معرفی حیات وحش تالش – شنگ

نام تالشی : شݖنگ şınq

نام علمی : Lutra lutra

نام فارسی: سگ آبی، سمور آبی

مشخصات: جثه بزرگ و استوانه‌اي شكل، پوزه پهن با سبيل‌هاي بلند و كلفت، گوش‌ها و چشم‌هاي كوچك دارد، دم بلند و لوله‌اي شكل است كه در قاعده پهن و كلفت مي‌شود. دست و پا كوتاه‌اند و در بين انگشتان پرده‌اي وجود دارد موها نرم و انبوه، به رنگ قهوه‌اي تا قهوه‌اي متمايل به خاكستري، زير چانه و گلو سفيد است.

سگ آبی(سگاو)، سمور آبی در ایران، مقایسه ، تفاوت، شناخت، دلایل نمایانی آنها  در کنار انسانها

اندازه‌ها: طول سر و تنه 62 تا 83 سانتي‌متر، دم 36 تا 55 سانتي‌متر، ارتفاع 30 سانتي‌متر، وزن 5 تا 15 كيلوگرم.

زيستگاه: اطراف رودخانه‌ها، نهرها، كانال‌هاي آبياري، درياچه‌ها، تالاب‌ها و استخرهاي پرورش ماهي با پوشش گياهي مناسب.

عادات: شبگرد است. اگر منطقه امن باشد روزها نيز ديده مي‌شود. به صورت انفرادي زندگي مي‌كند. لانه را در حفره‌هاي طبيعي، سوراخ درختان، زير ريشه‌هاي مجاور آب ايجاد مي‌كند. درب ورودي لانه معمولاً در داخل آب و در عمق 50 سانتي‌متري از سطح آب قرار دارد كه به وسيله دالاني شيب‌دار به لانه ارتباط دارد، يك سوراخ تهويه، لانه را به بيرون ارتباط مي‌دهد. گاهي اوقات نيز در داخل لانه روباه يا رودك ساكن مي‌گردد. ممن است علاوه بر لانه دائمي يك لانه موقتي نيز در زير سنگ‌ها و گياهان داشته باشد. به خوبي بر روي زمين راه مي‌رود، ولي بيشتر از چند صد متر از لانه‌اش دور نمي‌شود. با مهارت كامل به وسيله دم و با كمك پاها شنا مي‌كند و شيرجه مي‌رود. براي ايجاد تعادل، دست‌ها به سينه مي‌چسبند و مانند فرمان عمل مي‌كنند. مي‌تواند به مدت 10 دقيقه زير آب باقي بماند. ولي در شرايط عادي مدت زير آب رفتن يك تا دو دقيقه است. در زير آب سوراخ‌هاي گوش و بيني مسدود مي‌شود. سبيل‌ها بسيار حساس‌اند و با استفاده از آنها در تاريكي يا آب گل‌آلود به خوبي شنا كرده و خفيف‌ترين تلاطم داخل آب را حس مي‌كند. حس بويايي و شنوايي قوي است، بينايي به نسبت ضعيفي دارد، ولي در زير آب و در نورهاي مختلف مي‌تواند اجسام متحرك را به خوبي ببيند. شنگ‌ها در همه سنين بسيار بازيگوش هستند. اغلب در فصل زمستان خودشتان را روي برف‌ها سُر مي‌دهند. به خوبي دست‌آموز مي‌شوند. در برخي كشورها اين حيوان را براي صيد ماهي تربيت مي‌كنند. گاهي اوقات شنگ‌ها براي دسترسي به منابع غذايي جديد كيلومترها در خشكي راه مي‌روند.

غذا: از جانوران آبزي نظير ماهي، قورباغه، خرچنگ، پستانداران كوچك نظير ول آبزي، پرندگان آبزي به خصوص چنگر، مرغابي، تخم و جوجه پرندگان، حشرات و مواد گياهي تغذيه مي‌كند. غذا را با دهان مي‌گيرد. آثار مدفوع و باقي مانده مواد غذايي كه در مناطق مشخصي از مسير رودخانه‌ها و نهرها مشاهده مي‌شود، نشانه وجود اين حيوان در منطقه است. در داخل مدفوع كه بوي ماهي مي‌دهد معمولاً استخوان‌هاي ماهي وجود دارد.

توليدمثل: در تمام فصول قادر به جفت‌گيري است، ولي معمولاً جفت‌گيري در فصل زمستان انجام مي‌گيرد. مدت آبستني حدود دو ماه است. يك تا پنج بچه مي‌زايد. چشم بچه‌ها در يك ماهگي باز مي‌شود. بعد از دو ماه از لانه خارج مي‌شوند و شنا را شروع مي‌كنند. تا شش ماهگي به مادر وابسته هستند. در يك سالگي به سن بلوغ مي‌رسند. طول عمر در اسارت حدود 22 سال است.

وضعيت فعلي: به علل مختلف نظير كم شدن طعمه‌ها، شكار بي‌رويه، آلودگي ناشي از سموم كشاورزي به خصوص سموم كلره، آلودگي‌هاي صنعتي و سيلاب‌ها، جمعيت آن به سرعت رو به كاهش گذاشته و در بعضي از مناطق به كلي نابود شده است. تا اواخر دهه 40 همه ساله هزاران قطعه از پوست اين حيوان كه در مناطق مختلف كشور، به خصوص اطراف رودخانه‌ها و تالاب‌هاي خوزستان شكار شده بود، به خارج صادر مي‌شد. در حال حاضر بيشترين جمعيت شنگ در تالاب‌ها و رودخانه‌هاي شمال و غرب كشور مشاهده مي‌شود ولي در مناطق جنوبي به خصوص تالاب‌هاي خوزستان مانند هورالعظيم و شادگان جمعيت آن به شدت كاهش يافته است. اخيراً تعدادي شنگ در اطراف ماهي سراي جاجرود واقع در نزديك تهران، سياهكل و تالش در گيلان مشاهده گرديد.

گردآوری از : رمضان نیک نهادبا بهره گیری از ویکی پدیا

http://kados2.blogfa.com

معرفی حیات وحش تالش – مݖلا گوزگا

نام تالشی : مݖلا گوزگا mıla quzqa

نام فارسی : قورباغه درختی

نام علمی: Hyla savignyi

خصوصیات : ارواره فوقانی و گاه ارواره تحتانی دارای دندان زوائد عرضی و مهره خاجی . معمولا” پهن شده بندهای انتهای انگشتان اغلب دارای غضروفهای اضافی چنگال مانند هستند . روی غرابی (اپی کوراکوئید ) که غرابی را ( اپی کورا کوئید ) به پیش غرابی (پره کوراکوئید ) متصل می کند از دو نیمه تشکیل شده که روی هم قرار دارند خانواده هیلیده را جزوفوق خانواده در نظر می گیرند .

این خانواده دارای 16 جنس و 416 گونه است که بیشتر در امریکا وجود دارند . همچنین دارای دو زیر خانواده است در ایران فقط زیر خانواده هیلیده وجود دارد . گونه های این زیر خانواده تخم های خود را در داخل یا نزدیکی اب می گذارند .

پراکندگی شناخته شده در ایران : استانهای گیلان ، مازندران ، اذربایجانشرقی و غربی ، کردستان ، کرمانشاه ، ایلام ، همدان ، خوزستان ، فارس و مرکزی از ارتفاع 35-1500 متر لاروها : شکاف آبشش در طرف چپ و بطور خلفی و روبه بالا قرار دارد . منفذ یا سوراخ مخرج در طرف راست ، درست بالای لبه شکمی دم . دسته های دندانهای لبی بصورت تک ردیفی قرار دارند دو دسته در لب فوقانی و سه دسته در لب تحتانی . لب تحتانی با برامدگی های مشخص شده ، باله فوقانی بطرف جلو تقریبا” تا فاصله بین چشمها قرار گرفته . چشمها هم ازناحیه پشتی و هم از ناحیه شکمی قابل رویتند . حداکثر اندازه ی لارو ها با محاسبه ی طول پاها در حدود 46 میلی متر است .

فعالیت های زیستی : قورباغه های درختی اغلب در میان درخت بلوط ، بید و ممرز مخفی می شوند و آن چنان به برگ های این درختان می چسبند که به زحمت می توان ان ها را پیدا کرده اغلب بر روی گیاهان علفی با برگ های پهن یافت می شوند . در مناطق کوهستانی تا 1500 متری نیز دیده شده اند . در بهار به منظور تخم گذاری به اب رفته در

انجا تا اواسط ماه مه ( اواخر اردیبهشت ) با حتی اوایل ژوئن (خرداد ماه ) باقی می مانند . اگرچه از نور اجتناب نمی کنند ولی بویژه در غروب افتاب فعالیت دارند مشاهدات انجام شده ارتباط مستقیم بین رفتار آن جانور و اب و هوا را تکذیب می نمایند .

جانوران بالغ در تمام طول تابستان صدا تولید می کنند . صدای انها بسیار بلند یکنواخت یا بدون زیر و بم و نافذ است . چندین بار با سرعت تکرار میشود . این صداها نه تنها در بهار بلکه در تابستان و پائیز نیز ممکن است شنیده گردند ولی در فصول اخیر غالبا” کمتر شنیده می شوند . صدای قورباغه درختی بخصوص در یک روز روشن پائیزی ممکن است پس از قطع صدای پرندگان از دور بگوش برسد . معمولا” صدای قورباغه درختی از اوایل فروردین تا شروع مهر ماه شنیده میشود و صدای زیرگونه های مختلف با یکدیگر متفاوت است .

حرکات قورباغه درختی هم از روی زمین هم در داخل اب اهسته و کند است از این رو گرفتن نمونه ها همیشه اسان میباشد .

وقتی که به خشکی یا به اب هجوم می اورند همانطور که اغلب در بهار این حالت وجود دارد . وسیله اصلی حفاظت انها پنهان شدن در زیر برگها و حتی گاهی اوقات چسبیدن به سطح تحتانی انها میباشد .

توانائی و انرژی زیاد قورباغه های درختی در موقع شکار کردن مشخص شده است حتی گاهی با پرش نزدیک یک پا روی شکار می جهند .

گردآوری از رمضان نیک نهاد

معرفی حیات وحش تالش –په‌پو

نام تالشی :په‌پو

نام فارسی : پروانه

بیش ترین گونه های حشرات را پروانه ها تشکیل می دهند.پروانه ها دارای بال هایی زیبا هستند که با پولک های ظریف به طرز ماهرانه ای خلق شده اند. خوب است بدانید که زیباترین پروانه ها گونه های نر آن ها هستند.چشم های پروانه ها مرکب است و گاهی تعداد آن ها به 18هزار می رسد. پروانه ها برای پروانه شدن چهار مرحله را پشت سر می گذاردم تخم ، کرم، پیله ، پروانه شاید نام پاپیون از نام تالشی آن سرچشنه گرفته باشد

مراحل تکامل پروانه ها:
مرحله ی اول تخم است، که پروانه ی بالغ تخم گذاری می کند. مرحله ی دوم که تبدیل به لارو یا کرم می شود. در این مرحله لارو (کرمینه) مقدار زیادی برگ می خورد تا خود را برای مرحله ی بعد آماده کند. مرحله ی سوم شفیره است که کرم تاری به نام پیله به دور خود می بافد و مدتی در آن بدون هیچ غذایی زندگی می کند. مرحلهٔ چهارم که پروانه است و جانور بالغ که دارای بال است از پیله بیرون می آید.

ساختار بدن
بدن یک حشره شامل ۶ قطعه بهم جوش خورده است که ۴ قطعه آن دارای زائده هستند. آرواره های پایین و اولین آرواره بالا نسبت به دهان در اطراف واقع می شوند و یک لب بالایی دهان را از جلو محافظت می کند. ماگزیلای دوم لب پایینی را می سازد. این اندامهای ذکر شده قطعات دهانی خرد کننده و جونده را تشکیل می دهند. در پروانه آرواره بالا به صورت قطعات دهانی مکنده خارج می شود.
سینه ی پروانه ها به سه قسمت تقسیم می شود که به هر قسمت آن یک جفت پا متصل می باشد و قسمت دوم و سوم نیز در بر دارنده ی بال ها می باشند.
در شکم حشره، ۷ قطعه اول بدون زائده هستند. در قطعات هشتم و نهم زائده ای وجود دارد که به کارتخم گذاری کمک می کنند. مخرج در قطعه دهم قرار دارد. دو قطعه آخر سینه ای و ۸ قطعه اول شکمی دارای روزنک های زوجی هستند که به دستگاه تنفسی نایی منتهی می شوند.

Pipevine Swallowtail, Battus philenor.

پوشش بدن
پوست بدن بر عکس کرم ها و نرم تنان از استحکام و مقاومت زیادی برخوردار است. پوست از دو لایه مشخص یکی یاخته های روپوستی و دیگری لایه کوتیکول تشکیل می شود.مهم ترین غده های پوست عبارتند از: غده های چرب کننده، غده های مومی، غده های لاکی، غده های ابریشم ساز و غده های پوست اندازی.

برخی وظایف مهم پوست :
-محافظت بدن در برابر عوامل فیزیکی و مکانیکی مختلف محیط .
-جلوگیری از تبخیر آب بدن که در زندگی حشرات دارای اهمیت ویژه ای است و مانع از نفوذ مواد سمّی و خارجی به بدن می شود.
-حشره را در برابرگرمای هوا در امان نگاه می دارد.

ماهیچه های بدن
ماهیچه های بدن اکثر حشرات مانند دیگر بندپایان از نوع ماهیچه های مخطط است. چون بدن حشرات و پیوست های آنها از بندهای زیادی تشکیل شده است به این دلیل تعداد ماهیچه ها برای تامین حرکات آنها بسیار زیاد و قابل توجه است؛ چنانچه در بدن بعضی از پروانه ها تعداد آنها ۳۰۰۰ و گاهی بیشتر است.


دستگاه تنفس
پروانه ها به وسیله شبکه ای از لوله های میان تهی ویژه به نام نایژه نفس می کشند. نایژه ها لوله های برون پوستی منشعبی هستند که در دو طرف جانبی بدن به وسیله روزنه های متقارن به نام استیگمات به بیرون باز می شوند.نایژه ها دارای پوشش کوتیکولی مارپیچی به نام تنیدیوم می باشد. انتهای هر یک از لوله های تنفسی به یک سلول نایژه ای و لوله های تنفسی بسیار باریک به نام تراکئول ختم می شود. این تراکئولها که قطر آنها کمتر از یک میکرون می باشد برای اکسیژن رسانی بطور مستقیم به سوی اندامها، بافتها و سلولهای بدن کشیده می شود.

دستگاه گردش خون
دستگاه گردش خون حشرات تنها از یک لوله پشتی تشکیل شده است. این لوله در ناحیه شکم معمولاً قلب و در قفسه سینه و سر، آئورت را بوجود می آورد. در پروانه لوله پشتی با خانه ها ی قلب است. دراین حالت قلب به تعدادی اطاقک که در بیشتر موارد تعداد آنها به ۸ عدد می رسد تقسیم شده است. جریان خون به داخل قلب به وسیله روزنه های جانبی آن که در حد فاصل خانه ها قرار دارند انجام می گیرد.

تولید مثل
جنین پروانه به صورت رشد نیافته ای از تخم درمی آید و در ظاهر به کرم های حلقوی می ماند. این لاروها طی پوست اندازیهای متوالی رشد می کنند و سرانجام محفظه هایی در دیواره بدن پدید می آید و شفیره ها آغاز به پیدایش می کنند. این دیسکها جوانه های درونی هستند که بعدها زائده های جانور بالغ مانند بالها، پاها و قطعات دهانی جدید از آنها حاصل می شوند. تغییر شکل لارو کرمی شکل به جانور بالغ در درون پیله انجام می شود. در این مرحله محفظه هایی که محتوی قرص های شفیره ای هستند باز می شوند و زواید بدن جانور بالغ کم کم ظاهر می شوند.

برقراری ارتباط با از طریق بو
آنها بوسیله انتشار بوهای مخصوص از فاصله های بسیاردور به هم علامت می دهند.
فاصله ای که حشره نر بو را احساس می کند باور کردنی نیست ، این حشرات از فاصله چند کیلومتری بوی ماده خود را درک می کنند.
کرم ماده فقط یک ده هزارم میلی گرم ماده معطر دارد و هر بار مقدار بسیار کمی از آن را در هوا پخش می کند. شاخک پروانه نر قادر به تشخیص این بو می باشد و پروانه نر را به سوی منبع این بو می برد.

انواع پروانه

پروانه اطلسی
این پروانه شب زی است بدن کوچکی دارد ولی در بین پروانه ها دارای بزرگترین بال ها می باشد و هر چهار بال آن دارای خط های کم رنگ است.

پروانه بلوطی
دارای شاخک های کوچک وهیکلی درشت می باشد نوع نر آن درشت تر است.جالب است بدانید پروانه بلوطی تا به بلوغ نرسد غذا نمی خورد.نوع ماده این پروانه تا جفت گیری نکند پرواز نخواهد کرد.

پروانه شطرنجی دم چلچله ای
یک پرواز کننده ی ماهر استوایی که در همه جا می توان این گونه را مشاهده کرد. پیله این پروانه به خوبی استتار شده و در صورت مورد تهدید قرار گرفتن، شاخ چنگالی شکل پشت سرشان را باد می کند. این شاخک بوی تنفر انگیز و بدی را در فضا منتشر می کند.

پروانه فینیقیه ای یا آپولوی کوچک
این پروانه در مناطق کوهستانی زندگی می کند در مقابل سرما بسیار مقاوم است و با وجود آن فقط در فصل تابستان فعال است. طرح روی بالهای این پروانه متغیر است بالهای او بسیار نازک بوده و دارای پولک های ظریفی می باشند که نیمه شفاف به نظر می آید.

پروانه پستچی
گونه این پروانه دارای ۳۰ رنگ مختلف است ، این پروانه استوایی در حاشیه جنگلها زندگی می کند و از شهد گل ساعتی تغذیه می کند. این پروانه با لرزاندن بالهای خود پرندگان مزاحم را از خود دور می کند.

گردآوری از رمضان نیک نهاد

معرفی حیات وحش تالش – کوره غوغو

نام تالشی : کوره غوغو kurə ğuğu

نام فارسی :جغد تالابي

لاتين : Asio flammeus
از پرندگان شكاري شب و داراي سر بزرگ ، صورت پهن كه صفحه‌هاي صورت تشكيل را مي‌دهد ، چشم‌هاي بزرگ و متمايل به جلو ، منقار قوي قلاب مانند و نيم پيدا و چنگال‌هاي تيز و نيرومند است .

پرواز آنها بي‌صداست ، بعضي از آنها گوشپرهاي مشخصي دارند . پاهاي پوشيده از پر دارند . تك‌زي‌اند و بيشترشان روي درخت زندگي مي‌كنند . نر و ماده آنها همشكل است ولي ماده‌ها بزرگ‌ترند .

در سوراخ‌ها ، آشيانه‌هاي متروك و روي زمين لانه مي‌سازند . طعمه خود را يكجا مي‌بلعند و از پستانداران ، پرندگان ، خزندگان ، دوزيستان ، ماهيها، حشرات و خرچنگها تغذيه مي‌كنند.

مشخصات:

37 سانتي‌مترطول دارد ؛ هنگام غروب و طي روز در فضاي باز به شكار مي‌پردازد .

جغد تالابي به وسيله بدن زرد مايل به قهوه‌اي كمرنگ و با سطح شكمي راه‌راه مشخص مي‌شود . بال‌هاي نسبتا دراز با راه‌راههای افقی دارد كه در سطح زيرين آنها در ناحيه خم بال لكه‌اي بزرگ و تيره‌رنگ مشاهده مي شود و در پرواز به خوبي نمايان مي‌شود. جغد گوش دراز نيز لكه‌مشابهي دارد كه پررنگ‌تر است .

Asio flammeus -Fazenda Campo de Ouro, Piraju, Sao Paulo, Brasil-8.jpg

گوشپرهاي جغد گوش دراز به دشواري ديده مي‌شود و در سطح شكمي راههاي افقی ندارد.

جغد تالابي معمولا بر روي زمين مي‌نشيند و بدن را به‌طور مشخصي متمايل به جلو نگه‌مي‌دارد ، پروازش در ارتفاع كم و موج‌دار است و غالبا در حالي‌كه بال‌ها را اندكي بالا گرفته است ، بالبازروي مي‌كند . گاهي در ارتفاع خيلي زياد پرواز مي‌كند و گاهي دسته‌جمعي ديده مي‌شود .

زيستگاه:

اراضي وسيع باتلاقي ، تپه‌هاي شني و علفزارها ..

پراكندگي :

زمستان‌ها در شمال ايران نسبتا فراوان است و به تعداد كمتري در جنوب و سواحل جنوبي ايران ديده شده است .

جُغد (بوف، بوم) نام پرنده‌ای شکاری است از راسته بوف‌سانان ، که دارای قدرت شنوایی و بینایی بسیار بالاییست.جغدها در همه قاره‌ها به استثناء جنوبگان مشاهده شده‌اند.

جغد پرنده سودمندی است زیرا خوراکش انواع موش است و در شکاف‌های تنه درختان و آشیانه‌های متروک زاغان لانه می‌گذارد. جغدها معمولاً شب‌رو و پگاه‌رو هستند یعنی هنگام پگاه و شفق از لانه بیرون آمده و شکار می‌کنند.

کوچکترین جغد، جغد کوتوله آمریکای شمالی می‌باشد طول آن فقط ۱۵ سانتیمتر یعنی به بزرگی یک گنجشک است. تخم جغد همیشه به فاصله چند روز می‌شکند و نوزاد به دنیا می‌آید.

نقش و رنگ پرهای جغدها حالت استتاری دارند تا به هنگام استراحت روزانه‌شان از مزاحمت‌ها بکاهند.

جغد پرنده‌ای است با صورتی پهن، منقاری خمیده و چشم‌هایی درشت و پاهای بزرگ، در دو طرف سرش دو دسته پر شبیه گوش گربه قرار دارد که گوش‌پر نامیده می‌شوند.

دارای سر بزرگ، صورت پهن و منقار قوی قلاب‌مانند و نیم‌پیدا و چنگال‌های تیز و نیرومند است.منقار قلاب‌شکل نیرومندش به همراه چنگال‌های قوی او برای نگه داشتن طعمه به کار می‌رود. رنگش معمولاً کرم قهوه‌ای است. در نوکش یک شکاف هست. سرش بزرگ است. او هوای تاریک را دوست دارد. شب‌ها پرواز می‌کند.

جغد نوکی کوچک و ظریف دارد. دور دهانش پرهای زبری هست که شبیه مو می‌باشد ولی مو نیست. پاهایش کوچک است و پنجه‌هایش ضعیف و بی‌طاقت. پر و بال او صاف است و خیلی آرام پرواز می‌کند. نوک پرهای جغد به شکلی طراحی شده که در هنگام حمله به طعمه صدای پرها کم باشد.

پرواز آنها بی‌صداست، بعضی از آنها گوش‌پرهای مشخصی دارند. پاهای پوشیده از پر دارند. تک‌زی‌اند و بیشترشان روی درخت زندگی می‌کنند. نر و ماده آنها همشکل است ولی ماده‌ها بزرگ‌ترند.

جغدها همیشه طعمه خود را درسته می‌بلعند و پس از آن‌که بخش‌های گواردنی آن را گواردند بازمانده آن را به شکل تفاله از راه دهان بیرون می‌اندازند.

گردآوری از: رمضان نیک نهاد

معرفی حیات وحش تالش – ۏاشه‌ک 

نام تالشی : ۏاشه‌ک vaşək

نام علمی : Falco Tinnunculus

نام فارسی: دلیجه

مشخصات ظاهری: این پرنده، 32 تا 38 سانتیمتر طول دارد. بدن باریک و دمش بلند است که د رانتها، لبه صاف یا اندکی گرد دیده می شود. همچنین بال های نوک تیزی دارد. در پرنده ی نرف سر و دم خاکستری، روتنه و جبه قهوه ای بلوطی با نقطه های سیاه است و شاهپرهای اولیه و ثانویه سیاه دیده می شود. د رپرنده ی ماده، روتنه قهوه ای با نقطه نقطه ی سیاه و شاهپرهای بال سیاه است. همچنین خط زیر چشم با سبیل سیاه مشخصف زیر تنه نخودی با رگه های طولی قهوه ای تیره و زی رگلو اندکی روشنتر است. هر دو جنس ناخن سیاه رنگ دارند. معروفترین پرنده ای است که مدت زمانی طولانی، در جا، بال زنی می کند.

دلیجه نر در حالت ایستاده روی گلدان خانه.jpg

صدا: صدای این پرنده تا حدودی جیغ مانند و به صورت «کی- کی- کی- » شنیده می شود.

دلیجه معمولییا باشه نام گونه‌ای پرنده است. این پرنده از راستهٔ شاهین‌سانان، خانوادهٔ بازان، جنسِ بازهااست.

پرهای دلیجه بیشتر قهوه‌ای با خال‌های تیره هستند. بر خلاف بیشتر بازها، دلیجه دورنگی جنسیتی دارد بدین معنی که رنگ نر آن با رنگ ماده آن تفاوت دارد. سر و دم دلیجک نر آبی-خاکستری است. در ماده‌ها، دم قهوه‌ای با نوارهای سیاه است. در هر دو جنس، انتهای دم سیاه‌رنگ است و نواری سفید دارد.

زیستگاه: این پرنده د رمناطق باز، درختزار، حاشیه ی تالاب ها، روی تیرهای برق و صخره ها و در نزدیگی شهر و روستا به سر می برد. در ایران فراوان است و تولید مثل می کند.

گردآوری از : رمضان نیک نهاد

معرفی حیات وحش تالش – چیلݖم

نام تالشی : چیلݖم çilım

نام علمی : Falco Pelegrinoides

نام فارسی: بحری ( شاهین )

مشخصات ظاهری: این پرنده، 32 تا 45 سانتی متر طول دارد. و شبیه شاهین، اما اندکی لاغرتر است و دم بلندتری دارد. پرنده ی بالغ، به واسطه ی سر کمرنگ تر ، پشت ابرو و سبیل نازکتر و بلندتر، و چانه نخودی کمرنگ که تا چشم امتداد دارد، از شاهین متمایز می شود. تاج قرمز، زیر بال ها سفید روشن با نوک بال های تیره تر از شاهین و غالبا با نقطه هایی روی پرهای پوششی اولیه، روتنه خاکستری- آبی کمرنگ، که در انتهای دم تیره تر است، دیده می شود. از بالابان به واسطه ی روتنه پررنگ تر و سبیل های گرد قهوه ای تیره، متمایز می شود. پرنده ی جوان، شبیه شاهین اما با سبیل باریکتر، لکه ی چانه ی بزرگتر و پس سر بلوطی قهوه ای ، دیده می شود. برخی از پرندگان جوان، به محض خروج از آشیانه، پوست بالای منقار و پاهایشان زرد رنگ دیده می شود.

صدا: صدای این پرنده شبیه شاهین و فریاد مانند ، به صورت «که ک-که ک» شنیده می شود.

زیستگاه: این پرنده در مناطق کوهستانی خشک،نیمه بیابانی و صخره ها به سر برده و در شکاف صخره های پرتگاهی آشیانه می سازد، در ایران بومی و به تعداد اندک دیدهی می شود.

شاهین پرنده ای از راسته شاهین‌سانان و تیره‌ی شاهین‌ها است. شاهین جزو شکارچیان بسیار جسور و با شهامت است، و با وجود آنکه از قوش کوچک‌تر است ولی به علت جسارتی که دارد گاهی به عقاب و قوش حمله می‌کند. در حدود ۴۰ گونه از این پرنده شناخته شده است که با نامهای گوناگون زیستگاه‌شان در سراسر کره زمین پراکنده هستند.

شاهین عموماً آشیانه خود را در کوهستانهای بلند و دور افتاده و در غارهای مشرف به پرتگاه‌ها و صخره‌های بلند می‌سازد ولابلای صخره‌های کوهستانی تخم‌گذاری می‌کند. گونه‌های مختلف این پرنده در کوه‌های ایران بسیار فراوان باشنده است.

شاهین در پارسی یعنی «شاهانه»، مانند آهنین که ریشه‌اش از آهن می‌آید. شکار کردن با شاهین با آنکه تاریخ اش به دوره پادشاهی آشور می‌رسد، بدون شک در دوره ساسانیورزش شاهان بوده زیرا در دوره اسلامی گسترش یافت. شکار با شاهین پس از آن به اروپا گسترش پیدا کرد. نام شاهین می‌تواند از شکار کردن شاه با پرنده شکاری ریشه گرفته باشد.

گردآوری از : رمضان نیک نهاد

معرفی حیات وحش تالش _اَلغ

نام تالشی : ئه‌لݖغ əlığ

نام علمی : Aquila Pomarina

نام فارسی: عقاب خالدار کوچک(عقاب جنگلی)

مشخصات ظاهری: این پرنده، 60 تا 66 سانتیمتر طول دارد. پرو بالش قهوه ای تیره و شبیه عقاب خالدار بزرگ اما اندکی کوچکتر است. رنگ جبه تیره تر از پوشش روی بالها، که به رنگ قهوه ای طلایی است. دیده می شود. لکه ی کمرنگی در قاعده ی روی شاهپرها وجود دارد و بر پوشپرها ی روی دم، لکه کرم زرد رنگ و کوچکی دیده می شود. پرنده ی نابالغ معمولا لکه ی بزرگ اخرایی رنگی در پس گردن و لکه های سفیدی در روتنه دارد که این لکه کوچکتر از لکه ی سطح پشتی عقاب خالدار بزرگ نابالغ است. در پرواز، به واسطه قاعده ی باریک دم مستطیل شکلش د رانتها و همچنین، در هنگام بالبازروی به واسطه ی بال های باریک منحنی مانندش که سر بال ها رو به پایین است، شناخته می شود.

صدا: صدای این پرنده تکرار حدودا ده بار«کی ییپ- کی ییپ- کی ییپ» است

زیستگاه: این پرنده اغلب در نزدیکی آب و بیشتر در مناطق پردرخت و دور افتاده با فضای باز به سر برده و روی درخت ها آشیانه می سازد. در ایران، تابستان ها در نواحی در یای خزر و به صورت مهاجر عبوری در شمال و غرب دیده می شود.

یکی از دوستداران محیط زیست بنام سعداله صلاحی ریک اهل و ساکن روستای ریک در یک مسافرت کوهستانی در اوایل زمستان سال 93 در مسیر ییلاقی با لاشه بی جان یک پرنده برخورد کرده که در ابتدا گمان می کرد که جان خود را از دست داده ولی بعد از اینکه لاشه را به کلبه کوهستانی خود انتقال می دهد علائم حیات را در این گونه بزرگ جثه را مشاهده و پس از انتقال به تالش مبادرت به درمان و تیمار آن بصورت سنتی می نماید که خوشبختانه این گونه در حال حاضر در سلامتی کامل بسر می برد و در زیستگاه طبیعی خود رها سازی شده است .

حیدرنژاد رییس اداره حفاظت محیط زیست شهرستان تالش با اعلام این خبر افزود وی جهت تغذیه این گونه از جوجه های محلی خود استفاده می کرد و روزانه بیش از 500 گرم گوشت که در اختیار این پرنده جهت مصرف قرار میداد.

عقاب طلایی از پرندگان حمایت شده ایران است که بیشتر در مناطق کوهستانی زیست می کند و شکار یا زنده گیری آن مشمول مجازات قانونی است .


گردآوری از: رمضان نیک نهاد

معرفی حیات وحش تالش – تورک

نام تالشی : تورک TORK ، ۏیشه سوک

نام علمی : Phasianus Colchicus

نام فارسی: تَذَرو (قرقاول)

قرقاول کلمه‌ای ترکی است. نام های فارسی آن تَذَرو، ترنگ و خروس صحرایی است.

مشخصات ظاهری: پرنده ی نر، 85 سانتیمتر و پرنده ی ماده ، بلند و رنگین و راه رفتن با شکوهش ، از سایر ماکیان ها متمایز است. از روی زمین، به طور ناگهانی بر می خیزد و پس از مقداری اوج گرفتن، از بالای حاشیه ی درختان، به طور مستقیم به پروازش ادامه داده و در اولین محل بوته زار فرود می آید. در پرنده ی نر، پرو بال بسیار رنگین، سر به رنگ سبز براق با پوست برهنه ی دور چشم به رنگ قرمز گلی و گوشپرهای کوتاه، که آنها را بالا نگه می دارد. دیده می شود. همچنین روتنه قرمز گلی با رگه های سیاته موج دار، سینه گلی و زرد با لکه های سیاه پهن تر از روتنه، شکم تیره؛ بال های قرمز بلوطی با لکه و رگه های قهوه ای تیره پای سیخک دار دیده می شود. پرنده ی ماده کوچکتر و به رنگ قهوه ای خاکستری، گردن بلوطی کمرنگ و حلقه ی دور چشم سفید نخودی دیده می شود. دم در هر دو جنس بلند است و شاهپرها غالبا در انتها دو شاخه و کمرنگ؛ که در پرنده ی نر زرد بلوطی با نوارهای عرضی سیاه باریک، در پرنده ی ماده قهوه ای با رگه ها ی پهن تر بلوطی دیده می شود.

صدا: صدای پرنده ی نر؛ در هنگام نمایش های جنسی، شبیه «کورک- کوک»شنیده می شود.

زیستگاه: این پرنده، در جنگل های مرطوب و بوته زارهای تمشک و درختان پهن برگ یا خزان کننده به سر برده و زیر بوته ها آشیانه می سازد . در شمال ایران به صورت بومی و نسبتا فراوان دیده می شود. به نظر می رسد این پرنده از نظر گونه ای خالص مانده و در ایران تداخل نژادی با گونه های غیر بومی ندارد، اگرچه در ایران دارای چهار نژاد است.

قرقاول پرنده‌ای است که به خاطر داشتن دم بلند و راه رفتن باشکوهش از سایر ماکیان متمایز می‌شود. این پرنده یکی از عجیب‌ترین پرندگان جهان است. در ۲ یا۳ هفته اول زندگی یک جفت پنجه روی هر بال این پرنده وجود دارد. قرقاول‌ها روی درختان زندگی می‌کنند و انواع بالغ از برگ‌های درختان، حشرات، تمشک، دانه‌ها و میوه‌های جنگلی تغذیه می‌کنند و افزایش و کاهش میوه‌های جنگلی و حشرات در جمعیت این پرنده موثر است. پس از خوردن یک غذای کامل، وزن آن‌ها آن‌قدر سنگین می‌شود، که پرواز برایشان بسیار دشوار می‌شود. این پرنده هنگام احساس خطر معمولاً پرواز نمی‌کند، بلکه به سرعت می‌دود و پنهان می‌شود. پروازش پرتوان و آغاز آن پرسر و صداست. در ارتفاع کم پرواز می‌کند و مدت پروازش معمولاً کوتاه‌است.

جنس نرو ماده این پرنده کاملاً با هم تفاوت دارندو رنگ پر آنها برحسب زیرگونه جنس و سن تغییر می‌کند. نرهای بالغ پروبال رنگین و پر زرق و برق و دمی دراز تر و سر و گردن آنها به رنگ سبز تیره براق است. در قرقاول‌های ماده رنگ پرها نخودی تیره با لکه‌های قهوه‌ای زیاد به رنگ محیط اطراف است که باعث می‌شود در دوران طولانی خوابیدن روی تخم‌ها و زمان پرورش جوجه‌ها از دید دشمنان پنهان بماند.

در جنس نر سروگردن غالباً به قرقاولهای نابالغ از لحاظ دم شبیه به کبک و دارای دمهای کوتاه هستند و از این لحاظ بایستی آنها را با کبک‌ها حتی زمانی که همراه قرقاولهای بالغ دیده می‌شوند تشخیص داد.

این پرنده سالانه ۱۲تخم در اواسط اردیبهشت ماه به جا می‌گذارد و مدت نشستن روی تخم‌ها نیز حدود ۲۰ روز است.

جانورشناسان معتقدند که زیست گاه اولیه قرقاول مشرق زمین ومخصوصاً قفقاز وسواحل دریای خزر است واین موضوع از قدیم مورد تأیید دانشمندان بوده‌است به طوری که شاردن معروف در جلد دوم سفرنامه خود می‌نویسد: «آن چه که در دهانه رودخانه ایونی در مجاورتدریای سیاه کاملاً مطابق نوشته‌های مورخین باستان یافتم، قرقاول‌های شکیل وعظیم آن است که از حیث لطافت در سرتاسر آفاق بی نظیر است وبه نظر من چنان پرندگانی با چنین گوشت مطبوع وذائقه نواز در هیچ جای جهان پیدا نمی‌شود…».

قرقاول نظیر مرغ وخروس وانواع بوقلمون جزو ماکیان تقسیم بندی شده و به این ترتیب از نظر مشخصات ظاهری وفیزیولوژیکی کم وبیش تمام خصوصیات گروه ماکیان را دارند. قد پرنده به اندازه مرغ وخروس معمولی بوده ولی پرهای دم در قرقاول رشد بسیار زیادی کرده، به طوری که در برخی از نژادها، طول دم به۵/۱ متر می‌رسد وبدین گونه درازای پرنده از سر تا دم به دو متر هم می‌رسد. ارتفاع قرقاول‌ها از ۵۰ تا ۱۰۰ سانتی متراست. بلندی پرهای دم را در هنگام پرواز می توان به خوبی تشخیص داد زیرا که در این موقع دم وضعیت خاص ومشخصی را به خود می‌گیرد. وزن قرقاول‌های بالغ بین دو تا سه کیلوگرم است وتنها در یکی از نژادها که به غول قرقاول یا آرگوس معروف است وزن پرنده به پنج تا شش کیلوگرم می‌رسد. رنگ پر وبال پرنده در نرها رنگین ودر ماده‌ها خاکستری مایل به قهوه‌ای است. سر پرنده کوچک بوده ودارای منقاری کوتاه وخمیده می‌باشد. سوراخ بینی ظریف بوده وبه وسیله پرهای رنگین پوشیده شده‌است. پاها لخت بوده، اما بلندی ولختی پاهای طاووس را ندارد.

