي پربرکت و پر يمن براي صاحبخانه، از او هدايايي دريافت مي کردند.

گاه نقش يک شخصيت ديگر به اسم “کاس خانم” نيز به اين جمع اضافه مي شد.

گل گل چهارشنبه

از ديگر مراسم کهن ايرانيان که در گيلان هم با بعضي تغييرات جزيي به آن مي پردازند، “چهارشنبه سوري” است که در غروب آخرين سه شنبه سال و در شب چهارشنبه انجام مي شود. به اين منظور خار، بوته، گون و کاه جمع آوري مي شد و با درست کردن پشته هايي که معمولاً رو به سمت قبله مي نهادند و سپس آتش زدن آنها، از روي آتش مي پريدند و هنگام پريدن با خوشحالي مي خواندند:

گل گل چهارشنبه به حق پنج شنبه

زردي بشه، سرخي بايه نکبت بشه، دولت بايه

يعني: اي شعله آتش چهارشنبه، به حق پنج شنبه، زردي و ضعف و بيماري رخت بر بندد و نوبت سرخي و نشاط و خرمي  فرا رسد. دوره نکبت و ناکامي به سر آيد و دولت و اقبال روي نمايد.

اين سنت که از روزگار زرتشت و حتي جلوتر بر جاي مانده، در دوران اسلامي با اعتقادات مردم در هم آميخته و رنگ و بويي ديني گرفته است. دود کردن  اسپند هم از اين رسوم است که سعي مي شد از سادات خريداري شود و به هنگام دود کردن آن زمزمه مي کردند:

عاطتيل کن، باطيل کن   تي مرده ماره بيرون کن
اسفند دوکن چاووس بايه   مردمار به هوش بايه

يعني:

عاطل و باطلش کن و چشم زخم را از وجودها دور ساز. مادر شوهرت را بيرون کن. اسپند دود کن تا چاووش بيايد. تا مادر شوهرت به هوش  بيايد.

علاوه بر اين به نيت اين که دختران به زودي به خانه شوي بروند، دختران دم بخت را چند ساعتي از خانه بيرون و خانه تکاني مي کردند. شکستن کاسه و کوزه و ظروف کهنه به علامت دور ساختن نفرت و رفع قضا و بلا از ديگر آداب اين روز به شمار مي رفت.

مراسم چهارشنبه سوري در نواحي مختلف گيلان با تفاوتي اندک اما شبيه به هم اجرا مي شد  و گاه شليک تير و ترکاندن ترقه نيز در برنامه جاي داشت. گاه نيز به نيت برکت، يکي از اهالي با تبر به سمت درختي که بار نمي داد مي رفت اما با ضمانت ديگران براي بار آوردن درخت در سال بعد، شخص تبر به دست از قصد خود منصرف مي شد.

فالگوش ايستادن

از ديگر برنامه هاي چهارشنبه سوري بود. براي اين کار، در گذرگاه ها مي ايستادند و با شنيدن پنهاني نخستين کلمات عابرين، مفهوم آن را حمل بر توفيق يا ناکامي خود در سال آتي مي شمردند.

قاشق زني

 از ديگر رسوم اجرايي اين شب بود که معمولاً جوانان و بيشتر دختران به در خانه همسايه ها مي رفتند و با پنهان کردن روي خود و بدون دادن آشنايي، خواستار هديه مي شدند. نقل و نبات و تنقلات از عمده ترين چيزهايي بود که در کاسه قاشق زنان جاي مي گرفت.

شال اندازي

در مناطق روستايي کوهستاني از رسوم شايع چهارشنبه سوري بود و گاه حالت نوعي خواستگاري از دختر صاحب خانه را داشت. معمولاً به گوشه شال اينان مقداري شيريني و آجيل به عنوان هديه صاحب خانه بسته مي شد و شال اندازان بدون مشخص کرن هويت خويش به خانه فرد ديگري مي رفتند.

سيزده سال

آخرين مراسم نوروز، سيزده سال است. در اين روز مردم گيلان بيشتر به کنار رودخانه ها و در دل جنگل ها مي روند و به صورت گروهي، آخرين روز نوروز را گرامي مي دارند. دختران گيلاني در اين روز سبزه گره مي زنند. اين مراسم معمولاً با بندبازي، کشتي گيله مردي و نواختن ساز و نقاره همراه است.

شب چله

شب چله از مراسم باستاني ايران، در گيلان هم از منزلت خاصي برخوردار است. شب اول دي ماه هر سال را اهل خانواده و خويشان و گاه همسايه ها گرد هم مي آيند تا آيين شب چله را برگزار نمايند. براي مراسم شب چله، معمولاً خوردني ها و تنقلات و آجيل زيادي فراهم مي آورند. هندوانه به سفره اين شب رنگ و بويي ديگر مي بخشد و به قولي اگر هر کس در شب چله هندوانه بخورد، در تابستان احساس تشنگي نمي کند. يکي از ترانه هايي که در اين شب زمزمه مي شود، چنين است:

امشو، شب چله، خانم جير پله   چاقو بزنيم هندوانه کله

يعني: امشب شب چله و خانم زير پله است، چاقو به هندوانه بزنيم.

از ديگر خوردني هاي اين شب، برنج برشته، عدس و گندم برشته، کونوس (ازگيل وحشي)، آجيل، پرتقال، ليمو، خوج (گلابي محلي) و ميوه هاي ديگر است.

تفال به ديوان حافظ از ديگر آداب اين شب است. پس از نيت و سوگند دادن حافظ به شاخ نبات، ديوان را مي گشايند و اولين غزل صفحه جلوتر را مي خوانند. اعتقاد بر اين است که بيش از سه بار نبايد فال گرفت چون حافظ ناراحت مي شود و حرف هاي خوش نمي زند.