گردآوری از : رمضان نیک نهاد

معرفی حیات وحش تالش- موچ ( کورَه موچ )

نام تالشی : موچ ، کوره موچ kurə muç

نام فارسی : گنجشک خانگی یا گنجشک معمولی یا گنجشک شهری
نام علمی : Passer domesticus

گنجشک پرندگانی هستند کوچک بامنقار کلفت ومخروطی وپاهای نسبتاً کوتاه که اغلب پر وبال رنگارنگ ندارند. بیشتر بصورت اجتماعی بسر می‌برند وبطور دسته جمعی زاد و ولد می‌کنند. بروازی نیرومند دارند. نر وماده از لحاظ شکل تفاوت دارند. در سوراخهای درختان، شکاف دیوار وصخره‌ها لانه می‌سازند. بیشتر از دانه‌ها ومواد گیاهی وگاه جانوری تغذیه می‌کنند.

موسم تخم گذاری گنجشکها معمولاً از نیمه فصل بهار آغاز می‌شود و تا اواخر پائیز ادامه دارد. ماده از ۴ تا ۶ تخم سفید رنگ باعلائم سرخ ــ قهوه‌ای می‌گذارد. گنجشکانی که در نواحی معتدل بسر می‌برند گاه بافرا رسیدن پائیز و زمستان بسوی نواحی گرم مهاجرت می‌کنند.

گنجشک خانگی یا گنجشک معمولی یا گنجشک شهری (Passer domesticus) گونه‌ای گنجشک است که عمدتأ در مناطق شهری و در تعداد بسیار زندگی می‌کند. گنجشک خانگی از آشناترین حیوانات وحشی برای انسان است. زیست‌گاه بومی این پرنده اروپا، سواحلمدیترانه و بیشتر نقاط آسیا است، اما در پی فعالیت‌های انسانی وارد بیشتر نواحی قاره آمریکا، آفریقای جنوب صحرا، نیوزیلند و استرالیا و مناطق شهری در نقاط دیگر دنیا شده‌است. گنجشک خانگی در حال حاضر وسیع‌ترین پراکندگی را در میان تمامی پرندگان وحشی کره زمین دارد. این پرنده در ارتباط تنگاتنگ با سکونت‌گاه‌های انسانی است اما تنها گونهٔ گنجشک نیست که در نزدیکی خانه‌ها زندگی می‌کند.

گنجشک‌های خانگی در زیستگاه‌ها و اقلیم‌های بسیار متنوعی دیده می‌شوند اما معمولاً بیشتر در نزدیکی سکونتگاه‌های انسانی زندگی کرده و از جنگل‌های انبوه، علفزارها و بیابان‌ها دوری می‌کنند. غذای اصلی این پرنده دانه‌ها و تخم علف‌ها است. البته گنجشک خانگی حیوانی فرصت‌طلب است و از حشرات و بسیاری از غذاهای دیگر هم تغذیه می‌کند. گربه‌ها، قوش‌ها، جغدها و بسیاری از پرندگان شکاری و پستانداران شکارچی دیگر از دشمنان طبیعی این پرنده کوچک به شمار می‌روند.

طول این پرنده ۱۴ تا ۱۵ سانتیمتر است. دودیسی جنسی در شکل طاهری آن آشکار است و گنجشک‌های نر با سر سیاهرنگ از ماده‌ها متمایز می‌شوند. گنجشک نر تارک ِ خاکستری ِ پُررنگ، پس گردن بلوطی، گلوی سیاه، گونه‌ها و سطح شکمی سفید مایل به خاکستری دارد. پرنده ماده و نابالغ فاقد سیاهی گلو، در سطح پشتی قهوه‌ای تیره و در سطح شکمی سفید چرک است. در پرواز خط بالی کوتاه و نسبتاً واضح و دمگاه خاکستری دارد.

توضیحات : مشخصات : نر و ماده غیر همشکل پرنده ای است کوچک و آشنا از خانواده گنجشک ، با منقاری کلفت و مخروطی شکل که اغلب با جفت پا و به صورت جهشی روی زمین جابجا می شود و دانه می چیند. غالبا نزدیک محل سکونت انسانها و بر روی درختان و یا سوراخ دیوارها و شکاف ساختمان ها و پرچین ها لانه می سازد نر و ماده آن از نظر شکل ظاهری متفاوت می باشند واز تنوع رنگی خاصی برخوردار نیستند. پرنده بالغ نر به وسیله تارک خاکستری پررنگ ، پس گردن بلوطی ، گونه‌ها و سطح شکمی سفید مایل به خاکستری و گلوی سیاهی که تا جلو سینه ادامه دارد، مشخص می شود . دورچشمها و چشمانش سیاه و پاهای نسبتا کوتاهش قهوه ای مایل به نخودی است. در پرواز خط بالی کوتاه و نسبتا واضح و دمگاه خاکستریش نمایان می گردد ، پرنده ماده با رنگی یکنواخت تر و ساده تر ، فاقد سیاهی گلو است . سطح پشتیش قهوه‌ای با رگه های خاکی و سفید و در سطح شکمی سفید چرک می باشد . تارک و دمگاهش خاکستری نیست ، و خط بالی واضحی ندارد . پرنده نا بالغ بیشتر به پرنده ماده شبیه است منقارش زرد مایل به خاکستری و فاقد سیاهی گلو می باشد لبه های پایانی منقارش زرد رنگ است و هر چه به بلوغ و بزرگسالی نزدیک تر می شود از زردی کناره های منقار کاسته می شود و پرهای سیاه زیر گلو و سینه در پرنده نر واضتر و پر رنگ تر می شود. در فصل زمستان رنگ پر و بال پرنده نر و ماده تیره تر گشته و در فصل بهار روشن تر و سفیدی گونه ها درخشان تر به نظر می رسد. گنجشک ها پرندگانی اجتماعی هستند که به صورت دسته جمعی و همزمان با هم زاد و ولد می کنند پروازشان سریع و با بالزدنهای قوی همراه است. گنجشک معمولی از پراکندگی خیلی زیادی برخوردار است و در اغلب نقاط جهان یافت می شود.

گردآوری از : رمضان نیک نهاد

معرفی حیات وحش تالش – گوزگا ،   ۏه‌ز‌ه‌غ

نام تالشی : گوزگا quzqa

نام فارسی : ۏه‌ز‌ه‌غ تالشی

نام علمی: Bufo eichwaldi

این گونه دوزیست با نام علمی Bufo eichwaldi به عنوان بزرگترین گونه دوزیست ایران شناخته شده اما تا کنون مطالعات بسیار کمی روی آن انجام شده و اطلاعات زیادی درمورد آن در دست نیست. وزغ تالشی Bufo eichwaldi وزغ تالشی وابسته به یکی از بزرگترین خانواده های وزغ با تعداد ۵۶۹ عضو است. این جانور با نام های «وزغ تالشی» و «وزغ ایچوالد» در کتاب های جانورشناسی نام برده شده است. وزغ تالشی دارای بدنی پهن و مکعبی شکل به طول تقریبی ۱۴ سانتی متر و پاهایی به طول ۱۳ سانتی متر است، سری بزرگ دارد و چشمانی که در دو طرف سر متمایل به جلو و بالا قرار گرفته است. پوست بدن آن نیز به رنگ کرم قهوه ای با خال های سیاه رنگ است. سطح شکمی آن سفید یا شیری با خال ها یا لکه های بزرگ تیره رنگ و نامنظم به رنگ قهوه ای- مشکی است. پیش از این تصور می شد که این گونه وزغ تنها در محدوده جنگل های «تالش» (ما بین دو استان گیلان و اردبیل) یافت می شود اما اخیرا جمعیت هایی از آن تا شرق استان مازندران نیز مشاهده شده است. پراکنش وزغ تالشی در تمامی دامنه شمالی رشته کوه البرز از شرق مازندران تا قسمت هایی از غرب استان اردبیل گسترده است. این گونه به جز ایران در قسمت های جنوبی کشور همسایه جمهوری آذربایجان نیز پراکنش دارد. به عبارت دیگر پراکنش جهانی آن محدود به ارتفاعات حوزه جنوبی دریای خزر است.

هم اکنون وزغ های تالشی با تهدیدهای فراوانی روبرو هستند که مانند تمامی جانوران در معرض تهدید و خطر، تخریب زیستگاه مهمترین تهدید برای این گونه دوزیست است. تغییر کاربری پهنه های جنگلی به زمین کشاورزی و متعاقب آن، ورود سموم آفت کش و علف کش شیمیایی به آب های سطحی، بخشی از این تخریب محسوب می شوند. علاوه بر این، تغییرات اقلیم و الگوهای بارش در زیستگاه جانور و همچنین از بین رفتن و کشته شدن مستقیم به دست انسان ها از دیگر تهدیدهای این گونه محسوب می شود. اما گذشته از این عوامل، تلفات جاده ای فراوان در فصل تولید مثل و زادآوری، در چند سال گذشته تبدیل به یکی از مهمترین عوامل تهدید این گونه شده است. وزغ هایی که در فصل زادآوری قصد عبور از عرض جاده ها را دارند، به دلیل کاهش سطح هوشیاری در این فصل، زیر چرخ های خودروهای عبوری از بین می روند و همین مسئله باعث شده تا جاده های مواصلاتی، یکی از تهدیدهای این جانور محسوب شود.

فصل زادآوری در مناطق مختلف با توجه به سرمای هوا متفاوت است اما در یکی از مناطق بررسی شده در استان مازندران، اطلاعات بدست آمده نشان می دهد که از اواخر دی ماه افراد بالغ از پناهگاه های خود در قسمت های جنگلی خارج شده و به سمت آبگیرها حرکت می کنند. در این میان تعداد آن ها رفته رفته تا اوایل بهمن ماه افزایش می یابد به نحوی که این گرد همایی ها در مناطقی به حدی زیاد است که موجب مسدود شدن جاده های محلی در شب می شود. او ادامه می دهد: در این هنگام به دلیل وجود فعل و انفعالات شیمیایی در بدن، وزغ ها هوشیاری چندانی ندارند و متاسفانه تعداد قابل توجی از آنها در مسیر جاده ها به زیر ماشین می روند و تلف می شوند.

با وجود آنکه وزغ تالشی، بزرگترین دو زیست ایران است، اما هنوز مطالعات چندانی در مورد آن انجام نشده است. همین ضعف اطلاعات باعث شده تا این گونه در هیچ یک از فهرست های حفاظتی ملی وارد نشود. از سوی دیگر نبود اطلاعات از این گونه وزغ در کشور ایران و آذربایجان، کار را برای مجامع بین المللی نیز مشکل کرده به گونه ای که با جستجوی نام علمی این گونه در بانک اطلاعات اتحادیه جهانی حفاظت (IUCN) و کنوانسیون منع تجارت گونه های نادر گیاهی و جانوری (CITES) هیچ اطلاعاتی به دست نمی آید. گونه های دو زیست با وجود تنوع کمترشان نسبت به سایر گونه ها، یکی از مهمترین رده های جانوری محسوب می شوند. آنها نقش بسیار مهمی در کنترل جمعیت حشرات و نرم تنان دارند؛ حشرات و نرم تنانی که بعضاً به عنوان آفت شناخته می شوند. از سوی دیگر این گونه ها به دلیل آنکه در دوران جنینی تا پیش از بلوغ درون آن زندگی می کنند و پس از بلوغ، خارج از آب ادامه حیات می دهند، در برابر تغییرات محیطی بسیار حساس هستند. از این رو وضعیت دوزیستان یک منطقه به عنوان شاخصی دقیق برای سلامت و کیفیت محیط زیست یک منطقه از نظر آلودگی ها به حساب می آیند.

گردآوری از : رمضان نیک نهاد

معرفی حیات وحش تالش – لاکَه پِشت

نام تالشی : لاکه پێشت lakə pışt

نام فارسی : لاک پشت

نام علمی: Mauremys caspica

لاکپشت برکه ای خزری از خانواده لاک پشتهای برکه ای است. طول لاک آن به 23 سانتی متر می رسد و رنگ آن قهوه ای زیتونی یا سبز زیتونی است. ساکن استانهای شمالی، غربی، جنوب غرب، گیلان ، مازندران ، آذربایجان شرقی و غربی ، كردستان ، كرمانشاه ، ایلام ، خوزستان ، لرستان و فارس است. لاك پشت بركه ای خزری ، از لحاظ شكل ظاهری شبیه لاك پشت بركه ای اروپایی می باشد. تفاوت لاك پشت بركه ای خزری و بركه ای اروپایی: این دو لاك پشت از لحاظ اندازه مثل هم بوده و قهوه ای رنگ می باشند ، ولی از نظر ظاهری ، سر لاك پشت بركه ای اروپایی خال حال تقریبا زرد رنگ دارد ولی سر لاك پشت بركه ای خزری راه راه تقریبا كرم دارد.

موقعيت مخرج در لاك پشــت ماده نزديك به لاك شكمي و در قاعده دم بوده در حاليكه در نر دورتر از لاك شكمي بوده و تقريباً در ميانة دم قرار ميگيرد. لاك شكمي درماده صاف و در نر داراي فرورفتگي در سپرهاي سينه اي، شكمي و راني ميباشد كه اين به خاطر سهولت در امر جفتگيري است. لاك پشــتان خزری در ارديبهشــت ماه جفت گيري كرده و در خرداد يا تيرماه تخم گذاري ميكنند و در هر تخم گذاري ۴ تا ۵ تخم ميگذارند. بزرگترين تخم به دســت آمده در آزمايشــگاه داراي طول ۷/۸۳ ميليمتر و عرض ۱/۴۲ ميليمتر بوده است.

اين جانوران صداي خاصي نداشــته، بســيار محتاط هستند، معمولا داخل لاك خود فرو رفته و بيشــتر اوقات در حال اســتراحت هستند اما در مواقع فعاليت يا احســاس خطر داراي حركت ســريعي مي باشند. شناگران ماهــري بــوده و روحيه تهاجمي كمتري نســبت به ديگر لاك پشــت های آبزي دارند. اوقات گرم روز را براي آفتابگيري به كنار بركه آمده و داراي خواب زمســتاني ميباشــند. فعاليــت عمدة آنها از اواســط بهار تا اواســط پاييز اســت البتــه در مناطق گرمسيري بر طول اين مدت اضافه ميشود.

لاك پشــتان آبزي داراي تعيين جنســيت محيطي از نوع وابسته به دما هســتند. تمــام خزندگاني كه جنســيت آنها با دما تعيين مي شــود فاقد كروموزوم جنســي هســتند. تعيين جنســيت در اين خزندگان در ميانه تكوين جنيني و منطبق با زمان تمايز غدد تناسلي است. در لاك پشتان دماي پايينتر از دماي آســتانه كه در آن نســبت جنســها ۱:۱ اســت منجربه توليد افراد نر و دماي بالاتر از دماي آستانه منجر به توليد افراد ماده ميشــود كه اين دماها براي گونههاي مختلف متفاوت اســت و در مورد لاك پشــت خزري هنوز گزارش نشــده است. مادههايي كــه در دماهاي متمايل بــه توليد جنس ماده به وجــود ميآيند احتمال مهاجم بودنشــان نســبت به نرها كمتر اســت در حالي كه مادههايي كه در دماهــاي متمايل به توليد نر تكوين مييابند حالت تهاجمي بيشــتري دارند. ماده هايي كه در دماهاي متمايل به توليد افراد نر ايجاد شــده اند ســطوح آندروژني بيشــتر و اســتروژني كمتري دارند. اين احتمال وجود دارد كه رفتار تهاجمــي و جاذبه در مادهها كمتر تحت تأثير هورمونهاي تخمداني و بيشــتر تحت تأثير دما باشــد. به نظر مي رسد كه رفتار و نوع جنســيت افراد بالغ نشــان دهنده يك محيط هورموني باشد كه در آغاز توســط دما تنظيم ميشــود. ممكن است تعيين جنســيت وابسته به دما بــه عنوان پيشــرو تكاملــي براي كنترل ژنتيكي جنســيت باشــد كه در پستانداران يافت ميشود.

به طور اختصاصي دما بر روي بيان ژنهايي كه آنزيمهاي اســتروئيداز و گيرندههاي استروئيدي را رمزدهي مي كنند اثر مي گذارد و با هم تمايز غدد تناســلي را به سوي بيضه يا تخمدان هدايت ميكنند. غدد تناســلي لاك پشــتان آبزي جوان پس از گذرانيدن دورة حســاس به دما ميتوانند تبديل به غدد تناســلي جنس نر شــوند به اين شــكل كه مدولاي تخمدان آنها داراي سلولهايي است كه خاصيت صفات مربوط به ســلولهاي سرتولي را تا مدت زمان مشخصي حتي تا سن بلوغ خواهند داشــت اين پتانسيل توسط اســتروژنهاي مترشحه در بدن لاك پشــت ماده مهار ميشــود اما در اثر ترشــح هورمون ضد مولري ممكن اســت ژنهاي بيضهاي فعال شده و منجر به شكلگيري سلولهاي سرتولي و تشــكيل طنــاب بيضهاي شــوند. در اين مطالعه تعيين جنســيت نمونه هــا تنها از روي صفات ظاهري كه مهمترين آنها موقعيت مخرج بر روي دم اســت صورت گرفت و تنها تعداد كمياز نمونهها تشــريح شدند بنابرايــن احتمال تغيير جنســيت نمونههاي نابالغ ظاهراً ماده به افراد نر در ســنين بالاتر وجود دارد هر چند اثبات ايــن فرضيه نياز به مطالعات پيشــرفته اكولوژيكي، جنين شناســي و آناتوميكي در نمونههاي منطقه مــورد مطالعــه دارد.

لاك پشــتان ماده سازگاري بيشــتري با محيط داشته و جنسيت غالب را در اكثر جمعيتها تشكيل ميدهند. مادهها مدت زمان بيشتري را در كنار بركه ها به سر ميبرند و نرها بيشتر طول روز را در اعماق بركه ها به سر ميبرند. نرها حركت و فرار سريع تري داشته و به راحتي صيد نميشود. هنوز معياري براي تعيين ســن دقيق لاك پشتان آبزي ارائه نشده و در ضمن دو لاك پشت همسن لزوماً هم اندازه نيستند. همچنين نوزادان تازه متولد شــده رشــد متفاوتي از خود نشان داده اند. از اين رو ميتوان علــل ديگــري نظير تغذيه، دمــاي محيط، وجود يا عدم وجــود انگلهاي داخلي و ديگر شــرايط زيستي اكوسيســتم را در ميزان رشد آنها دخيل دانســت. لاك پشت خزري نسبت به ديگر لاك پشــت آبي منطقه يعني لاك پشت بركه اي قدرت انتشار بيشتري در زيستگاههاي نامساعد دارد و ميتوانــد به مــدت طولاني در محيطهاي دور از زيســتگاه هاي طبيعي خــود زندگي كند.

در شــمال ايران اين لاك پشــت به وفــور در منازل روســتايي و باغها مشــاهده ميشــوند كه دليــل آن ميتواند سازش و مقاومت بيشــتر اين گونه نسبت به محيط يا ساختار ژنتيكي متفاوت آن با لاك پشــت بركهاي باشــد. به دليل گسترده بودن پراكنش لاك پشت خزري پيشــنهاد مي شود تمام اســتانهاي واجد اين گونه مطالعه شده و مقايســهاي بين جمعيتهاي آن صورت گيــرد. همچنين انجام مطالعات كاريولوژيك براي تهيه كاريوتيپ و تعيين نقشــه كروموزوميلاك پشــت خزري براي مقايســه آن با لاك پشــت بركهاي و نيز مقايســه كاريوتيپ افــراد جمعيتهــاي آن در اســتانهاي مختلف كشــور يا ديگــر زيرگونه موجود يعني لاك پشــت بركهاي فارس لازم به نظر ميرسد. با توجه به اهميت لاك پشــتان آبــزي و كاهش قابل توجه جمعيت آنها نســبت به گذشــته بايد تدابيري براي حفاظت از آنها انديشــيد.

اين لاك پشــتان اصولا رژيم غذايي گوشتخواري داشته ودر طبيعت از تخم قورباغــه و مار، قورباغه ها و مارهاي كوچــك، ماهيان كوچك، كرمها، حلزونها، ســخت پوستان و حشرات آبزي تغذيه ميكنند. گاهي از گياهان آبزي نيز تغذيه ميكنند اما اصولا گياهخوار نيســتند و از آنجا كه ازلاشــه، جانــوران آبــزي تغذيه ميكنند، لاشــه خوار نيز محســوب ميشــوند. در آزمايشــگاه از گوشــت خام، غذاي ماهي و قورباغههاي كوچك براي تغذيه آنها استفاده گرديد. اين جانوران نسبت به بيآبي و بي غذايي بسيار مقاومند و ميتوانند در مدت زمان طولاني بدون تغذيه زنده بمانند. البته فعاليتهاي بدنــي آنها بســيار كاهش يافته و در مادهها تخم گــذاري به تأخير افتاده يا انجام نمي شود.

گردآوری : رمضان نیک نهاد

معرفی حیات وحش تالش – ئݖشکݖل

نام تالشی : ئݖشکݖل ışkıl

نام علمی : Glis glis

نام فارسی: اشگول ،سنجاب

مشخصات: از نظر شکل ظاهری شباهت به سنجاب ایرانی دارد ولی جثه اش کوچک تر و زیستگاه اش متفاوت است . گوش ها نسبتاً کوچک و گرد، چشم ها درشت و برجسته اند ، نوار پهن و تیره ای در اطراف چشم ها وجود دارد . دم بلند ، با موهای بلند یک دست است . رنگ موهای پشت قهوه ای متمایل به خاگستری و زیر بدن سفید است . حد فاصل رنگ پشت و زیر بدن مشخص است ( در رده بندی 2005 ویلسون اسم علمی این حیوان مجدداً به Glis glis تغییر یافته است ).

اندازه‌ها: طول سر و تنه 130 تا 193 میلی متر ، دم 110 تا 174 میلی متر ، پا 24 تا 38 میلی متر ، وزن 70 تا 200 گرم .

عادات: شبگرد است . اغلب به صورت اجتماعی بر روی درختان زندگی می کنند . به سرعت از درختان بالا می رود و قادر است فاصله 8 تا 10 متر را از شاخه ای به شاخه دیگر بپرد . اغلب در سوراخ درختان بلند ، شکاف صخره ها و آشیانه متروک پرندگان لانه می سازد، داخل آن را با خزه و الیاف گیاهی می پوشاند . گاهی اوقات در ساختمان های متروکه نیز ساکن می شود . خواب زمستانی طولانی دارد که از اواسط پاییز شروع می شود و تا اوایل بهار ادامه می یابد . در موقع خواب زمستانی کاملاً قوز میکند و در حالی که دست ها و پاها اطراف پوزه هستند به خواب فرو می رود . گاهی اوقات چند اشگول که تعداد آنها ممکن است به 8 عدد برسد در یک لانه مشترک به خواب زمستانی فرو می روند . در روزهای گرم زمستان ممکن است از خواب زمستانی به خوبی تغذیه می کند و گاهی وزنش دو برابر می شود .

Sciuridae.jpg

در بعضی از کشورها برای شکار این حیوان و استفاده از گوشت و پوست آن، لانه های مصنوعی ایجاد می کنند ، زمانی اشگول در داخل آن به خواب زمستانی فرو می رود آن را اسیر می کنند. برخلاف لانه زایمان که در قسمت بالائی درختان بلند قرار دارد، لانه خواب زمستانی در شکاف ها و سوراخ خای قسمت پایین درخت است. گاهی اوقات سوراخ هایی به عمق 40 تا 100 سانتی متر در زمین حفر می کند و در داخل آن به خواب زمستانی فرو می رود . در موقع خواب کاملاً بی حس است . اغلب در همین فصل جانوران گوشت خواری نظیر سمور و راسو تعداد زیادی از آنها را از بین می برند. مانند اکثر جانوران شبگرد حس شنوائی و بویائی قوی ای دارد و از فاصله زیاد بوی غذا را حس می کند. غالباً در موقع احساس خطر صدای بلندی تولید می کند که صدای آشنائی برای جنگل نشینان شمال ایران است . از آنجائی که این حیوان گاهی اوقات مکانی که مواد غذائی را در انجا پنهان کرده است گم می کند ، به همین دلیل به آن ” اشگول ” می گویند واژه ای که معمولاً برای افراد فراموشکار به کار می رود .

غذا: از میوه و دانه گیاهان مانند تمشک ، سیب ، گردو ، بلوط ، زیتون ، انگور و گاهی حشارت ، تخم و جوجه پرندگان تغذیه می کند . این حیوان هر شب در جستجوی غذا از درختی به درخت دیگر می رود و زمانی که غذا کمیاب شود آن منطقه را ترک می کند .در فصل گردو در دیار تالش شبها صدای اشکل برروی درختان گردو بسیار شنیدن میشود

تولید مثل: در اواخر بهار جفت گیری می کند . ماده ها در این فصل اغلب پر سر و صدا هستند . معمولاً یک و گاهی دوبار در سال تولید مثل می کنند . مدت آبستنی حدود 30 روز است . دو تا 10 بچه می زاید . بچه ها پس از انخستین خواب زمستانی قادر به تولید مثل هستند . چشم های بچه ها پس از هفته باز می شوند در یک سالگی بالغ می شوند . طول عمر در طبیعت حدود چهار سال و در اسارت حدود هشت سال است .

مبارزه با آفت موش شگول (سنجاب) در باغات

ه گزارش روابط عمومی سازمان جهاد کشاورزی مازندران، محمد اخوان مدیر حفظ نباتات سازمان جهاد کشاورزی مازندران با اشاره مطلب فوق افزود: موش شگول آفتی است که زیستگاه اصلی آن در جنگل های شمال کشور بوده و در شب فعال می‌باشد و از میوه های مثمر و غیر مثمر جنگلی نظیر زیتون، گردو، فندق، گلابی، انار، انجبر، بلوط و… تغذیه نموده و عمده خسارت آن متوجه باغات حاشیه جنگلی می‌باشد.

او تصریح نمود: موش شگول آفتی است که در سال یک بار زاد و ولد نموده و دارای خواب زمستانی نسبتاً طولانی (در لانه هایی که در شاخه های درختان می سازند) می باشند. اخوان در ادامه درخصوص روش های مبارزه با این آفت اظهار داشت: استفاده از طعمه های مسموم شده با سم فسفر دوزنگ 5/1 تا 2 درصد که با میوه ها وغذاهای مورد علاقه آفت نظیر مغز گردو ، فندق و انجیر بهمراه دو درصد روغن مایع آفتابگردان و قرار دادن روی شاخه ها و حفره های درخت نتیجه بخش خواهد بود.

ایشان با اشاره به اینکه قرار دادن لانه های مصنوعی شبیه لانه پرندگان روی درخت از شهریور ماه به بعد جهت خواب زمستانی آفت و جمع آوری آن ها در اواسط زمستان یکی از راه های مبارزه با این آفت است، آویزان نمودن آن به تعداد 3 و 4 عدد به شاخه های درخت در مناطق آلوده را توصیه نمود.

وی در پایان اشاره به صورت رعایت نکات ایمنی، از قبیل استفاده از ماسک و دستکش هنگام تهیه طعمه و طعمه گذاری، به باغداران توصیه نمود برای کسب اطلاعات و راهنمایی های بیشتر به مدیریت جهاد کشاورزی شهرستان ها و یا مراکز جهاد کشاورزی مراجعه نمایند.

کنترل و مبارزه با جوندگان
در بین جوندگان انواع موش خانگی وصحرائی فراوانترین افات بوده وباعث خسارات زیاد اقتصادی بهداشتی می گردند علاوه بر این دو دسته دیگر از جوندگان مانند موش کور زیرزمینی وخرگوش وسنجاب وغیره در شرایط خاصی ممکن است ایجاد زیانهای مختلفی نمایند.
راههای مبارزه وکنترل با جوندگان
1-طریقه مکانیکی
در این طریق با استفاده از تله ها ویا برقراری سدها وحصارهایی می توان جوندگان را کنترل نمود.
تله ها بر دو قسم اند: تله های زنده گیر و تله های کشته گیر وبطور کلی نتیجه حاصل از تله چندان زیاد نیست ونمی تواند بکلی موشها را ریشه کن نماید ولی تعداد آنها را تا حدودی کاهش داد وخاصیت تله های زنده گیر ان است که می توان حیوانات شکار شده را پس از صید مورد مطالعه قرار داد
2-طریقه بیولوژیک
در این طریقه با استفاده از اشاعه بیماری بین جماعت جوندگان و یا با انتشار میکروبها آنها را کنترل نمود ویا از طریقه قدیمی نگهداری گربه یا سگ استفاده نمود. طریقه اخیر بیشتر جنبه فانتزی دارد ونتیجه زیادی نخواهد داشت.
3-طریقه استفاده از محیط
این طریقه شامل کنترل مواد غذایی وآب است وبعلاوه ساختن صحیح منازل وانبارها بنحوی که از نظر پرورش وجایگزین شدن موشها رات پروف(rat proof)باشد اهمیت خاصی دارد چون موشها روزانه مقداری آب وغذا نیاز دارند. در دسترس نبودن مواد غذایی زندگی آنها را مشکل کرده اگر این برنامه با مبارزه شیمیایی ومسموم کردن آنها همراه باشد نتایج خوب عاید خواهد شد. روشهای مخصوصی برای جلوگیری از ورود و مسکن گزیدن موشها در ساختمانها بنحوی که این حیوانات نتوانند لانه وآشیانه بسازند.

گرد آوری از رمضان نیک نهاد

معرفی حیات وحش تالش – تی یَه گورَه

نام تالشی : تیېه‌گوره tiyə qurəy

نام فارسی: تشی- جوجه تیغی

نام علمی : Hystrix indica

مشخصات : بزرگترین جونده ایران است .خارهای بلند روی بدنش او را از سایر پستانداران متمایز می کند . خارهای ناحیه گردن و شانه نازک و بلند است ، موقعی که آنها را سیخ می کند به شکل بادبزن در می آیند و حیوان بزرگتر به نظر میرسد . خارهای قسمت پشت ، کوتاه تر وکمی کلف تر با نوارهای سیاه و زرد ، و خارهای ناحیه دم کوتاه و سفیدند.

اندازه ها : طول سروتنه 70 تا 90 میلی متر ، دم 8 تا 10 میلی متر ، طول خار 18 تا 35 میلی متر ، وزن 11 تا 25 کیلوگرم.

زیستگاه : در اکثر زیستگاه اعم از جنگلی ، کوهستانی ، استپی و بیابانی زندگی می کند . گاهی نیز در حواشی باغات واراضی کشاورزی ساکن می شود .

Igel.JPG

پراکندگی: در اکثر مناطق کشور به استثنای آذربایجان غربی .

عادات : شبگرد است . به صورت انفرادی زندگی می کند ولی گاهی یک گروه فامیلی کوچک در یک لانه ساکن می شوند ( در پناهگاه حیات وحش دشت ناز سه تشی در یک لانه مشاهده شده است ) بر خلاف آنچه که شایع است تشی نمی تواند خارهای خود را پرت کند . در موقع احساس خطر برای بزرگ جلوه دادن خود خارها را سیخ می کند و خود را از پشت و یا بغل به حیوان مهاجم میکوبد . با این اقدام خارها به بدن حیوان مهاجم فرو می رود ، خارهائی که از ریشه سست هستند کنده شده و در بدن حیوان مهاجم میماند . در اطراف لانه تشی و مسیرهای تردد آن خارهای افتاده مشاهده می شود ( در پناهگاه دشت ناز سازی خار یک تشی به بینی گوزن زرد جوانی که از روی کنجکاوی به این حیوان نزدیک شده بود ، فرو رفته و نصف آن ازطرف دیگر خارج شده بوده که پس از بیهوش کردن گوزن ، خار مذکور بیرون کشیده شد ) . گاهی اوقات در حال فرار ، ناگهان می ایستد و باعث برخورد حیوان یا انسان مهاجم به خارها می گردد . خواب زمستانی واقعی ندارد ولی گاهی اوقات ممکن است چند ماه از زمستان را در لانه بماند . تشی ها معمولاً در سوراخ های وسیع ، عمیق ، شکاف ، سنگ ها ، غارها ، خرابه ها، چاه ها ، و قنوات متروکه ، لانه می سازند . در مناطق مسطح جهت لانه سازی تونلی در زیر زمین ایجاد می کند .حس بویایی و شنوایی قوی ولی بینایی ضعیف است .

غذا : از تمام قسمت گیاهان تغذیه می کند . برای خوردن پیاز و ریشه گیاهان زمین راحفر می کند . چاله های ایجاد شده توسط این حیوان کاملاً مشخص است . تشی ها معمولاً برای تامین کلسیم بدن خود و یا به منظور سائیدن دندان ها ، شاخ و استخوان های حیوانات را به داخل لانه خود حمل می کنند . به گیاهان غده دار نظیر سیب زمینی علاقه زیادی دارد . علاوه بر آن تشی ها از میوه هایی نظیر خرما که زیر درختان می ریزد ، حشرات ، مهره داران کوچک وگاهی لاشه حیوانات تغذیه می کنند. تشی ها معمولا ً چند ساعت و گاهی برای دسترسی به مواد غذائی به خصوص محصولات کشاورزی در یک شب تا 25 کیلومتر راه میروند .

تولید مثل : در سال یکبار و گاهی به طور استثنائی دو بار تولید مثل می کنند . دوره آبستنی حدود112 رو است ، یک تا چهار بچه می زاید . بچه ها در موقع تولد دارای موو چشم های باز هستند . تا دو ماهگی وابسته به مادرند. در یکسالگی بالغ می شوند . طول عمر تشی حدود 15سال است .

گردآوری از رمضان نیک نهاد با بهره گیری درگاه کویر

معرفی حیات وحش تالش – کوره‌شه‌په‌غ

نام تالشی : کوره‌شه‌په‌غ kurə şəpəğ

نام فارسی: خفاش بال بلند

نام علمی : Miniopterus schreibersii

مشخصات: جثه متوسط، پوزه کوتاه و خمیده است. گوش‌ها بسیار کوچک و گردند. گوشک از نصف طول گوش کوتاه‌تر است. دم بلند و تمام آن در پرده دمی قرار می‌گیرد، بال‌های بسیار بلندش قاعده پهن و انتهای تیزی دارد. در موقع استراحت، بلندترین بند انگشت سوم که طول آن تقریباً سه برابر طول بند قبل از آن است،‌ روی بال برمی‌گردد. موها نرم و رنگ آنها در پشت، قهوه‌ای متمایل به خاکستری و در زیر بدن روشن‌تر است. موهای پشت سر کوتاه و سیخ‌اند.

Big-eared-townsend-fledermaus.jpg

اندازه‌ها: طول و سر و تنه 52 تا 60 میلی‌متر، دم 50 تا 63 میلی‌متر، ساعد 42 تا 48 میلی‌متر، وزن 9 تا 16 گرم.

زیستگاه: غارها، شکاف سنگ‌ها، اماکن مسکونی.

عادات: اوایل غروب در ارتفاع نسبتاً بالا (10 تا 20 متر) پرواز می‌کند، پرواز سریع و منظم است. غالباً به صورت اجتماعی زندگی می‌کنند. بعد از فصل جفت‌گیری ماده‌ها با هم زندگی می‌کنند و نرها با سایر خفاش‌ها از قبیل دم موشی و حنائی دیده می‌شوند. این خفاش‌ها در مناطق سردسیر دارای خواب زمستانی هستند.

غذا: از حشرات کوچک، سوسک‌ها و پروانه‌ها تغذیه می‌کنند. حشرات توسط بال‌های بلند گرفته می‌شوند.

تولید مثل: جفت‌گیری در اواخر پاییز شروع می‌شود و در بهار معمولاً یک بچه می‌زاید. بچه‌ها به وسیله مادر حمل نمی‌شوند. طول عمر حدود نه سال است.

گردآوری از رمضان نیک نهاد

معرفی حیات وحش تالش – خو

نام تالشی : خو xu

نام علمی : Sus scrofa

نام فارسی: گراز

مشخصات: جثه‌ی بزرگ وگردنی کوتاه و کلفت دارد. چشم‌ها ریز، پوزه‌ دراز و استوانه‌ای شکل است که در نوک نعلبکی مانند سوراخ‌های بینی قرار دارند. دندان‌های نیش در نرها رشد بسیار زیادی کرده‌اند. (رکورد بلندترین دندان 29 سانتی‌متر و مربوط به پارک ملی گلستان است) دندان‌های نیش بالا به طرف بیرون و بالا متمایل است و گاهی اوقات به صورت نیم دایره در می‌آیند. این دندان‌ها در ماده‌ها بسیار کوتاه‌ترند. موها بلند و زبر به رنگ قهوه‌ای تا خاکستری‌اند، موهای بچه‌ها نرم و با نوارهای زرد و قهوه‌ای در ناحیه پشت و پهلوها است.

اندازه‌ها: طول سروتنه 100 تا 180 سانتی‌متر، دم 15 تا 20 سانتی‌متر، ارتفاع 90 تا 110 سانتی‌متر، وزن 50 تا 300 کیلوگرم.

زیستگاه: در اکثر زیستگاه‌ها زندگی می‌کند. مناطق پر آب با پوشش گیاهی بلند را ترجیح می‌دهد. در مناطق خشک اغلب در داخل گزستان‌ها ساکن می‌شود. غالباً در یک مکان ثابت نیست و با توج ه به پوشش گیاهی، مواد غذایی و امنیت زیستگاه، محل خود را تغییر دهد.

عادات: در مناطقی با امنیت کافی روز و شب فعال است. در مناطق ناامن فقط شب‌ها ظاهر می‌شود. به صورت اجتماعی زندگی می‌کند. ماده‌ها غالباً با نوزادان و بچه‌های سال قبل و نرها به صورت تک یا در مجاور یکدیگر دیده می‌شوند. در پارک ملی گلستان گاهی گله‌های 40 تایی گراز مشاهده می‌گردد. اساس جمعیت یک گله گراز را ماده و بچه‌هایش تشکیل می‌دهد، پس از اینکه بچه‌ها از شیر گرفته می‌شوند دو تا سه گروه فامیلی گردهم می‌آیند و این پایداری تا زمانی که سال بعد جفت‌گیری شروع شود ادامه دارد. گراز شناگر ماهری است (در خوزستان عرض رودخانه کارون را شنا می‌کند)، حس بویایی بسیار قوی است، می‌تواند مواد غذایی موجود در زیر زمین را با استفاده از حس شامه پیدا کنند. آنها در جست‌وجوی غذا مسافات طولانی را طی می‌کنند.

غذا: همه چیز خوارند. رژیم غذایی بستگی به منابع غذایی قابل دسترس دارد ولی مواد گیاهی را ترجیح می‌دهند. در فصل تابستان و پاییز اغلب در اطراف درختان میوه داری نظیر بلوط و مزارع صیفی‌کاری مشاهده می‌شوند، ولی زمستان‌ها غالباً از ریشه گیاهان تغذیه می‌کنند. گرازها به خوردن قارچ علاقه زیادی دارند. آثار زمین‌های کنده شده توسط گراز در اغلب مناطقی که این حیوان زندگی می‌کند دیده می‌شود. گرازها از مواد حیوانی نظیر کرم‌ها، لارو حشرات، تخم و جوجه پرندگان، لاشه حیوانات و زباله‌های انسانی نیز تغذیه می‌کنند و صبح زود به پناهگاه امن خود باز می‌گردند. در منطقه بافت کرمان گرازها رد یک شب فاصله 15 کیلومتری بین پناهگاه خود در یک منطقه کوهستانی و مزرعه هندوانه را طی کرده و پس از ایجاد خسارت مراجعت کرده بودند.

تولید مثل: معمولاً دراواخر پاییز و اوایل زمستان جفت‌گیری می‌کنند. نرهای قوی چند ماه را در اختیار می‌گیرند و با همه آنها جفت‌گیری می‌کننند. مدت آبستنی حدود 4 ماه اس. 4 تا 8 و گاهی بچه می‌زایند. ماده‌ها قبل از زایمان گودال کوچکی حفر می‌کنند و سطح آن را با برگ و علف می‌پوشانند. نوزادان نسبت به نوزادان سایر سم‌داران کوچک‌ترند. معملاً پس از 12 تا 14 ساعت و گاهی پس از چد روز لانه را ترک می‌کنند. دو تا سه ماه شیر می‌]وردند. در یک سالگی بالغ می‌شوند. گرازها از اجداد خوک اهلی هستند و می‌ٱوانند با آنها جفت‌گیری کنند. آثار خوک اهلی در تمدن‌های 8500 سال قبل از بین‌النهرین و یونان مشاهده شده است. طول عمر گراز حدود 20 سال است.

وضعیت فعلی: دشمنان طبیعی زیادی نظیر پلنگ، خرس گرگ، سیاه گوش دارد. گرازها نسبت به بیماری‌هایی مانند تب برفکی بسیار حساس‌اند، تاکنون چند مورد شیوع این بیماری در پارک ملی گلستان مشاهده شده است که هر بر کاهش شدید جمعیت این حیوان را در پی داشته است. با وجود این به علت تطابق با محیط‌های مختلف، استفاده از مواد غذایی متنوع، قدرت استتار خوب، زیاد بچه و نز شکار محدود و عدم استفاده از گوشت و پوست حرام شده آن علاوه بر اینکه خطری جدی نسل‌شان را تهدید نمی‌کند بلکه در برخی از مناطق نظیر پارک ملی بمو در فارس و یا منطقه حفاظت شده حرا در هرمزگان که قبلاً گراز وجود نداشت در حال حاضر مشاهده می‌گردند.

گردآوری از : رمضان نیک نهاد

معرفی حیات وحش تالش – گَنزَ وَرزا

نام تالشی : گه‌نز qənz

نام علمی : Cervus elaphus maral

نام فارسی: مرال ، گوزن

مشخصات: جثه‌ای بزرگ و قوی با دست و پایی بلند دارد. موها کوتاه، به رنگ خاکستری تیره و در تابستان متمایل به قهوه‌ای اند. رنگ بچه‌هاقهوه‌ای متمایل به قرمز با خال‌های سفید است. ناحیه‌ کفل برخلاف گوزن زرد که سفید است در مرال زرد است و تا بالای ران‌ها ادامه دارد. نرها شاخ‌های بلند با شاخک‌های نسبتاً منظمی دارند (بلندترین شاخ مشاهده شده 111 سانتی‌متر طول داشته است. شاخ مرال ایرانی غالباّ در جلوی پیشانی دو شاخک به نام گرک‌کُش دارد). شاخ‌ها، همه ساله در اسفند تا اوایل فروردین می‌افتند. شاخ‌های جدید بلافاصله شروع به رویش می‌کند، در اواسط تابستان کامل و سفت می‌شود و پوشش مخملی آن که کاملاً خشکیده شده است و در اثر شاخ زدن به بوته‌ها و درخت‌ها از بین می‌رود. معمولاً‌ همه ساله به تعداد شاخک‌ها و طول شاخ‌ها افزوده می‌شود و در هشت تا 10 سالگی به حداکثر می‌رسد ولی از ان به بعد همه ساله از طول شاخ‌ها و تعداد شاخک‌ها کاسته می‌شود. شکارچیان به شاخک «خال» می‌گویند مثلاً مرال 20 خال در هر دو شاخ مجموعاً 20 شاخک دارد. (بیشترین تعداد مشاهده شده در ایران 22 شاخک است) در سنین پیری شاخ‌ها کوتاه و گاهی بدون شاخکند و اصطلاحاً‌به آنها سیخو می‌گویند.

اندازه‌ها: طول سروتنه 160 تا 250 سانتی‌متر، دم 12 تا 15 سانتی‌متر، ارتفاع 120 تا 150 سانتی‌متر، وزن 100 تا 250 کیلوگرم.

زیستگاه: منطقه خزری.

پراکندگی: تمام مناطق جنگلی خزری.

عادات: معمولاً شبگرد است. به صورت اجتماعی زندی می‌کند. ترکیب گله در فصول مختلف متفاوت است. معمولاً ماده‌ها، بچه‌ها و نرهای نابالغ با هم و جدا از دستة نرهای مسن زندگی می‌کنند. گاهی ماده‌های پیر یا بدون بچه نیز با نرها مشاهده می‌شوند. نرهای پیر زندگی انفرادی را ترجیح می‌دهند. هر گروه دارای سلسله مراتبی است که به وسیله تهدید کردن، شاخ زدن، لگد زدن و تعقیب کردن مشخص می‌شود. حس شنوایی و بویایی قوی است. به خوبی شنا می‌کنند. در تابستان و به خصوص در فصل جفت‌گیری، مرال‌ها علاقه‌ زیادی به مالیدن خود در لجن‌زارها دارند. معمولاً در اواخر غروب از جنگل خارج می‌شوند و تا اوایلصبح در زمین‌های باز چرا می‌کنند ولی روزها را در مناطق انبوه جنگلی به استراحت می‌پردازند.

غذا: از علوفه، جوانه، برگ‌های جوان، قارچ و تمشک تغذیه می‌کند.

تولیدمثل: معمولاً‌ در اواسط شهریور ماه جفت‌گیری شروع می‌شود و تا اواسط مرماه ادامه می‌یابد. همه ساله در این فصل ماده‌ها در محل‌های مشخصی جمع می‌شوند، رها نیز محل عادی زندگی خود را ترک کرده و به ماده‌ها می‌پیوندند. در این زمان بین نرها جدال‌هایی برای تعیین قلمرو و تشکیل حرمسرا در می‌گیرد که با شاخ زدن، صدا دادن و پاشیدن ادرار همراه است. در این زمان مرال‌های نرِجوان و یا ضعیف به بیرون رانده می‌شوند. ولی آنها گاهی اوقات در اطراف حرمسرا مانده و مترصد فرصتی برای جدا کردن ماده و جفت‌گیری با آن هستند. نرهای غالب گاهی متجاوز از ده ماده را در اختیار می‌گیرند ولی به ندرت پدر بیش از چهار فرزند می‌شوند. در فصل جفت‌گیری در اکثر زیستگاه‌های مرال صدای نرها که به گاو بانگ معروف است شنیده می‌شود. شکارچیان با تقلید این صدا مرال‌های نر را به مبارزه می‌طلبند و از فاصله نزدیک آنها را شکار می‌کنند. در گذشته که در زیستگاه مرال ببر وجود داشت گاهی به جای مرال، ببر به سراغ شکارچیان می‌آمد. مرال‌ها معمولاً در مناطق باز جفت‌گیری می‌کنند. دوره آبستنی حدود 240 روز است. یک بچه می‌زاید که وزن آن 13 تا 18 کیلو است. بچه‌ها بعد از تولد قادر به راه رفتن و دویدن هستند. ولی مادر معمولاً ترجیح می‌دهد آنها را به مدت دو تا سه هفته در بین علف‌های بلند مخفی کند. خال‌های سفید رنگ روی بدن بچه‌ها، آنها را از دید طعمه‌گیرها مخفی می‌کند. بچه‌ها تا یک سالگی وابسته به مادرند و حدود یک و نیم یک و نیم سالگی بالغ می‌شوند. معمولاً بیش از 50 درصد بچه‌‌ها قبل از یک سالگی به علل مختلف تلف می‌شوند. طول عمر در اسارت حدود 25 سال است.

وضعیت فعلی: دشمن طبیعی مهم آن پلنگ و گرگ است. همه ساله تعداد زیادی مرال توسط شکارچیان شکار می‌شوند، ولی به علت داشتن قدرت استتار خوب، حس شنوایی قوی و زندگی در مناطق صعب‌العبور جنگلی، در حال حاضر خطری جدی نسل این حیوان را تهدید نمی‌کند. اما با توجه به قطع بی‌رویه درختان جنگلی و تخریب زیستگاه احتمال دارد در آینده نه چندان دور نسل آن در معرض خطر انقراض قرار گیرد. بررسی‌های اخیر نشان می‌دهد که در حال حاضر در برخی از مناطق گیلان و مازندران تعداد مرال به شدت کاهش یافته است. در حال حاضر بیشترین تعداد مرال در در گلستانک واقع در منطقه حفاظت شده البرز مرکزی، سیاه استخر واقع در منطقه حفاظت شده دودانگه در مازندران و پارک ملی گلستان مشاهده می‌شود. به تازگی تعدادی مرال از پارک جنگلی قرق گرگان به محوطه محصوری در جنگل های آینه لو واقع در منطقه حفاظت شده ارسباران منتقل شد که تعداد آنها در حال افزایش است.

گردآوری از : رمضان نیک نهاد

معرفی حیات وحش تالش – کوبݖز

نام تالشی : کوبݖز ku bız

نام علمی : Capra aegagrus

نام فارسی: كل و بز

مشخصات: جثه‌اش بزرگ‌تر از اهلي است. برخي از محققان در رده بندهاي اخير آن را با نام (chirrcus) كه نام علمي بز اهلي نيز مي‌باشد ذكر نموده‌اند بر اساس مشاهدات انجامشده و پراكندگي آن در كشورهاي مجاور، كل و بزهاي ايران مي‌توانند شامل دو زير گونه باشند. زير گونه (C.a.aegagrus كه در اكثر مناطق كشور به جز جنوب شرقي كشور زندگي مي‌كنند. در اين زير گونه شاخ‌ها كلفت و گره‌هاي روي آن كاملاً مشخص‌اند. زير گونه ديگر (C.a.blythi) است كه درنواحي جنوب شرقي زندگي مي‌كند. اين زير گونه جثه‌اي كوچك‌تر، شاخ‌هاي نازك‌تر و رنگ روشن‌تري دارد.

دركل و بزها، نرها كه كل ناميده مي‌شوند شاخ‌هاي بنلد و شمشير مانندي دارند (بلندترين شاخ مربوط به پناهگاه حيات‌وحش بيستون است كه 152 سانتي‌متر طول دارد و ركورد جهان محسوب مي‌شود). بر روي شاخ‌ها گره‌هايي وجود دارد كه مشخص كننده رشد ساليانه و سن حيوان است. شاخ بزها نسبت به شاخ كل‌ها بسيار كوتاه‌تر است. رشد شاخ در سال‌هاي اوليه زياد است ولي معمولاً از حدود هفت سالگي به بعد كم مي‌شود. در فصل زمستان رشد شاخ‌خا تقريباً متوقف مي‌گردد ولي گره‌ها رشد مي‌كنند و بزرگ مي‌شوند. رنگ موها در بزها و كل‌هاي جوان قهوه‌اي متمايل به خاكستري و دركل‌هاي مسن به خصوص در فصل زمستان نخودي رنگ است. كل‌هاي بالغ ريش بلند و سياهي دارند و بر روي پشت و شانه آنها نوار تيره‌اي وجود دارد كه در ناحيه سينه پهن شده و به صورت طوق در مي‌آيد. رنگ موهاي جلوي دست‌ها و پاها و موهاي دم سياه رنگ است. همچنين در جلوي دست‌ها ناحية بدون مو و پينه مانندي وجود دارد. كوتاه بودن دست و پا، سنگين بودن قسمت جلويي بدن و ساختمان خاص سم‌ها، آنها را قادر ساخته كه به آساني در شيب‌هاي تند مناطق صخره‌اي تردد نمايند.

اندازه‌ها: طول سر و تنه 120 تا 150 سانتي‌متر، دم 12 تا 17 سانتي‌متر، ارتفاع 65 تا90 سانتي‌متر، وزن 30 تا 120 كيلوگرم.

زيستگاه: رشته كوه‌هاي البرز و زاگرس و مناطق صخره‌اي واقع در جنگل‌هاي خزري.

پراكندگي: در تمام مناطق كوهستاني كشور كه داراي آب و امنيت كافي باشد مشاهده مي‌گردد.

عادات: روزگرد است، ولي گاهي شب‌ها نيز به چرا مي‌رود. به صورت اجتماعي زندگي مي‌كند. معمولاً بزها، بزغاله‌ها و كل‌هاي جوان با هم و جدا از دسته كل‌هاي مسن زندگي مي‌كنند. گاهي اوقات كل‌هاي پير از گله جدا شده، در سوراخ‌ةا و صخره‌هاي صعب العبور ساكن مي‌شوند كه اصطلاحاً به آنها «كل خوس» مي‌گويند. در پاييز، كه فصل جفت‌گيري است، گله‌هاي كل و بز با هم مخلوط مي‌شوند. اين حيوانات در موقع احساس خطر صداي سرفه مانندي شبيه «پيرك» مي‌دهند ولي صداي اصلي آنها شبيه بع‌بع بز است. در شكمبه برخي از آنها گلوله كوچكي از جنس پوست و مو وجود دارد كه به آن «پادزهر» مي‌گويند و براي آن ارزش دارويي قائل هستند.حس پويايي، شنوايي، و بينايي قوي است. وابستگي شديدي به مناطق صخره‌اي صعب‌العبور دارند. هيچ حيواني قادر به تعقيب و گرفتن آنها در مناطق صخره‌اي نيست. در فصل پاييز به خوبي چرا نموده و چاق مي‌شوند. (عده‌اي نام پازن را مترادف پاييز زن كه بهترين فصل شكار اين حيوان است مي‌دانند ولي برخي ديگر بر اين باورند كه نام پازن به اين علت است كه حيوان در موقع احساس خطر پاهايش را به زمين مي‌كوبد). برخي از كل و بزها در فصل زمستان جا‌به‌جاهاي كوتاهي از ارتفاعات به مناطق پايين‌تر دارند ولي برخي ديگر تمام زمستان را در ارتفاعات برف‌گير باقي مي‌مانند. و حتي گاهي هم به ارتفاعات بالاتر مي‌روند جايي كه به علت وزش شديد باد برف وجود ندارد و گياهان قابل دسترس مي‌باشند.

غذا: از علوفه، بوته‌ها و سرشاخه‌ درختان تغذيه مي‌كند. معمولاً صبح زود و اوايل غروب در مجاور صخره‌ها به چرا مي‌پردازد. براي استفاده از برگ درختان روي دو پا مي‌ايستد، گاهي نيز از طريق شاخه‌هاي خميدة مجاور سطح زمين به بالاي درخت مي‌رود. در فصل تابستان در مناطق گرم وخشك تقريباً همه روزه آب مي‌نوشند ولي در برخي مناطق مرتفع كوهستاني فاقد منابع آب نيز مشاهده مي‌شوند. كل‌وبزها معمولاً در اوايل صح جراكنان به سوي آبشخورها كه ممكن است فاصله زيادي تا چراگاه و محل استراحت حيوان داشته باشد حركت كرده و پس از نوشيدن آب مراجعت مي‌كنند.

توليدمثل: درمناطق گرمسير اوايل پاييز و در مناطق سردسير اواخر پاييز جفت‌گيري شروع مي‌شود كه با شاخ زدن كل‌ها به بوته‌هايي نظير گون همراه است. در اين فصل بوي مخصوصي از غدد واقع در قسمت زيرين ته دم نرها ترشح مي‌شود. اين بوي تند به علت محلول بودن در چربي و آغشته شدنموها با ادرار و عرق حيوان بسيار پايدار است و تا فصل بهار كه موها تعويض مي‌شوند باقي مي‌ماند. در صورت كار حيوان در فصل پاييز اين بو حتي پس از گذشت ده‌ها سال از پوست حيوان به مشام مي‌رسد. در فصل جفت‌گيري بين نرها و جدال‌هاي سختي در مي‌گيرد. نرهاي قوي‌تر كه شاخ بلندتري دارند حرمسرايي (متشكل از پنج تا 15 ماده) تشكيل مي‌دهند، كل‌ها با ژست‌هاي مختلف و نشان دادن شاخ‌ها سعي مي‌كنند رقيب را مرغوب كنند، گاهي اوقات طرفين با بلند شدن روي پاها و در حال آمدن به پايين شاخ‌ها را محكم به هم مي‌كوبند. در مواردي حدود 10 تا 15 درصد از بزها به دلايل مختلف از جمله كم‌بودن تعداد كل‌ها، آبستن نمي‌شوند. مدت آبستني حدود 160 روز است. در موقع زايمان، بزها به مناطق امن مي‌روند. يك و اغلب دو و به ندرت سه بچه مي‌زايند. در اين زمان معمولاً تعداد زيادي لاشخور براي خوردن بقاياي زايمان نظير جفت بر بالاي سر بزها پرواز مي‌كنند (در سال 1375 متجاوز از 1000 بهله دال در محل چشمه گردو واقع در پارك ملي بمو در زمان زايمان بزها مشاهده گرديد). بچه‌ها بعد از يكي دو روز قادر به تعقيب مادر خود در صخره‌ها هستند. تا پنج ماهگي شير مي‌خورند و در حدود يك و نيم سالگي بالغ مي‌شوند. طول عمر حدود 15 سال است. كل‌و‌بزها يكي از اجداد بزهاي اهلي هستند و قادرند با هم جفت‌گيري و توليدمثل كنند.

وضعيت فعلي: دشمن طبيعي مهم آن پلنگ، گرگ و به تازگي يوز است. بچه‌ها ممكن است توسط كفتار، سياه‌گوش، روباه و عقاب شكار شوند. گاهي اوقات عقاب طلايي به بزغاله‌ها حمله مي‌كند و آنها را از صخره‌ها به پايين مي‌اندازد (در كوه‌هاي سكنج واقع در استان كرمان عقاب طلايي بزغاله چند روزه‌اي را به دره عميقي پرت كرد و بلافاصله مشغول خوردن آن شد). در بسياري از مناطق بزغاله‌هاي تازه متولد شده توسط مردم گرفته مي‌شوند. تا اوايل دهة 1360 دسته‌هاي بزرگي از اين حيوان در اكثر مناطق كوهستاني كشور مشاهده مي‌شد ولي به علت شكار آن از طريق جرگه (راندن جانوران به سمت شكارچيان) و استفاده از سلاح‌هاي ساچمه‌زني و جنگي، تله‌گذاري در اطراف چشمه‌ها و گرفتن آنها توسط سگ، در سال‌هاي اخير جمعيت آن در اكثر زيستگاه‌هاي كشور به شدت روبه كاهش گذاشته و در بسياري از مناطق مانند جنوب فارس، بوشهر و غرب كشور كه در هر منطقه هزاران رأس كل‌و‌بز مشاهده مي‌شد نسل آن منقرض شده و يا در شرف انقراض قرار گرفته است. در منطقه حفاظت شده بيستون كرمانشاه متجاوز از ده هزار رأس كل‌و‌بز كه برخي از آنها از نظر زيبايي و طول شاخ در جهان بي‌نظيربودند وجود داشت كه تعداد آنها به صفر رسيده است. در بسياري از ديگر مناطق تحت حفاظت كشور نظير پارك ملي بختگان و پارك ملي بمو نيز از دهها هزار راس كل و بز فقط تعداد اندكي باقي مانده است.

گردآوری از : رمضان نیک نهاد

معرفی حیات وحش تالش – شال

نام تالشی : شال şal

نام علمی : Canis aureus

نام فارسی: شغال

مشخصات: جثه شبيه گرگ ولي به مراتب كوچك‌تر از آن است. گوش‌ها، دست و پا و دو طرف بدن گندمگون، زير بدن زرد زنجبيلي و يا تقريباً سفيد است. (رنگ شغال‌هاي جنوب ايران روشن‌تر از شغال‌هاي نواحي شمال است). قسمت انتهايي دم گاهي بريده به نظر مي‌رسد و رنگ آن تيره‌تر است. در موقع دويدن معمولاً دم را پايين و بين پاها نگه مي‌دارد.

اندازه‌ها: طول سر و تنه 50 تا 100 سانتي‌متر، دم 20 تا 30 سانتي‌متر، ارتفاع 38 تا 50 سانتي‌متر، وزن 6 تا 15 كيلوگرم.

زيستگاه: در اغلب زيستگاه‌هاي ايران زندگي مي‌كنند، بوته‌زارهاي نواحي پست، سواحل دريا، اطراف تالاب‌ها، محل‌هاي ريختن زباله و اطراف مناطق مسكوني را ترجيح مي‌دهد.

عادات: شغال‌هايي كه در اطراف مناطق مسكوني زندگي مي‌كنند عموماً شبگردند ولي در ساير مناطق ممكن است در طول روز نيز مشاهده شوند. به صورت انفرادي، جفت و گاهي گروهي زندگي مي‌كند. معمولاً لانه مشخصي ندارند، گودال‌ها، سوراخ‌هاي طبيعي، شكاف سنگ‌ها، و لانه متروكه ساير جانوران را براي ايجاد لانه و تولد نوزادان انتخاب مي‌كند. در اوايل غروب و گاهي در طول شب معمولاً شغال‌ها به صورت دسته‌جمعي زوزه‌اي، شبيه جيغ انسان سر مي‌دهند.

زوزه ی دلنشین شغال ها در اوایل پاییز و اوایل بهار که موسم جفت گیری آنان نیز می باشد، با تاریک شدن هوا بیش از هر زمانی در شالیزارها و بیشه زارهای گیلان وتالش شنیده میشود

شغال زمانی که با همهمه و غوغا و آزار زیاد شکارگران و روستائیان روبه‌رو شود اعصابش از کار می‌افتد و برای مدتی به حالت اغماء و بی‌هوشی می‌رود. به این حالت شغال‌مُردگی گفته می‌شود. روستائیان در قدیم می‌پنداشتند که شغال عمداً چنین می‌کند و در فارسی زبانزد شغال‌مردگی و خود را به شغال‌مردگی زدن کنایه از افرادی است که ظاهراً خود را کوچک و مظلوم وانمود می­کنند ولی در باطن آن چنان نیستند.

غذا: شغال‌ها حيوانات كم توقعي هستند و غذاي خود را از منابع مختلفي تأمين مي‌كنند. اغلب اوقات از لاشه حيوانات، باقي‌مانده غذاي طعمه‌خواران، و زباله تغذيه مي‌كنند. گاهي هم پستانداران كوچك، پرندگان، خزندگان، و حشرات را شكار مي‌كنند، در مواقع كميابي اين منابع غذايي، كاملاً گياه‌خوار مي‌شوند و از ميوه تغذيه مي‌كنند. معمولاً شغال‌ها نمي‌توانند به حيوانات پير و ناتوان و نيز نوزادان آنها حمله‌ور مي‌شوند و با گاز گرفتن گردن يا گلو، آنها را از پاي در مي‌آورند.

توليدمثل: معمولاً در فصل زمستان جفت‌گيري مي‌كنند. در موقع جفت‌گيري نر و ماده بين 15 تا 20 دقيقه به هم قفل شده و قادر هب جدايي از يكديگر نيستند. مدت آبستني حدود دو ماه است و سه تا هشت بچة كوروكر مي‌زايند. پدر و مادر مشترك از بچه‌ها مراقبت مي‌كنند. بعد از 10 روز چشم‌ بچه‌ها باز مي‌شود، در سه هفتگي شيرخوارگي پايان مي‌يابد و تغذيه با گوشت نيمه هضم شده‌اي كه توسط والدين برگردانده و در اختيار آنها گذاشته مي‌شود صورت مي‌گيرد. از دو ماهگي به بعد همراه والدين به شكار مي‌روند. در شش ماهگي مستقل مي‌شوند. در يك سالگي قادر به توليدمثل هستند. طول عمر حدود 16 سال است.

گردآوری از : رمضان نیک نهاد

معرفی حیات وحش تالش – کیلکا پیس

نام تالشی :کیلکا پیس KİLKA PİS

نام فارسی :چرخ‌ريسك 

لاتين: Parus Lugubris

 

پرندگاني اند كوچك و درخت‌زي و خيلي پرجنب و جوش، با منقار كوتاه و پاهاي كوتاه و نيرومند؛
پروازي ضعيف دارند و در زمستان اغلب به صورت گله‌هاي مختلط ديده مي شوند. نر و ماده آنها معمولا همشكل است و بيشتر آنها در سوراخها و روي درختان يا بوته‌ها لانه مي سازند .
غذاي آنها بيشتر از حشرات و بعضي بيمهر‌گان است و گاهي از دانه‌ها نيز تغذيه مي كنند .

 

چَرخ‌ریسَک‌ها پرندگانی هستند ریزجثه و ظریف به وزن تقریبی یازده گرم، درخت‌زی، بالارو، شاد، زیبا و فوق العاده فعال و پرجنب‌وجوش است و صدای بسیار زیبایی دارد. بال هایش کوتاه و قلبش بزرگ و قوی است. از حشرات تغذیه می کند؛ طعمه را میان پنجه های پا گرفته، با فشار آوردن روی شاخه له کرده و می خورد. در میان پرندگان نغمه خوان از همه پرانرژی تر و در مقابل گرسنگی از همه کم طاقت تر است، بطوریکه بیش از ۲۴ ساعت نمیتواند گرسنه بماند؛ از این رو تلفات این پرنده در فصل زمستان قابل ملاحظه است.

در سوراخ تنه درخت آشیانه می سازد. اگر حفره درختی پیدا نکند، در سوراخ زمین، جعبه پست منازل و حتی در قوطی کنسرو خالی هم تخم می گذارد. در سال دو بار و در هر دفعه بین ۶ تا ۱۲ و گهگاه بیشتر تخمگذاری میکند. دهقانان گیلان آن را کیلکاپیس  و  زاده بلبل می دانند و عقیده دارند بلبل ماده هفت عدد تخم می گذارد که از میان تخم ها تنها یکی بلبل و بقیه کولکاپیس به دنیا می آیند.

 مشخصات:
14 سانتيمتر است؛ منقارش نسبت به چرخ‌ريسك‌هاي ديگر كلفت‌تر است و بيننده را به ياد چرخ‌ريسك بزرگ مي اندازد. تارك و پس گردن سياه دوده‌اي مايل به قهوه‌اي (در ماده بيشتر قهوه‌اي شكلاتي)، سطح پشتي قهوه‌اي مايل به خاكستري، صورت و دو طرف گردن تقريبا سفيد رنگ، سطح شكمي سفيد چرك، با پهلو‌هاي قهوه‌اي مايل به خاكستري، لكه بزرگ سياه‌رنگی روي گلو از نشانه های این پرنده است.
رفتارش شبيه چرخ‌ريسك بزرگ است، ولي بندرت در زمستان با گله پرندگان ديگر همراه مي شود .
زيستگاه :
دشتهاي كم ارتفاع و دامنه هاي كوههاي پر درخت با صخره‌هاي برهنه
در سوراخ درختان و گاهي بين سنگها لانه مي سازد.

گردآوری از : رمضان نیک نهاد

معرفی حیات وحش تالش – دارداکو

نام تالشی : دارده‌کو dər daku

نام علمی : Dendrocopos Syriacus

نام فارسی: دارکوب

مشخصات ظاهری: این پرنده، 23 سانتیمتر طول دارد و به رنگ سیاه و سفید با لکه ی قرمز پس سر در پرنده ی نر (در ماده تارک و پس سر سیاه است) دیده می شود. زیر بدن و زیر دم قرمز و زیر تنه سفید سربی است. بسیار شبیه دارکوب بزرگ است. با این تفاوت که فاقد رگه ی سیاه چانه است. روتنه سیاه با نوار پهن سفید روی بال ها و نوار بالی سفید دیده می شود. شیوه ی پروازش دارکوب بزرگ است، اگرچه سفیدی دم کمتر مشخص است.

صدا: صدای این پرنده شبیه دارکوب بزرگ است و شبیه «چوک» شنیده می شود.

زیستگاه: این پرنده در جنگل های تنگ، باغ ها و در درخت های گردو و بادام ، و اغلب در نزدیک روستاها یا اراضی کشاورزی به سر برده و سوراخ درختان را به منقار آشیانه سازی تخلیه می کند. در ایران، به صورت بومی و فراوان در جنگل های منطقه ی زاگرس و به تعداد کمتر در جنگل های البرز، دیده می شود.

حفاظت: این پرنده نیازی به برنامه ی ویژه ی حفاظتی ندارد.

گردآوری از : رمضان نیک نهاد

معرفی حیات وحش تالش – زیزا

نام تالشی : زیزا    ziza

نام علمی : Erithacus Rubecula

نام انگلیسی: European Robin    

نام فارسی: سینه سرخ

 

مشخصات ظاهری: این پرنده، 14 سانتیمتر طول دارد و به واسطه ی صورت و سینه ی قرمز حنایی اش اشتباه نمی شود. جثه تپل ، چشم ها سیاه و بزرگ وبال ها کوتاه است. زیر  تنه سفید مایل به خاکستری ومنقار و پاها تیره است. پرنده ی جوان فاقد قرمزی سینه بوده اما قهوه ای تر دیده می شود و پراز لکه ی های قهوه ای و نخودی است ( در پاین تابستان پرو بال باغ را پیدا می کند) . اغلب در حال جست زدن در نزدیکی زمین و جایی که سایه است دیده می شود. آواز خوشی دارد( هنگامی که در محل مرتفعی نشسته است آواز می خواند). راست می نشیند و تا اندازه ای اهلی است.

 

این پرنده بومی شمال ایران و آذربایجان های شرقی و غربی است. زمستان ها دامنه ی پراکنش آن گستره تر می شود و حتی به خوزستان ، خراسان رضوی و فارس نیز می رسد.سینه سرخ ها از حشره ، کرم، میوه و دانه های گیاهی تغذیه می کنند. سینه سرخ با صورت و سینه قرمز و حنایی، پرنده ای آشناست. این پرنده به نحوی روی شاخه ها می نشیند که بسیار تپل به نظر می آید و انگار گردن ندارد. سینه سرخ ها پرنده هایی با جثه ی کوچک و پرهایی قرمز رنگ اند که زمستان های پر برف ، به راحتی قابل مشاهده اند؛ زیرا برای یافتن غذا بیرون می آیند و روی برف ها و بین شاخ و برگ درختان به این سو و آن سو می روند. در این فصل ، به دلیل محدود بودن منابع غذایی، بسیاری از سینه سرخ ها به مناطق محل سکونت انسان ها می روند. اما مردم و به خصوص کودکان ، بسیاری از آن ها را شکار می کنند. سینه سرخ از خانواده ی توکاهاست. توکاها جزو پرجمعیت ترین خانواده های گنجشک سانان هستند.

 

باغ های سایه دار، پرچین ها و جنگل هایی که گیاهان کوتاهی در آن ها می رویند، محل زندگی سینه سرخ است. طول بدن این پرنده ۵/۱۳ تا ۱۴ سانتی متر است چشم های سینه سرخ ها سیاه و بزرگ و بال هایشان کوتاه است. زیر تنه ی آن ها سفید مایل به خاکستری است و منقار و پاهای تیره و سطح پشتی قهوه ای زیتونی یک دستی دارند. پرنده ی جوان قرمز ی سینه را ندارد؛ اما بدنش قهوه ای تر و پر از لکه های قهوه ای و نخودی است. رنگ پر و بال این پرنده های جوان، در پایان تابستان، مانند پرندگان بالغ می شود سینه سرخ بیش تر از حشره ها تغذیه می کند و با این کار، به حفظ تعدل جمعیت آن ها در طبیعت یاری می رساند. آن ها با خوردن میوه هایی مانند تمشک و دانه های گیاهان و دفع دانه ها در مناطق دورتر، به پراکنش بذر این گیاهان کمک می کند. سینه سرخ غذای پرندگان شکاری ، به خصوص طرلان و قرقی است.

صدا: صدای این پرنده ساده و آهنگین با ملوده های زیبا، شبیه « تی ک » یا «تی ک- ایک» و نیز ته سی پ » شنیده می شود.

زیستگاه: این پرنده در باغ های سایه دار، پرچین ها و جنگل های با پوشش زیر آشکوب به سر برده و در سوراخ ها، شکاف درختان وانتهای پرچین آشیانه می سازد. در ایران، زمستان ها فراوان است و به تعداد فراوان تولیدمثل می کند.

حفاظت: چنین به نظر می رسد که این پرنده در حال حاضر، نیازی به حفاظت ندارد.

گردآوری از: رمضان نیک نهاد

معرفی حیات وحش تالش – زه‌ره‌ج

نام تالشی : زه‌ره‌ج

نام فارسی:کبک

نام انگلیسی:chukar

نام علمی:alectoris chukar

خانواده:قرقاولیان (pheasanidae)

زیست گاه: کبک در مناطق ناهموار و لخت، دره هایی با درختان پراکنده و در مناطق کوهستانی و مناطق شیب دار صخره ای و سنگلاخی زندگی می کند.در استان گیلان در ارتفاعات در نقاط مرزی با طارم وزنجان (ییلاقات مرتفع تالش ) زندگی می کنند

ریخت شناسی: نرو ماده هم شکل، دارای بدنی تقریبا خاکستری مایل به قهوه ای با خطوط سیاه بلوطی و نخودی در پهلوها هستند. یک نوار سیاه از پیشانی آن ها شروع می شود، پس از انشعاب و عبور از چشم ها، دور گردن می پیچد و در قسمت بالای سینه به هم می رسد. منقار و پاهای کبک ها قرمز و پهلوهای آن ها راه راه است.

رژیم غذایی: کبک ها از بذرها، گیاهان و حشره ها تغذیه می کنند.

زادآوری: پرنده ی ماده در لانه ی خود که معمولا در حفره های زمین های لخت یا در میان بوته ها قرار دارد، 8 تا 14 تخم نخودی با نقطه های قرمز رنگ می گذارد. اما گاهی در لانه ی این پرنده تا 20 تخم هم مشاهده می شود. سپس به تنهایی روی تخم ها می خوابد.جوجه ها پس از 15 یا 16 روز پرواز کنند. اما پس از یاد گرفتن پرواز، مدتی با والدین خود می مانند.


مشخصات ظاهري:وزن: از 510 تا 680 گرم با متوسط 595 گرم

نرها (با وزن 510 تا 800 گرم) کمي از ماده ها (با وزن 450 تا 680 گرم) از لحاظ طول و وزن بزرگترند. ترکيب پرها در هر دو جنس نر و ماده يکسان است. رنگ اين پرنده قهوه اي مايل به خاکستري در بالا و زرد کمرنگ در قسمت شکم است. يک خط سياه از قسمت جلوي سر آغاز شده و پس از عبور از چشمها و گردن, در قسمت بالاي سينه تمام مي شود و سر و سينه خاکستري پرنده را از قسمت سفيد رنگ گلو جدا مي کند. پهلوي پرنده با ترکيبي از رنگ سياه و شاه بلوطي متمايل به سفيد پوشانده شده و پرهاي انتهايي بال, به رنگ شاه بلوطي هستند. نوک, لبه پلکها, ساق و پاهاي کبک به رنگ صورتي تا قرمز سير هستند. اگرچه هر دو جنس نر و ماده ممکن است داراي يک سيخک کوچک در قوزک پا باشند, ولي اين معمولا از مشخصات جنس نر است. کبک هاي نابالغ کوچکتر هستند و به رنگ قهوه اي و خاکستري هستند. در زيستگاه طبيعي اين پرنده, رنگ آن بسته به موقعيت جغرافيايي منطقه متغير است. رنگ پرندگان مناطق خشک تر, بيشتر متمايل به خاکستري و سفيد است.

توليد مثل:

جوجه های کبک

فواصل توليد مثل: کبک ها بسته به شرايط محيطي, يک مرتبه در سال توليد مثل مي کنند.

فصل توليد مثل: از فروردين آغاز شده و بسته به منطقه جغرافيايي ممکن است تا اواخر تير و اوايل مرداد نيز در مناطق سردسير ادامه يابد.