 

آب بازی ( آب پاشان، آبریزان، تیرماسیزه)

از مراسم متداول گیلان در گذشته، آب بازی بود که امروز کمتر اثری از آن می توان یافت. این جشن در شرق گیلان و غرب مازندران به “تیرماسیزه” به معنی سیزدهم ماه تیر مشهور شده و احتمالاً همان تیرگان است. در فرهنگ ایران پیش از اسلام روز سیزدهم هر ماه تیر نام داشت و روز سیزدهم تیر را جشن می گرفتند. این مراسم به “آبریزان” یا “آب پاشان” نیز معروف بود. جشن آبریزان تا عهد شاه عباس در طبرستان و گیلان برقرار بود و سپس به تدریج از یاد رفت.

کتاب “عالم آرای” عباسی با توجه به این که در تقویم دیلمی سال 360 روز بود و 5 روز آخر به حساب نمی آمد، مراسم آبریزان را با محاسبه ایام “خمسه مسترقه” یعنی همان 5 روز آخر سال و افزودن آن پس از پایان سه ماه بهار، در روز 13 ماه تیر محاسبه می نماید و می افزاید “در میان عجم یعنی ایرانیان، این روز به روز آب پاشان معروف است. در این مراسم بزرگ و کوچک، مذکر و مونث به کنار دریا می رفتند آب بازی می کردند و به طرب و خرمی می پرداختند و به راستی مراسمی تماشایی به وجود می آمد”. این رسم در بعضی از نقاط کشور مانند یزد، کرمان و اصفهان نیز معمول بود و در 13 تیرماه هر سال مردان و زنان در حالی که هر یک ظرفی همراه داشتند، به کنار رودخانه می رفتند و به سرو روی یکدیگر آب می پاشیدند.

زکریا قزوینی نویسنده کتاب “عجایب المخلوقات” نیز از جشنی به نام “آب پاشان” یاد کرده و انگیزه آن را به قحطی شدید و توسل فیروز (جد انوشیروان) به خداوند و دعای او برای باریدن باران و رفع قحطی و گرسنگی نسبت داده است. در این باره آمده که مردم در این روز به تبرک باران، از شدت شادی به یکدیگر آب می ریختند و این کار از آن زمان متداول شد.

از مراسم دیگر این روز فال گیری و “لال شوش زنی” است. در این مورد، بزرگ خاندان بر بدن اهل خانه و دام ها و نیز به در و دیوار و همه چیز چوب می زد و خاموشی اهل خانه در برابر ضربات ترکه چوب، به باور آنها باعث برکت و رونق اقتصادی و معیشتی آنان می شد.

آینه تکم

یکی دیگر از مراسم قبل از سال نو، اجرای یک نمایش عروسکی به نام “آینه تکم” است که در نواحی غربی استان گیلان انجام می شد. “تکم چی ها” از آذربایجان به نقاط هشتپر و حتی انزلی و رشت می آمدند و پیام آور رسیدن سال نو و نوروز می شدند.

“تکم” عروسکی به شکل بز بود که به دسته ای متصل می شد و آن را با پارچه ها و منجوق های رنگی و پر می آراستند و با بالا و پایین بردن دسته ای که از میان چوبی سوراخ دار می گذشت، آن را به حرکت و جنبش وا می داشتند. در کنار این نمایش با صدای دو چوب که به هم می خورد و آهنگی شاد را تداعی می کرد، تکم چی ها ترانه هایی خوش آهنگ می خواندند.

بندبازی (لافندبازی)

بندبازی

از نمایش های سنتی گیلان که بیشتر در جشن هایی مثل عروسی، عید نوروز و یا در بازارهای هفتگی اجرا می شد، بندبازی است. در گیلان به آن “لافندبازی” نیز گفته می شود و مانند همان بندبازی در سیرک است. نمایش بر روی طنابی که از روی دو میله فلزی و چوبی محکم و ضربدری شکل گذشته و در دو طرف مهار شده، انجام می شود. اصلی ترین فرد نمایش “پهلوان” نام دارد که بر روی طناب ها با پای برهنه راه می رود و برای تعادل خود چوبی بزرگ به نام لنگر در دست می گیرد. پهلوان با ایستادن داخل تشت و یا قابلمه بر روی طناب راه می رود. گاه با دوچرخه ای که لاستیک آن را برداشته اند فواصل دو تیر را می پیماید. قرار دادن صندلی داخل یک سینی و نشستن روی صندلی و حفظ تعادل در همان حالت، از جمله عملیات دشوار این افراد است. در پایین طناب شخصی که لباس مسخره ای پوشیده و به “یالانچی پهلوان” مشهور است با لودگی و مسخرگی به تقلید از پهلوان می پردازد. نقاره چی و سرناچی نیز با نواختن آهنگ، تماشاگران را در فضای شاد این نمایش سهیم می سازند.

کشتی گیله مردی

این کشتی که امروزه همچنان پای برجاست، یادگار صلابت و دلاوری مردم این خطه است. کشتی “گیله مردی” ریشه در تاریخ دارد. “مقدسی” در قرن چهارم هجری از این کشتی یاد کرده است.

“ظهیرالدین مرعشی” در مورد آن می گوید رسم مردم دیلم است که جوانان روغن بر خود بمالند و پس از استراحت و خوراک کافی و لذیذ از گوشت، روغن، عسل و … زور آنها زیاد شده و قدرت می یابند که با فرد دیگری کشتی بگیرند.