تعداد تخم ها: از 7 تا 21 عدد

مدت زمان خوابيدن بر روي تخم ها: 24 روز به طور متوسط

کبک ها تک همسر هستند. نرها با نشان دادن تمايل خود به ماده با کج کردن سر و باز کردن بالها و نمايش آنها در اواخر اسفند اقدام به جفت گيري مي کنند. هنگام خشکسالي و کمبود غذا, عمل توليد مثل ممکن است محدود به چند پرنده شود. نرها از ماده ها در مقابل نرهاي ديگر محافظت مي کنند.
آشيانه کبک از ساقه هاي ساده که گاهي با پر و خاشاک پوشانده مي شود, در ميان صخره ها و يا مناطق پر از بوته و خاشاک, تشکيل مي گردد. يافتن آشيانه کبک ها مشکل است و به خوبي تحت مطالعه قرار نگرفته اند. تعداد تخم ها بسته به شرايط محيطي از 7 تا 21 عدد متغير است. دوره خوابيدن روي تخم ها معمولا 24 روز است و اين عمل معمولا وظيفه ماده است. از اواسط ارديبهشت تا اواسط مرداد, جوجه ها از تخم بيرون مي آيند که بستگي به موفقيت تخم اول دارد. جوجه ها در هنگام بيرون آمدن از تخم, باهوش و توانا هستند و مي توانند پس از چند هفته, پرواز کنند. پس از گذشت 12 هفته, جوجه ها بالغ مي شوند. نرها معمولا تا زمان پرورش جوجه ها با خانواده مي مانند, اگرچه بعضي از آنها پس از تخمگذاري ماده, خانواده را ترک و به نرهاي ديگر ملحق مي شوند. هنوز زمان زيادي تا شناختن کامل عادات توليد مثل کبک ها مانده است.مادر و شايد هم پدر, از جوجه ها مراقبت مي کنند تا آنها مستقل گردند.

رفتار:

کبک ها در هنگام صبح و بعد از ظهر در روي زمين به چرا مشغولند. آنها مهاجرت نمي کنند و جابجايي هاي فصلي آنها فقط در ارتفاع است. پرواز کبک معمولا در هنگام احساس خطر انجام مي شود و به مسافتهاي کوتاه و در سراشيبي محدود است. هنگام عبور از ناهمواريهاي سطح زمين, کبکها بر روي پاهاي خود جست مي کنند و ترجيح مي دهند بدوند تا پرواز کنند. گروه اجتماعي اوليه از يک دسته کبک شامل تعداد گوناگوني از بالغ ها و جوجه هايشان تشکيل مي شود و بزرگترين گروه ها را مي توان در چشمه ها ديد. گروههاي بزرگتر در زمستان تشکيل مي شوند. کبک ها در هنگام شب را زير بوته ها و يا داخل صخره ها به سر مي برند. نرها به طور فعال از قلمرو خود دفاع مي کنند.

کبک در حالتهاي گوناگون, از صداهاي مختلف استفاده مي کند که به سه دسته تقسيم مي شوند: هشداري, جنگي و جنسي. بيشترين صدايي که از کبک شنيده مي شود با آواي chuck, chuck ,… است که از هر دو جنس نر و ماده بر مي آيد که به تدريج به آواي chukar, chukar ,… تبديل ميگردد و از فواصل دور قابل شنيدن است. از اين رو نام کبک را Chukar Partridge گذاشته اند.

عادات غذايي:

کبک معمولا از گياهان شامل علفها و دانه هاي آنها, برگ گياهان و ميوه بوته ها بر اساس فراواني و دسترسي فصلي تغذيه مي کنند.

غذاهاي جانوري: حشرات

غذاهاي گياهي: گيلهان سبز, برگها, دانه ها, حبوبات و ميوه ها

اهميت منفي اقتصادي براي انسان:

کبک به پراکندگي و رشد علفهاي هرزه کمک مي کند. همچنين کبک مستعد ابتلا به بيماري هاي مرغي بوده و در مزارع پرورش اين پرنده, مي تواند آن را به انسان منقل کند.

اهميت مثبت اقتصادي براي انسان:

کبک Chukar اولين پرنده اي قابل شکار است که در سال 1893 به آمريکاي شمالي وارد شده و براي آژانس هاي شکار در اين منطقه ايجاد درآمد کرده است. دشواري شکار اين پرنده و وجود آن در دامنه ها و مناطق دوردست, شکار اين پرنده را براي شکارچيان جذاب مي کند. گوشت کبک نيز از طعم بسيار خوشمزه اي برخوردار است.

وضعيت بقا:

نسل کبک ها به صورت جهاني در معرض خطر نيست. در اکثر مناطق, جمعيت آنها ثابت بوده يا در حال افزايش است. با وجو اين, با از بين رفتن زيستگاه هاي طبيعي و شکار بيش از حد, ممکن است بر جمعيت آنها موثر باشد. همچنين انتقال بيماري از مرغ هاي خانگي و يا بوقلمون ها, مي تواند بر جمعيت آنها اثر گذارد.

رفتار کبک ها

دكتر محمد ابراهيم باستاني پاريزي نويسنده ی صاحب نام معاصر در مقاله ای که اصلا مربوط به زيست شناسی نيست، مطلب جالبی درباره ی رفتار کبک نوشته است. او از جمله نوشته است که: “…كبك يك هواشناس دقيق است و ضمناً قانون تنظيم خانواده را هم مراعات مي كند، بدين معني كه در سال هاي خشكسالي و كم باران، تخم مي گذارد ولي از روي تخم برمي خيزد _ و طبعاً تخم ها فاسد مي شوند. زيرا مي داند كه جوجه ها در بهار خشك آن سال بدون دانه خواهند ماند، – بچه ناوردن، به از شش ماهه افكندن جنين…”
اگر اين مطلب را به صورت سوال دربياوريم، حتما سوالی خوب و تفسيری از آب در می آيد. از آن سوال ها که عمق يادگيری را اندازه می گيرند

پرورش کبک در ایران :

در لهجه های مختلف فارسی به آن خاسه کو، زرج، ژرژ، کو، کوک می گويند. اين پرنده در شرايط پرورشی عموما 400 تا 600 گرم وزن دارد. در شرايط طبيعی وزن کبک نر بالغ (سويه ايرانی) از 510 تا 800 گرم و وزن کبک ماده بالغ از 450 تا 680 گرم متغير است. اندازه اين پرنده 31 تا 35 سانتيمتر می باشد که اندازه پرنده نر بزرگ تر است. ترکيب پرها در هر دو جنس نر و ماده يکسان است. رنگ اين پرنده قهوه ای مايل به خاکستری در بالای بدن و زرد کمرنگ در قسمت شکم است. يک خط سياه از قسمت جلوی سر آغاز شده و پس از انشعاب و عبور از چشم ها و گردن، در قسمت بالای سينه تمام شده و سر وسينه خاکستری پرنده را از قسمت سفيد رنگ گلو جدا می کند. پهلوی پرنده با ترکيبی از رنگ سياه و شاه بلوطی متمايل به سفيد پوشانيده شده است و پرهای انتهايي بال به رنگ شاه بلوطی هستند. منقار، لبه پلک ها، ساق و پاهای کبک بومی ايران به رنگ صورتی تا قرمز سير هستند. وجود يک سيخک کوچک در قوزک پا معمولا از مشخصات جنس نر اين پرنده است. کبک های نابالغ به رنگ قهوه ای و خاکستری هستند. البته رنگ کبک ها در زيست گاه های طبيعی بسته به موقعيت جغرافيايي منطقه ممکن است دچار تغييرات اندکی شود. اين پرنده زيست گاه خود را در مناطق ناهموار و سخت، دره ها با درختان پراکنده و در مناطق کوهستانی انتخاب می نمايند. معمولا 4 تا 5 پرنده با هم ديده می شوند ولی در پاييز در دسته های 50 تايي نيز مشاهده می شوند. غذای اين پرنده را درشرايط طبيعی شامل علف ها و دانه های آن ها، برگ گياهان و حشرات تشکيل می دهند. هم زمان با تغذيه، مقدار زيادی سنگ ريزه نيز می بلعد.

فصل آشيانه سازی برحسب ارتفاع منطقه جغرافيايی متغير است ولی معمولا بين ارديبهشت و تيرماه بوده و گاهی تا اواسط تابستان طول می کشد. آشيانه خيلی ساده و روی زمين زير يک صخره يا درختچه و در پناه توده ای از گياهان بنا می گردد. کبک ها در هنگام صبح و بعد از ظهر در روی زمين به چرا مشغولند، آنها مهاجرت نمی کنند و جابه جايي های فصلی آن ها فقط در ارتفاع است. پرواز کبک در هنگام احساس خطر انجام می شود و به مسافت های کوتاه و در سراشيبی محدود است. کبک ها در هنگام شب زير بوته ها و داخل صخره ها به سر می برند و نرها به طور فعال از قلمرو خود دفاع می کنند. کبک ها در حالت های گوناگون از صداهای مختلف استفاده می کنند که به سه دسته تقسيم می شوند: هشتاری، جنگی و جنسی. بيشترين صدايي که از کبک شنيده می شود آوای Chuck، Chuck،… است که از هر دو جنس نر و ماده بر می آيد. در هنگام احساس خطر، به سرعت به سوی حاشيه بالايي کوهستان می دود. پروازی پر سرو صدا دارد و پرنده ای اجتماعی است. صدا: صدای پرنده نر بلند و سريع، شبيه ((کا- کا- کاکا- کاکا، Kaka-Ka-Ka)) شنيده می شود. زيست گاه: اين پرنده همواره در دامنه های کوهستان و مناطق شيب دار صخره ای و سنگلاخی به سر می برد. در ايران بومی است و در خيلی از مناطق يافت می شود. حفاظت: شکار و برداشت اين پرنده بايد تحت کنترل کامل قرار گيرد. . در دنیا 3 نوع کبک به نامهای چوکار، صخره‌ای و پا قرمز اروپایی یافت می‌شود. نوع چوکار بیشتر در خاورمیانه و ایران یافت می‌شود و دارای پاهای کوتاه و نوک کوتاه می‌باشد. نوع نر آن دارای طوق پر‌رنگ‌تر و ضخیم‌تر نسبت به نوع ماده است. همچنین نر آن بر روی پای خود برآمدگی بزرگتری نسبت به نوع ماده دارد. جنس نر دارای آواز خوش و نسبتاً بلند است که در فصل جفت گیری بلندتر می‌شود. قد پرنده حدود 35 سانتی متر و تغذیه آن در طبیعت دانه گیاه و حشرات و در سیستم صنعتی از کنسانتره فرموله شده است. تعداد تخمهای پرنده ماده به 80 عدد در سال می‌رسد. وزن پرنده نر حدود 550 گرم و ماده 500 گرم است. خواص دارويي گوشت و ساير اجزاء کبک:گوشت کبک جوان، نرم و لطيف بوده و به سرعت پخته می شود. بر خلاف قرقاول( که ضرورتاً بعد از ذبح می بايستی چند روز با پر در داخل يخچال نگه داری شود) بهتر است کبک با فاصله کوتاهی بعد از شکار يا ذبح مورد استفاده قرار گيرد. گوشت کبک گرم و خشک بوده و خواص فراوان دارد در ضمن زود هضم نيز می باشد. جهت تقويت قوای جنسی و بر طرف نمودن ضعف عمومی بدن و پرورش قوای فکری و تقويت جگر و طحال و دستگاه گوارش می توان از گوشت اين پرنده استفاده نمود. اطباء سنتی به افرادی که به يرقان های سرد مزاج مبتلا بوده اند دستور می داده اند تايک مثقال از مغز سر کبک را با نيم مثقال صندل ساييده شده مخلوط و ناشتا ميل نمايند و چند روز اين عمل را ادامه دهند در ضمن جگر خام اين پرنده برای بيماران صرعی و زهره او برای تقويت چشم مفيد است که آن را با قدری روغن زيتون رقيق کرده و در چشم می چکانند چشم را بسيار شفاف و قومی می سازد. افرادی که حافظه آنها رو به نقصان می رود چنان چه زهره کبک را با روغن زيتون مخلوط نموده و ماهی يک بار در بينی خود بکشد حافظه آنان را تقويت نموده و فراموشی را از آنان زايل می سازد. افراد لاغر اگر لاغريشان در اثر انگل يا بيماری خاصی نباشد چنان چه بيضه کبک را کباب کرده و مقداری کندر پودر شده بر آن بپاشند و بخورند و هر چند روز يک بار اين عمل را ادامه دهند بدن آنان چاق و فربه می گردد.

هدف از پرورش کبک:

بيش از هر چيز، می بايستی هدف از پرورش کبک مشخص و تعريف شود. سه هدف مجزا و بعضاً طبق شرايطی توأم به شرح زير می تواند در پرورش کبک مورد توجه قرارگيرد. پرورش کبک مولد. توليد جوجه يک روزه. توليد نيمچه گوشتی. در پرورش کبک مولد؛ کبک دار، جوجه يک روزه را تا حد نيمچه (نيمچه تخم گذار) پرورش داده و با تعيين جنسيت آن ها به نسبت سه پرنده ماده به همراه يک پرنده نر در سن حدود 5 الی 6 ماهگی به فروش می رساند. به منظور تحقق هدف دوم يعنی توليد جوجه يک روزه، نياز به پرورش گله مادری می باشد. در اين واحدها، کبک های ماده با رسيدن به سن بلوغ جنسی، جفت گيری نموده و شروع به تخم گذاری می نمايند. تخم ها روزی سه بار جمع آوری و پس از ضدعفونی در محلی مخصوص منتظر ورود به دستگاه جوجه کشی، نگه داری می شوند. در دستگاه جوجه کشی پس از حدود 24 روز جوجه های تازه متولد شده به عنوان جوجه يک روزه به پرورش دهندگان کبک گوشتی فروخته می شوند. اين پرورش دهندگان که هدف سوم را دنبال می کنند، جوجه های يک روزه را به بلوغ فيزيکی در سن 12 تا 14 هفتگی رسانيده و کبک های به اصطلاح پروار خود را روانه کشتارگاه می نمايند.

سیستم‌های پرورش پرورش کبک در روش صنعتی به سه شکل پرورش بر روی بستر، قفس‌های دسته جمعی و قفس‌های انفرادی صورت می‌گیرد. پرورش روی بستر یا زمین از هزینه اولیه کمی برخوردار بوده ولی بازده اقتصادی کمتری خواهد داشت. در این روش سعی می‌شود که از پن‌بندی سالن جهت نگهداری جفت‌های 20 قطعه‌ای استفاده شود تا نزاع و جنگ میان گله کمتر باشد و به همان نسبت میزان نطفه‌درآوری تخم‌های تولیدی نیز افزایش می‌یابد. قابل توجه است که در سیستم پرورش در صورت پن‌بندی نکردن سالن مقدار تخم‌های تولیدی غیرقابل جوجه‌کشی افزایش یافته و میزان جوجه کشی نیز از حد پایین‌تری برخوردار است. در روش قفس اگرچه هزینه پرورش افزایش می‌یابد و سرمایه ثابت بیشتری برای تولید لازم است ولیکن مزایایی دربر دارد. در سیستم نسبت نرها و ماده‌ها ، تولید تخم نطفه‌دار ‌، میزان خوراک مصرفی و کنترل بیماری راحت‌تر و بهتر صورت می‌گیرد. علاوه بر این تراکم در واحد سطح نیز افزایش یافته و تعداد بیشتری را می‌توان پرورش و تولید نمود.
فضای مورد نیاز برای پرورش الف- 1 تا 4 هفتگی 100 قطعه در هر متر مربع ب- 5 تا 9 هفتگی 50 قطعه در هر متر مربع ج- 10 تا 17 هفتگی 25 قطعه در هر متر مربع
فضای مورد نیاز برای گله مولد 1- در سیستم پن‌بندی 15 قطعه در هر متر مربع (نر و ماده) بدون احتساب راهرو وسط و فضای تخم‌گذاری 2- هنگام محاسبه فضا به ازاء هر 3 متر مربع پن‌بندی، ضروریست 24/0 متر مربع فضای تخم‌گذاری در نظر گرفته شود. 3- فضای مورد نیاز با احتساب راهرو وسط و مکان تخم‌گذاری 11 قطعه کبک مولد برای هر متر مربع خواهد بود.   
  جایگاه پرورش کبک محلی را که کبک ها در آن پرورش می یابند اصطلاحاً جایگاه می گویند. جایگاه پرورش کبک می بایستی از نوع پرورش تبعیت کند بدین معنی که جایگاه پرورش کبک گوشتی باجایگاه پرورش کبک تخم گذار و سالن هایی که به صورت قفسی تجهیز شده اند تفاوت محسوسی دارد که در جای خود تشریح خواهند شد ولی قبل از هر چیز اشاره و تاکید بر چند نکته ضروری است. اول اینکه کبک ها پرندگانی عادت پذیر هستند و خود را با شرایط مختلف وفق می دهند ولی با این حال می بایستی حداقل امکانات را برای آنها فراهم نمود. دوم اینکه قبل از ساخت جایگاه برای کبک می بایست ضوابط نظام دامپروری کشور که حدود ، فواصل و شرایط سالن های پرورش ماکیان را مشخص می کند در نظر گرفت. بدین معنی که می بایستی از سازمان جهاد کشاورزی استان مربوطه پروانه تاسیس اخذ نمود. بنابراین قبل از تهیه زمین برای ایجاد مزرعه پرورش کبک، بهتر است به واحد صدور پروانه معاونت امور دام سازمان جهاد کشاورزی استان مراجعه نموده و با کارشناسان آن واحد مذاکره و محل و موقعیت زمین را به اطلاع آنها برسانید تا با در نظر گرفتن ضوابط نظام دامپروری کشور، اقدامات لازم انجام شود.ضمن آنکه بعد از دریافت موافقت اصولی؛ ادارات دامپزشکی، محیط زیست، میراث فرهنگی، امور اراضی و ... می بایستی درخصوص بلامانع بودن ایجاد واحد پرورشی کبک اعلام نظر نمایند. در هر صورت برای ایجاد یک مزرعه پرورش کبک توجه به موارد زیر ضروری است: 1- زمین محل احداث جایگاه پرورش کبک می بایستی حداقل 1000 متر با مزارع پرورش ماکیان در اطراف، فاصله داشته و از مناطق مسکونی دور بوده و جاده های ارتباطی کوتاه و مناسبی داشته باشد. 2- بهتر است زمین مزبور در جهت دریافت باد از سمت مزارع دیگر پرورش طیور و کارخانه های آلاینده نباشد. 3- بهتر است زمین محل احداث جایگاه در مناطق پست و در معرض سیل و طوفان و بادهای تند نباشد. 4- آب مورد استفاده می بایستی از نقطه نظر شوری و املاح مورد توجه قرار گرفته و هم چنین موانع غیر بهداشتی نیز نداشته باشد. 5- کف سالن های محل پرورش می بایستی حداقل 40 تا 50 سانتیمتر بلندتر از سطح زمین اطراف بوده و شیب مناسب(حداقل 3 درصد) داشته باشد تا در صورت شستشو، آب های آلوده امکان خروج از سالن را داشته باشند. 6-دیوارها و کف سالن به صورت اصولی عایق کاری شوند تا امکان تبادلات گرما و سرمای ناخواسته در فصول مختلف سال از بین برود. 7- سالن ها شرقی غربی ساخته شوند بدین معنی که یک طول سالن به سمت جنوب و طول دیگر به سمت شمال باشد تا امکان دریافت نور خورشید با هدف از بین بردن میکروب های احتمالی را داشته باشد. یک روش قدیمی با هدف پرورش کبک مولد، نگه داری این پرنده در سالن هایی است که متصل به اتاق پرواز با کف توری(سیمی) هستند. در این روش، کبک ها به بیماریهای سر سیاه، کوکسیدیوز، کرم های چینه دان و روده آلوده نمی شوند. اتاق های پرواز می تواند از بعد از جوجه کشی مورد استفاده قرار گیرند. در واقع جوجه ها از دو هفتگی در اتاق های پرواز قرارمی گیرند. اندازه اتاق های پرواز را می توان تغییر داد اما باید به اندازه کافی بزرگ باشد و امکان پرواز در آن وجود داشته باشد. اندازه اتاق پرواز می تواند به عرض حدود 3.5 و طول 28 متر باشد. چشمه های توری کف معمولاً حدود 2.5 سانتیمتر است. هر کبک 50 سانتیمتر مربع فضا در اتاق پرواز نیاز دارد. پرورش کبک در قفس های ثابت نیز محقق می شود. بدین منظور قفس هایی با اندازه هر قفس 1.5 در 0.7 متر و با ارتفاع حدود 0.4 متر پیشنهاد شده است. تقریباً 25 پرنده در هر واحد تا سن 14 هفتگی نگه داری می شوند. شیب کف هر واحد 10 درصد در نظر گرفته می شود. یک منبع آب اتوماتیک در بیرون قفس نصب می شود و آب تازه و خنک برای پرندگان مهیا می گردد. سینی های فلزی زیر توری کف قفس را می توان به راحتی تمیز کرد.   
نیازهای تاسیساتی یک واحد پرورش کبک با توجه به نوع و سیستم پرورش، یک مزرعه پرورش کبک می بایستی دارای قسمت های زیر باشد(بند 4 ویژه واحدهایی است که کبک مولد به منظور تولید جوجه یک روزه پرورش می دهند. 1-سالن های پرورش 2-انباردان 3-انبار تجهیزات 4-ساختمان جوجه کشی 5-اتاق کار 6-ساختمان سرایدار یا اتاق کارگران
 
 سالن های پرورش کبک: سالن پرورش می تواند از نوع باز یا بسته باشد. به طور کلی طول سالن ها باتوجه به سرمایه و اهداف پرورش دهنده می تواند بین 60 تا 100 متر باشد. طول کمتر از 60 متر مشکل خاصی ندارد ولی طول بیش از 100 متر به دلیل مسائلی که در خصوص تهویه و یا گرم کردن سالن و مدیریت تغذیه گله کبک ها ایجاد می کند معمولاً توصیه نمی شود. سالن هاب باز عموماً پنجره دار و در مناطق گرمسیر پرده دار هستند. در سالن های پنجره دار عموماً دیوار طولی سالن، پنجره هایی دارد که سبب ورود نور خورشید و هوا به داخل سالن می گردد. مقدار این پنجره ها به طور میانگین 5 درصد سطح سالن است(بدین معنی که اگر سالنی به مساحت 600 متر مربع داشته باشیم مساحت کل پنجره های سالن می بایستی دو برابر این مقدار باشد. از مقدار ذکر شده 4/3 در طول سالن به سمت جنوب و 4/1 در طول دیوار شمالی تعبیه می شود. عرض سالن به طور معمول 12 متر و در مناطق گرمسیری 10 متر در نظر گرفته می شود. در مناطق معتدل و سردسیر عرض سالن، فاقد پنجره ولی در مناطق گرمسیر عرض سالن به سمت دریافت باد قرارگرفته و قسمت عمده ای از آن باز است ولی با توری محکم پوشیده شده است تا در مواقع لزوم پرده برزنتی آن کنار رفته و باد ملایم به داخل سالن نفوذ و موجب تهویه گردد. سالن های بدون پنجره عموماً به سالن های مدرن امروزی گفته می شود. دیوارها و سقف این سالن ها به گونه ای مطلوب عایق کاری شده اند و همان طوری که از نام آن ها پیداست فاقد هرگونه پنجره می باشند. روشنایی مورد نیاز کبک ها توسط لامپ ها تامین و رطوبت وحرارت و تهویه، توسط حسگرهای اتوماتیک کنترل می شود. در این سالن ها می توان با ظرفیت بالا، پرورش کبک را محقق نمود. ارتفاع سالن های پرورش کبک 5/2 متر و در مناطق گرمسیری بیشتر از این مقدار است. کف سالن پرورش می بایستی بتنی، دارای شیب و فاضلاب مناسب بوده و در خروجی فاضلاب ها امکان ورود حیوانات موذی و شکارچی از بین برود. سالن های پرورش ویژه کبک های مولد دو قسمت عمده دارند. قسمت مسقف و غیر مسقف. فضای غیر مسقف که مانند حیاط در طول ضلع جنوبی قرار دارد دارای اسکلتی فلزی و از همه طرف با توری پوشیده شده است. کبک ها امکان ورود به این فضا را داشته و در آن پرواز و تردد می کنند، آشیانه تخم گذاری در داخل سالن مسقف قرار داشته و حداقل روزی دو بار تخم ها جمع آوری می شوند.  تجهیزات مورد نیاز سالن های پرورش کبک: تجهیزات مورد نیاز سالن های پرورش با توجه به نوع آن ها شامل: هواکش، هیتر و بعضاً کولر است. وسائل گرم کننده عموماً در فصول سرد سال مورد استفاده داشته و بهترین نوع معمول آن هیتر است که هوای گرم را به داخل سالن هدایت می کند. هر چند سالن می تواند توسط بخاریهای مختلف که از سوخت های فسیلی یا گاز مایع استفاده می کنند نیز گرم شود ولی موضوع مهم پخش کردن گرما به صورت یکنواخت در تمام طول سالن است. زمانی که از هیتر استفاده می شود هوای گرم توسط کانالی که در طول سالن و معمولاً در زیر سقف کشیده شده جابه جا و از دریچه هایی در مناطق مختلف خارج می شود. در مناطق گرمسیری نسبتاً خشک که از کولرهای آبی برای کاهش گرما استفاده می شود تحت کنترل ترموستات هایی هستند که در داخل سالن وصل و در درجه حرارت مشخصی هیتر را خاموش و یا روشن می کنند. هیتر و کولر معمولاً در خارج ازسالن و در قسمت عرضی آن نصب می شوند ولی اگر طول سالن زیاد باشد در خارج و در حد وسط قسمت طولی آن نصب و کانال هایی از داخل هوای گرم یا سرد را به طرفین هدایت می کنند. علاوه بر تجهیزات ذکر شده که عموماً متصل به سالن ها هستند، برای پرورش کبک و سایر انواع ماکیان نیاز به دان خوری، آب خوری و دماسنج ماکزیمم، مینیمم از ضروریات است. تجهیزات مورد نیاز کبک عموماً همان تجهیزاتی است که برای پرورش مرغ مورد استفاده قرار می گیرد. آب خوری و دان خوری انواع گوناگونی دارد. نوع معمول آنها دان خوری ناودانی، دان خوری خورشیدی و نوع مدرن آن دان خوری زنجیره ای و اتوماتیک است. آب خوری نیز انواع سیفونی، نیمه اتوماتیک و قطره ای(نیپل)دارد. آب خوری و دان خوری ها بایستی به گونه ای مستقر شوند که اولاً به تعداد کافی باشند، ثانیاً امکان دسترسی کبک ها به آن ها به صورت مطلوب فراهم باشد. دو نکته مهم در استفاده از دان خوری کبک ها وجود دارد: یکی اینکه بعد از سن یک ماهگی کبک ها، دان خوری ها می بایستی به گونه ای مستقر شوند که لبه آن ها در حد کمر کبک ها در حالت ایستاده باشد. دوم اینکه بعد از پرکردن 3/1 دان خوری از دان، یک ورق توری شطرنجی روی آن قرار می دهند زیرا کبک ها عادت دارند خوراک را به هم بزنند. اگر دو نکته ذکر شده رعایت نشود پرت و هدررفتن دان اجتناب ناپذیر است. یک نکته مهم و قابل توجه در مدیریت جایگاه در پرورش کبک، توجه ویژه به احتمالات غیر منتظره و وقوع حوادث ناخواسته می باشد. بنابراین کبک دار بایستی احتمال خرابی دستگاه های مهم (به ویژه گرمازا) و نبود انرژی برق برای مدت طولانی را داده و پیش بینی های لازم را بنماید.  انباردان: انباردادن معمولاً به دو صورت مورد استفاده قرار می گیرد. صورت اول محلی است برای نگه داری دان. در چنین شرایطی کبک دار دان موردنیاز خود را در کارخانه های تولید دان مدرن و مورد اطمینان بر اساس فرمول غذایی مناسب ساخته و به محل کبک داری منتقل و در انباردان نگه داری نموده و به مروربه مصرف می رساند. صورت دوم زمانی است که کبک دار مواد اولیه را خریداری و خود نسبت به تهیه دان اقدام می نماید. در این حالت می بایستی کبک داری حداقل مجهز به آسیاب باشد. در ضمن دستگاه میکسر جهت مخلوط کردن اقلام خرد شده مورد نیاز است. به طور کلی کف انباردان می بایستی بتنی و از زمین های اطراف بلندتر بوده و هرگونه منفذ و مجرایی برای ورود پرندگان وحشی مانند گنجشک و کبوتر و کلاغ و حیواناتی مانند موش و گربه و سگ و غیره مسدود شود. انبار دان می بایستی مجهز به دستگاه های هشداردهنده در مقابل آتش سوزی باشد.  ساختمان جوجه کشی: ساختمان و واحد جوجه کشی با توجه به ظرفیت کبک مولد ساخته می شود. اگر در مجاورت و در فاصله منطقی از کبک داری کارخانه جوجه کشی وجود دارد، کبک دار می تواند باعقد قرارداد با کارخانه جوجه کشی، تخم کبک نطفه دار تحویل و جوجه یک روزه کبک را دریافت نماید. ولی به طور کلی یک واحد جوجه کشی کوچک در محل کبک داری می بایستی دارای خصوصیات و قسمت های زیر باشد: از نقطه نظر دما و رطوبت تا سر حد امکان عایق باشد. درمحلی ساخته شود که امکان تزریق هوای پاک توسط هواکش فراهم باشد. از نقطه نظر ضد عفونی، عاری بودن از عوامل بیماری زا در بالاترین سطح قرارکیرد. در مسیر دریافت باد از سمت عوامل احتمالی مانند سالن های پرورشی و غیره نباشد. حداقل دارای سه قسمت مجزا (1- محل نگه داری تخم 2- محل استقرار دستگاه های ستر و هچر 3- محل نگه داری و بسته بندی جوجه کبک) باشد. امکان استفاده از آب فراوان برای شستشو، برق برای روشنایی و دستگاه های مختلف و موتور برق اضطراری فراهم بوده و هم چنین سیستم گرمایش و تهویه مطلوب نیز برقرار باشد.  انبار تجهیزات: محلی است برای نگه داری وسایل مختلف کبک داری و مساحت آن با توجه به بزرگی و کوچکی واحد پرورش، متغیر است. انبار تجهیزات می بایستی به گونه ای ساخته شود که کف آن از زمین های اطراف، بالاتر و کاملاً خشک باشد. بعضی از پرورش دهندگان انبار تجهیزات را از داخل تقسیم بندی نموده و بخشی از آن را با ورودی جداگانه به عنوان پارکینگ وانت یا تراکتور، مورد استفاده قرار می دهند.  اتاق کار و ساختمان سرایه دار: با توجه به نیاز واحد و سلیقه کبک دار، می توان آن ها را طراحی نموده و ساخت. کبک در شرایت طبیعی از اواسط اردیبهشت تا اواخر تیر تخم گذاری میکند نظر به این که پرورش کبک به صورت صنعتی مد نظر است تا توجیه اقتصادی داشته باشد لذا بایستی سیستم نور مصنوعی ، خوراک فورمول شده و جایگاه مخصوص با مدیریت قبل و بعد از شروع تخم گذاری تداوم تولید تخم در گله داشته باشیم . بنابر این داشتن 15-10 لوکس نور در طول دوره تخم گذاری از ملزومات شرایط نوری محصوب میشود. پرورش کبک با خرید گله مولد مادر که در سن 5 ماهگی باشد شروع میشود پس از خرید گله مولد و نگه داشتن گله در یک سیکل 50 روزه نوری (توی لک بردن ) فعالیت کبک برای تخم گذاری اغاز میشود که این سن بهترین زمان برای تخم گذاری میباشد در ضمن کبک در هفت ماهگی به بلوغ جنسی و در چهار ماهگی به بلوغ وزنی میرسد . لازم به ذکر است برای شروع کار و موفقیت بیشتر تایین نژاد گله یکی از اساسی ترین گزینه ها میباشد که شرایط یک گله مطلوب در زیر ذکر مشود . 1- گله باید از لحاظ همخونی در حد F1 باشد به معنای ساده تر گله تهیه شده از یک لاین مادر اولیه بوده تا مراحل تکسیر، تولید و پرورش در حد استاندارد باشد و بازدهی مطلوب داشته باشد که این شاخص یکی از مهمترین گزینه های موفقیت میباشد. 2- تعداد تخم گذاری در هر دوره پرورش ( دوره 4 ماه ) 3- مقاوم بودن گله مذکور در برابر بیماری ها ( شرایط آب و هوایی گرم و سرد ) 4- نداشتن هیچ گونه نقص عضو پرنده ( حتی عیوب کوچک ) 5- داشتن چنگال هایی بلند که موثر در جفت گیری و باعث بالا پردن درصد نطفه دار بودن تخم ها میشود
 
 مراحل پرورش کبک  دو روز قبل از جوجه درآوری 1- مادر مصنوی را روشن کنید. لامپ گرم کننده مادون قرمز یا مادر مصنوعی تشعشعی باید طوری تنظیم شود که حدود60 تا 75 سانتي‌متر بالاتر از کف قرار گرفته و نور مناسب برای همة جوجه‌ها در حلقه حفاظتی تأمین شود. مادر مصنوعی را مکرراً بررسی کنید تا دمای مناسب 35 تا 38 درجه سانتي‌گراد در لبه گرم کننده و در 2.5 سانتي‌متري بالای کف موجود باشد. 2- حلقه اطراف مادر مصنوعی را طوری تنظیم کنید که کوران هوا را کاهش دهد و جوجه‌ها را از تجمع یا سرگردان شدن دور منبع گرما حفظ کند. یک حلقه با ارتفاع 45 سانتيمتري از چوب، کارتن یا فلز در اطراف مادر مصنوعی عموماً استفاده می‌شود. حلقه باید به اندازه کافی بزرگ باشد با قطر 7-6 متر بطوری که جوجه‌ها بتوانند از گرمای اضافی مادر مصنوعی دوری کنند و با قرار دادن مقوا گوشه‌های زاویه‌دار را از بین ببرید که این امر از تجمع جوجه‌ها در گوشه‌ها جلوگیری می‌کند. دانخوری‌های استوانه‌ای آویزان دستی یا اتوماتیک بعد از اینکه جوجه‌ها به سن یک هفته‌ای رسیدند قابل استفاده هستند. 3- مجدداً دمای مادر را بررسی کنید.
یک روز قبل از جوجه آوری 2- دانخوری‌ها و آبخوری‌ها را پر کنید و آنها را بطور یکنواخت در اطراف مادر قرار دهید. حداقل سه دانخوری کوچک و سه آبخوری مخزنی کوچک باید استفاده شود. ارتفاع آب در منبع آبخوری برای جوجه‌های در مرحله شروع باید خیلی کم باشد، ترجیحاً از شیشه‌های یک لیتری که مخصوص پرورش کبک ساخته شده است استفاده شود. اگر از آبخوری مخزنی استفاده می‌کنید در کف آن سنگ یا سنگریزه قرار دهید تا از رفتن جوجه‌ها به داخل آن و غرق شدن آنها جلوگیری شود.کبک‌های مسن‌تر می‌توانند از آبخوری‌های مخزنی که برای جوجه مرغ‌ها طراحی شده است استفاده کنند. قبل از اینکه جوجه‌ها از آب آبخوری استفاده کنند باید اجازه دهید دمای آب موجود در آن به دمای سالن برسد. آبخوری ها باید به اندازه کافی از مادر فاصله داشته باشند تا از گرم شدن زیاد آب جلوگیری شود. 3- جوجه‌ها را به خوردن غذای اضافی وادار کنید. جیرة شروع کننده باید روی کاغذهای زبر یا سینی دانخوری و یا در پوست تخم کبک تازه متولد شده قرار گیرد. از کاغذ نرم یا هرگونه مواد لیز و نرم که باعث سرخوردن جوجه ها و در نتیجه پیچش پای آنها بشود استفاده نکنید.
هفته اول 1- چندین بار در روز وضعیت مرگ و میر گله را بازرسی کنید. بیماری، استرس، کارکرد نامناسب دستگاه مادر و دیگر شرایط می‌توانند موجب تلفات جوجه‌ها شوند. حرارت دستگاه باید روی 38 درجه سانتي‌گراد تنظیم شود. 2- علائم راحتی پرندگان را مشاهده کنید. اگر آنها زیر دستگاه مادر جمع می‌شوند دما خیلی پایین است. اگر جوجه ها اطراف دستگاه مادر پخش می‌شوند به این معنی است که دما خیلی بالا است. شرایط مطلوب زمانی است که جوجه‌ها در اطراف مادر یکنواخت پخش شوند. 3- بعد از روز پنجم در مناطق دارای آب و هوای معتدل و یا روز هشتم در مناطق سرد سیر حفاظ دور مادر برداشته می‌شود. جوجه کبک‌ها معمولاً قادرند از روز نهم از روی حفاظ دور دستگاه پرواز کنند. 4- دانخوری‌ها و آبخوری‌ها را بصورت روزانه و یا در صورت بيشتر تمیز و پر کنید. بتدریج دانخوری‌ها و آبخوری‌ها را با انواع بزرگترشان جایگزین کنید. شروع این کار در پنجمین و ششمین روز است. در اولین هفته، تعدادی از دانخوری‌ها و آبخوری‌ها را در ارتفاع بالاتر از 5 الي 7 سانتي‌متر با سیم‌هایی که بشقاب‌ها را پوشانده قرار دهید. همه بشقاب‌ها بايد در پایان هفته دوم استفاده شوند. 5- جوجه های مرده را سریعاً خارج کنید. 6- اضافه کردن محلول ویتامین به آب جوجه‌های تازه متولد شده در طول هفته اول پرورش مفید می‌باشد.
هفته دوم 1- دمای مادر را به 35 درجه سانتي‌گراد کاهش دهید. 2- دانخوری‌ها و آبخوری‌های کوچک را به تدریج جایگزین کنید. هرگز اجازه ندهید آنها در منطقه مادر خالی باقی بمانند. بعد از اینکه جوجه‌ها به سن یک هفتگی رسیدند می‌توانند از دانخوری های استوانه‌ای آویزان دستی یا اتوماتیک استفاده کنند. اگر دانخوری‌های آویزان استفاده می‌شود ٬ سطح بالای سینی باید همسطح پشت جوجه‌ها باشد. 3- دانخوری‌ها وآبخوری ها حداقل یکبار در روز تمیز شوند.
هفته سوم، چهارم و پنجم دمای مادر را به ازاء هر هفته 8/1 درجه سانتي‌گراد کاهش دهید تا اینکه دما به 21 درجه سانتي‌گراد برسد. به تمیز کردن و پر کردن مجدداً دانخوری‌ها و آبخوری بطور روزانه ادامه دهید. تا جایی که امکان دارد تهویه را بهتر کنید بطوری که دمای مناسب در سالن ایجاد شده و از کوران هوا نیز جلوگیری شود.
هفته ششم جوجه‌ها را به پن‌های رشد انتقال دهید. در صورت نیاز آنها را نوک چینی کنید. جیره را عوض کرده و به جیره رشد تغییر دهید.
 
 پرورش کبک گوشتی
به منظور پرورش کبک‌های گوشتی لازم است. از سالن و مادر مصنوعی استفاده شود. بدین منظور جوجه‌های یک روزه پس از انتقال از جوجه‌کشی به سالن پرورش منتقل و در زیر مادر مصنوعی قرار داده می‌شوند. در این شرایط درجه حرارت سالن 28 و حرارت زیر مادر مصنوعی 36 درجه سانتی‌گراد تنظیم می‌گردد. با افزایش سن جوجه کبک‌ها هر هفته 1.8 درجه سانتی گراد از حرارت مادر مصنوعی کاسته تا به 28 درجه سانتی‌گراد رسانده شود. استفاده از محافظ در ابعاد 2×2 متر توصیه می‌گردد. دانخوری و آبخوری در داخل محافظ قرار داده می‌شود. رطوبت داخل سالن باید در حد 95 درصد تنظیم گردد تا از بروز مسائل و مشکلات پرورشی جلوگیری شود. جوجه‌های پرورشی پس از یک ماه به داخل قفس‌های پرورش منتقل شده و به مدت 12 هفته در این سیستم پرورش داده شده و پس از زمان مقرر برای کشتار آماده می‌شوند.
پرورش گله مادر
پرورش کبک با خرید مولدهای پنج ماهه شروع می‌شود پس از خرید گله مولد و نگهداشتن آن در یک دوره پنجاه روز روشنائی، فعالیت کبک‌های ماده برای تخم‌گذاری آغاز می‌شود. کبک در سن 4 ماهگی به بلوغ جسمی و در 5/6 ماهگی به بلوغ جنسی می‌رسد ، به عبارت دیگر طول مدت نگهداری تا شروع تولید 27 هفته (5/6 ماه) است. طول دوره تولید 62 هفته (15 ماه) و به شرح زیر است :  - طول دوره اول تولید 15 هفته (5/3 ماه)  - مدت آمادگی برای شروع مرحله دوم تولید 11 هفته (5/2 ماه) - طول دوره دوم تولید 15 هفته (5/3 ماه) - مدت آمادگی برای شروع مرحله سوم تولید 6 هفته (5/1 ماه) - طول دوره سوم تولید 15 هفته (5/3 ماه) برای شروع کار و موفقیت بیشتر٬ تامین نژاد خوب از اساسی‌ترین گزینه‌ها می‌باشد. شرایط یک گله ایده‌آل در زیر آورده شده است : 1- گله باید از لحاظ همخونی در حد لاین مادر اولیه بوده تا تکثیر ، تولید و پرورش در حد استاندارد بوده و بازدهی مطلوب داشته باشد.این شاخص از مهمترین گزینه‌های موفقیت است. 2- تعداد تخم‌گذاری در هر دوره پرورش حداقل عدد باشد. 3- مقاوم بودن گله مذکور در برابر بیماریها 4- هیچ گونه نقص عضوی در پرنده وجود نداشته باشد. 5- داشتن چنگال‌های بلند که در جفت‌گیری موثر بوده و باعث بالا بردن درصد نطفه‌دار بودن تخم‌ها می‌شود.
جفت گیری
دو روش برای جفت‌گیری کبک‌ها وجود دارد. یکی اینکه دو به دو در قفس‌های جداگانه جفت‌گیری داده شوند و یا اینکه به طور جمعی و گروهی نگهداری شوند. در روش جفت‌گیری گروهی نگهداری پرندگان نر و ماده به نسبت 1 به 3 یا 1 به 4 و به طور جمعی می‌باشد. در سیستم جفتگیری دوتایی تعداد تخم هرماده حدود 60 عدد و در روش گروهی حدود 40 عدد در فصل تخم‌گذاری می‌باشد.
تلفات دوره پرورش 1- میزان تلفات قبل از انتخاب مولد تا سن 18 هفتگی 5/1 درصد بطور ماهانه می‌باشد. 2- میزان تلفات بعد از انتخاب تا سن تولید 5/1 درصد بطور ماهانه درنظر گرفته می‌شود. 3- میزان تلفات در دوره تولید 5/1 درصد در ماه، و در کل دوره پرورش 5/4 درصد محاسبه می‌شود.   
تغذیه کبک
کبک‌ها باید تغذیه نخستین خود را با 38 درصد پروتئین آغاز کنند. پروتئین این جیره غذایی در سن سه تا شش هفتگی به تدریج به 24 درصد کاهش داده می‌شود و سپس تا مرحله بلوغ و دوران نگهداری این مقدار به 17 درصد می‌رسد. تغذیه این پرندگان 24 ساعت پس از خروج از تخم باید شروع شود. جیره غذایی آن مشابه جیره مرغ گوشی است. انرژی مورد نیاز کبک در جیره پیش‌دان در حدود 3000 کیلو کالری در هر کیلوگرم جیره می‌باشد. احتیاجات انرژی و مواد مغذی مورد نیاز کبک در جدول زیر آورده شده است.
 
مشخصات کل جیره کبک در مراحل مختلف رشد

جیره پیش‌دان

جیره رشد

جیره تولید

پروتئین خام

25

20

16

انرژی متابولیسمی

2.80

2.70

2.70

چربی

3.70

2.70

2.80

فیبر

4.50

3.80

3.20

کلسیم

1.30

1.20

3.00

فسفات

0.80

0.70

0.50

 
 
نمونه جیره مورد استفاده در تغذیه کبک

جیره بیش دان

جیره رشد

جیره تولید

ذرت

21.00

43.52

51.32

سویا

59.20

47.90

39.61

روغن ذرت

6.04

3.85

4.77

گندم

9.00

2.31

0.00

دی کلسیم فسفات

2.20

0.45

2.19

پودر صدف

1.05

0.44

0.61

نمک

0.40

0.44

0.45

ویتامین

0.50

0.50

0.50

مواد معدنی

0.45

0.45

0.45

متیونین DL

0.16

0.14

0.10

 
میزان خوراک مصرفی در گله مولد میزان مصرف خوراک در دوره اول پرورش بطور میانگین 33 گرم در روز است. میزان مصرف خوراک در دوره دوم پرورش (از 18 هفتگی تا 27 هفتگی) بطور میانگین 40 گرم در روز است. میزان مصرف خوراک در دوره استراحت بطور میانگین 27 گرم در روز است.
 
ویژگی‌های تخم کبک تخم کبک به رنگ یکدست زرد متمایل به سفید با تعداد زیاد لکه‌های قهوه‌ای با اندازه‌ها و شکلهای متفاوت روی پوسته می‌باشد. وزن تخم‌ها از 16 تا 25 گرم متفاوت (متوسط 21 گرم) و دوکی شکل، با طول متوسط 42 میلی‌متر و عرض 31 میلی‌متر هستند. ضخامت پوسته تخم حدود 0.238 و ضخامت غشاء داخلی پوسته 0.047 میلی متر است. نسبت وزن پوسته، زرده و آلبومین به کل وزن تخم به تریب 15.2 درصد ، 35 درصد و 49.8 درصد است.
تخم‌گذاری کبک در شرایط طبیعی از اواسط اردیبهشت تا اواخر تیر تخم‌گذاری می‌کند و نظر به این که پرورش کبک به صورت صنعتی مدنظر است تا توجیه اقتصادی داشته باشد ٬ لذا بایستی سیستم نور مصنوعی، خوراک فرموله شده و جایگاه مخصوص با مدیریت قبل و بعد از شروع تخم گذاری تداوم تولید تخم در گله داشته باشیم. بنابراین تهیه کردن شدت روشنایی 15-10 لوکس نور در طول هر دوره تخم‌گذاری از ملزومات تخم‌گذاری کبک ماده محسوب می‌شود. تعداد تولید تخم به ازاء هر کبک مولد در دوره اول 35 تا 40 تخم ، در دوره دوم 50 تا 55 تخم و در دوره سوم 45 تا 50 تخم خواهد بود.
 
جمع‌آوری و ذخیره‌سازی تخم‌ها در صورت استفاده از آشیانه‌های دسته جمعی، تخم‌ها باید حداقل 4 بار در روز جمع آوری شوند. تخم‌ها را پس از تمیز کردن با پارچه تمیز و خشک، حداکثر تا دو هفته و در دمای 15 درجه سانتی گراد و رطوبت حدود 75 درصد و به شکلی که سر کوچک تخمها رو به پایین باشد نگهداری می‌کنند و بهتر است روزانه آنها را تحت زاویه 45 درجه بچرخانند. تخم‌هایی که بیش از 14 روز نگهداری می‌شوند امکان جوجه کشی کمتری دارند و 2 روز دیرتر از تخم بیرون می‌آیند.
جوجه‌کشی و ماشین جوجه‌کشی دوره جوجه کشی کبک 24 روز می‌باشد. وزن جوجه کبک یکروزه بطور متوسط 14 گرم است. درجه حرارت ماشین جوجه کشی باید 38 درجه سانتي‌گراد بوده و میزان رطوبت آن 65 درصد تنظیم گردد. در روز تولد جوجه‌ها میزان رطوبت بایستی 80 درصد باشد اگر رطوبت در مرحله جوجه کشی به اندازه کافی نباشد موجب خشک شدن پوسته داخلی تخم‌ها گشته و جوجه‌ها به سختی می‌توانند پوسته داخلی و خارجی تخم را شکسته و از تخم خارج شوند. در صورت استفاده از ماشین‌های جوجه کشی معمولی، گذاشتن پارچه‌ای مرطوب تمیز داخل دستگاه و یا استفاده از مرطوب کننده‌های اتوماتیک در داخل دستگاه هچر الزامی است. ماشینهای جوجه کشی تمام خودکار رطوبت و حرارت را به طور خودکار تنظیم می‌کنند. یکی از مسائل مهم در افزایش میزان جوجه‌درآوری چرخش تخم‌ها در داخل دستگاه جوجه‌کشی است. این عمل مانع از آن می‌شود تا جنین به سطح پوسته نزدیک و به آن بچسبد که در این صورت ضمن پاره شدن شالاز تخم، موجب مرگ جنین خواهد شد. سیستم چرخش اتوماتیک ماشین جوجه‌کشی هر یک ساعت یکبار مانع از برور مسئله فوق شده و موجب جوجه‌کشی موفق خواهد شد.
 
شرایط ماشین جوجه کشی - دوره جوجه کشی 23 تا 24 روز است. - دمای دستگاه جوجه کشی از روز اول تا بیستم باید 38 درجه سانتي‌گراد باشد. - دمای هچر در روز بیست و یکم باید 32 درجه سانتي‌گراد باشد. - چرخش تخم‌ها باید 3 تا 24 بار در روز صورت گیرد. - وضعیت قرارگیری تخم‌ها در دستگاه جوجه‌کشی باید به شکلی باشد که انتهای کوچک تخم‌ها به طرف پایین و انتهای بزرگتر به طرف بالا باشد. - میانگین درصد تخم‌های قابل جوجه کشی در کبک 90 درصد است. - میانگین درصد جوجه درآوری تخم‌های کبک 80 درصد است. مسائل و مشکلاتی که منجر به پایین آمدن جوجه‌کشی می‌شود : مسائل و مشکلات دوره پرورش 1- استفاده از والدین خیلی مسن 2- استفاده از والدهای آسیب دیده ( مریض، لنگ و بدشکل ) 3- وجود نسبت نامناسب نرها به ماده‌ها 4- همخونی بیش از حد 5- نوردهی نامناسب محیط پرورش 6- افزایش بیش از حد دمای سالن پرورش 7- استفاده از جیره غذیی با کیفیت پایین و یا کهنه مسائل و مشکلات دستگاه جوجه‌کشی 1- تغییر سریع دما بین سردخانه و دستگاه جوجه‌کشی 2- دما و رطوبت نامناسب دستگاه 3- دمای بالای ساختمان جوجه‌کشی 4- چرخش نامناسب تخم‌ها 5- نظافت و بهداشت نامناسب
زمانبندی امور در ماشین جوجه‌کشی 1- ضد عفونی دستگاه جوجه‌کشی، هچر و سینی‌‌ها 2- گاز دادن دستگاه 2 روز قبل از قرار دادن تخمها و روشن کردن آن برای انجام تنظیمات و ثابت نمودن دما و رطوبت آن 3- خروج تخمها از سردخانه به اطاق انتظار جهت تعدیل دمای آنها و حذف تخم‌های کثیف، شکسته، بدشکل و خارج از اندازه 4- چیدن تخم‌ها در سینی‌های جوجه کشی (سر کوچک به طرف پایین) و تثبیت شرایط ماشین جوجه‌کشی و گازدهی آن 5- چرخش تخم‌ها 24 مرتبه‌ در روز 6- مشاهده و ثبت شرایط ماشین جوجه‌کشی بطور مرتب 7- انتقال تخم‌ها به هچر در روز بیست و یکم، تغییر دما و رطوبت دستگاه و توقف چرخش تخم‌ها در هچر 8- نگهداری جوجه‌های متولد شده در هچر به نحوی که قبل از خروج کاملاً خشک شوند. 9- خارج کردن جوجه‌ها از هچر و قرار دادن آنها در جعبه‌های تمیز با کاغذهای ضخیم در کف
بيماريها مقاومت در مقابل بيماريها چيزيست كه پرورش دهندگان انواع حيوانات به دنبال آن هستند.كبك حيواني مقاوم به بيماريها اما چنانچه در مواجه با دوز عفوني هر بيماري قرار گيرد مبتلاء خواهد شد و به دليل خاصيت انتشار در سيستم پرورش متراكم مشكلات قابل ملاحظه‌اي را به دنبال خواهد داشت. بيماريهاي شايع ويروسي در كبك‌ها عبارتند از نيوكاسل و مايكوپلاسما ٬ بيماريهاي باكتريايي شامل سالمونلا و كالاميديا و بيماريهاي انگلي شامل كوكسيديوز و كرم ناي است. به سبب اهميت كوكسيديوز و مايكوپلاسما به آنها اشاره مي‌شود.
كوكسيديوز عامل بيماري يك انگل تك سلولي مي‌باشد كه نسبت به بسياري از ضدعفوني كننده‌ها مقاوم است. اين بيماري شايع‌ترين علت مرگ و مير جوجه‌ها در هفته‌هاي اول زندگي مي‌باشد.از علل بروز اين بيماري در گله‌هاي پرورش كبك رطوبت زياد بستر را مي‌توان برشمرد. براي مقابله با بيماري افزايش تهويه يا افزايش قطر بستر و تشخيص سريع و به هنگام بيماري بسيار مهم است. براي درمان از داروي آمپروليوم استفاده ميشود.
مايكوپلاسما مايكوپلاسما عامل بروز يك بيماري تنفسي است كه توانايي انتقال از طريق تخم را دارد. چنانچه گله مولد به اين بيماري مبتلاء شود سبب تلفات بالا در جوجه‌هاي حاصل مي‌شود و مي‌بايست گله مولد را حذف نمود. داروي تايلوزين تا حدودي ميزان مرگ و مير را كاهش مي‌دهد.
واكسينا سيون امروزه براي جلوگيري از بروز بيماري ويروسي نيوكاسل از دو نوع واكسن B1 و لاسوتا در مراكز پرورش كبك استفاده ميشود.  واكسن B1 در سن يك هفتگي از طريق آب آشاميدني خورانده ميشود. واكسن لاسوتا در سن 30 روزگي داده مي‌شود و پس از آن نيز به صورت ماهيانه تكرار مي‌شود.

گردآوری ازرمضان نیک نهاد

معرفی حیات وحش تالش -که‌شکه‌ره‌ت

نام تالشی : که‌شکه‌ره‌ت

نام علمی : pica pica

نام انگلیسی: black – billed magpie

نام فارسی: زاغی

خانواده:کلاغیان (corvidae)

زاغی‌ها پرندگانی از خانواده کلاغان هستند. اندازه اش 40-51 سانتی‌متر است ؛ با پر و بال سیاه و سفید و دم دراز و نوک زرد به آسانی تشخیص داده می شود . دم تکامل یافته و بلندی دارد.پرهای شانه ، پهلوها و شکم آن سفید و بقیه پر و بالش سیاه با جلای آبی ، سبز و ارغوانی است .در اکثر نقاط اوراسیا ، شمال امریکا و در آلاسکا و غرب آن زیست می کند. .در ایران،به جز استان های سیستان و بلوچستان ،هرمزگان،بوشهرو قسمت هایی از خوزستان، در سایر بخش های کشور بومی و فراوان است.

.

زاغی در کشت زارها، مناطق باز دارای پرچین، جنگل های کاج و سرو، حاشیه ی شهرها و روستاها و اغلب نزدیک زباله ها زندگی می کنداندازه: طول بدن این پرنده 45 تا 48 سانتی متر است.زاغی پرو بالی سیاه با جلای آبی، سبز و ارغوانی و سفید دارد و دمش بلند است. هنگام پرواز، بال های گرد و شاه پرهای سفید با لبه ی سیاه آن دیده می شود. منقار این پرنده زرد و بزرگ و انگشتانش نیز سیاه است.زاغی همه چیز خوار است و لاشه ، کرم ، دانه،جوجه و تخم حیوانات دیگر تغذیه می کند.

پرنده ی ماده در لانه ای که از شاخه های روی هم گذاشته ساخته شده است، 5 تا 8 تحم مایل به آبی با خال های تقریبا لیمویی می گذارد. سپس 21 یا 22 روز روی تخم ها می خوابد. پس از به دنیا آمدن جوجه ها، 22 تا 28 روز هم از آن ها مواظبت می کند.در حال حاضر به اقدام حفاظتی ویژه ای نیاز ندارد. زاغی ها روز و شب شکار می کنند. آنها منحصرا” گوشت خوار و یا گیاه خوار نیستند. اما آنها بیشتر گوشت خواری را بر گیاه خواری ترجیح می دهند. عشق بازی این پرنده نیز جالب است، جنس نر به سرعت پرهای سرش را بالا و پایین می برد. دمش را مانند باد بزن بازو بسته می کند و صدایی آرامی و مجزا از صدای خود ، ایجاد می کند. با باز کردن پرهای سفید شانه هایش سعی می کند چشمهای جنس ماده را به سمت خود جلب نماید. پرواز های کوتاه و دنبال هم کردن نیز نوعی از عشق بازی این پرنده است.درختان بلند برای آشیانه بزرگ خود انتخاب می کند. و آشیانه را با شاخه درختان و خاک گل می سازد. و روی آن را با ریشه های نرم می پوشاند. زمان برگ ریزان پاییز اگر به درختان بلند نگاهی بیاندازید حتما” آشیانه بزرگ این پرنده را مشاهده خواهید کرد. البته گاهی اوقات در مناطق پر درخت نیز زاغی آشیانه اش را در بوته ها می سازد.

گردآوری ازرمضان نیک نهاد

معرفی حیات وحش تالش – کاپیش

نام تالشی : کاپیش

نام علمی :Gryllotalpa gryllotalpa

نام فارسی: آبدزدک

آبدزدک یک حشره ی همه‌چیزخوار است که با جویدن و قطع ریشه و ساقه ی گیاه باعث مرگ آن می‌شود و همچنین با حرکت خود در داخل خاک باعث ایجاد کانال‌هایی در زمین می‌شود. آبدزدک شب‌ها از ریشهٔ گیاهان تغذیه می‌کند و به مزارع، گلکاری‌ها و چمنکاری‌ها خسارت زیادی می‌زند واز آفات بسیار مهم گیاهان زراعی، صیفی‌ها، سبزی‌ها و گیاهان زینتی است. آبدزدک با دالان‌هایی که در زمیان‌های شخم‌خورده، نرم و به‌خصوص شالیزارها حفر می‌کند، موجب سوراخ کردن مرز کرت‌ها و فرار آب از کرت‌ها می‌شود و به همین دلیل این افت را آبدزدک نامیده‌اند. در قدیم به آبدزدک، زمین‌سُنب و زمین‌سنبه نیز می‌گفتند.

آبدزدک حشره‌ای است قهوه‌ای رنگ که طول آن ۴ تا ۵ سانتی‌متر است و گاه به ۱۰ سانتیمتر هم می رسد، با پیش‌سینهٔ بزرگ و ضخیم، پاهای جلوئی قوی، بال‌های جلوئی کوتاه که روی سینه و بخشی از شکم را می‌پوشاند. آبدزدک هر دوسال یک نسل تولید می‌کند.این آفت زمستان را بصورت حشره کامل در داخل خاک به سر می‌برد و در اواسط بهار آغاز به فعالیت می‌کند. در طول بهار و تابستان حشرات نر و ماده در زیر خاک جفتگیری کرده و ماده‌ها با ایجاد دالان‌های عمیق، در انتهای آن محفظه یا حفره وسیعی تهیه و تعداد ۳۰۰ تا ۶۰۰ تخم سفیدرنگ داخل آن قرار می‌دهد. در تابستان حشره کامل به سوی نور پرواز می‌کند. برخی ماهیگیران محلی برای ماهیگیری در رودخانه های غیر کوهستانی از آن استفاده میکنند به این نحو که از قسمت شکم آنرا به قلاب می آویزند. با این طعمه ماهیان براحتی بدام می افتند.

آبدزدک از آفات مهم در سبزیکاری و گلکاری هست که میتونه خسارت زیادی رو به وجود بیاره. چند روز پیش تو باغچه یه آبدزدک دیدم ولی این موجود نگون بخت زخمی بوده و آخر هم طعمه مرغ و خروس شد! تا دیروز نمی دونستم بر چه اساسی اسم این موجود رو آبدزدک گذاشتن؟! با اینکه زمینهای خیس رو دوست داره ولی نمیتونه دزدی کنه که! آبدزدکها دالانهایی در زمینهای نرم و آبدار حفر می کنند و گاهی باعث سوراخ شدن مرز در زمینهای زراعی و خروج آب میشن. به همین علت اسمش رو آبدزدک گذاشتن. آبدزدکهای جوان سبب خسارت بیشتری میشن . پس از خروج از تخم ابتدا از حشرات زیرزمینی و کرمها تغذیه می کنن ولی با پاهای جلو و قطعات دهان باعث قطع طوقه برخی گیاهان جالیزی مثل خیار میشن. ممکنه با کندن خاکهای اطراف ریشه سبب خشکی گیاه هم بشن. با همه اینها دلم براش سوخت وقتی میخواستن ببرم یه گوشه ای ولش کنم از دستم افتاد پایین و خوراک خروس لاری و دوستاش شد!

آشنایی با آفت آبدزدک و روش های کنترل آن آفت آبدزدک

آبدزدک با نام علمی Gryllotalpa gryllotgipa یک حشره همه چیز خوار است که با جویدن وقطع ریشه و طوقه گیاه باعث مرگ آن می شود و همچنین با حرکت خود در داخل خاک باعثایجاد کانال هایی در زمین می شود که اولاً از طریق این کانال ها آب درز دیده شده و ازدسترس ریشه خارج می شود و ثانیاً جابجایی خاک اطراف ریشه موجب عدم تماس کامل آن

ها با خاک شده و منجر به خشکی گیاه می شود، این آفت زمستان را بصورت حشره کامل ویا سنین پورگی در داخل خاک به سر می برد.در اواسط بهار شروع به فعالیت می کند. درطول بهار و تابستان حشرات نر و ماده در زیر خاک جفتگیری کرده و ماده ها با ایجاد دالان هایعمیق، در انتهای آن محفظه یا حفره وسیعی تهیه و تعداد 300 – 600 تخم سفید رنگ داخلآن قرار می دهد.پوره ها 2- 3 هفته بعد، از تخم خارج و با ایجاد دالان های زیرزمینی، زمین راشخم می زنند. این آفت در هر دو سال یک نسل تولید می کند و زمستان را در عمق 30-100 سانتی متر سپری می کند- آبدزدک تمام روز را در زیر زمین و داخل دالان های تعبیهشده به سر می برد و در شب ها از خاک خارج شده و در سطح خاک به اطراف حرکت و در

تابستان حشره کامل به سوی نور پرواز می کند.

روش های کنترل؛مبارزه علیه این آفت با استفاده از روش های زراعی، مکانیکی و شیمیاییبه طور توأم انجام می شود:

1-شخم زدن زمین به منظور از بین بردن تخمها در لانه ها و تخریب لانه ها توصیه می شود.

2-غرقاب نمودن زمین سبب می شود که حشرات به ناچار دالان های خود را ترک کرده و به

سطح باغچه بیایند و باید آن ها را معدوم کرد.

3-گذاشتن قوطی های خالی کنسرو و روغن نباتی حاوی روغن موتور یا نفت در سطح خاک:قوطی ها را در سطح زمین طوری قرار می دهند که لبه آن هم سطح یا کمی پایین تر ازسطح خاک قرار گیرد ( در ته ظروف مقداری نفت یا روغن موتور یا آب تا 4/1 ارتفاع ظرف میریزند )

آبدزدک ها که در شب مشغول حفاری مجاری سطحی هستند در ظروف به دام افتاده و نمیتوانند از آن خارج شوند و ظرفها صبح ها باید خالی و معدوم شوند.

4-ایجاد گودال های کود دامی تازه، در اوایل پاییز در اطراف باغچه های آلوده:گودال هایی به عمق 20 – 30 سانتی متر کنده و درون آن را با پهن تازه پر می کنند به طوریکه سطح پهن 10 سانتی متر از سطح خاک بالا باشد. پوره برای زمستان گذرانی در زیر قشرگرم پهن جمع می شوند. سپس در اواخر زمستان پهن ها را بیرون ریخته و پوره ها را معدوم

می کنند.

5- مبارزه شیمیایی ( الف- تهیه طعمه مسموم، ب- استفاده از سموم گرانول )

طرز خسارت: ایجاد دالان زیر خاک و قطع ریشه گیاهان .

نحوه مبارزه: گذاشتن قوطی های خالی کنسرو حاوی روغن یا نفت همسطح خاک- گذاشتن توده کود کنار باغچه و سوزاندن آن پس از پایان زمستان گذرانی – استفاده از طعمه مسموم.

گردآوری از : رمضان نیک نهاد

معرفی حیات وحش تالش – پَلَنگ

نام تالشی : په‌له‌نگ

نام علمی : Panthera pardus

نام فارسی: پلنگ

پلنگ (نام علمی: Panthera pardus) جانوری از خانوادهٔ گربه‌سانان و کوچک‌ترین حیوان در میان سه گربهٔ بزرگ در سردهٔ پلنگ‌ مانندها است که شیر و ببر دو عضو دیگر آنند . استان گیلان با ظرفیتی بی نظیر در حوزه طبیعت گردی و صنعت جهانگردی دارای مناطق زیست محیطی زیادی است که هر کدام می توانند به عنوان فرصتی بی بدیل در این حوزه مورد توجه قرار گیرند.

Leopard africa.jpg

پلنگ یکی از حیوانات جنگلهای گیلان است که در معرض انقراض می باشد
پلنگ حیوانی که م…عمولا در راههای صعب العبور جنگلهای گیلان زندگی می کند، گاهی قلمرو هر پلنگ می تواند به ۱۲ تا ۱۵ کیلومتر مربع برسد و این وسعت به میزان غذای موجود در منطقه مورد تغدیه حیوان بستگی دارد.
پلنگ با قدرت بی نظیر خود می تواند گاه شکاری با سه برابر وزن خود را مورد حمله و تغذیه قرار دهد.به هر حال روند شکار بی رویه، تخریب جنگلها و گسست زنجیره حیات جانوری گیلان از معضلات جدی استان است، با ادامه این روند در آینده نزدیک نسل پلنگ این جانور نجیب، زیبا و منحصر به فرد جنگلها و کوهستانی شمال ایران را به سرنوشت شیر بیشه زارهای ایران، ببر خزری و غیره تبدیل خواهد کرد
طول پلنگ بالغ حدود یک متر و ۶۰ سانتی متر و وزن آن افزون بر ۱۰۰ کیلوگرم می باشد.ن دراز و باریک و دستها و پاها قوی و به اندازه متوسط و پنجه‌ها ناخن بزرگ که بطور واضح از دو طرف فشرده شده است. گوشها کوتاه و مدور و بدون موهای بلند انتهایی است. دم دراز و طول آن معمولا از نصف طول بدن بیشتر و ظریف و باریک است. رنگ بدن خالدار و در رنگ سفید زمینه آثاری از زردی یا زرد قرمز یا زرد خاکستری وجود دارد و طبیعتا گوشت خوار هستنددسته خالهای گل مانند در همه جا در روی بدن و دم و دستها و یا پرکنده شده است. در عقب و وسط پشت بدن بعضی خالها دنبال هم قرار گرفته و به صورت نوار نمایان می‌شوند. جمجمه خیلی بزرگ و دراز و نسبتا باریک است. ناحیه پیشانی تقریبا مسطح است و در وسط آن فرو رفتگی طولی وجود دارد. پهنای جمجمه در بالای دندانهای نیش خیلی بیشتر از پهنا در عقب زایده‌های پس حدقه‌ای است. استخوانهای بینی دراز و نسبتا باریک است. انتهای عقبی استخوانهای بینی به لبه عقبی استخوان فکی می‌رسند یا بیشتر از آن امتداد می‌یابند. دندانهای نیش خیلی بزرگ و اولین پیش آسیای بالا همیشه وجود دارد.از صخره‌ها و درخت به خوبی بالا رفته و ممکن است لاشه شکار خود را در بالای درخت نگهداری کنند. فصل جفت‌گیری آنها در اواخر زمستان و اوایل بهار است. دوران آبستنی در حدود ۳ ماه طول می‌کشد. تعداد بچه ها ۲ ، ۳ و یا گاهی به ۵ عدد نیز می‌رسد. بچه‌ها در لانه که معمولا در شکاف صخره‌ها و داخل غارها است و اغلب از گیاهان و برگ خشک پوشانیده شده است،‌ نگهداری می‌شوند. بچه ها بعد از ۱۰ روز چشم باز می‌کنند و در سن بلوغ به غیر از دوران جفتگیری بطور انفرادی دیده می‌شوند.

زیستگاه پلنگ در گذشته از آفریقای جنوبی تا کره را دربر می‌گرفت و این جانور در سراسر آفریقا و جنوب آسیا پراکنده بود. اما تخریب زیستگاه و شکار، قلمرو این حیوان را به شدت کاهش داده و امروزه بیشترین تراکم پلنگ‌ها در آفریقای جنوب صحرا است. اتحادیه بین‌المللی حفاظت از محیط زیست این حیوان را با توجه به کاهش جمعیت و کاهش محدودهٔ زندگی آن در فهرست گونه‌های «در مرز تهدید به انقراض» قرار داده‌است. اما با همهٔ این احوال جمعیت پلنگ‌ها از دیگر گونه‌های خویشاوند خود یعنی شیر، ببر و جگوار بیشتر است و وضعیت حفاظتی بهتری دارد.

پلنگ در مقایسه با دیگر گربه‌سانان پاهایی کوتاه، بدنی کشیده و جمجمه‌ای بزرگ دارد.

موفقیت بالای این گونه در حیات وحش تا حدی به قابلیت‌های شکارگری فرصت‌طلبانه‌اش، انطباق‌پذیری‌اش با زیستگاه‌های مختلف، امکان دویدن با سرعت ۵۸ کیلومتر در ساعت، توانایی بی‌نظیرش در بالارفتن از درخت حتی در حالی که لاشهٔ بزرگی را با خود حمل می‌کند و همچنین توانایی شناخته‌شده‌اش در حرکت پنهانی مربوط می‌شود. پلنگ تقریباً از هر حیوانی که بتواند شکار کند تغذیه می‌کند و زیستگاه مطلوب او نیز از جنگل‌های بارانی تا نواحی بیابانی متغیر است.

ساختمان بدن او طوری است که می‌تواند تقریباً در هر نوع شرایطی از مهلکه جان سالم به در برد. هنگام راه رفتن آنچنان به نرمی و بی سر و صدا حرکت می‌کند که هیچ وقت صدای پایش شنیده نمی‌شود. از نظر قدرت بسیار قوی بوده و به راحتی از درخت بالا می‌رود و در آب شنا می‌کند. یک پلنگ آفریقایی بالغ حداکثر شصت کیلو وزن دارد (نوع نر) و نوع ماده آن هم در حدود ۵۰ کیلو است. ولی با وجود این به راحتی می‌تواند حیواناتی را که دو تا سه برابر خودش وزن دارند از پای درآورد. بابون‌ها، انواع میمون‌ها، گراز، مرغان زمینی و انواع علف‌خواران از طعمه‌های پلنگ محسوب می‌شوند.

هریک از دست‌های پلنگ پنج، و در هریک از پاهایش چهار ناخن قوی و تیز وجود دارد که در حالت عادی در بین پنجه‌های حیوان محفوظ می‌باشد (در رد دست آن آثار 4 انگشت دیده می شود، زیرا انگشت یا ناخن پنجم کمی بالاتر وجود دارد). به این ترتیب برخلاف پنجه سگ و یا حتی گرگ در حین راه رفتن به زمین مالیده نشده و کنده نمی‌شود. در اثر استفاده از همین ناخن‌های تیز است که پلنگ به راحتی می‌تواند از درخت بالا برود.

باید توجه داشت که موفقیت پلنگ در به دست آوردن شکار بیشتر به علت شجاعتی است که در حین حمله از خود نشان می‌دهد و قدرت جسمانی او در این مورد در درجه دوم اهمیت قرار می‌گیرد. از نظر هوش نیز پلنگ حیوان قابل توجهی است. برخلاف آنچه برخی‌ها تصور می‌کنند پلنگ نر و ماده برای تمام عمر در کنار هم باقی نمی‌مانند. حقیقت این است که این حیوان جز در فصل جفت‌گیری تنها زندگی می‌کند. در فصل جفت‌گیری این حیوان بسیار وحشی و ناآرام می‌شود وپلنگنر فقط به یک ماده اکتفا نمی‌کند.

دوره بارداری پلنگ ماده تقریباً سه ماه به طول می‌انجامد و حیوان پس از این مدت در غار یا بین درخت‌ها و یا زیر سایبان سنگ‌ها و صخره‌ها دو یا سه بچه که ابتدا چشم‌هایشان جایی را نمی‌بیند به دنیا می‌آورد. توله‌های پلنگ از چهار ماهگی از شیر گرفته می‌شوند.

پلنگ در مقایسه با دیگر گربه‌سانان پاهایی کوتاه، بدنی کشیده و جمجمه‌ای بزرگ دارد.

موفقیت بالای این گونه در حیات وحش تا حدی به قابلیت‌های شکارگری فرصت‌طلبانه‌اش، انطباق‌پذیری‌اش با زیستگاه‌های مختلف، امکان دویدن با سرعت ۵۸ کیلومتر در ساعت، توانایی بی‌نظیرش در بالارفتن از درخت حتی در حالی که لاشهٔ بزرگی را با خود حمل می‌کند و همچنین توانایی شناخته‌شده‌اش در حرکت پنهانی مربوط می‌شود. پلنگ تقریباً از هر حیوانی که بتواند شکار کند تغذیه می‌کند و زیستگاه مطلوب او نیز از جنگل‌های بارانی تا نواحی بیابانی متغیر است.

ساختمان بدن او طوری است که می‌تواند تقریباً در هر نوع شرایطی از مهلکه جان سالم به در برد. هنگام راه رفتن آنچنان به نرمی و بی سر و صدا حرکت می‌کند که هیچ وقت صدای پایش شنیده نمی‌شود. از نظر قدرت بسیار قوی بوده و به راحتی از درخت بالا می‌رود و در آب شنا می‌کند. یک پلنگ آفریقایی بالغ حداکثر شصت کیلو وزن دارد (نوع نر) و نوع ماده آن هم در حدود ۵۰ کیلو است. ولی با وجود این به راحتی می‌تواند حیواناتی را که دو تا سه برابر خودش وزن دارند از پای درآورد. بابون‌ها، انواع میمون‌ها، گراز، مرغان زمینی و انواع علف‌خواران از طعمه‌های پلنگ محسوب می‌شوند.

هریک از دست‌های پلنگ پنج، و در هریک از پاهایش چهار ناخن قوی و تیز وجود دارد که در حالت عادی در بین پنجه‌های حیوان محفوظ می‌باشد (در رد دست آن آثار 4 انگشت دیده می شود، زیرا انگشت یا ناخن پنجم کمی بالاتر وجود دارد). به این ترتیب برخلاف پنجه سگ و یا حتی گرگ در حین راه رفتن به زمین مالیده نشده و کنده نمی‌شود. در اثر استفاده از همین ناخن‌های تیز است که پلنگ به راحتی می‌تواند از درخت بالا برود.

باید توجه داشت که موفقیت پلنگ در به دست آوردن شکار بیشتر به علت شجاعتی است که در حین حمله از خود نشان می‌دهد و قدرت جسمانی او در این مورد در درجه دوم اهمیت قرار می‌گیرد. از نظر هوش نیز پلنگ حیوان قابل توجهی است. برخلاف آنچه برخی‌ها تصور می‌کنند پلنگ نر و ماده برای تمام عمر در کنار هم باقی نمی‌مانند. حقیقت این است که این حیوان جز در فصل جفت‌گیری تنها زندگی می‌کند. در فصل جفت‌گیری این حیوان بسیار وحشی و ناآرام می‌شود وپلنگنر فقط به یک ماده اکتفا نمی‌کند.