کشتی گیران گیله مرد مراتب خاصی نظیر تنگوله یا نوچه، پهلوان، سرپهلوان یا میداندار دارند. این کشتی در محوطه ای محصور به نام “سیمبر” یا “سبزه میدان” برگزار می شود. کشتی گیله مردی معمولاً در تابستان و اعیاد و عروسی ها انجام می شود. کشتی گیران که شلوارهایی به نام “لاسپار” به پا دارند با بالاتنه لخت، ابتدا به حضار احترام می گذارند و سپس با حرکات نمایشی قدرت خویش را به رخ حریفان می کشانند. این حرکات نمایشی “فوزوما” یا “فزّومما” خوانده می شود.

پس از رجزخوانی، حریف با کف زدن به او پاسخ می دهد. نبرد ابتدا با حواله کردن مشت ها آغاز می شود. این بخش در موارد بسیار منجر به مجروح شدن و شکستگی استخوان یکی از طرفین می شود. در این کشتی هرگاه دست یکی از طرفین با زمین برخورد کند بازنده محسوب می شود. جایزه این مسابقات به صورت غیر نقدی و شامل پارچه، آینه، پیراهن، گوسفند و گاو و … است. به این جایزه “برم” می گویند.

ورزا جنگ

از رسوم و نمایش های دیرین گیلان و بعضی از نقاط ایران، جنگ گاوهای نر است. در گیلان به آنها “ورزا” یا “ورزو” گفته می شود. گاوهای جنگی معمولاً توسط ملاکین یا روستاییان مرفه نگهداری می شدند و فقط به درد مبارزه و جفت گیری می خوردند. این گاوها از شاخ های محکم برخوردارند که وسیله دفاع و حمله آنهاست. کوهان پشت ورزاها به آنها صلابتی می بخشد که هنرمندان سفالگر هزاران سال قبل را به الهام و ساخت شمایل سفالی آنان واداشته است. ساخت سفالینه های قرمز رنگ ملهم از این گاوهای نر زورمند از مشخصه های هنر باستانی گیلان است.

قدیمی ترین سندی که به چنین نمایشی در گیلان اشاره دارد فرمانی است نوشته بر روی سنگ مرمر قهوه ای و به خط نستعلیق بر ایوان ورودی مسجد جامع لاهیجان که به دستور “سلطان حسین صفوی” نگاشته شده و طی آن اهالی را از ارتکاب اعمال خلاف بازداشته و امر به تأدیب و تنبیه خلافکاران کرده است.

 این فرمان که تاریخ 1106هـ. ق را دارد مردم را از کبوتر پرانی، گرگ دوانی و نگهداری گاو و قوچ و سایر حیوانات به منظور جنگ با یکدیگر بازداشته و این اعمال را ممنوع شمرده است.

چوگان بازی

این بازی که توسط اسب سواران انجام می شد اولین بار در زمان شاه عباس صفوی به هنگامی که لاهیجان را فتح نمود در گیلان مورد توجه قرار گرفت. پس از فرار “خان احمدحان” آخرین حاکم کیای بیه پیش، ملک موروثی او به دست صفویان افتاد. به دستور شاه عباس باغ بزرگ او را برای ایجاد زمین این بازی خراب کردند و از آن پس این محل به سبزه میدان مشهور شد. پولو(polo) کلمه ای انگلیسی مأخوذ از واژه ای تبسی و به معنی چوگان است.

چاه نخجیر

حکام قدیم گیلان به شکار علاقه فراوان داشتند. در عملیات شکار که “چاه نخجیر” نامیده می شد، ابتدا قسمتی از جنگل به عنوان شکارگاه انتخاب می شد. سپس با در هم پیچیدن شاخه های درختان دو رشته پرچین محکم به مساحت یک یا دو فرسخ درست می کردند. این دو پرچین طوری تهیه می شد که به تدریج بر یک نقطه متمرکز می شدند به گونه ای که در آخرین مرحله به زحمت گذرگاهی برای عبور یک شکار باقی می ماند. این دالان در انتها، به محوطه ای در عرض ده متر با پرچین های محکم و لانه هایی موسوم به چاه، محصور می شد. در روز شکار مردان گیل و دیلم پشت پرچین ها جمع می شدند و عده ای فریاد زنان با ساز و نقاره هیاهوی وحشت انگیزی ایجاد می کردند. این گروه بین دو پرچین پیش می آمدند و به آرامی شکار را به طرف محوطه مورد نظر می راندند. اطراف محوطه و کمی بالاتر، صفه کوچکی ایجاد می شد که در آنجا مردان جای می گرفتند و هنگامی که حیوان به دام می افتاد درهای لانه ها را می بستند.

وقتی که گرازها، گرگ ها، شغال ها و … در این لانه ها محبوس می شدند، گوزن ها که نمی توانستند از دالان به لانه ها راه یابند با ضربات پیکان و تبر کشته می شدند. والی و بزرگان دولت آنگاه روی صفه آمده و برای گشودن در لانه ها فرمان می دادند، به نحوی که تنها یک گراز می توانست در آن واحد خارج شود. در این موقع مردی جوان برای ورود به محوطه انتخاب می شد و هنگامی که گراز به طرف جوان حمله ور می شد او با یک ضربه گراز را از پای در می آورد.

شاه عباس صفوی پس از تسخیر گیلان چند بار چنین شکارهایی را ترتیب داده بود. در سال 1003هـ.ق عملیات شکاری توسط او با 10هزار مأمور تعقیب شکار انجام شد. در 1023 هـ.ق شاه عباس بار دیگر به گیلان آمد و به فرمان او30 هزار نفر مأمور تعقیب شکار از نواحی بیه پس و بیه پیش گرد آمدند و برای تعقیب شکار به جنگل رانکوه اعزام شدند. در این شکار تعداد بسیار زیادی از حیوانات وحشی کشته شدند. این شکار چنان مقبول طبع شاه افتاد که با وجود مرگ 2700 نفر از ماموران، از پایان دادن شکار امتناع ورزید. پس از سقوط فرمانروایان گیلان و ترک بازدیدهای شاهانه، این گونه کشتارهای وسیع پایان گرفت.