دوره بارداری پلنگ ماده تقریباً سه ماه به طول می‌انجامد و حیوان پس از این مدت در غار یا بین درخت‌ها و یا زیر سایبان سنگ‌ها و صخره‌ها دو یا سه بچه که ابتدا چشم‌هایشان جایی را نمی‌بیند به دنیا می‌آورد. توله‌های پلنگ از چهار ماهگی از شیر گرفته می‌شوند.

زیرگونه ها

هشت زیرگونهٔ زنده از پلنگ در سراسر دنیا وجود دارد:

  • پلنگ آفریقایی (P. pardus pardus)، آفریقای جنوب صحرا – پرشمارترین زیرگونه پلنگ
  • پلنگ هندی (P. pardus fusca)، شبه‌جزیره هند – دومین زیرگونه پرجمعیت پلنگ
  • پلنگ عربی (P. pardus nimr)، شبه‌جزیره عربستان
  • پلنگ هندوچینی (P. pardus delacouri)، جنوب شرق آسیا
  • پلنگ جاوه (P. pardus delacouri)، جاوه، اندونزی
  • پلنگ شمال چینی (P. pardus japonensis)، شمال چین
  • پلنگ ایرانی (P. pardus saxicolor)، آسیای میانه، قفقاز و ایران
  • پلنگ سری لانکایی (P. pardus kotiya)، سری لانکا
  • پلنگ آمور (P. pardus orientalis)، خاور دور روسیه، شبه‌جزیره کره و شمال شرقی چین – نادرترین زیرگونه پلنگ

گربه‌سان دیگری به نام پلنگ برفی با نام علمی Uncia uncia نیز وجود دارد که با وجود شباهت ظاهری با پلنگ یک گونه مستقل در یک سرده مستقل محسوب می‌شود.

گردآوری از : رمضان نیک نهاد

معرفی حیات وحش تالش  زه‌لݖ   

نام تالشی : زه‌لݖ

نام علمی : medical leech

نام فارسی: زالو

زالو نوعی کرم حلقوی است. زالو حیوانی است از گروه کرم‌های آبزی و از راسته آرواره‌داران بدن جانور قابلیت انقباض و انبساط فراوان دارد، طول بدن بین ۳ تا ۲۵ سانتیمتر و عرض بدن حدود ۱ سانتیمتر است. در جلوی بدن یک بادکش وجود دارد که مرکب از ۲ حلقه‌ است و دهان در این ناحیه واقع شده‌است و در انتهای بدن یک بادکش مدور مرکب از ۷ حلقه دارد که توسط این بادکش خود را به یک نقطه متصل می‌کند و نقطه اتکایی است برای حرکت کردن.

زالو ۳ فک دارد و هر فک ۱۰۰ تا دندان خواهد داشت یعنی یک زالو حدود ۳۰۰ دندان فوق‌العاده ریز دارد.

تاکنون ۶۳۰ نوع زالو شناخته شده که بعضی خونخوار، بعضی گوشتخوار و بعضی سمی‌ اند، زالوی پزشکی تنها یک نوع است و به نام علمی Hirudo medicinalis که از گونه‌های زالوی آرواره دار بی خرطوم می‌باشد.

معروفترین زالوها زالوی پزشکی یا medical leech نام دارد، طول بدن ۵ تا ۱۲ سانتیمتر می‌باشد. رنگ آن زیتونی است که خطهای طولی زرد رنگ دارد.

در زمان زالو درمانی (هیرودو تراپی) باید توجه داشت که حتماً از Hirudo medicinalis استفاده شود چون اگر از زالوهای متفرقه استفاده شود نه تنها اثر درمانی ندارد بلکه ممکن است باعث مرگ نیز شود (زالویی سمی با نام علمی Limnatis nilotica باعث مسمومیت خیلی‌ها شده‌است).

البته زالوهای سمی رنگهای تیره و سر بزرگ دارند و براحتی قابل تشخیص اند.

زالوی پزشکی دارای آنزیمهای فراوانی در داخل دهان خود می‌باشد که همین آنزیمها باعث بهبود انواع بیماریها می‌شود، باید توجه داشت که هدف از زالو درمانی ورود همین آنزیمها به بدن است و در وهله بعد خارج شدن خون.

زالو هنگام مکیدن خون ، مواد متنوعی ترشح می کند که خواص درمانی دارند. معروف ترین ماده مترشحه از زالو هیرودین است. آب دهان زالو ( بزاق ) حاوی بیش از یكصد نوع ماده حیاتی مفید است كه موجب درمان بیماریهای مختلفی می شود. زالو خون را بهتر از حجامت از عمق بدن بیرون می‌كشد. زالو انداختن برای بیماریهای پوستی مثل جوش‌ ، دمل‌های صورت ، لكه‌ها و نقطه‌های سیاه و سفید و نظایر آن مفید است.

جانورشناسان تاکنون 600 نوع زالو را شناسایی کرده‌اند که 50 نوع آن از خوردن خون پستانداران تغذیه می‌کنند. برخی از انواع زالو فوق‌العاده خطرناک و بیماریزا می‌باشند اما گونه‌های متعددی از زالوها وجود دارند که اثرات درمانی جالب توجهی دارند. ماده آنتی کوآگولان (ضد انعقادی) که در بزاق زالو موجود است بنام هیرودین موجب رقیق شدن خون، بازشدن عروق بسته و بالطبع افزایش خون‌رسانی و اکسیژناسیون موضع می‌گردد. پیش‌بینی می‌گردد حداقل یکصد نوع ماده ویژه با اثرات درمانی گوناگون توسط زالو ترشح می‌شود. اکنون در شمار کثیری از کلینیکهای معتبر اروپا و آمریکا از زالو جهت رقیق شدن خون متعاقب آنژیوپلاستی قلب، گرافتهای پوستی و پیوند اعضاء ( جهت تسریع خونرسانی موضع و پیشگیری از انعقاد خون در عروق)، واریس، ضایعات پوستی و زیبایی پوست و حتی تقویت سیستم ایمنی بدن، استفاده طبّی بعمل می‌آید.

حتی کشورهایی نظیر روسیه و انگلستان از ره‌آورد صادرات زالو درآمد هنگفتی برای اقتصادشان فراهم کرده‌اند. در طب سنتی ایرانیان کاربرد زالو بسیار وسیع بوده و در بیماری‌های خونی و عفونی، فشارخون، سکته قلبی، بیماری‌های چشمی، پوستی، واریس، بواسیر، آبسه‌های چرکی و . . . مورد استفاده قرار گرفته است.

در طب افواهی (عامیانه) مردم ایران نیز زالو همانند حجامت و فصد بعنوان یک رفتار درمانی و پیشگیری پذیرفته شده و شناخته شده حضور داشته است و مردم شهر و روستای ایران می‌دانستند که علاج بسیاری عفونتها و زخم‌ها و کسالت‌های بدن با زالو اندازی ممکن است.

حکیم جرجانی در کتاب سوم ذخیره خوارزمشاهی اشاره‌ای به نحوه استعمال زالو و جایگاه درمانی آن کرده منفعت زالواندازی را بیشتر در بیماری‌های پوستی می‌داند و معتقد است ابتدا باید تن را با فصد و مسهل پاکیزه کرد و سپس زالو انداخت

.

تاریخچه زالو درمانی:

زالو از ۲۵۰۰ سال قبل در هند، یونان، روم، ایران و سپس در اروپا استفاده پزشکی داشته است. در قرن نوزدهم از این جانور کوچک برای درمان هر دردی از جمله سردرد، تب، زخم‌های عفونی شده، دمل و آبسه، ورم‌ها، هموروئید و… استفاده می‌شده است.

زالو کرمی است لزج، چسبنده، خون آشام و به دلیل صفات فوق چندش آمیز و نفرت انگیز است. در ادبیات ما «زالوصفت» به آدم هایی می گویند که از دیگران بهره کشی می کنند و در واقع به آنها می چسبند و خون آنها را می مکند. اغلب ما از این جانور تجسم نامأنوس داریم. زالو در مزارع برنج به ساق پا یا دست های دختران و زنان شالیکار که بوته های ظریف برنج را نشا می کنند می چسبد و آب باتلاق را از خون آنها رنگین می کند. زالو از آب دلو یا جرعه ای آب چشمه که رهگذری تشنه برای آشامیدن بدان روی می آورد داخل گلو و بینی او می شود و ناراحتی خوف انگیزی پدید می آورد.

حداقل تاریخ طب گواه آن است که خدمتی که زالو به نوع بشر کرده است بیشتر از تمام زیان هایی است که برای وی برمیشمارند.

استفاده از زالویی به نام زالوی پزشکی (Hirudo medicinalis) برای بسیاری از بیماری ها از دیرباز نمودار سودمندی های شایان این جانور بدنام است. کارایی مناسب زالو در طب و دامپزشکی سبب اختصاص دادن حوضچه هایی برای پرورش زالو در ممالک مختلف شده است. در روسیه زالو از رقم های مهم صادراتی محسوب می شود. سابق بر این از اقلام صادرات و واردات کشورهای اروپایی به شمار می آمد و گفتنی است که در سال ۱۸۵۰ کشور فرانسه صد میلیون زالو از کشورهای دیگر خریداری کرد.

استفاده از زالوی طبی برای درمان برخی بیماریها در ایران قدمتی چندین ساله دارد که از جمله موارد مکتوب آن اشاره ابوعلی سینا به استفاده از آن در درمان بسیاری از بیماریها در کتب مختلف از جمله قانون می باشد. متاسفانه استفاده نا صحیح و عدم انجام بررسیهای تکمیلی در مورد خواص این موجود زنده باعث حذف استفاده از آن به مرور زمان گردید و باز با هزاران تاسف چون همیشه این مورد طبی، اسلامی و ایرانی نیز در چند دهه اخیر طی تحقیقات بالینی و آزمایشگاهی و استناد به مدارک قدیمی ایرانی ممالک اروپایی و آمریکایی مجددا جهت درمان بسیاری از بیماریها چه به صورت مستقیم و چه به صورت استفاده از آنزیمهای استخراج شده از زالوی طبی مورد استفاده قرار گرفت .

جانورشناسان تاکنون ۶0۰ نوع زالو را شناسایی کرده‌اند که 1۵ نوع آن در پزشکی مورد استفاده قرار میگیرند.

برخی از انواع زالو فوق‌العاده خطرناک و بیماریزا می‌باشند اما گونه‌های متعددی از زالوها وجود دارند که اثرات درمانی جالب توجهی دارند. ماده آنتی کوآگولان (ضد انعقادی) که در بزاق زالو موجود است بنام هیرودین موجب رقیق شدن خون، بازشدن عروق بسته و بالطبع افزایش خون‌رسانی و اکسیژناسیون موضع می‌گردد. اکنون در شمار کثیری از کلینیکهای معتبر اروپا و آمریکا از زالو جهت رقیق شدن خون متعاقب آنژیوپلاستی قلب، گرافتهای پوستی و پیوند اعضاء (جهت تسریع خونرسانی موضع و پیشگیری از انعقاد خون در عروق)، واریس، ضایعات پوستی و زیبایی پوست و حتی تقویت سیستم ایمنی بدن، استفاده طبّی بعمل می‌آید.

حتی کشورهایی نظیر روسیه و انگلستان از ره‌آورد صادرات زالو درآمد هنگفتی برای اقتصادشان فراهم کرده‌اند. در طب سنتی ایرانیان کاربرد زالو بسیار وسیع بوده و در بیماری‌های خونی و عفونی، فشارخون، سکته قلبی، بیماری‌های چشمی، پوستی، واریس، بواسیر، آبسه‌های چرکی و … مورد استفاده قرار گرفته است.

در طب افواهی (عامیانه) مردم ایران نیز، زالو همانند حجامت و فصد بعنوان یک رفتار درمانی و پیشگیری پذیرفته شده و شناخته شده حضور داشته است و مردم شهر و روستای ایران می‌دانستند که علاج بسیاری عفونتها و زخم‌ها و کسالت‌های بدن با زالو اندازی ممکن است.

سابقه زالودرمانی به ۱۵۰۰ سال قبل از میلاد در مصر باستان بر می‌گردد. در قرن ۱۹ در آمریکا از زالو برای درمان هموروئید، بیماری‌های لثه و دهان و بیماری‌های متنوع دیگری استفاده می‌شد.

زالو جزو نرمتنان تک‌جنسی می‌باشد. زالوی طبی Hirudo Medicinalis نام دارد و مشخصه آن نوارهای سبز زیتونی تا سبز لجنی در پشت آن است. زالوهای سیاه‌رنگ یا سرمه‌ای رنگ و یا زالوی بسیار درشت (بزرگ‌تر از ۱۲ سانتیمتر) اغلب نامناسب و خطرناک می‌باشند.

نظر حکمای اسلامی پیرامون زالو درمانی :

حکیم جرجانی در کتاب سوم ذخیره خوارزمشاهی اشاره‌ای به نحوه استعمال زالو و جایگاه درمانی آن کرده منفعت زالواندازی را بیشتر در بیماری‌های پوستی می‌داند و معتقد است ابتدا باید تن را با فصد و مسهل پاکیزه کرد و سپس زالو انداخت.

شیخ‌الرئیس ابن‌سینا باب مبسوطی پیرامون زالو دارد و چنین می‌فرماید :

از زالوهایی که کرک ‌ریز و نرم دارند یا لاجوردی رنگ هستند پرهیز کنید زیرا دچار غشی، خونریزی، تب، سستی و قرحه‌های بدخیم خواهید شد. از زالویی استفاده شود که در آب‌های خزه‌دار که محل زیست قورباغه‌هاست نمو کرده و نه زالویی که در آبهای گل‌آلود سیاه بوده است.

در طب عامیانه نیز زالو در کوچه و بازار به فروش می‌رسیده و تا حدود سی‌سال قبل، همه می‌دانستند که برای علاج زخم چرکین و دمل بهترین درمان زالو اندازی است. یا برای پیشگیری از فساد دهان و لثه و داشتن دندانهای محکم باید بناگوش را زالو گذاشت.

مخبرالسلطنه در کتاب خاطرات و خطرات حکایتی جالب نقل می‌کند: جهانگیرخان وزیر صنایع دچار قانقریا(gangrene) شد و دکتر تولوزان فرانسوی (پزشک مخصوص دربار) دستور به قطع پای ایشان داد. آشنایان جهانگیرخان با قطع پا مخالفت ورزیده و میرزاحسن‌خان جراح‌باشی محله را به عیادت جهانگیرخان آوردند. او پس از معاینه گفت به من یازده روز فرصت دهید تا این پا را معالجه کنم. میرزاحسن در سه نوبت زالوی زیادی به پای بیمار انداخت و پس از یازده روز از تولوزان فرانسوی دعوت کردند که پا را ملاحظه کند. تولوزان وقتی پا را دید، بهبود آن را تأیید کرد و از اینکه قبلاً به میرزاحسن ناسزا گفته بود معذرت خواهی کرد و دویست تومان به میرزاحسن داد.

زالو اندازی جزو سنت‌های درمانی پذیرفته شده و به همان معروفیت و مقبولیت حجامت و فصد (رگ‌زنی) بین توده‌های مردم رواج داشت. آری این حیوان یک گرمی به ظاهر مشمئز کننده، طی سالیان دراز بیماری‌های صعب‌العلاجی را براحتی درمان می‌کرد و بیماران را از صرف هزینه‌های گزاف، بریده شدن اندام‌ها، بد شکل شدن پوست، فلج شدن ناشی از سکته مغزی و . . نجات می‌داده است.

بررسی های دقیق ابن سینا در مورد ساختمان بدن زالو و زالو درمانی، و ترجمۀ آثار او به لاتین، سبب آشنایی اطبای غرب با زالو درمانی نوین شد و موسساتی به وجود آمد که جهت جمع آوری زالو تعدادی زالو گیر حرفه ای داشتند که پس از شکار زالو، آنها را در اختیار موسسۀ مربوطه قرار می دادند تا پس از بسته بندی به مشتریان تحویل دهند.

باید توجه داشته باشیم که خون گیری از بیماران یکی از اصول پایه در طب قدیم مشرق زمین بود و گرفتن خون از بیماران به سه روش انجام می گرفت، فصد، حجامت و زالو انداختن. از روشهای مذکور، فصد و زالو درمانی مورد توجه اطبای غرب قرار گرفت، ولی حجامت مقبولیت عام نیافت، و علت آن این بود که برای حجامت لازم بود تا از یک وسیلۀ شاخ مانند به نام «شاخ حجامت» (جهت بادکش کردن پوست) استفاده شود که شبیه بوق ساحران در قرون وسطی اروپا بود و اطبای غرب از بیم اتهام به جادوگری از انجام حجامت و به کارگیری وسیلۀ مذکور خودداری کردند.

رازی و ابن سینا هر دو روی سه روش خونگیری کار کردند و پس از ترجمۀ آثار ابن سینا، زالو شناسی و زالو درمانی در غرب رواج یافت و کتب مرجع در این مباحث تدوین شد و انواع زالوهای اروپایی از نظر علمی مورد طبقه بندی قرار گرفتند.

ولی مرجع اصلی زالو شناسی غرب، مطالعات علمی ابن سینا بود و او بود که انواع زالوهای سمی و غیر سمی را تفکیک کرد. ابن سینا در مورد آناتومی زالو، تحقیقات دقیقی نمود و بیان نمود که زالو دارای سه فک است که به کمک آنها پوست را می شکافد، این نظریه (دارا بودن سه فک در زالو) برای اولین بار توسط ابن سینا بیان شد.

ابن سینای بزرگ در مورد مکانهای به دست آوردن زالو دارای نظریۀ خاص خود بود و معتقد بود که زالوئی که در آب جاری زندگی می کند بدون سم می باشد، همچنین زالوهائی که در برکه های دارای گیاه زندگی می کنند بدون سم هستند و در عوض زالوهایی که بر بدن خود، دارای موهای شبیه پشم می باشند و آنهایی که به رنگ رنگین کمان هستند سمی می باشند.

ابن سینا معتقد بود که زالو انداختن از فصد ، مفیدتر است، زیرا فصد، خون سطحی بدن را خارج می کند(خون سیاهرگی). ولی زالو خون را از عمق بدن خارج می نماید.ابن سینا جهت درمان بواسیر(هموروئید)، زالو انداختن را توصیه می کند. یک نکتۀ جالب در نظریات ابن سینا در مورد زالو درمانی، این است که او معتقد بود که در موقع زالو انداختن باید وسایل جلوگیری از خون ریزی بر بالین بیمار آمده باشد، زیرا بعضی از افراد به دلیل آنکه ماده انعقادی کمتری دارند، دچار خونریزی شدیدتر می شوند، و این امر می رساند که ابن سینای بزرگ در مورد خون شناسی دارای مطالعاتی بوده است. او به تجربه دریافته بود که افراد از لحاظ سرعت انعقاد خون متفاوت می باشند و ماده ای در خون وجود دارد که به انعقاد خون کمک می نماید.

بنابراین دانش خون شناسی ابن سینا چند قرن جلوتر از زمان خودش قرار داشت. ابن سینا در مورد فصد و حجامت نیز دارای نظریاتی بوده است که در کتاب«قانون» خود به تفصیل به این مباحث پرداخته است. او معتقد بود که حجامت بعد از غذا خوردن صحیح نیست و روز اول و آخر هر ماه نیز از لحاظ زمانی، مناسب این کار نمی باشد. ابن سینا چهاردهم هر ماه را مناسب حجامت می دانست و با این نظریه نشان داد که از تاثیر قوۀ جاذبۀ اجرام سماوی و کرۀ ماه بر زمین آگاهی دارد. چون نیروی جاذبه کرۀ ماه در شب چهاردهم ماه،(به دلیل بدر کامل) قوی تر از سایر مواقع می باشد و باعث بالا آمدن آب دریاها (مد) می گردد و بر مایعات بدن آدمی و خون نیز همین تاثیر دارد.

در نتیجه، مشاهدات و مطالعات و تحقیقات، ابن سینا، دانشمند عالیقدر ایرانی، مرجعی جهت استفادۀ دانشمندان ایرانی و غربی در مورد زالو شناسی و زالو درمانی می باشد.

زالو از نظر رازی و ابن سینا

پزشکان نام آور اسلامی چون ابن سینا و رازی اشاره های فراوانی داشته اند که با علم به زیان این جانور موارد استفاده بجا و مناسب آن را در بیماری می دانستند. در یکی از شرح حال های کتاب الحاوی آمده است که جوانی در اثر قی خون آلود به حالت احتضار افتاده بود پزشکان از وی قطع امید کرده بودند. وقتی رازی را بر بالین بیمار آوردند پس از گرفتن تاریخچه دقیق از بیمار بر وی معلوم شد که اخیراً این جوان سفری داشته و در طول راه از آب چشمه نوشیده است. دستور داد سطلی از مواد محرک و قی آور را به جوان خوراندند پس از آن او را به تخلیه نیرومند معده واداشت. در میان مواد مستفرغه زالویی که از فرط مکیدن خون جثه ای عظیم پیدا کرده بود مشاهده شد و جوان محتضر از مرگ حتمی نجات یافت.

ابن سینا در کتاب قانون به مسافران سفارش می کند که به هنگام آشامیدن آب از چاه ها و چشمه ها به ویژه در تاریکی شب دقت فراوانی کنند چون که ممکن است آلوده به زالو باشد. ابن سینا با شناخت نبو غ آمیز خود بر تمام علوم و فنون و قدمت انواع و اقسام زالوها را به رنگ و شکل و اندازه تشخیص می داده و زالو های مفید را از مضر جدا می کرده است. او زالوهایی را که به رنگ ماش و متمایل به سبز با خطوط زرنیخی در طول پشت یا زالوی سرخ مایل به زرد با حاشیه منور یا زالوهای جگری رنگ و زالوهایی که دارای سر کوچک بوده باشند یا آنهایی که شبیه دم موش یا ملخ ریز باشند از زالوهای مطلوب و مفید معرفی می کند و معتقد است که زالوهای شکم قرمز بهتر از زالوهای پشت سبز هستند به ویژه آنکه از آب جاری گرفته شده باشند و به زعم ابن سینا زالو خون را بهتر از حجامت از عمق بدن بیرون می کشد.

استفاده از زالو در پزشکی

زالو پزشکی,استفاده از زالو در پزشکی,زالو درمانی,زالو درمانی واریکوسل,زالو درمانی در ایران,زالو درمانی در تهران,زالو درمانی برای واریس پا,زالو درمانی برای جوش صورت,زالو درمانی در مشهد,زالو درمانی+جوش صورت,زالو درمانی برای واریکوسل,زالو درمانی در قم,طب سنتی و گیاهان دارویی-داروی گیاهی

برخی تحقیقات، تاریخچه استفاده از زالو برای درمان های پزشکی را به قرن ها پیش و حدود قرون وسطی مربوط می دانند.

اگرچه ممکن است امروزه با پیشرفت علمی در درمان های پزشکی، استفاده از زالو تا اندازه ای سنتی و قدیمی به نظر برسد، اما شاید ارزش آن را داشته باشد تا اعمال مفیدی را که این حیوان کوچک می تواند برای درمان برخی از بیماری ها انجام دهد، بدانید.

در قرون وسطی، هنگامی زالودرمانی به عنوان یک روش موفقیت آمیز برای درمان برخی مشکلات پزشکی به کمک انسان آمد که استفاده از برخی داروها بسیار خطرناک و کشنده بود.

اولین استفاده پزشکی از زالو برای درمان زخم ها و برای جلوگیری از عفونت زخم بود.

در سال های دهه 1800 میلادی، استفاده از زالو به علت استفاده مردم از برخی داروها کاهش چشمگیری پیدا کرد.

امروزه نیز خبرهای ضدونقیضی در رابطه با فواید و یا مضرات احتمالی زالودرمانی می شنویم.

اما باید گفت که به طور کلی زالو برای مسائل پزشکی زیر بسیار مفید می باشد.

زالوهایی که در پزشکی و توسط پزشک متخصص استفاده می شوند، پس از یک بار استفاده دور انداخته می شوند و دیگر قابلیت استفاده دیگری ندارند

استفاده از زالو در جراحی های ترمیمی

زالو موقع مکیدن خون، بزاق خود را وارد خون فرد می کند. بزاق زالو حاوی مواد ضدانعقاد خون طبیعی می باشد. لذا زالو می تواند بدون لخته شدن خون در آن منطقه، به کار خود ادامه دهد.

ماده طبیعی ضد انعقاد موجود در بزاق زالو، در درمان های پزشکی مانند جراحی ترمیمی استفاده می شود.

یکی از شایع ترین خطرات جراحی ترمیمی، بروز مشکل در ترمیم رگ های خون پاره شده می باشد؛ مثلا رگ های گوش و یا برخی بافت ها، آنقدر ظریف هستند که ترمیم آنها غیرممکن و یا دشوار خواهد بود.

استفاده از زالو در این حالت می تواند به تخلیه خون از بافت ها کمک کند و از خشک شدن خون در بافت ها و از بین رفتن بافت مربوطه جلوگیری کند.

این عملکرد زالو با موفقیت های زیادی همراه بوده است و به زخم این اجازه را می دهد تا التیام پیدا کند و رگ های خونی بتوانند خود را بازسازی کنند.

در طی جراحی پلاستیک هم از زالو استفاده می شود. اگر پزشک در طول جراحی مشاهده کند که بافت در حال از بین رفتن می باشد، می تواند از زالو حهت تحریک گردش خون در آن منطقه استفاده کند.

همچنین در برخی موارد، پس از عمل جراحی ترمیمی پستان (ماستکتومی) از زالو استفاده می شود و زالو می تواند خونوریدی که در شکم تجمع پیدا می کند را بمکد و هضم کند.

استفاده از زالو در درمان آرتروز

گاهی از زالو به عنوان درمان آرتروز یاد می شود. اما باید توجه داشت که نمی توان روش های درمانی دیگر را برای ارتروز کنار گذاشت و تنها به زالو درمانی اتکا کرد. زالو یک نوع درمان کمکی برای بیماری آرترزو به شمار می رود.

آرتروز زمانی رخ می دهد که مفاصل سخت و سفت می شوند و جریان خون هم به آن منطقه کم می گردد.

زالو شروع به مکیدن خون ناحیه مفصل دچار آرتروز می کند و خون راحت تر وارد منطقه آسیب دیده می شود و سبب کاهش فشار وارد آمده بر آن ناحیه می شود.

همچنین این ناحیه می تواند از مایع طبیعی ضد انعقاد خون که در بزاق زالو وجود دارد، سود ببرد.

هنگامی که این ماده وارد این ناحیه می شود، سبب کاهش ورم می شود و جریان خون در این ناحیه را به حالت طبیعی خود برمی گرداند. در نتیجه دامنه حرکات در این ناحیه افزایش پیدا می کند. بنابراین پس از چند بار استفاده از زالو در این ناحیه، فرد مبتلا به آرتروز احساس راحتی بیشتری در این ناحیه می کند.

توصیه می شود که برای زالودرمانی حتما به مراکز معتبر و شناخته شده و متخصصان این کار مراجعه کنید

البته باید گفت، افراد مبتلا به آرتروز حتما قبل از استفاده از این روش، باید با پزشک خود مشورت کنند و راه های درمانی دیگر را در کنار زالو درمانی ادامه دهند تا نتیجه مطلوب برای آنها ایجاد شود.

مقرون به صرفه بودن و سهولت استفاده از زالو درمانی

استفاده از زالودرمانی در مقایسه با روش هایی مانند جراحی و مصرف داروهای مختلف، از لحاظ اقتصادی بسیار مقرون به صرفه می باشد، حتی اگر فایده ای برای بیمار نداشته باشد، ضرری هم به سلامتی فرد وارد نمی کند. اما استفاده ازداروهای شیمیایی می تواند عوارضی به همراه داشته باشد و یا در فرد ایجاد حساسیت نماید.

5 نکته

1- تمام نکات ایمنی و بهداشتی در خصوص زالوهایی که در پزشکی استفاده می شوند، رعایت می گردد و از زالوهایی که در محیط آزمایشگاه تولید شده اند، استفاده می شود.

2- اهمیت استفاده از زالو های سالم بسیار زیاد است، زیرا زالو از خون موجودات زنده تغذیه می کند و اگر نیش او آلوده بهخون دیگر حیوانات و یا انسان های آلوده باشد، نه تنها فایده ای نخواهد داشت، بلکه آسیب هایی را به فرد وارد می کند.

3- زالوهایی که در پزشکی و توسط پزشک متخصص استفاده می شوند، پس از یک بار استفاده دور انداخته می شوند و دیگر قابلیت استفاده دیگری ندارند.

4- محققان در پی آن هستند که از زالو در درمان برخی بیماری هایی که با فراورده های خونی در ارتباط هستند، استفاده کنند.

5- توصیه می شود که برای زالودرمانی حتما به مراکز معتبر و شناخته شده و متخصصان این کار مراجعه کنید.

بخش سلامت تبیان

گردآوری از : رمضان نیک نهاد

معرفی حیات وحش تالش – مێش

نام تالشی : مێش

نام فارسی : مگس

نام علمی: Diptera

در دیار تالش ، مگس بستگی به نوع آن با نامهای مختلفی چون : مێش ، خه‌ره‌نگه‌ز ، سیاه مێش، داره مێش ، جه مێش شناخته می شود.

خه‌ره‌نگه‌ز مگس بزرگی است که در علفزار گاوهارا آزار می دهد سیاه مش مگس مردار خوارونجاست خوار است جه‌نجه ‌مێش بیشتر در تابستان و گرماهمراه گوسفندان در مناطق خشک ییلاقی است اگر بر بینی انسان بنشیند داخل بینی تخم ریزی می کند وجنج یا لارو آن بیرون می آید که بسیار خطرناک است .

Diptera1.jpg

مگس‌ها از بزرگترین گروه‌های حشرات است که در حال حاضر بیش از ۷۵۰۰۰۰ نوع از آن‌ها وجود دارد.مگس‌ها دارای دو جفت بال جلویی مشخص هستند. دو جفت بال عقبی آنها تبدیل به بالچه چاقوشکل به نام توازنگر (هالتر یا بالانسیـِر) شده‌است.

این حشره پس از آنکه از تخم بیرون آمد نخست به صورت لارو است و سپس در عرض ۲ هفته پر در آورده و به شکل یک مگس در می‌آید. چشم مگس مرکب از هزاران چشم کوچک دیگر است و این چشم‌ها وی را قادر می‌سازد در آن واحد به هر طرف نگاه کند. تعداد چشم‌های ریز او در حدود ۴۰۰۰ چشم است و کلیه آن‌ها به شکل مربع می‌باشد.

گاومگس یا خه‌ره‌نگه‌ز

زبان مگس مانند زبان پروانه لوله‌ای است و بدنش استخوان و ریه ندارد. عمل تنفس به وسیله مساماتی که در قسمت‌های مختلف بدن او وجود دارد انجام می‌گیرد.پاهای مگس مخصوص خود این حشره است. زیرا این پاها دارای سوپاپ‌هایی است که به وسیله آن مگس قادر است روی شیشه یا سقف اتاق به آسانی راه برود و پایین نیفتد. بدن مگس پوشیده از موهای نازکی است که گاهی آن‌ها را به وسیله پاهای خود تمیز می‌کند.

مگس‌های بالغ، به‌طور معمول حدود 2 هفته‌ونیم عمر دارند اما در دماهای پایین‌تر، حتی تا 3 ماه نیز می‌توانند زنده بمانند؛ همچنین، نوزاد مگس‌ها تنها 24 ساعت پس از تخم‌گذاری، از تخم بیرون آمده و متولد می‌شود

مگس‌ها به دلیل داشتن رژیم غذایی متفاوت، در مکانهای مختلفی دیده می‌شوند و منبع غذایی مهمی برای بسیاری از حیوانات نظیر قورباغه‌ها، وزغ­ها، مارمولک‌ها و پرندگان محسوب می ­شوند. مگس‌ها بطور گسترده در میان انسان‌ها زندگی می‌کنند و می‌توانند عامل پراکندگی بیماری‌ها بشوند.

مگس‌ها از عوامل گرده ­افشانی گیاهان در طبیعت بوده و یکی از مهمترین زنجیره‌های چرخهٔ غذایی می‌باشند؛ برخی از این حشرات پوسیده خوار هستند و باعث تسریع تجزیه­ لاشهٔجانوران، مدفوع حیوانات و اجزای گیاهی گوناگون شده و در پاکسازی محیط زیست انسان را یاری می‌کنند. برخی گوشتخوار بوده و به عنوان دشمن دیگر حشرات در اکوسیستم نقش ایفا می‌کنند. در حدود ۵۰۰۰ گونه از مگس­ها از دیگر حشرات به عنوان طعمه استفاده می ­کنند به نحوی که گاهی از آنها به عنوان عامل کنترل بیولوژیکی یاد می‌گردد. برخی نیز گیاهخوار بوده و به عنوان آفت گیاهان شناخته می‌شوند.

گردآوری از رمضان نیک نهاد با بهره گیری از ویکی پدیا

حیات وحش تالش – بوله‌نگ

نام تالشی : بوله‌نگ

نام فارسی :زنبور

نام علمی apidae

زنبور جانوری متعلق به دسته حشرات و از راسته پرده‌ بالان است. در جهان حدود ۲۰٬۰۰۰ گونه زنبور وجود دارد. زنبورها گردهٔ گلها را جمع‌آوری می‌کنند. این حشره را در همه جای دنیا بجز قطب جنوب می‌توان یافت .به نظر می‌آید که عمل گردافشانی بسیار پیش‌تر از اینکه توسط زنبورهاانجام شود، توسط حشرات راستهٔ قاب‌بالان مانند سوسک گرده‌افشان انجام می‌شده‌است. زنبورها به عنوان عامل گرده‌افشانی، از لحاظ رفتار و خصوصیات ظاهری با یکدیگر تفاوت دارند. زنبورها برای گرده‌افشانی نسبت به حشراتی دیگر مانند پروانه‌ها، سوسک‌ها و … به طور کلی مناسب تر هستند.

یک زنبور اروپایی یا آلمانی که به‌طور عمده در نیم‌کره شمالی زمین زندگی می‌کند.

همانند دیگر حشرات بدن زنبور را میتوان به سه قسمت تقسیم‌بندی کرد: سر، سینه (قسمت میانی) و شکم (که در پشت قرار دارد.) همچنین مانند سایر حشرات زنبورها دارای ۳ جفت پا و ۲ جفت بال هستند. اکثر زنبورها بدنشان پر از کرک است و رنگ بدنشان زرد و سیاه یا نارنجی و سیاه است. بسیاری از زنبورها دارای نیش هستند که در انتهای بدنشان وجود دارد. اگر این حشرات بترسند و یا گیج یا عصبانی شوند، از نیششان استفاده میکنند. پس از اینکه یک زنبور کارگر نیش می‌زند پس از مدت کوتاهی می‌میرد، ولی زنبورهای دیگر و همچنین زنبورهای وحشی میتوانند بارها نیش بزنند. بعضی از مردم به نیش زنبور بسیار حساسند و حتی گاهی نیش زنبور باعث مرگ آنها نیز میشود.

برخی از زنبورها زندگی اجتماعی دارند. این به آن معنی است که آنها در گروه‌های سازمان یافته زندگی میکنند. زنبور عسل گونه‌ای از زنبورها است که زندگی اجتماعی دارد. زنبورهای عسل در محلی بنام کندو زندگی میکنند.

سه نوع زنبور در کلونی زنبورها وجود دارد. زنبور ملکه بخاطر اینکه تخم‌گذاری می‌کند اصلی‌ترین و مهمترین زنبور کندو میباشد. تنها زنبور ملکه هست که با نیشش میتواند زنبورهای ملکهٔ دیگر را نیش بزند. زنبور ملکه معمولاً مادر زنبورهای کارگر است. وقتی که زنبور ملکه جوان است، از شیرهٔ مخصوصی تغذیه میکند. زنبورهای کارگر هم مانند زنبور ملکه ماده هستند و وظیفهٔ آنها جمع‌آوری گرده از گلها و محافظت از کندو میباشد. نوع سوم نیز زنبورهای نر هستند که تنها کارشان بارور کردن(تلقیح) زنبور ملکه است.

زنبورهای عسلی

به طور کلی زنبورها از مهم ترین و پر جمعیت ترین گونه ی حشرات هستند. که در نقاط مختلف جهان و در اندازه های متفاوت یافت می شوند.

نوزاد زنبورها ( لارو ) کرمی شکل و ریز جثه است.

گروه هایی از زنبورها حشرات بسیار مفیدی برای انسان ها تلقی می شوند. چرا که به گرده افشانی گیاهان مختلف کمک کرده به این ترتیب که با نشستن روی یک گل باعث چسبیده شدن گرده آن گل به موهای روی بدن و پاهایشان می شوند و آن را به گل دیگر انتقال می دهند.

یکی از مفید ترین زنبورها زنبور عسل است که هم از نظر انتقال گرده افشانی گیاهان و هم تولید عسل و موم دارای اهمیت فراوان است .

ضمناً بعضی از زنبورها با از بین بردن تخم ها و نوزادان حشرات مضر نقش بسیار مۆثری در زندگی بشر در رابطه با آفت های کشاورزی دارند.

البته هستند زنبورهایی که به علت تغذیه از گیاهان، گاه خساراتی نیز وارد می کنند. زنبور ها از جمله حشراتی هستند که اغلب به صورت جمعی (کلنی) زندگی می کنند.

سه نوع زنبور در کلونی زنبورها وجود دارد.

زنبور ملکه به خاطر بارور بودنش مهم ترین زنبور کندو است. وقتی که زنبور ملکه جوان است، از شیره ی مخصوصی تغذیه می کند که ژله رویال یا شاهانه نام دارد و او را به ملکه تبدیل می کند.

نوع دیگر، زنبورهای کارگر هم مانند زنبور ملکه ماده هستند اما تخم دان آن ها رشد نکرده است و وظیفه ی آن ها جمع‌آوری گرده از گل ها و محافظت از کندو می باشد.

نوع سوم نیز زنبورهای نر هستند که تنها کارشان بارور کردن زنبور ملکه است. این زنبور ها در واقع از تخم هایی به وجود می آیند که ملکه قبل از بارور شدن گذاشته است.

به طور عمده زنبورها را به دو گروه تقسیم می کنیم .

– گروه اول بیش تر گیاه خوارند و شکم به طور عریضی به قفسه سینه متصل شده است .

– گروه دوم شکم و قفسه سینه به وسیله ی ساقه ی باریکی به هم متصل شده اند.

این ساقه در واقع بخشی از شکم زنبور است.

در زیر به معرفی برخی از انواع زنبور می پردازیم.

زنبور معمولی (بولَنگ)

ساختمان خانه زنبور های معمولی از جنس کاغذ است و به صورت سلولی است آن ها با جویدن تکه های چوب این ساخت و ساز را انجام می دهند و در آن سلول ها تخم گذاری می کنند.

وقتی نوزاد ها آن قدر بزرگ شدند که بتوانند کار کنند، سلول های بیش تری می سازند تا ملکه بتواند در آن ها تخم گذاری کند

زنبور ها

زنبور های شکارچی(هَفتَنگَز )

زنبور های شکارچی سرخ و زرد عسل تولید نمی کند و دشمنان زنبور عسل به شمار می رود. این زنبور ها حشرات مختلف از قبیل مگس ها سوسک ها عنکبوت ها و لارو پروانه و حتی بعضی زنبورهای دیگر را شکار می کنند و آن را برای تغذیه نوزادان خود به لانه می برند.

نیش خطرناکی دارند و از گوشت زنبور عسل آن تغذیه می كند این زنبور اغلب خانه اش را روی شاخه ها یا حفره های تنه درختان می سازد.

زنبورهای انگل

معمولاً بسیار ریز هستند و داخل تخم یا بدن حشرات دیگر تخم گذاری می کنند.

این میزبان می تواند پروانه سوسک و یا حشرات باشد نوزاد پس از خارج شدن از تخم از محتویات بدن میزبان تغذیه می کند و باعث از بین رفتن آن می شود.

از این زنبورها می توان در باغ ها و مزارع برای کم کردن جمعیت آفت ها سود برد.

زنبور ها

زنبور عسل (ئه‌سه‌له مݖش )

زنبور های عسل مانند مورچگان جزو جانوران اجتماعی به حساب می آیند و مانند آن ها در ساختمان لانه و جمع آوری غذا و نگه داری لاروها با یکدیگر همکاری می کنند.

زنبور های عسل برای ما انسان ها فواید بی شماری دارند، که از مهم ترین آن ها تولید عسل را می توان نام برد که ماده ای بسیار مغذی و مفید است.

گردآوری از: رمضان نیک نهاد

معرفی حیات وحش تالش – گَنجی بانو

نام تالشی : گه‌نجی بانو

نام علمی : Mustela nivalis

نام فارسی: راسو (قاقم)

مشخصات: كوچك‌ترين گونه از راسته گوشت‌خواران در دنيا است. گاهي با موش‌ها اشتباه مي‌شود. اين حيوان بدني دراز و باريك و گوش‌هاي كوچك و گرد و دمي كوتاه دارد. موهاي پشت به رنگ قهوه‌اي و پايين بدن، سفيد است. خط حدفاصل رنگ پشت و پايين بدن كاملاً مشخص است. در فصل زمستان و به خصوص در مناطق كوهستاني، مانند البرز و مناطق سردسير آذربايجان موهاي پشت كم رنگ‌تر و گاهي كاملاً سفيد مي‌شوند. ولي تعدادي موي سياه در انتهاي دم مشاهده مي‌شود.
اندازه‌ها: طول سرو تنه 114 تا 260 ميلي‌متر، دم 17 تا 78 ميلي‌متر، پا 25 تا 30 ميلي‌متر، وزن 25 تا 250 گرم. وزن نرها حدود يك چهارم بيشتر از ماده‌ها است.
زيستگاه: مناطق جنگلي، مناطق كوهستاني، اراضي كشاورزي، ساختمان‌هاي روستايي. برخي از روستانشينان بر اين باورند كه اين حيوان در مناطقي كه گنج وجود دارد زندگي مي‌كنند، به همين دليل او را گَنجی بانو مي‌نامند.

نگهداری یک حیوان بی پناه به نام قاقم

عادات: هم روز و هم شب فعال است. به صورت انفرادي زندگي مي‌كند و از قلمرو خود دفاع مي‌نمايد. در سوراخ حيواناتي نظير موش ساكن مي‌شود يا در زيرزمين، شكاف سنگ‌ها، و سوراخ درختان لانه مي‌سازد. حيواني بسيار كنجكاو، جسور و سريع است. به خوبي شنا مي‌كند، از درخت بالا مي‌رود، ارتفاع و طول يك متر را مي‌پرد. حس بينايي‌اش قوي است. معمولاً طمعه را از طريق ديدن، بوييدن، يا شنيدن صدا تشخيص مي‌دهد. در موقع احساس خطر بوي تندي از غده‌هاي انتهاي دم مي‌پراكند. راسو خيلي زود با انسان مأنوس مي‌شود. در منطقه چالدران ماكو هنگام وارسي تله‌ها و اندازه‌گيري جوندگان كوچك يك راسو با احتياط نزديك مي‌شد و موش‌ها را از دست من مي‌ربود و پس از بردن آن به لانه‌اش بار ديگر مراجعت مي‌كرد.
غذا: راسوها غالباً در ميان پوشش گياهي انبوه يا كپه‌هاي سنگ اقدام به شكار حيواناتي نظير موش، ول، هامستر، خرگوش، پرندگان و تخم آنها، خزندگان از قبيل مار و حشرات مي‌كنند. با جثه كوچكي كه دارد، مي‌ تواند وارد لانه حيوانات زيرزميني مانند موش شده آنها را تعقيب و شكار كند. معمولاً با گاز گرفتن پشت سر، به سرعت طعمه خود را مي‌كشند. گاهي نيز به مرغ و خروس حمله مي‌كنند. بعد از شكار معمولاً طعمه را به محل مناسبي مي‌برند و دوباره براي شكار به محل قبلي بر مي‌گردد. گاهي نيز براي گرفتن پرندگان يا خوردن تخم آنها به بالاي درخت مي‌رود. در پناهگاه حيات وحش دشت ناز ساري يك راسو در حالي كه موشي را كه كمي از خودش كوچك‌تر بود شكار كرده و به لانه‌اش حمل مي‌كرد مشاهده شد.
توليد مثل: جفت‌گيري در تمام ماه‌هاي گرم سال انجام مي‌گيرد. مدت نزديكي كوتاه است و چندين بار تكرار مي‌شود. در حين جفت‌گيري، نر پشت گردن ماده را با دندان مي‌گيرد و او را با دست‌ها نگه مي‌دارد. مدت آبستني حدود 35 روز است و سه تا 10 بچه مي‌زايد. تعداد دفعات زايمان دو بار در سال است (تأخير رشد سلول تخم در اين حيوان وجود ندارد). بچه‌ها در سه هفتگي چشم باز مي‌كنند. تا سه ماهگي وابسته به مادر هستند و در يك سالگي بالغ مي‌شوند. در حالت وحشي عمر كمي دارند ولي در اسارت تا 10 سال زندگي مي‌كنند.

گردآوری از : رمضان نیک نهاد

معرفی حیات وحش تالش – کوکو تی تی

نام تالشی : کوکو تی تی kuku titi

نام علمی : Columba Palumbus

نام فارسی: فاخته

photo_2015-11-29_10-02-49

به باور مردمان  گيل و تالش ، فاخته (کوکو)، مظهر درد و تنهايي است و ترانه ها و افسانه هایی در اين مورد بر سر زبان هاست و آواي حزينش در غروب و شامگاهان در بهاران و تابستان از دل جنگلهای گيلان وتالش به گوش میرسد.
ویژگی كوكو در افسانه ها بی معرفتی است چون كوكوها جمعی با يك ماده جفت گيری و سپس ماده بيچاره را به حال خود رها ميكنند. ماده بیخانمان و ‌آشيان، لانه پرنده‌های ديگری را انتخاب ميکند و در هر آشيانه تنها يك تخم ميگذارد و بعد آن پرنده‌ ناچار از تخم كوكوی ماده مراقبت ميکند تا به دنيا بياد.
خیلی قشنگه حتما بخونیدش. کوکوتی تی افسانه های گیلانی: به باور مردمان استان گيلان، فاخته (کوکو)، مظه

 

در گيلان، روايت‌های مختلفی از اين پرنده هست: برخی اين پرنده را دختركی يتيم يا نوعروسی پاكدامن ميدانند.
«كوكو» دختر كوچكی بود كه مادرش خيلی زود ميميرد و نبود مادر را هيچ چيز برايش پر نميکند مگر ساعت‌هايی كه همراه پدر است. چند سال مرد با دخترش سر ميکند و خودش را از محبت يك هم‌آشيان دلخواه محروم ميکند تا با گوش و كنايه‌ها و دلسوزیهای ديگران، بالاخره ازدواج میكند و برای دخترش نامادری می آورد. اولين شبی كه كوكو بی حضور و لطف محبت پدر خوابيد، مادرش را در خواب ديد كه غمگينانه به او نگاه میکرد. او تا صبح چند بار از خواب پريد و بالش يادگار مادرش خيس اشك بود. كوكو هرگز از نامادری بو مادر به مشامش نرسيد و او به كوكو خيلی سخت میگرفت. او میدانست كه همه چيز و دل و جان شوهرش بسته به اين دخترك است.
عشق به مرد كه در هر دوی آنها به شكلی متفاوت وجود داشت و كامل بودن دختر كوچولو و بدتر از همه فهميدن اجاق كوری زن، آتش حسادت به دختر را در دلش راه داد.
كوكوی كوچولو، صندوقی داشت كه كم‌كم جهيزيه‌اش را در آن جمع ميكرد و كم‌كم صندوق پر از پارچه و دست‌دوزيها و كاردستیهای هنرمندانه و زيبای دختر شده بود.

10653619_336128463230945_3209156311927969963_n
از ديرباز در روستاهای گيلان رسم بود كه دختر بايد با دوخت‌ودوز و جمع آوری جهیزيه ، ابراز سليقه كند و براي ورود به زندگی جديد آماده شود. در دل زمستانی سياه كه كوكو برای ديدار خاله به روستاي كناری رفته بود و برف راه بازگشت را بسته، نامادری مهربان مشتی از آويزه‌های نخی را در لابه‌لای لباس‌ها و بافتنيهای صندوق كوكو گذاشت. در همان زمستان برای كوكو خواستگار آمد و قرار شد بعد از نوروز به خانه شوهر برود. روزهای آخر نامادری با كوكو خيلی مهربانی كرد و مدام مثل كوكو خيال‌پردازی ميكرد اما با چه خيالاتی؟!
دستمال را نامادری به سر «كوكو» بست، حلقه زرين را عمه داماد در انگشتش كرد و اين شكل جشن نامزدی برگزار شد. صبح بعد وقتی كوكو خواست دستمال سر را در صندوق بگذارد، نامادری صدای زوزه مانند دردناكی از بالاخانه شنيد. وقتی رسيد ديد كوكو موپريشان و چهره خراشيده وسط اتاق مچاله شده و نشسته. همه چيزهای صندوق در گوشه و كنار اتاق پخش بود و بوی ناك و خزه و خيسی همه جا پر شده بود. دختر كه حاصل سالها تلاش و اميدواری را كه با آن همه آرزو و خوش‌خيالی، كشيده بود بر باد رفته ميديد از خدا خواست كه او را از اين رنج و از اين سرافكندگی و از اين زندگی خالی از اميد، خلاص كند. هنوز نامادری كامل وارد اتاق نشده بود كه كوكوي قصه ما پيچ‌وتابی خورد و لحظه‌اي بعد به صورت پرنده‌اي زيبا و دوست‌داشتنی درآمد و پروازكنان به بالای درخت نارون همسايه رفت و در حالی كه صدايش روشن و دلنشين اما دردناك بود، شروع به خواندن كرد:

کوکو تی تی  شتی پتی ،کوکو تی تی  شتی پتی ،
كوكو، بسوج؛ كوكو، ببيج؛ كوكو، بنال (كوكو، بسوز؛ كوكو، برشته‌شو؛ كوكو، بنال)
كوكو پر و بالي زد و به سوي جنگل انبوه و بيبرگ روستا در آن زمستان سرد و غم‌گرفته پرواز كرد و ناپديد شد.
کوکو بَر سَر دار، کوکو بَر سَر دار، کار مَدار بدا بناله…. برگردان…. کوکو بر سرِ درخت است، کوکو بر سر درخت است، کار نداشته باش بگذار بنالد
کوکو دِدِ نداره، وکو برا نداره، کوکو خالی نِداره، کار مَدار بدا بناله…. برگردان…. کوکو مادر ندارد، کوکو برادر ندارد، کوکو خواهر ندارد، کار نداشته باش بگذار بنالد

اطلاعات بیشتر درباره رفتار (فاخته) کوکو:
معمولا چند نر با یک ماده جفت گیری میکنند. در لانه پرندگان دیگر تخمگذاری میکند و در هر لانه تنها یک تخم میگذارد. معمولا منطقه تحت تسلط یک کوکو ماده شاید نزدیک به 20 لانه وجود داشته باشد که کوکو در آن تخمگذاری میکند.
آشیانه های سسک تالابی معمولی از آشیانه های مورد هدف کوکو میباشد. جالب اینجاست که این پرنده وقت زیادی را صرف تماشا و انتخاب آشیانه سسک تالابی مورد نظر خود صرف میکند تا از زمان روی تخم خوابیدن پرنده آن آشیانه مطمئن شود، البته پیدا کردن این زمان توسط کوکوها هنوز جزو معماهای زیست محیطی است. در زمان مناسب کوکو وارد آشیانه سسک تالابی میشود و یکی از تخم های آن را به طرز ماهرانه ای بیرون می اندازد و تخم خود را جایگزین آن میکند. نکته جالب این است این عملیات در عرض 10 ثانیه توسط کوکو اجرا میشود!
بعد از 14 روز جوجه کوکوها سر از تخم بیرون می آورند که اندازه آنها 3 برابر سسک تالابی بالغ است. سرو صدای زیاد و دهان باز جوجه کوکو در آشیانه سسک تالابی آن را ترقیب میکند که غذای بیشتری برایش بیاورد و سسک تالابی نیز رسم میهمان نوازی را بجا می آورد. جوجه کوکو بعد از 20-21 روز میهمانی در آشیانه سسک تالابی آماده پرواز میشود.
کوکو پس از تخم گذاری در لانه پرنده دیگر، تخمهای گونه میزبان را بیرون می‌اندازد تا فقط جوجه کوکو باشد که تمامی غذای آورده شده توسط میزبان را دریافت کند. جوجه های کوکو دراواخر تابستان مهاجرت می‌کنند و در برگشت خود در بهار سال آینده بدون اینکه پدر و مادر خود را دیده باشند از روی غریزه همان رفتار یعنی استفاده از سایر پرندگان برای پرورش جوجه‌های خود را بکار می‌گیرند.

مشخصات ظاهری: این پرنده، 41 سانتیمتر طول دارد از سایر کبوترها پرجثه تر و بزرگتر است. گردن خاکستری شراب با جلای سبز و ارغوانی است که د رهر طوف آن لکه ی سفیدی دیده می شود. در پرواز، روی هر دو بالش نوار پهن سفیدی به صورت اریب به چشم می خورد. روتنه خاکستری، دم خاکستری با نوار پهن و سیاهی در انتها، شاهپرهای بال تیره، سینه صورتی، شکم و زیر تنه خاکستری مایل به صورتی و منقار قرمز نارنجی با انتهای روشن تر است. پرنده ی جوان کمرنگ تر بوده و با سر خاکستری و گردن قهوه ای مایل به نخودی، بدون لکه ی سفید و طرف گردن، دیده می شود. پرواز این پرنده آرام تر و سنگین تر از سایر کبوترهاست. پرنده ای اجتماعی است و اغلب در غیر فصل تولید مثل، در گروه های بزرگ دیده می شود.

photo_2015-11-29_10-02-56

صدا: صدای این پرنده بلند و شبیه «کو- کو-کو- کوو- کوو» شنیده می شود.

زیستگاه: این پرنده در اغلب مناطق، پارک های جنگلی و گاهی درون شهرها، کشتزارها و مناطقی درختی به سر برده و داخل پر چین های و لانه های متروک آشیانه می سازد. در ایران، زمستان ها به وفور دیده شده و به تعداد نسبتا فراوان نیز تولید مثل می کند.

از : رمضان نیک نهاد 

معرفی حیات وحش تالش – هه‌شرات

نام تالشی : هه‌شرات həşrat ، وَرگ

نام علمی : Canis lupus

نام فارسی: گرگ

مشخصات: بزرگ‌ترين سگ‌سان وحشي است. شباهت زيادي به سگ‌هاي گرگي (Alsatian)دارد با اين تفاوت كه گرگ‌ها موهاي بلند در قسمت پشت گونه‌هاي صورت، گردني كلفت‌تر و كوتاه‌تر، سر پهن‌تر، چشمان مورب و گوش‌هاي كوتاه‌تري دارند. نوك گوش‌ها نيز مانند گوش سگ تيز نيست و غالباً آنها را سيخ نگه مي‌دارند. دم قدري افتاده و صاف است. مانند برخي از سگ‌ها آن را به صورت نيم دايره يا بالا نگه نمي‌دارد. موهاي قسمت انتهايي دم نيز تيره رنگند. مغز گرگ‌ها در مقايسه با سگ حدود 30% بزرگ‌تر است. پوزه‌شان بلندتر و قدرتمندتر است و حس بويايي قوي‌تري دارند. در ايران رنگ گرگ‌ها معمولاً خاكستري با سايه‌اي سياه رنگ است. ولي گرگ‌هايي به رنگ زرد يا قرمز در بعضي از مناطق و حتي در يك دسته گرگ مشاهده شده است. توله گرگ‌ها نيز اغلب سياه رنگند ولي با بالا رفتن سن رنگ آنها تغيير مي‌كند. تا مدت‌ها پيش گرگ‌ها را اجداد سگ‌هاي اهلي مي‌دانستند ولي در حال حاضر برخي از محققان به اين نتيجه رسيده‌اند كه سگ‌ها از گونه‌هاي جداگانه به نام Canis familiaris هستند.

اندازه‌ها: طول سر و تنه 120 تا 160 سانتي‌متر، دم 23 تا 50 سانتي‌متر، ارتفاع 70 تا 100 سانتي‌متر، وزن 25 تا 70 كيلوگرم.

عادات: شبگرد است ولي گاهي در روز نيز مشاهده مي‌شود. معمولاً در گروه‌هاي فاميلي زندگي مي‌كند. تعداد آنها به ندرت از 10 گرگ تجاوز مي‌كند. هر گروه شامل يك جفت نر و ماده بالغ (معمولاً تمام عمر را با هم زندگي مي‌كنند) و بچه‌هاي همان سال و يا سال‌هاي قبل است. معمولاً گرگ نر كه گرگ آلفا ناميده مي‌شود هدايت گروه را برعهده دارد، اين گرگ برنامه‌ريز و راهنماي حركت است و در شرايط مختلف كنترل گروه را برعهده دارد. گرگ آلفا با ژست‌هاي مختلف، برتري خود را بر ديگران نشان مي‌دهد. بقيه افراد گروه حركت‌هاي او را كاملاً تقليد (كپي) مي‌كنند. سرگروه ممكن است تا چند سال برتري خود را حفظ كند. كم شدن غذا، دعواهاي داخل گروه و زياد شدن جمعيت از عوامل پاشيده شدن گروه است.

گرگ‌ها حيواناتي بسيار پرطاقت و خستگي ناپذيرند. سرعت عادي آنها 8 كيلومتر در ساعت است ولي قادرند با سرعت 55 تا 70 كيلومتر و با پرش هايي حدود 5 متر به مدت 20 دقيقه بدوند و مسافت‌هايي حدود 200 كيلومتر را در يك شبانه‌روز با سرعت كمتر طي نمايند. جابه‌جايي گرگ‌ها زياد است. در بهار و تابستان معمولاً اوايل غروب تحرك خود را آغاز مي‌نمايند و صبح زود به لانه و يا استراحتگاه (مكاني كه بچه‌ها بازي مي‌كنند) مراجعت مي‌كنند ولي در زمستان به مناطق دورتر مي‌روند و نيازي به مراجعت ندارند. در لابه‌لاي انگشتان گرگ‌ها غدد مترشحه بو وجود دارد كه در برقراري ارتباط بين گله گرگ‌ها و پيدا كردن يكديگر نقش مهمي را ايفاء مي‌كند. گرگ‌هاي پير كه قادر به همراهي گروه نيستند به تنهايي زندگي مي‌كنند. حس بويايي گرگ‌ها بسيار قوي است. آنها قادرند از فاصله 5/2 كيلومتري بو را تشخيص دهند. معمولاً طعمه خود را به وسيله بوي مستقيم و يا تعقيب بوي به جاي مانده در رد طعمه پيدا مي‌كنند. صداي گرگ شباهت زيادي به پارس سگ دارد. گاهي اوقات به خصوص در فصل جفت‌گيري زوزه‌اي بسيار طولاني و غم‌انگيزي سر مي‌دهند كه در مناطق باز از فاصله 16 كيلومتري براي انسان قابل شنيدن است.

لانه فقط براي توليدمثل مورد استفاده قرار مي‌گيرد و به وسيله يك يا چند راه خروجي كه طول آنها ممكن است به 2 تا 4 متر برسد با سطح زمين ارتباط دارد. اين لانه ممكن است سال‌هاي متمادي مورد استفاده قرار گيرد.

غذا: از علف‌خواران بزرگ نظير قوچ وحشي، كل‌وبز، آهو، مرال، شوكا، و نيز از مهره‌داران كوچك و پرندگان تغذيه مي‌كند. در موقع كميابي طعمه، از لاشه حيوانات و مواد گياهي نيز استفاده مي‌كنند. در منطقه حفاظت شده مراكان واقع در آذربايجان غربي، در فصل تابستان عليرغم مراقبت‌هاي انجام شده تعدادي گرگ به مزارع هندوانه هجوم آورده و از بهترين هندوانه‌ها تغذيه مي‌كردند. در مناطقي كه جانوران طعمه نابوده شده‌اند به دام‌هاي اهلي نظير گوسفند و حتي اسب و الاغ حمله مي‌كنند.

گرگ‌ها طعمه خود را از طريق تعقيب كردن و معمولاً با همكاري يكديگر شكار مي‌كنند. قبل از حمله وضعيت تك‌تك حيوانات گله را بررسي مي‌كنند و پيرترين، ضعيف‌ترين و مريض‌ترين حيوان را براي شكار انتخاب مي‌كنند. پس از شكار چند روز در كنار طعمه خود به استراحت مي‌پردازند و سپس براي به دست آوردن غذا به محل جديدي مي‌روند. به جز مواردي خاص تاكنون مدرك مستدلي مبني بر حمله گرگ به انسان دريافت نشده است. طبق بررسي‌هاي انجام شده اكثر حملاتي كه به گرگ نسبت داده مي‌شود توسط سگ انجام گرفته است.

توليدمثل: جفت‌گيري در اكثر مناطق در فصل زمستان انجام مي‌گيرد، در زمان مقاربت براي مدتي قادر به جدا شدن از يكديگر نيستند. معمولاً نر و ماده غالب به ديگر اعضاء گروه اجازه جفت‌گيري نمي‌دهند. پس از جفت‌گيري نر و ماده به طور مشترك شروع به تدارك محل زايمان مي‌كنند. معمولاً دو محل را براي لانه انتخاب مي‌كنند تا به مجرد احساس خطر بچه‌ها را به دندان گرفته و آنها را به لانه ديگر منتقل كنند. پس از حدود دو ماه يك تا 10 (معمولاً سه تا شش) بچه مي‌زايد. گرگ نر مسئوليت تهيه و آوردن غذا براي ماده و بچه‌ها را به عهده دارد. آنها از غذاي نيمه هضم شده كه گرگ نر بالا مي‌آورد استفاده مي‌كنند. بچه‌ها در موقع تولد كور هستند و بعد از حدود 12 روز چشم باز مي‌كنند. رنگ آنها معمولاً تيره است. بعد از سه هفته بچه‌ها در جلوي لانه مشاهده مي‌شوند. وابستگي آنها به پدر و مارد كه به طور مشترك از بچه‌ها مواظبت مي‌كنند حدود شش ماه است. معمولاً گرگ‌ها در 22 ماهگي به سن بلوغ مي‌رسند. طول عمر در اسارت حدود 16 سال و در طبيعت حدود 9 سال است.

وضعيت فعلي: گرگ‌ها دشمن طبيعي خاصي ندارند. در سال‌هاي اخير بر اثر كم شدن طعمه، تعقيب با وسايل نقليه موتوري، شكار، تله‌گذاري و استفاده از طعمة مسموم، در اكثر مناطق كشور جمعيت آنها به شدت كاهش يافته و در برخي از نقاط به طور كامل نابوده شده است. با وجود اين در حال حاضر در اكثر مناطق تحت مديريت سازمان حفاظت محيط زيست كه هنوز جمعيت‌هايي از آهو، قوچ و ميش در آنها وجود دارد تعداد به نسبت مناسبي گرگ مشاهده مي‌شود.

گردآوری : رمضان نیک نهاد

معرفی حیات وحش تالش –ئیشپی‌‌تیکه

نام تالشی : ئیشپی‌‌تیکه isbi tıkə

نام علمی : Martes foina

نام فارسی: سمور سنگی یا گربه وحشی

نام تالشی این حیوان ئیشپی‌‌تیکه بوده که گاهی ئیسپی‌‌تیکه هم نامیده میشود ایسبی در تالشی به معنای سفید است تک یا تکَه قسمتهای بر و روی جلو و نوک بدن است احتمالاچون گلوو سینه حیوان سفید است این نام گذاری انجام گرفته است .

Beech Marten.jpg

مشخصات: جثه‌اي به اندازه گربه خانگي دارد. بدن كشيده و استوانه‌اي، پوزه دراز، گوش‌ها نسبتاً بزرگ و كاملاً گرد، دم نسبتاً بلند و پشمالو، پاها كوتاه، ناخن‌ها بلند و نيمه جمع شونده‌اند. كف پا از موهاي پراكنده‌اي پوشيده شده است به همين دليل رد اين حيوان كاملاً مشخص نيست. پوشش زمستاني، بلند و قهوه‌اي رنگ است. لكه سفيد و پهني در ناحيه زير گلو دارد كه در پايين دو شاخه مي‌شود و به طرف دست‌ها امتداد مي‌يابد (در مواردي نادر لكه‌ سفيد كوچك بوده يا وجود ندارد).

Felis silvestris gordoni.jpg

اندازه‌ها: طول سر و تنه 40 تا 54 سانتي‌متر، دم 22 تا 30 سانتي‌متر، ارتفاع 12 سانتي‌متر، وزن 1 تا 5/2 كيلوگرم.

عادات: شبگرد است. اوايل غروب فعال مي‌شود. به صورت انفرادي زندگي مي‌كند. قلمرو خود را با مدفوعش مشخص مي‌كند. لانه را معمولاً در سوراخ درختان و شكاف صخره‌ها و زير شيرواني‌ها ايجاد مي‌كند. بسيار زرنگ و سريع است. دويدن، با جست زدن و پريدن همراه است. به خوبي از درختان بالا مي‌رود. قادر است سنجاب و سنجابك‌ها را بر روي درختان تعقيب و شكار كند. در كمپينگ پارك ملي گلستان يك سمور سنگي با چابكي و سرعت زياد از درختي كه در مجاورت ما قرار داشت بالا رفت و اشكولي را شكار نمود.

غذا: اكثراً از جوندگاني نظير موش، سنجاب، اشكول و پرندگان، جوجه و تخم آنها، مهره‌داران كوچك، حشرات و ميوه‌ها تغذيه مي‌كند. گاهي اوقات نيز به مرغ و خروس حمله مي‌كند كه مواردي از آن در منازل و باغ‌هاي فرمانيه در شهر تهران مشاهده گرديد. در مواقعي كه تعداد طعمه زياد باشد با گاز گرفتن سر آنها همگي را مي‌كشد و سپس يكي يكي را به لانه‌اش منتقل مي كند. برخي با ديدن تعداد زياد حيوان تلف شده كه فقط سر آنها ‌آسيب ديده است چنين تصور مي‌كنندكه آنها براي مكيدن خونشان كشته شده‌اند كه واقعيت ندارد. در پارك ملت واقع در شمال شهر تهران يك شب سموري وارد محل نگهداري كبوتران اهلي شد و ظرف مدت كوتاهي 16 كبوتر را كشت.

توليدمثل: احتمالاً در تابستان جفت‌گيري مي‌كند آبستني با تأخير باروري همراه است. در اوايل بهار تعداد سه تا چهار بچه مي‌زايد ولي ممكن است به هشت بچه هم برسد. احتمالاً در 18 ماهگي بالغ مي‌شود طول عمر در اسارت حدود 18 سال است.

وضعيت فعلي: همه ساله تعداد زيادي از آنها شكار مي‌شوند، يا در اثر تصادف با اتومبيل از بين مي‌روند، در بعضي مناطق كاهش چشمگيري در جمعيت آنها ديده مي‌شود. در برخي از مناطق جنوب كه از طعمه مسموم به منظور كشتن و دستيابي به پوست اين حيوان استفاده مي‌گردد، تعداد آن به شدت كاهش يافته است. در گذشته شغل سمورگيري در بسياري از مناطق كشور رايج بود و همه ساله هزاران قطعه پوست اين حيوان به بازار عرضه مي‌شد، تله‌هايي كه با استفاده از سنگ و ديگر مصالح در برخي از مناطق نظير پارك ملي بختگان براي گرفتن سمور ساخته شده است هنوز وجود دارد.

گردآوری از : رمضان نیک نهاد

معرفی حیات وحش تالش – چیکَه نسبر

نام تالشی : چیکه نݖسبݖر çikə nısbır

نام علمی : Turdus Philomelos

نام انگلیسی: Song Thrush

نام فارسی: توکای باغی ، سهره آواز خوان

مشخصات ظاهری: این پرنه، 22 سانتیمتر طول دارد و اندازه اش نسبتا کوچک، اما از توکای بال سرخ اندکی بزرگتر است و به واسطه ی خال های سیاه ( نه رگه ها) بر زمینه ی سفید زیرتنه، فقدان نوار ابرویی، صدا و پوشش زرد قهو ه ای کمرنگ زیر بال هایش شناخته می شود. در توکای پهلو قرمز، این رنگ قرمز حنایی است). از توکای بزرگ بسیار کوچکتر بوده و شیوه ی پرواز و صدایش متفاوت است. پروازش سریع و مستقیم است و زمستان ها، به صورت منفرد یا در گروه های کوچک دیده می شود.

2007.07.03 juvenile song thrush Dombaih, Russia 108 cc.jpg

توکای باغی از جمله پرندگانی است که زمستانها زیاد است و نیز به تعداد کم در ایران زادوولد می کند .

صدا: صدای این پرنده قویومعمولا تکرار دو یا چهار بار «دی – دو- وی ت» و « پی وو – پی وو» یا «زیت» و نیز «تلک- تلک » شنیده می شود.

زیستگاه: این پرنده در پارک ها، نواحی جنگلی، مناطق مسکونی و پرچین ها به سر برده و در بوته زارها و گاهی نیز در ساختمان ها آشیانه می سازد. در ایران، زمستان ها فروان است و به تعداد اندک تولید مثل می کند.

حفاظت: چنین به نظر می رسد که این پرنده، در حال حاضر، نیازی به حفاظت ویژه ندارد اما بررسی وضعیتش ضروری است.

معرفی حیات وحش تالش – سیېا نݖسبݖر

نام تالشی : سیېا نݖسبݖر

نام علمی : Turdus Merula

نام انگلیسی: Blackbird

نام فارسی: توکای سیاه

مشخصات ظاهری: این پرنده، 21 سانتیمتر طول دارد و تماما سیا با منقار زرد است. پرنده ی جوان؛ د ر سال اول عمر؛ پرو بالش ثهوه ای تیره و منقارش زرد تیره است. پرنده ی ماده ، ب رنگ قهوه ای تیره با گلو سینه ی کمرنگ تر و خالدار دیده می شود. چانه نخودی با رگه های قهوه ای تیره و پاها، سبز تیره است. پرنده ی جوان ، شبیه ماده است، اما در زیر تنه اندکی خال خالی با منقار نسبتا سیاه است. بسیار شبیه سار است؛ اما با دم بلندتر و بدن کشیده تر واغلب لابلای شاخه ها دیده می شود و به ندرت روی زمین می نشیند. هنگام تغذیه روی زمین جست می زند (راه نمی رود) و از تمشک و سایر دانه ها تغذیه می کند.

صدا: صدای این پرنده فلوت مانند و متنوع به صورت « چک- چک- چک» شنیده می شود.

Turdus merula -Gran Canaria, Canary Islands, Spain-8 (2).jpg

زیستگاه: این پرنده در مناطق چنگلی، باغ ها ، باغچه هایی که پوشش زیرین آنها عنی باشد و پرچین ها و اغلب نزدیک کشتزارها به سر برده ولابلای درختان و شاخه های انبوه آشیانه می سازد. در ایران، زمستان ها نسبتا فراوان است و به تعداد فراوان تولید مثل می کند. گزارش هایی مبنی بر مشاهده ی تولید مثل این پرنده در شهر فردوس خراسان وجود دارد.

حفاظت: حفاظت از محل های تولید مثل این پرنده به نحو مطلوب ( پس از شناسایی دقیق) ضروری است.

معرفی حیات وحش تالش - کوره لݖپ

نام تالشی : کوره لݖپ kurə lıp

نام فارسی: لوس مار

نام انگلیسی: Lizard Glass

نام علمی: Pseudopus apodus

از خانواده مارمولکهای بدون دست و پا میباشد که از خانواده‌های بزرگ مارمولکها و بومی نیمکره شمالی هستند. در زیر پولکها دارای اوستئودرم محکمی هستند و دست و پاها در آن‌ها کوچک شده و یا به طور کامل از بین رفته است. تاکنون 121 گونه سوسمار از این خانواده شناسایی شده است که 2 تا از آنها در ایران یافت میشود. گونه‌هایی که در ایران یافت میشوند جزء گروهی هستند که دست و پای خود را از دست داده‌اند. مارمولکهای این خانواده دارای ویژگی خوددمبری هستند.

لوسمار در علفزارهای باز با پوشش گیاهی و کنار رودخانه ها و زمینهای کشاورزی و جنگلهای متراکم و کنار بوتههای کنار دیوار خانهها زندگی میکند. در ایران در ارتفاع کمتر از 1300 متر از سطح دریا زندگی میکند. این گونه در هنگام خطر به درون سوراخ جوندگان، زیر تخته سنگها و میان ریشه درختان پناه میبرد. هنگام اسیر شدن حول محور طولی خود میپیچد تا خود را از دست دشمن رها کند. در دو طرف بدن این مارمولک شکافی وجود دارد که هنگام بلعیدن غذا متسع میشود و برخلاف عقاید اشتباه عوام هیچ نقشی در بلعیدن طعمه ندارد.

کلید شناسایی : دارای شکاف طولی در دو طرف بدن و آثار به جا مانده از تحلیل رفتن پاها است.

تولید مثل : این مارمولک تخمگذار است.

معرفی حیات وحش تالش – گه‌نز

نام تالشی = گه‌نز

نام فارسی =گوزن قرمز (مرال ) ،گاو کوهی

نام علمی =CERVUS ELAPHUS MARAL

گوزن قرمز به ویژه نوع نر آن در کوهستان تالش به عنوان اسطوره و سلطان زیبایی ها در جانوران جنگل شناخته میشود ،این جانور انسان هیچ آسیبی نمی رساند اما متاسفانه با همه خیری که برای انسان دارد ،جز شرو گرفتاری از برخی انسانها ندیده است به همین خاطر همیشه از نوع انسان وحشت دارد و هرگز به آبادی نزدیک نمی شود . حیات گوزن‌ ها در شمال ایران به ویژه کوهستان تالش قدمتی طولانی دارد و روزگاری در گستره وسیعی از مناطق جنگلی جنوب دریای خزر زندگی میکرده اند که در حال حاضر به دلیل تخریب گسترده، تغییر کاربری عرصه های جنگلی شمال کشور به مناطق مسکونی و زمین های کشاورزی و شکار بی رویه و عدم مدیریت هوشمند مسولان محیط زیست به ویژه در سالهای اولیه انقلاب ، گوزن مناطق جنگلی شمال ایران یعنی مرال (گوزن قرمز) و بزکوهی وبسیاری از جانوران کمیاب دیگر در کوهستان به شدت کاهش یافته و نسل آنها در آستانه انقراض قرار دارد.

Persian Fallow Deer 1.jpg

گوزن نر به زبان تالشی گَنزَه وَرزا گفته میشود که شاخهای پهن وزیبایی دارد .در گذشته نه چندان دور حدود نیم قرن پیش که در کوهستان تالش به فراوانی یافت میشدند .شکار مرال در بسیار از کشورها مشتاقان فراوانی دارد. یکی از محبوب‌ترین روش‌های شکار این حیوان در گذشته تقلید صدای جنس نر این حیوان در فصل جفت‌گیری برای فریب دادن گوزن‌های دیگر و کشانیدن آن‌ها به سوی خود بود. با این حال این روش خطرات خاص خود را داشت از جمله این‌که گاه به‌جای مرال، ببر را که شکارچی اصلی مرال بود به سوی انسان می‌کشاند. در نیم قرن پیش در هر روستا ی حاشیه کوهستان تالش ،تعدادی شکاربان حیات وحش هم وجود داشت .با تفنگهای سرپر به صورت گروهی به شکار گوزن می رفتند خوبی آن نوع تفنگها این بود که برعکس تفنگهای شکاری جانور در فاصله دور تر در امان بوده است این خود به بقای جانور کمک فراوانی می نمود . شکاربانان پس از شکار به نوبت یکی از آنها شاخ گوزن را به عنوان یادبود زینت بخش خانه خود می نمود. نگارنده در گذشته بسیاری از خانه های تالش را مزین به آن شاخها دیده است (البته که این کار امروزه عملی ناپسند شمرده میشود ) .