منبع: ميراث فرهنگي استان گيلان

 

 

گردآوری از رمضان نیک نهاد

http://kados2.blogfa.com

جاذبه های طبیعی استان گیلان

دانستنیهایی درباره ی استان گیلان

جاذبه های طبیعی استان گیلان

گیلان به لحاظ موقعیت طبیعی ، دارای جاذبه های گسترده ای است كه سرتاسر این استان را در بر گرفته است. برخی از این جاذبه ها در فصول خاصی مورد استفاده قرار می گیرند اما برخی دیگر محدودیت فصلی نداشته و در همه فصول قابل استفاده هستند . به طور كلی جاذبه های طبیعی گیلان عبارت اند از :

سواحل دریا

طول سواحل دریا در استان گیلان به 22 كیلومتر می رسد. در این مسیر شهرهای آستارا ، بندر انزلی و كیانشهر مستقیماً در كنار دریا قرار دارند. یكی از مشخصات و امتیازات سواحل گیلان ، ماسه ای بودن بخش عمده آن و نزدیكی به جنگل است. در سواحل گیلان می توان به قایقرانی و دیگر ورزش های آبی پرداخت .

تالاب ها ، دریاچه ها

تالاب انزلی ؛ از جمله زیباترین مناظر آبی گیلان است. این تالاب محل تخم ریزی آبزیان و پناهگاه و مأمن پرندگان بومی ومهاجر است. در داخل تالاب ، جزایر زیبایی وجود دارد ودوشهر زیبای انزلی وآب كناردرساحل آن قراردارند. ازدیدنی های چشم نواز تالاب انزلی می توان از گل های نیلوفر آبی نام برد كه غنچه ها و برگ های آن سر از آب برآورده و سطح وسیعی از تالاب را می پوشاند. رویش نی در تالاب هم هر چند از نظر اكولوژیكی مشكلات زیادی ایجاد كرده است، اما در جای خود یكی از مظاهر اصلی اكوسیستم طبیعی تالاب به شمار می آید. انبوه پرندگان در این نیزار زندگی می كنند و ضمن تهیه غذای خود ، به تخم گذاری و تولید مثل در آن ادامه می دهند. تالاب برای پرندگان مهاجر نیز زیستگاه مطلوبی به شمار می رود.

همه ساله هزاران هزار پرنده مهاجر از بخش های شمالی برای زمستان گذرانی و ادامه حیات به تالاب انزلی روی می آورند. نیزارها ، گذشته از آن كه زیستگاه  مناسبی برای پرندگان به شمار می روند، رویشگاه گیاهانی با قابلیت انعطاف فراوان هستند كه در صنایع دستی و بومی گیلان كاربرد قابل توجهی دارند. حصیر ، زنبیل ، سبد ، ظروف حصیری و …. از این گیاهان ساخته می شود.

تالاب انزلی محل مناسبی برای ورزش های آبی از جمله قایق سواری است.

دریاچه ؛در جنوب شهر آستارا ، یكی از دریاچه های زیبای ساحلی گیلان در مساحتی كوچك قرار دارد. این دریاچه در شمار بهترین زیستگاه های طبیعی پرندگان است. برای جلوگیری از هجوم مردم به این دریاچه ، این محل جزو مناطق حفاظت شده است.

در روستای جوكندان واقع در 12 كیلومتری شمال شهر تالش ، برروی رودخانه كوچكی كه در پای كوه از دره ها خارج می شوند، یك آب بند مصنوعی ساخته شده كه در پشت آن دریاچه كوچكی به وجود آمده است.

عمق این دریاچه به حدود سه متر می رسد و در میان آن درختان جنگلی ، سازگار با محیط آبی از آب سر برآورده اند. گیاهان آبی ساحل دریاچه مانند زنبق در رنگ های مختلف ، چشم انداز زیبایی به دریاچه می بخشند.

در حوالی

فومن ، صومعه سرا ، ضیابر و جمعه بازار بركه های كوچكی وجود دارد كه علاوه بر اهمیت اكولوژیكی ، چشم انداز طبیعی زیبایی به نواحی جلگه ای ، واقع در حاشیه شهرهای فوق می بخشد.

در كناره های سفیدرود و شعبات فرعی آن نیز دریاچه های ساحلی زیبایی را مشاهده می كنیم. این دریاچه ها كه در مواقع پرآبی گسترش می یابند ، به نواحی ساحلی شهرستان های لنگرود و رودسر زیبایی خاصی می بخشند.

دریاچه هایی كه در پشت سدهای ساخته شده بر روی سفیدرود به وجود آمده ، به سهم خود از مناظر زیبای گیلان به شمار می روند. دریاچه اصلی سد سفیدرود كه در دره های جنوبی و غربی شهر منجیل تشكیل شده است، نخستین منظره آبی برای مسافرینی است كه از جاده قزوین وارد گیلان می شوند. در پشت سد انحرافی ، تونل تاریك فومن و سد سنگر ، دریاچه های موضعی كوچك با دره های پوشیده از جنگل و یا زمین های كشاورزی ، جاذبه های چشم نوازی را به وجود آورده است.

رودها

بستر رودهای گیلان عمدتاً در مسیر دره های كوهستانی و كوهپایه ای كه از جنگل های سرسبز و انبوه پوشیده شده اند قرار گرفته است. از این رو ، برای استفاده از مظاهر طبیعت از بهترین نمونه ها و امكانات طبیعی به شمار می روند و از نظر گردشگری در اغلب فصول سال ، گردشگران زیادی را به خود جلب می كنند. اغلب این رودها برای ورزش های آبی بسیار مناسب هستند.

جاذبه های طبیعی استان گیلان

آب های معدنی

چشمه ی آب گاز سنگرود؛ در روستای سنگرود از توابع دهستان عمارلو شهرستان رودبار قرار دارد.چشمه كلشتر منجیل ؛ این چشمه حدود یك كیلومتر پایین تر از سد سفیدرود در فاصله پانصدمتری جاده اصلی قزوین به رشت قرار دارد.چشمه آب معدنی ماسوله ؛ در ابتدای ورودی شهر تاریخی ماسوله در كنار پارك شهر قرار دارد.چشمه چشماگل ؛در روستای طالم از توابع سنگر قرار دارد.چشمه ماستخور؛در روستای ماستخور نزدیك رودبار در جبهه غربی سد منجیل قرار دارد.چشمه آب معدنی سجیران ؛ در اشكور بالا، نزدیكی روستای سجیران واقع است.

جنگل ها

جنگل های گیلان از مناظر طبیعی زیبای گیلان است. جذابیت جنگل های گیلان در تنوع گونه های جنگلی آنهاست و همین امر آنها را از جنگل های سوزنی برگ متمایز می سازد. سطح زمین های جنگلی گیلان را در فواصل درختان ، فرشی از چمن می پوشاند. جنگل های گیلان با این بستر سبز، امكانات زیادتری را از نظر تغذیه ، حیات وحش و اوقات فراغت فراهم ساخته است. جنگل های سراوان – نزدیك رشت – جنگل های تالش ، جنگل های لاهیجان و جنگل های دیلمان از جمله جنگل های زیبا و دیدنی گیلان است.

ییلاق ها

مناطق ییلاقی گیلان كه در حال حاضر مورد استفاده قرار می گیرد عبارت اند از :

نواحی ییلاقی جواهر دشت؛ در ارتفاعات شرق گیلان قرار دارد و ییلاقِ نواحی چابكسر و واجارگاه و رحیم آباد به شمار می روند.ییلاق های واقع در مسیر دره رودخانه پل رود؛ دره بسیار زیبای پل رود ، پس از گذشت از روستای دیماین به نواحی ییلاقی این ناحیه می رسد. دره پل رود به دو شاخه تقسیم می شود و هر یك به ییلاق های واقع در مسیر خود می رسد.ییلاق های دیلمان و اسپیلی؛ ییلاق های این ناحیه ، هم از نظر چشم انداز و هم از نظر آثار  تاریخی و فرهنگی دارای اهمیت بسیار است.ییلاق های نواحی رودبار ؛ این ییلاق ها را می توان به دو قسمت تقسیم كرد:

نخست ییلاق های واقع در شرق سفیدرود كه عمدتاً در عمارلو ، توتكابن و پره سر قرار دارند.ییلاق های تالش و آستارا ؛ ماسوله جنوبی ترین ییلاق تالش است و پس از آن ییلاق های ماسال و شاندرمن قرار دارند. ییلاق « تالش دولاب » ، ییلاق « مریان» ، ییلاق « سوباتان » در این منطقه ، از این زمره اند. شهر آستارا ، از طریق گردنه حیران به نواحی ییلاقی آستارا مربوط می شود.

کتاب میراث فرهنگی استان گیلان

گردآوری از رمضان نیک نهاد

http://kados2.blogfa.com

چشمه هاي شفابخش گيلان

کمتر کسي گيلان را با چشمه هايش مي شناسد اما واقعيت اين است که چشمه هاي آب معدني و گرم اين استان از مواهب طبيعي گيلان است که زير سلطه چشمگير طبيعت بي مثل و مانندش پنهان مانده است. با اين حساب، مي توان گفت گيلان سرزمين رودها، جنگلها، چشم اندازهاي رويايي، سواحل زيبا، آبشارها، تالابها، شاليزارها، باغهاي چاي، چشمه هاي آب معدني و جاذبه هاي طبيعي بي شمار و بي نظيري است که با جاذبه هاي ارزشمندش مي تواند بيش از گذشته به يک منطقه توريستي تبديل شود.

 مجيد وهابي، کارشناس مسائل گردشگري با اعلام اينکه تعداد آب گرمهاي معدني استان گيلان بسيار زياد است، به خبرگزاري مهر مي گويد: تنها تعداد معدودي از چشمه هاي آب گرم معدني در گيلان مورد بهره برداري قرار مي گيرند و بقيه به دلايل مختلف از جمله عدم معرفي، در دسترس نبودن، نبود امکانات جانبي حداقلي در کنار چشمه هاي آب گرم، عدم شناسايي خاصيتهاي مختلف آب چشمه هاي معدني، بي اهميت قلمداد کردن منابع طبيعي موجود درست استفاده نمي شوند و اين در حاليست که بسياري از اين آبها مواد و ترکيباتي دارند که مي توانند در درمان برخي از يبوست هاي مزمن، بيماري هاي کبدي و کيسه صفرا، بيماري هاي پوستي و ساير امراض مفيد و موثر باشند.

 

 

او چشمه هاي آب معدني ماسوله، چشمه هاي آب شور لاکان، چشمه آبگرم ماستخور منجيل، چشمه چشما گل طالم سه شنبه سنگر، چشمه آب معدني علي زاخوني ماسوله، چشمه هاي آب معدني سجيران، چشمه هاي آب معدني سنگرود را از اين دسته معرفي مي کند و مي گويد: شهرک ماسوله در جنوب غربي شهرستان فومن و درارتفاع يک هزار و 500 متري از سطح دريا واقع شده که داراي آب و هواي کوهستاني است، مهمترين رود ماسوله رودخان است، اين رود از نظر طبيعي داراي بستري کوهستاني با آبشارهاي زيباست و چشمه آب معدني زمزمه در کنار اين رود قرار گرفته است.

آب اين چشمه داراي مواد آهني فراوان بوده و طعم تلخي دارد، رنگ آب در تمام طول مسير تا ماسوله رودخان نارنجي است، اين چشمه در مجاورت معدن آهن قرار دارد که در زمان گذشته فعال بوده است، گاه اهالي منطقه اين آب را با شکر مخلوط کرده و مي آشاميدند.

محلي ها اعتقاد دارند که آب اين چشمه در مداواي بيماريهاي ريوي و گوارشي موثر است و به همين دليل، ارائه خدمات لازم براي بهره برداري اصولي، بهداشتي، کارشناسي و صحيح از آب اين چشمه مي تواندعلاقه مندان زيادي را از داخل و خارج استان براي استفاده از اين آب و ديدار منطقه راغب کند.

 

لاکان در جنوب رشت واقع شده است، در انتهاي جاده رشت – لاکان جاده خاکي وجود دارد که در اواسط اين جاده روستاي آقا دانا پير قرار دارد و در شرق آن جنگلي انبوه و زيبا چشمه آب شور لاکان را در بر گرفته است، همان طوري که از اسم آن پيداست آب?چشمه داراي مقادير زيادي املاح نمک بوده و طعم آن شور است، ديواره هاي چشمه از رسوبهاي آهکي پوشيده شده است، مردم منطقه اين چشمه را مقدس دانسته و آب آن را شفابخش مي دانند و در فصل تابستان براي درمان بيماريهاي پوستي با آب چشمه استحمام مي کنند.

طالم سه شنبه، دهي است از توابع بخش سنگر که در جنوب شرقي رشت در 12 کيلومتري جاده رشت – قزوين واقع شده است، چشمه آب معدني چشما گل در کنار رودي به همين نام قرار دارد، زمينهاي اطراف چشمه، رسي و ديواره هاي آن از ماسه سنگ تشکيل شده است، در کنار چشمه درخت تنومندي ديده مي شود که مورد احترام اهاليست، از آب معدني اين چشمه در درمان امراض جلدي بخصوص جوشهاي صورت و بدن استفاده مي شود.

چشمه هاي ماستخور در مجاورت دهکده ماستخوردرپنج کيلومتري رودبار و در سمت غربي سد منجيل قرار دارد، آب اين چشمه هنگام خروج گرم و جوشان است، اهالي اين منطقه و منطقه علي آباد سفلي از گذشته آب چشمه را به خزينه هايي ريخته و در آن استحمام مي کردند. آنهامعتقدند که استحمام در آب گرم اين چشمه بسياري از بيماريهاي چشمي، ناراحتي هاي استخواني و رماتيسمي را درمان مي کند.

چشمه سجيران در منطقه اشکورعليا در بالادست روستا هاي نيلو، جيرکل، سجيران (در قسمت شمال شرقي) قرار دارد، گفته مي شود اين آب معدني در درمان سنگ کليه موثر است، حتي مبتلايان به سنگ کليه آب چشمه را در بطري ريخته و به محل سکونت خود مي برند، البته براساس نظر کارشناسان بديهي است که با از بين رفتن گاز و فعل و انفعالاتي که انجام مي شود آب، برخي از خواص درماني خود را از دست مي دهد و بهتر است با حضور در منطقه از فوايد آب اين چشمه بهره مند شد.

آب چشمه سجيران بسيار گواراست به طوري که برخي از افراد در مدت 15 دقيقه سه ليتر از آن را به آساني مي نوشند، آب اين چشمه جرم و رسوب را به راحتي و در مدتي کم حل مي کند، درآزمايشهاي به عمل آمده آب اين چشمه برخي از انواع سنگ کليه را در مدتي کمتر از يک شبانه روز کاملا در خود حل کرده است.

مي گويند استحمام با آب چشمه سجيران در درمان بيماريهاي پوستي بخصوص قارچ انگشتان و ساير نقاط بدن تاثير زيادي دارد، به طوري که پس از يکي دو بار استفاده از آب اين چشمه، اين بيماري بهبود يافته و پوست به حالت عادي بر مي گردد.

چشمه آب معدني علي زاخوني کمي بالاتر از بازار ماسوله قرار دارد، آب اين چشمه داراي بي کربنات است و در مداواي ناراحتي هاي جهاز هاضمه تاثير گذار است، البته از اين آب براي آشاميدن نيز استفاده مي شود.

سنگرود روستايي از توابع دهستان عمارلو در رودبار است و تقريبا در شمال شرقي لوشان قرار دارد، روستاي سنگرود در دره اي که جهت شمالي – جنوبي دارد، واقع شده و در دو طرف اين دره سنگهاي کربناته ديده مي شود. در عمق دره، رودي جريان دارد که آب چشمه پس از طي مسير نسبتا کوتاهي به آن مي ريزد.

در سنگرود دو چشمه جدا ولي نزديک هم وجود دارد، يکي چشمه آب گاز با حوضچه هاي که آب آن از قسمت شمال غربي و از دل کوه خارج مي شود و از ارتفاعي بلند به سمت سنگهاي آهکي بستر خود و جنگل اطراف جريان داشته به رود خانه مي پيوندد و چشمه ديگر چشمه آب کولور است که حوضچه اي به شکل مثلث دارد، آب با فشار از کف حوضچه خارج مي شود و از اطراف تپه سرازير مي شود، در بستر اين آب رسوبهاي کربناته ورقه اي ديده مي شود، آب اين چشمه در مداواي رماتيسم و ناراحتيهاي استخواني و همچنين بيماريهاي پوستي موثر است.

بیتوته گردآوری از رمضان نیک نهاد

http://kados2.blogfa.com

آتشکده ايسپيه مزگت

بناي ايسپيه مزگت باقيمانده يک آتشکده قديمي و بزرگ در ديناچال تالش است. تمامي نشانه هاي معماري وکاربردي آن عملکرد مذهبي اين بنا را تاييد مي کند.اين بنا دردوران پس از اسلام احتمالا بعد ازقرن سوم هجري به مسجد تبديل شد و ظاهرا تا مدتها ي مديد مورد استفاده قرار مي گرفته است. گذشته از اهميت تاريخي و معماري بنا اينکه در اطراف آن بايد شهري بزرگ وجود داشته باشد. مشغله فکري بسياري از انديشمندان در گير با اين موضوع است. بازسازي اين بنا وتعريف حريم حفاظتي و برنامه عملياتي مي تواند هويت آنرا روشنتر ساخته و مجددا زندگي را به اين محل بازگرداند.

بناي تاريخي اسپيه مزگت ايسپيه مزگت از دو کلمه “ايسپي “در زبان تالشي به معناي سفيد و”مزگت” در زبان اوستا به معناي مسجد تشکيل شده است.ايسپيه مزگت در دهکده کيش خاله در شمال آبادي ديناچال از آباديهاي جنوب اسالم در فاصله حدود 22 کيلومتري جنوب شهر تالش واقع شده است.بناي مذکور در کرانه شمالي ديناچال رود و در يک و نيم کيلومتري شرق جاده تالش –انزلي واقع است. اين بنا را مي توان يکي از شگفت انگيزترين بناهاي تاريخي گيلان دانست.

اين بنا که امروزه روي در خرابي وفنا دارد .بايد روزي در محلي آباد ومعروف بنا شده باشد.اما در هيچ يک ازکتب تاريخي محلي و سفرنامه هاي خارجيان و ايرانيان .نامي از اين بنا نيامده است.عجيبتر اينکه رابينو نيز اين بناي تاريخي را ازقلم انداخته است.با اين که درختان متبرک نيز در کتاب او فهرست شده است. در طي زمان دراز عوامل مختلف انساني و طبيعي موجب تخريب ايسپيه مزگت شده اند.درختان جنگلي بزرگ بر بام آن رسته وريشه هاي خود را چون گوه اي ميان ديوارها فرو برده و آنها را شکافته اند.رود خانه سيلابي ديناچال نيز.قسمت جنوبي آن را کنده وبرده است.بارندگي و رطوبت نيز گچکاري وسفيد کاري وگچ بريهاي آن را فرسوده کرده و تا حدود زيادي از ميان برده است.

مصالح اصلي بنا ي اين اثر تاريخي آجرهايي به ابعاد 6×23×23 سانتيمتر است. قطر ديوار آن 175 سانتيمتر است. گوشه اي از اين بنا که يک ضلع آن 75/16 متر است. فعلا بر پاست و ديوار يکي از دهليزهاي بنا مي باشد.بر ديوار همين دهليز است که پنج شش متر کتيبه کوفي ساده باقيمانده و کلمات “لم يخش الا الله فعسي اولعک ان يکونو امن المهتدين” روشن خوانده ميشود. اين کتيبه که ابتداي آن در همين دهليز بوده ،روزي چهار دهليز اطراف را تزيين مي داده است.ديو اره دهليزها نيز گچ بري عجيبي به ارتفاع 1 متر داشته که فعلا 2 متر از اين از اره بر ديوار شمالي مشخص است.

شايد بتوان از آنچه باقي مانده ، حدس زد که اين بنا شامل يک رواق در وسط و چهار دهليز در چهار طرف بوده است. درب ورودي تقريبا شمالي است و وارد دهليز شمالي ميشود و عرض آن بالغ بر6/1 متر است. ارتفاع طاق دهليزها از کف کنوني 7/5 متر است. يک طرف دهليزها ديوار خارجي بنا شده و طرف ديگر آنها پايه هاي هشت ضلعي است که محيط آنها 5/5 متر است. پايه هاي که در چهار کنج هستند زايد ه هاي دارند. فاصله ميان دو پايه اي که يکي از آنها زايده دارد 3/2 متر و فاصله ميان دو پايه اصلي 8/2 متر است. بالاي هر دو پايه ، طاقي با هلال شکسته زده شده است و سقف دهليزها بر ديوارهاي خارجي و اين پايه ها استوار است. عرض هر يک از دهليزها به 4/3 متر ميرسد.

شايد روزي رواق ميان نيز سقفي گنبدي داشته است. اما شرفات بنا بايد کم کم جمع شود تا براي زدن طاق آماده باشد. در حالي که شواهد ، اين امر را نشان نمي دهد. سقف سراسر بنا ، سفال پوش بوده است ، اما بر خلاف بامهاي سفال پوش امروزي گيلان ، سفال آن با ملاط بر روي طاقها چسبانده شده است و اندازه آنها به 36×50 سانتيمتر مي رسد.

آنچه بيش از هر چيز بيننده را به حيرت مي اندازد، علت وجودي چنين بناي در اين نقطه دور افتاده است. آن هم بناي با آن قدمت تاريخي که کتيبه کوفي بر آن گواهي مي دهد. در اينکه اسپيه مزگت يک مرکزعبادي بزرگ بوده ترديدي نيست و اين امر از وجود احتمالي يک مرکز شهري يا سايتي باستاني مدفون شده در حوالي اين بنا خبر مي دهد. شکل اسپيه مزگت که از چهار دهليز و يک رواق چهار گوش تشکيل شده و امروزه قسمتي از آن از بين رفته است به آتشکده هاي زرتشتي پيش از اسلام شباهت دارد و احتمالا بعد از اسلام بدون تخريب بناي آن نحوه اداره آن تغيير کرده و به محل عبادت مسلمانان تبديل شده است. از طرف ديگر نام فارسي مزگت به جاي مسجد با ترکيب اسپيه به معناي سفيد از نظر واژه شناسي Etymology) ) نيز مي تواند کمکي به يافتن بناي اصلي اوليه اين اثر تاريخي نموده و تا حدودي علت وجودي آن را روشن سازد.

در کناربناي ايسپيه مزگت در کرانه جنوبي ديناچال رود، زمين وسيعي وجود دارد که روز سيزدهم فروردين هر سال محلي براي اجتماع و تفرج تعداد زيادي از افراد محلي و مسافران نوروزي است که براي بدر کردن سيزده نوروزاز اول صبح آن روز تا غروب در اين محل گرد هم مي آيند. در اين اجتماع، مسافران و گردشگران مي توانند انواع وسايل خوراکي، صنايع دستي و غيره را از فروشندگان سيار اين محل تهيه کنند.همچنين چند نوع بازي توسط افراد بومي ، هيجان آنرا افزايش مي دهد.بدون ترديد ايسپيه مزگت باقيمانده يک آتشکده بزرگ در تالش است که در دوران بعد از اسلام به مسجد تبديل شده است. رواق چهار گوش داخلي آن محل نگهداري آتش مقدس بوده و مردم براي عبادت در دهليز هاي کناري آن مي ايستادند. بناي اسپيه مزگت بدون هيچ تغييري به مسجد تبديل شده و اين در حاليست که در داخل آن محرابي وجود ندارد. اين عدم تغيير و يا تخريب خود نشاني از حرمت و قداستي است که اين مکان براي مراسم ديني در قبل و چه بعد از اسلام داشته است.

منابع و ماخذ:

1- کتاب گيلان، انتشارات گروه پژوهشگران ايران، تهران، 1374

2- بابا پور شکردشت. رامين، 1377 ، تاريخ معماري و مهندسي فضاي سبز(پروژه درسي) قلعه سلسال و اسپيه مزگت، دانشگاه تبريز.

3- خوچکو، الکساندر، سهامي. سيروس، 1354 ، سرزمين گيلان، انتشارات پيام، تهران.

4- ستوده. منوچهر، 1349، آثار و بناهاي تاريخي بيه پس، از آستارا تا استارباد(جلد اول)، انتشارات انجمن آثار ملي،تهران.

5- فصلنامه تحقيقات تالش شماره 5و 6

آتشکده ايسپيه مزگت

مسجدتاریخی آق اولر

 مسجدتاریخی  آق اولردر فاصله 40 کیلو متری روستای آق اولر قرار دارد . این بنا منزل مسکونی شیر خان ,پسرعموی سردار امجد بود که وقف مسجد شد .ساختمان در دو طبقه ساخته شده و مصالح به کار رفته در آن ملات گل و خشت است . در تصویر زیر بنا توسط سازمان میراث فرهنگی مرمت و بازسازی شده است .در ابتدای روستای آق اولر مسجد بزرگ که به نام مسجد عباسیه معروف است قرار دارد. مسجد دارای ساختمان معظم و با معماری قابل توجه است . شکوه تاریخی و تحولات پشت سر گذاشته شده در طی زمان مانع از آن می شود تا ببینده گرد کهنگی را بر روی دیوارهای فرسوده آن ببیند . مسجد در جهت طولی کشیده شده ،و چشم انداز زیبایی دارد.

مسجد آق اولر

گردآوری از رمضان نیک نهاد

http://kados2.blogfa.com

ارتفاعات اسالم گیلان

غار خون فوشه فومن با عکس


ادامه نوشته

معرفی پل غازیان


ادامه نوشته

مرداب انزلی


ادامه نوشته

تپه های باستانی مارلیک رودبار


ادامه نوشته

سرو هزار ساله  هرزویل رودبار  با عکسهای دیدنی


ادامه نوشته

گردنه  حیران  با عکسهای  دیدنی


ادامه نوشته

طبیعت سرسبز ماکلوان  فومن


ادامه نوشته

دریای نیلگون خزر


ادامه نوشته

جاذبه های دیدنی  استان گیلان 1 (تصویری)

10 مسیر گردشگری گیلان


ادامه نوشته

جاذبه های دیدنی شهر های استان گیلان (2)

 

جاذبه های دیدنی شهرستان آستارا

 

جاذبه های دیدنی شهرستانآستانه 

جاذبه های دیدنی شهرستان املش 

جاذبه های دیدنی شهرستان انزلی

جاذبه های دیدنی شهرستان تالش

جاذبه های دیدنی شهرستان رشت

جاذبه های دیدنی شهرستان رضوانشهر

جاذبه های دیدنی شهرستان  رودبار

جاذبه های دیدنی شهرستان رودسر 

جاذبه های دیدنی شهرستانسیاهکل 

جاذبه های دیدنی شهرستان شفت

جاذبه های دیدنی شهرستان صومعه سرا 

جاذبه های دیدنی شهرستان فومن

جاذبه های دیدنی شهرستان لاهیجان 

جاذبه های دیدنی شهرستان لنگرود 

جاذبه های دیدنی شهرستان ماسال 

جاده های زیبای ایران (جاده آستارا - حیران)

 

 جاده زیبا و دیدنی ایران

اماکن زیارتی گیلان (تصویری )



ادامه نوشته

ییلاق کوربار از ییلاقات زیبای بخش سردار جنگل فومن (تصویری )

 

آلبوم  عکس دیدنیهای فومن .ماسوله وقلعه رودخان

مسيرهاي گردشگري عمومي استان گیلان

جاذبه های دیدنی گیلان را در اینجا و آنجا و اینجا  ببینید