به گوزن ماده به زبان تالشی گَنزَه گاه نامیده میشود .شنیده شده است که دربین شکاربان رسم بوده که هرگز درزمان آبستنی یا همراه داشتن گوساله کوچک ، گوزن ماده را شکار نکنند این عمل را ضمن آنکه گناه می دانستند نوعی کشتاربی رویه می پنداشتند .شکارچی آن نوع گوزن مورد مجازان گروخود قرار گرفته وبسیاری که این عمل را مرتکب شده بودند برای زندگی آنها نتایجی شوم ببار آورده است . مرال از بزرگ‌ترین انواع گوزن است . جنس نر این حیوان به‌طور میانگین ۱۶۰ تا ۲۴۰ کیلوگرم، طول بدن ۱۷۰ تا ۲۳۰ سانتی‌متر است. در جنس ماده وزن بین ۱۲۰ تا ۱۷۰ کیلوگرم و طول بدن ۱۶۰ تا ۲۱۰ سانتی‌متر است. ارتفاع در ناحیه شانه ۱۰۵ تا ۱۲۰ سانتی متر و دم حدود ۱۲ تا ۱۹ سانتی‌متر است. مرال‌های بومی ایران از انواع بزرگ مرال محسوب می‌شوند که جنس نر آن‌ها به طور میانگین ۲۵۰ کیلوگرم وزن و ۱۴۰ سانتی‌متر ارتفاع شانه دارد.

در ایران دشمن طبیعی اصلی این حیوان پلنگ و سپس گرگ و خرس قهوه‌ای است.

گوزن قرمز ، این سلطان زیبای کوهستان تالش به هردلیل در آستانه انقراض ،قرار دارد .وظیفه همه ما به ویژه سازمانهای متولی حیات وحش است که هوشمندانه به حفاظت اندک گوزنهای باقی ماند ه بکوشیم .

با بهره گیری از ویکی پدیا

معرفی حیات وحش تالش – خݖرس

نام تالشی = تالش های جنوبی خݖرس و به توله خرس در زبان تالشی پوره می گویند (تالش شمالی هیرس می گوید )

نام علمی : Ursus arctos

نام فارسی: خرس قهوه‌ ای

مشخصات: جثة بسيار بزرگي دارد (خرس قهوه‌اي بزرگ‌ترين گوشت‌خوار ايران است)، گوش‌ها كوچك، گرد و دم نامشخص است. اين خرس رنگي متفاوت از قهوه‌اي تيره تا زرد بور دارد. در مناطق غرب ايران، رنگ اكثر خرس‌ها روشن‌تر از مناطق شمالي است. بچه‌ها عموماً قهوه‌اي تيره‌اند و در ناحيه يقه آنها قسمت روشني مانند خرس سياه مشاهده مي‌شود (خرس قهوه‌اي در دنيا چند زير گونه دارد كه از ميان آنها مي‌توان از خرس كودياك و خرس گريزلي، كه با 780 كيلوگرم بزرگ‌ترين گوشت‌خوار جهان است نام برد.)
اندازه‌ها: سر و تنه 170 تا 250 سانتي‌متر، دم 6 تا 14 سانتي‌متر، ارتفاع 90 تا 110 سانتي‌متر، وزن 100 تا 250 كيلوگرم (جثه خرس ماده بسيار كوچك‌تر از خرس نر است).

عادات: شبگرد است. در مناطقي كه آرامش كافي داشته باشد، روزها نيز مشاهده مي‌شود. به صورت انفرادي زندگي مي‌كند، خرس ماده اغلب با بچه‌ها ديده مي‌شود. لانه خود را در شيب‌هاي كوهستاني در بين سنگ‌هاي بزرگ انباشته شده، سوراخ‌هاي طبيعي، غارها، و يا در ميان ريشه درختان انتخاب مي‌كند. در بسياري اوقات خودش نسبت به حفر لانه اقدام نموده و كف آن را با گياهان خشك مي‌پوشاند. بسيار قوي است. مي‌تواند مسافت زيادي را چهار دست و پا با سرعتي متجاوز از 50 كيلومتر بدود. در موقع نزاع و بازي اغلب روي دو پا مي‌ايستد. قادر است از درختان كوتاه بالا برود و شناگر ماهري است.

غذا: همه چيزخوار است، رژيم غذايي بستگي به منابع غذايي قابل دسترس دارد. اغلب از مواد گياهي نظير ميوه‌ها، ريشه، دانه، جوانه، و مواد حيواني از قبيل حشرات، مهره‌داران بزرگ و كوچك، نوزاد پستانداران بزرگ، ماهي، دام، لاشه حيوانات، و زباله تغذيه مي‌كند. در منطقه پالون گردن واقع در البرز مركزي لاشه يك گاو اهلي بالغ كه توسط خرس شكار شده بود، در پارك ملي گلستان قسمتي از لاشه نوزاد چند روزه مرال كه خرس آن را خورده بود و در شمال مسجد سليمان لاشه چند گوسفند كه توسط خرس كشته شده بودند توسط مؤلف مشاهده و ثبت شد. خرس قهوه‌اي به خوردن عسل نيز علاقه زيادي دارد. در فصل بهار كه گياهان مي‌رويند، مانند علف‌خواران از علف‌هاي تازه و قارچ تغذيه مي‌كند. با استفاده از ناخن‌هاي بلند و خميده‌اش، حشرات را از زير پوست درختان و شكاف سنگ‌ها بيرون مي‌كشد، لانه جوندگان را مي‌كند و آنها را شكار مي‌كند. در اواخر تابستان و پاييز معمولاً خرس‌ها در مناطق پايين‌دست جنگل يا دره‌ها كه ميوه‌هاي وحشي فراوان است، ساكن مي‌شوند. آثار شكستگي شاخه‌هاي درختان ميوه و مدفوع خرس‌ها در اين مناطق مشاهده مي‌شود.
خرسها از تنوع گیاهی شامل توت، ریشه درختان، جوانه، قارچ و همچنین فراورده‌های گوشتی مثل ماهی، حشره، و پستانداران کوچک استفاده می‌کنند و آن طور که مشهور است آنها گوشتخوار نیستند. خرس قهوه‌ای بیش از ۹۰ درصد از انرژی غذایی خود را از مواد گیاهی بدست می‌آورد.
توليدمثل: جفت‌گيري غالباً در اواير فصل تابستان شروع مي‌شود، در اين فصل صداي جيغ مانند خرس‌ها به گوش مي‌رسد. نر و ماده يك تا سه هفته با هم زندگي مي‌كنند. مدت آبستني حدود هفت تا هشت ماه است و غالباً در موقع خواب زمستاني يك تا چهار و معمولاً دو نوزاد مي‌زايد. نوزادان بسيار كوچك و نارس هستند. وزن آنها حدود 300 تا 600 گرم است. چشم‌ها در يك ماهگي باز مي‌شوند. سه تا چهار ماه شير مي‌خورند و تا دو سالگي وابسته به مادر هستند. بچه‌ها پس از ترك مادر به مدت دو تا سه سال با هم زندگي مي‌كنند. نرها در چهار سالگي و ماده‌ها در سه سالگي بالغ مي‌شوند. خرس ماده معمولاً هر دو تا سه سال يك بار مي‌زايد. طول عمر خرس حدود 30 تا 45 سال است.

وضعيت فعلي: خرس‌ها به دليل استفاده از منابع غذايي مختلف، زندگي در مناطق دور از دسترس و صعب‌العبور جنگلي و كوهستاني، شبگرد بودن نداشتن دشمنان طبيعي و خواب زمستاني از جمعيت خوبي برخوردارند و در حال حاضر خطري جدي نسل آنها را تهديد نمي‌كند. در منطقه گلستانك واقع در البرز مركزي در يك روز مي‌توان تعدادي خرس قهوه‌اي را مشاهده كرد.

خرس ها از گونه های حفاظت شده مهم در جنگل های گیلان به شمار می روند.

مهندس علی نژاد در گفت و گو با (ایسنا) :منطقه خزر در خصوص میزان جمعیت خرس ها در استان و نسبت آن با جمعیت خرس کشور گفت: به دلیل کمبود امکانات از تبدیل رادارهای فرستنده و نیروی انسانی آمار حقیقی از جمعیت خرس ها در جنگل های گیلان نداریم.

وی با اشاره به نجات دو توله خرس در دو هفته گذشته افزود: توله خرس ها که از دست چوپانان منطقه تالش خریداری شده بودند توسط محیط بانان محیط زیست نجات یافتند و هم اکنون جهت تیمار و نگهداری در اداره کل محیط زیست بسر می برند.

توله خرسهایی که در نخستین روزهای بهار با از دست دادن مادرشان مجبور به ترک زیستگاه اصلی در کوههای تالش شدند و مدتی مهمان ساختمان اداره کل حفاظت محیط زیست گیلان بودند هم اینک زندگی را در پناهگاه حیات وحش لوندویل آستارا تجربه می کنند. وی با اشاره به اینکه در ایران دو گونه خرس سیاه و قهوه ای داریم که در جنگل های شمال کشور فقط خرس های قهوه ای وجود دارد، ادامه داد: این دو قلاده خرس قهوه ای پس از تیمار و رعایت تغذیه و حفظ شرایط وحش به زیستگاه اصلی خود باز گرداننده خواهند شد.

وی تصریح کرد: البته شکار خرس در ایران به دلیل نبود بازار برای پوست این حیوان و حرام بودن گوشت آن مورد توجه شکارچیان نیست اما در مواردی نیز دیده می شود که افراد برای حفظ دامهای خود و یا اهداف دیگر این حیوانات را شکار و یا می کشند و از مردم استان انتظار می رود در حفظ جانوران و گونه های ارزشمند گیلان در جنگل های استان حساس باشند و حق صیانت را که حق طبیعی هر موجود زنده ای است به هیچ وجه پایمال نکنند.

گفتنی است خرس قهوه‌ای ایران خواب زمستانی دارد و در دوره خواب زمستانی است که ماده آن 4-2 و غالباً 2 بچه به دنیا می‌آورد. خرس‌های جوان هنگام تولد در حدود 50 کیلوگرم وزن دارند و رنگ آنها از رنگ پدر و مادر خود تیره‌تر و به رنگ قهوه‌ای تیره می‌باشد.

خرس جانوری است همه چیز خوار و از مواد گیاهی و جانوری و از عسل تغذیه می‌کند و آن را بسیار دوست دارد و گاهی به لانه زنبور عسل وحشی که در داخل تنه درختان لانه می‌سازند، حمله می‌کند . خرس ها مانند بقیه ی حیوانات، برای طبیعت بسیار مفیدند.

آن ها با خوردن میوه های جنگلی و دفع و پخش هسته های آن ها در سطح جنگل ، به تجدید حیات درختان جنگلی کمک می کنند.خرس قهوه ای در مناطق جنگلی خزر، ارسباران و زاگرس، علف زارهای مرتفع کوهستانی و دره های پایین دست جنگل زندگی می کند.

طول بدن این پستاندار 180 تا 250 سانتی متر، طول دمش 6 تا 14 سانتی متر، ارتفاع بدنش 90 تا 120 سانتی متر و وزنش 100 تا 385 کیلو گرم است و بزرگ ترین گوشت خوار ایران به شمار می رود.خرس قهوه ای جثه ای بزرگ، گوش هایی کوچک و گرد، دمی بسیار کوچک و نامشخص، سری پهن، پوزه ای کشیده و چشم هایی ریز و نزدیک به هم دارد.

گردنش کوتاه و کلفت ، دست و پایش بلند و کلفت دارای 5 ناخن بلند ، بدنش پوشیده از موهای انبوه، زبر و بلند و رنگ موهای بدنش بسیار متغیر و از زرد روشن تا قهوه ای تیره است.

جفت گیری خرس های قهوه ای در اواسط تابستان صورت می گیرد و نوزادان در زمستان به دنیا می آیند.این گونه در ایران جمعیت به نسبت مناسبی دارد؛ ولی در برخی نواحی جمعیت آن رو به کاهش است.+

khers-ghahvei-1

خرس قهوه ای – پناهگاه حیات وحش دودانگه چهادانگه

930720_dodange-chahardange-17

روش های مقابله هنگام حمله خرس:گروه کوهنوردی کادوسیان تالش –

حمله خرس به انسان : اگر میخواهید به مناطق کوهستانی یا مناطق جنگلی ای که زیستگاه خرس می باشد سفر کنید و ازسفر خود خاطره ی خوبی بر جا ماند ، بهتر است اول تمامی احتمالات برای روبه رو شدن با خرس را در نظر بگیرید ، البته لازم بذکر است در فصول سرد به علت نبود غذا خرس ها نقل مکان کرده و امکان دارد به مناطقی دیگر روند که انتظار وجود خرس در آن مکان نباشد ، پس باید دقت خود را دوچندان کنید .

علت حمله ی خرس ها به انسان در چیست ؟

متخصصان رفتار شناسی حیوانات چنین میگویند که اغلب خرس ها در مواقعی که به طور اتفاقی با انسان روبه رو می شوند حالت تهاجمی به خود خواهند گرفت و علت اصلی آن هم ، ترس از انسان می باشد ( یقینا انسان هم از خرس خواهد ترسید و این ترس به خرس هم انتقال پیدا خواهد کرد ) ولی چون خرس ها از تفکر انسانی بی بهره اند برای دفاع از خود حمله می کنند ولی در مواقع دیگر وقتی انسان وارد قلمروی حیوانی چون خرس میگردد حیوان بخاطر دفاع از خانواده ی خود ( بویژه کودکان و همسر خود مخصوصا در فصل زایمان ) به انسان حمله ور خواهد شد و لازم به یاداوری است که برای خرس ورود انسان یا حیوان دیگری به قلمرو و لانه اش فرقی ندارد و درهر دو حالت یک واکنش را از خود نشان خواهد داد .

اما از دیگر دلایل حمله خرس به انسان می توان به ، گرسنه بودن خرس نام برد که این گرسنگی اغلب بخاطر دخالت انسان در نظام طبیعت می باشد چراکه انسان ها وسعت زندگی را برای جانداران دیگر تنگ نمودند ، بطور مثال در دل کوه شهرک سازی نمودند . اما در این مواقع خرس دیگر هیچ چیز برایش بجز مقداری گوشت ارزش ندارد و این امری طبیعی می باشد که حتی در مورد انسان ها هم صدق خواهد کرد . ( انسان هم از روی گرسنگی هر کاری انجام خواهد داد چه برسد به حیوان )

تمام موارد فوق از جمله علت هایی است که حیواناتی چون خرس به انسان حمله ور خواهند شد البته لازم بذکر است حمله ی خرس در ایران اغلب بخاطر گرسنگی و پایین آمدن از زیستگاهش بوده است و آماری از کشته شدن انسان ها توسط این حیوان در دست نیست ولی به طور حتم آمار فوت شدگان خیلی کم می باشد ( در سال به تعداد انگشتان دست بلکه کم تر )

چه اقداماتی در دور کردن خرس ها موثر میباشد ؟

این سوال را میتوان به این صورت هم پرسید چه نکاتی را باید در طبیعت رعایت نمود ، در جواب این سوال باید گفت :

همیشه برای ورود به چنین مناطقی از قبل برنامه ریزی کنید و با خود وسایلی برای دفاع داشته باشید از جمله این وسایل میتوان به اسپره فلفل و گاز ها اشک آور نام برد که اسپره فلفل وسیله ی مناسب تری می باشد که به راحتی میتوان در بازار تهیه نمود و قیمتی در حدود 30 هزار تومان دارد و حتی میتوان آنرا بصورت دستی و خانگی تهیه نمود که به شرح زیر میباشد :

* هیچگاه برای مصارف دیگر از آن استفاده نکنید .

* تهیه آن در خانه کاری غیر عقلانی است .

* در ساخت آن از افراد با تجربه کمک بگیرید .

* در صورت عدم رعایت نکات فوق عواقب آن به عهده خود شخص می باشد .

موارد مورد نیاز

1 – فلفل تازه ، برای مثال فلفل قرمز تند

2 – پودر فلفل سیاه ، که باعث سرفه کردن می شود

3 – آب

4 – نمک

5 – لیوان

6 – بطری خالی با قابلیت اسپره کردن

7 – وسیله ای برای کوبیدن فلفل

8 – عینک محافظ و دستکش

9 – الکل و روغن بچه

طرز تهیه :

1 – دو قاشق غذاخوری فلفل قرمز را درون یک ظرف شیشه ای ( لیوان ) کوچک ریخته و روی آن الکل سفید بریزید ( آنقدر الکل بریزید که روی فلفل را پوشش دهد )

2 – حدود نیم سانتی متر روغن بچه ( Baby Oil Johnson که در داروخانه ها پیدا می شود ) و به آن اضافه کرده و با یک قاشق آنرا کاملا هم بزنید تا با هم به طور کامل مخلوط شوند باید یااور شد که هیچگاه با همزن برقی یا امثال این ها نباید کار کرد زیرا الکل امکان شعله ور شدن را داراست یا حتی ریختن مواد در بطری نوشابه و تکان دادن آن هم امکان آتش گرفتن را دارد .

3 – سپس مخلوط را از یک صافی ریز همانند جوراب زنانه عبور داده و صاف کنید.

4 – مایع صاف شده را داخل یک بطری اسپره دار بریزید ( باید یاداور شد کهباید بطری اسپره کننده ی خوبی تیه نماییم با برد بلند زیرا اغلب حیوانات نبایند به ما نزدیک شوند و نزدیک شدن آنها امکان خطر را دو چندان خواهد نمود .

ولی در کل تهیه آن در بازار خیلی بهتراست .

این اقدامات برای قبل از ورود به طبیعت بود ، اما هنگامی که وارد طبیعت شدید سعی کنید :

هنگام حرکت در مناطقی که دید مناسبی نسبت به پیرامون خود ندارید‌ از سوت استفاده کنید یا چند وقت یک بار با صدای بلند فریاد بزنید تا حیوان از وجود شما آگاه شود و فرصت فرار داشته باشد .

در مواقعی که آثاری از وجود خرس مثل کنده شدن پوست تنه ی درخت یا ریش شدن آن و رد پا ی جاندار در زمین زیاد است از اقامت در آنجا پرهیز نمایید .

در کنار رودخانه اسکان نگیرید زیرا خرس برای نوشیدن آب در طول روزبه آنجا خواهد آمد ، همچنین در کنار لاشه ی حیوانات دیگر یا نزدیکی لاشه حیوانات دیگر در اطراف شما کمپ نزنید .

در کنار و اطراف زباله های انسانی و … کمپ نزنید زیرا خرس ها قدرت بویای فراوانی دارد ( بویای خرس چندین برابر سگ می باشد )

تمامی مواد غذایی را از محل خواب و اسکان خود دور نگهدارید .

باقی مانده ی غذاهای مصرفی خود را بسوزانید و حتما دفن کنید .

برای پخت پز از یک محل دیگر به فاصله ی 100 متری محل اسکان استفاده کنید .

غذا های مصرفی خود را با یک طناب به فاصله ی دور تر از محل کمپ به بالای یک درخت ببندید .

پخت غذا خلاف جهت باد باید انجام شود .

در چادر و محل خواب هیچگونه مواد غذایی نگهداری نکنید .

پس از خوردن غذا دست ها و دهان خود را با آب بخوبی بشویید .( تنقلات هم به همین شکل )

بعد از پخت غذا لباس های خود را تعویض کرده یا در صورت وجود آب آنها را شسته و در جای دیگر بمنظور خشک شدن قرار دهید .

وسایلی همچون مواد آرایشی ، خمیر دندان و …. را با خود به داخل چادر نبرید.

از نزدیکی به بوته های تمشک خوداری نموده .

اما اگر با رعایت تمامی موارد با یک خرس مواجه شدیم چه اقداماتی انجام دهیم؟

اگر تفنگ همراه خود دارید هیچ گاه به حیوان شلیک نکنید ( افراد بی تجربه ) زیرا با این کار حیوان عصبانی خواهد شد و خشم آن پاگیر شما خواهد شد .

برقراری ارتباط چشمی با خرس ها یک نوع تهدید برای این حیوان به شمار آمده و ممکن است درصدد آسیب رساندن برآید. در موقع نزدیک شدن این حیوان با حفظ خونسردی باید از ارتکاب اعمالی مانند بالا رفتن از درخت، دفاع یا صحبت کردن با صدای بلند و جیغ زدن پرهیز کرد و توجه به این نکته ضروری است که انسان نباید هرگز بین یک خرس مادر و فرزندش قرار گیرد و در صورتی که این اتفاق بیفتد، لازم است هر چه سریع تر از بچه خرس فاصله گرفته شود.استفاده از اسپری فلفل، حرکت دستان یا پرتاب سنگ و چوب در هنگام حمله این حیوان مؤثر است.

در صورت داشتن اسپره فلفل یا موادی از این قبیل ( اسپره دور کننده خرس ، دستگاه دفع خرس ، اسپره شعله افکن و .. )به طور حتم حیوان از شما دور خواهد شد .

در صورتی که خرس به شما حمله ور شد ( دوید به سمت شما ) خود را به مردن بزنید و دست های خود را روی گردن خود قرار دهید ( به طور حتم خرس شما را با تکان دادن ارزیابی خواهد نمود ولی شما باید ، اعتماد به نفس خود را تا حد امکان حفظ کنید در این صورت خرس شما را رها خواهد کرد ، درضمن باید یاداور شوم در صورتی که خرس کاملا از شما دور شد از جای خود بلند شوید.

اگر بخاطر هر دلیلی ( ترس ) مجبور به فرار شدید در هنگام فرار کوله یا هر چیز بزرگی و قابل توجهی که دارید مثلا کاپشن خود را لوله کرده و حین فرار روی زمین رها کنید این کار فرصتی برای فرار و فاصله گرفتن از خرس به شما می دهد .

روبه رو شدن با مار

در بسیاری از جنگل های ایران، احتمال گزیدگی توسط مارها یا حمله مارهای وحشی وجود دارد. باید به این نکته توجه داشت که اکثر مارها بی خطر هستند و ۸۰ درصد از مارهای پرخطر نیز تا زمانی که در معرض شکار قرار نگیرند، حمله نمی کنند. در صورت گزیده شدن توسط مارهای مرجانی با خطوط زرد و نارنجی، زهر باید سریع از قسمت گزیده شده خارج و آب زیادی نوشیده شود. استفاده از یخ برای پانسمان این زهر توصیه نمی شود. شناسایی ظاهر مار و توضیح آن به متخصص برای درمان سریع تر بیماری مؤثر خواهد بود. بهترین روش برای پیشگیری از گزیدگی توسط مارها، در صورت رویارویی با این خزنده، بی حرکت بودن یا در صورت لزوم آرام و بدون سروصدا حرکت به طرف عقب است.در دشت ها و جنگل های نواحی دریای خزر و آذربایجان، گونه های مختلفی از مارهای سمی و غیرسمی یافت می شوند. در میان این گونه ها، مارهایی مانند مار زنجانی، افعی قفقازی، کبرا یا کفچه مار (بزرگترین مار خاورمیانه)، گرگ مار، مار آتشی و مار آبی در مناطق شمالی ایران و جنگل های نواحی البرز، آذربایجان و زاگرس پراکنده هستند.

نواحی جنوبی نیز زیستگاه مناسبی برای خزندگانی مانند افعی دماوندی، مار گورخری، مار کوتوله و خاکی، افعی آذربایجانی محسوب می شوند.شناخت مارهای سمی از شکل ظاهری آنها امکانپذیر است. تمام مارهای سمی دارای فنگ یا نیش دندان لوله ای شکل و متصل به غده سمی هستند. دم مارهای سمی کوتاه و در مقایسه با مارهای غیرسمی کندتر حرکت می کنند. ناحیه سر اکثر مارهای سمی مثلثی شکل است و در بعضی از این انواع مار، حفره ای میان چشم و بینی قرار دارد که به راحتی قابل تشخیص است. گرزه مار یا افعی، مار دریایی، کفچه مار یا کبری از مارهای سمی با مردمک چشم بیضی شکل هستند که سم آنها خطرناک بوده و عوارض عصبی مانند از دست دادن توانایی تکلم، سرگیجه و در نهایت خفگی و فلج دستگاه تنفسی را به دنبال دارد.باید توجه داشت در محل گزیدگی مارهای سمی، اثر نیش به صورت دو حفره کوچک دایره مانند مشخص است در صورتی که این اثر هنگام گزیدگی توسط مارهای غیرسمی، هلالی شکل است.

مواجه شدن با یوزپلنگ

درجنگل های مناطق جنوبی یا کوهستانی احتمال رویارویی با شیر یا یوزپلنگ وجود دارد. هنگام مشاهده شیر یا ببر باید آرامش و خونسردی حفظ شود و فرد با استفاده از دستان یا لباس های خود طوری وانمود کند که بزرگ به نظر برسد و پس از آن با آرامش بدون بازگشت به سمت دیگر به طرف عقب حرکت کند. گفتنی است شیر ایرانی یکی از گونه های در حال انقراض است که زیستگاه آن در جنگل های نواحی جنوب زاگرس و خوزستان و جنگل های اطراف رودخانه کرخه، دز، کارون تا دشت ارژن واقع در غرب شیراز است.

مقابله با گرگ

هنگام برخورد با گرگ بهتر است آرام و آهسته به سمت زمین های سفت و نواحی گرم تر حرکت کرده و در صورتی که افراد مورد حمله واقع شوند، با فریاد زدن و پرتاب سنگ و چوب اقدام به فرار کنند. افرادی که به صورت گروهی حرکت می کنند کمتر مورد حمله گرگ ها قرار می گیرند. زیستگاه این جانور در نواحی شمالی و جنگل های آستارا و جنگل های غربی است.

با بهره گیری از تارنمای حیات وحش و

کانون تحقیقاتی طبیعت وتمدن

حیات وحش تالش – پݖرزه

نام تالشی : پݖرزه pırzə

نام علمی : Capreolus capreolus

نام انگلیسی: Roe deer

نام فارسی: شوکا ،آهوی شاخدار

این حیوان اکثرا زیستگاههایش را طوری انتخاب می کند که در مجاورت نهر، چشمه، جویبار یا رودخانه باشد؛ بیشتر در میانکوه حد فاصل جلگه و قله به اصطلاح تالشی بین گیریه گیلون زندگی میکند شوکا روزها را به استراحت می گذراند و شب ها به چرا می رود، جوانه های درختان و درختچه ها و برگهای جوان آنها در جنگل های انبوه غذای ترجیهی اوست.کوچکترین گوزن ایران است که در جنگل های گیلان وتالش زندگی می کند.

آمار دقیقی از تعداد این حیوان در دست نیست و جنگلهای سیاهکل، فومن، شفت تالش و ماسال عمده زیستگاهایش به شمار می آید.
این حیوان اگرچه بسیار ترسو است و به ندرت از جنگل خارج می شود، اما جانوری تکرو است و از قلمرو خود در برابر شوکاهای دیگر دفاع می کند.

پوست او در تابستان در قسمت پشت و پهلوها سرخ زنگاری تیره تا سرخ قهوه ای و زیر شکم زرد و در زمستان پشت و پهلو ها دودی قهوه ای و زیر شکم سفید است.

طول بدن این جانور 130 سانتیمتر و نر بالغ آن 30 کیلوگرم وزن دارد و تعداد شاخک هایش از شش یا هشت تجاوز نمی کند.

مشخصات: جثه به مراتب کوچک‌تر از مرال و تقریباً به اندازه آهو است. به علت بلندتر بودن پاها از دست‌ها، کمی قوزدار به نظر می‌رسد. دم بسیار کوتاه و نامشخص است. موهای تابستانی کوتاه و نرم به رنگ قهوه‌ای متمایل به قرمز، موهای زمستانی نسبتاً بلند و کلفت، به رنگ خاکستری‌آند، در این فصل رنگ کفل ها سفید است. شاخ‌ها ناصاف است. هر یک از شاخ‌ها در تمام دوران زندگی فقط سه شاخک دارد (در موارد نادری چهار یا پنج شاخک نیز مشاهده شده است). شاخ‌خا در اواسط پاییز می‌افتند. شاخ جدید که کرک‌دار است در طول زمستان رشد می‌کند و در فصل بهار کامل می‌شود. در نرهای یک ساله شاخ‌ها شاخک ندارد ولی در برخی یک شاخک مشاهده می‌شود.بیشترین رشد شاخ در سنین بین چهار تا هفت سالگی است.

اندازه‌ها: طول سرونته 95 تا 135 سانتی‌متر، دم 2 تا 3 سانتی‌متر، ارتفاع 65 تا 75 سانتی‌متر، وزن 15 تا 30 کیلوگرم.

عادات: هم روز و هم شب فعال است. چرای اصلی اوایل صبح و غروب در فضای باز انجام می‌گیرد. معمولاً در بهار و تابستان به صورت انفرادی زندگی می‌کند. در این زمان هم نر و هم ماده برای خود قلمرویی ایجاد نموده و از آن دفاع می‌کنند، قلمرو حیوان به وسیله ادرار، مالیدن غده‌های صورت و شاخ زدن به گیاهان انجام می‌گیرد. شوکاها گاهی نیز به صورت زوج یا دسته‌های کوچک (در فصل زمستان) مشاهده می‌شوند. حس بویایی، شنوایی و بیانایی قوی است. به خوبی شنا می‌کنند. در محل زندگی خود اغلب بی‌حرکت هستند، به محض احساس خطر به صورت مخفی و با پرش‌های بلند فرار می‌کنند.

غذا: اغلب از علوفه، برگ‌ها و سرشاخه‌هاي درختان و نيز قارچ تغذيه مي‌كند. درموقع نوشيدن آب برخلاف ساير سم داران كه لب‌ها را روي آب قرار مي‌دهند، شوكا آب را مانند سگ، به وسيله زبان مي‌نوشد. شوكا چند نوع صدا دارد. در موقع احساس خطر شوكاها صدائي شبيه واق واق سگ مي‌دهند. در فصل جفت‌گيري و در زماني كه بچه‌دار هستند نيز صداي خاصي دارند.

توليد مثل: مستي شوكا اغلب در اواخر تيرماه شروع مي‌شود و حدود يك ماه ادامه دارد. شوكا ينر برخلاف مرال حرمسرا ندارد و به نظر مي‌رسد فقط با يك ماه ادامه دارد. شوكاي نر برخلاف مرال حرمسرا ندارد و به نظر مي‌رسد فقط با يك ماده جفت‌گيري مي‌كند. در زمان جفت‌گيري شوكاي نر براي مدتي طولاني ماده را تعقيب مي‌نمايد. آثار لگدمال شدن گياهان به صورت دايره و يا 8 مشخص است كه آن دايره افسون‌گري (witch circle) مي‌گويند. شوكاها تأخير باوري (Delayedimplantation) دارند زيرا پس از جفت‌گيري، رشد سلول تخم حدود چهار ماه و نيم متوقف مي‌ماند، بنابراين آبستني حدود 10 ماه طول مي‌كشد. برخي از شوكاها نيز ممكن است در پاييز جفت‌گيري كنند كه در اين صورت تأخير باوري ندارند و مجموع آبستني آنها پنج ماه و نيم است. زايمان در اوايل بهار صورت مي‌گيرد. مادر بچه‌هايي را كه سال قبل متولد شده‌آند تعقيب نموده و آنها را از خانواده جديد مي‌راند. تعداد دو و به ندرت سه بچه مي‌زايد. بچه‌ها داراي سه رديف طولي خال‌هاي سفيدند و در زمان تولد حدود يك و نيم كيلو وزن دارند. بچه‌ها همزمان شير نمي‌خورند چون آنها 10 تا 20 متر با هم فاصله دارند. مادر بچه‌ها را به مدت سه تا هفت روز در بين علف‌ها مخفي مي‌كند. حدود سه ماه شير مي‌خورند و در 14 ماهگي به سن بلوغ مي‌رسند. شوكاها حيواناتي بسيار حساس و مهاجم هستند. در منطقه سمسكنده، يك رإس شوكاي نر در محوطه نگهداري گوزن‌هاي زرد رها شده بود. در زماني كه براي گوزن‌ها غذا ريخته مي‌شد اين شوكا به گوزن‌ها كه از نظر جثه و شاخ چندين برابر او بودند حمله مي‌نمودند و اجازه نمي‌داد قبل از سير شدن او هيچيك از گوزن‌ها به غذا نزديك شود. در حالت اسارت برخلاف اكثر جانوران عمر طولاني ندارد و معمولاً بيش از سه سال قادر به زندگي در باغ وحش‌ها نيستند ولي در طبيعت حدود 10 سال عمر مي‌كنند.

وضعيت فعلي: دشمن طبيعي شوكا پلنگ، گرگ، شغال، گربه جنگلي و پرندگان شكاري است. به علت جثه كوچك‌شان در مناطق برف گير آسيب پذيرند. شكارچيان از طريق تقليد صداي شوكاها، (صدائي شبيه سوت، كه با گذاشتن دو برگ روي هم ايجاد مي‌كنند) باعث آمدن شوكاها به طرف صدا مي‌گردند و يا با ساختن كومه در محل آبشخورها آن را شكار مي‌كنند. با توجه به قطع بي‌رويه درختان جنگلي و تخريب زيستگاه احتمال دارد در آينده‌اي نه چندان دور نسل آن در معرض خطر انقراض قرار گيرد.

گردآوری رمضان نیک نهاد با بهره گیری ازدرگاه کویر

اسب های بومی گیلان وتالش (کاسپین و هاب )

در تاریخ فلات ایران ، انسان را بدون اسب نمی شود تصور کرد. رابطه این دو موجود آنچنان به هم نزدیک است که طی قرن ها هیچ گاه یکی بدون دیگری ظاهر نشده است . انسان با اسب،کشاورزی کرده، به شکار رفته، بارهایش را جابه جا کرده، به میدان جنگ رفته وکشورگشایی کرده تا نشان دهد پیشرفت هایش تا چه اندازه مدیون اسب است.این پیوند باتوجه به نوع زندگی کوهستانی و دامداری وکشاورزی بومیان گیلان وتالش بسیار عمیق تربوده ، طوری که در فرهنگ و ضرب المثل های محلی اسب جایگاه خاص ومحبوبی داشته است .

در شاهنامه فردوسی اسب های مشهور اساطیری یکی پس از دیگری ظاهر می شوند و در کنار پهلوانان نام آور نقش آفرینی می کنند. نقش اسب در داستان های شاهنامه بیشتر در هفت خوان رستم پررنگ است.حتی در نواحی تالش نشین مکانهای به نام رستم و رخش به چشم میخورد از جمله مکانهایی کوهستانی در ماسال بنام رَشی آخور یا روستمی ویس پینج وجود دارد که خود گویایی از پیوند اسب اساطیری رخش با زندگی مردمان بومی گیلان وتالش دارد .

اسب هاپ تالشی :

اسب هاپ تالشی ،بسیار قدرتمند و بردبارند، اسبهای تالشی زیبا، باهوش، شجاع واستقامتی و نجیبند و یال و دمی زیبا دارند، چشم هایشان هم درشت است و براق و گوش هایشان کوچک و ظریف است. از گذشته تا به امروز اکثر مردان تالش از این نژاد اسب برای کار استفاده میکنند و فصل هایی هم که کار نیست اسب را در شالیزار ها رها می کنند .

اسب های تالشی ، ساز گار باشرایط سخت کوهستان و جلگه است ، اسب ومادیان های تالشی عموما بدون مراقبت مالکین خود به صورت صحرایی زندگی و کمتر به صاحبان خود وابستگی دارند در گذشته گله های اسب (ایلخی ) در همه روستاها وجود داشت اما امروزه تعداد آنها به دلیل زندگی ماشینی وعدم کاربرد گوشت وفرآورده های آن بسیار کم شده است امروز برعکس گذشته که همه مردان تالشی اسب خودرا داشتند کمتر خانواده ای دارای اسب است .

اسب های بومی گیلان وتالش کاسپین وتالشی نیاز به حمایت بیشتری برای حفظ وبقای خود دارند .

اسب های تالشی ، برای مسابقات اسب دوانی باتوجه به ویژگی قدرتی استقامتی خود بسیار طرفدار دارد . در سالهای اخیر که بیشتر مسابقات اسب دوانی در گیلان وتالش مورد توجه بوده ، این اسب ها درخشش خوبی از خود نشان داده اند. از گذشته تاامروزدر دیار تالش علاوه براسبهای تالشی از اسبهای نژاد کاسپین نیز نگهداری می کنند این اسبها با ساز گاری شرایط سخت کوهستان ، موفقیت چشمگیری داشته اندحتی از نظر ژنتیکی با پیوند با اسب تالشی ،نژادهای دورگه خوبی برجای نهاده اند .

قدرت و استقامت دو صفت جدا نشدنی از اسب های تالشی ست. با این حال آنها نیز مریض می شوند و کارشان به درمان دامپزشکی می کشد و گاه به دلیل بیماری جانشان را از دست می دهند. آبسه، شپش، ملانوما، تب لجن، ادم، کچلی، سویت ایچ، زگیل، انسداد مزمن ریوی، آنفلوآنزا، فلج حنجره، کم خونی، تورم گره های لنفاوی، آرتریت، میخچه، کزاز، بیماری علف، استخوانچه های اضافی، مسمومیت، سقط جنین، قولنج و لنگش فقط بخشی از بیماری هایی است که اسب ها را ناتوان می کند.

برخی اسب ها هرگز شانس درمان بیماری شان را پیدا نمی کنند، ولی اسب های خوشبخت مورد توجه ویژه صاحبانشان هستند، از بهترین خدمات درمانی بهره مند می شوند و دوباره به روی زندگی لبخند می زنند.

رئیس هیئت سوارکاری ماسال از ثبت نژاد اسب «هاب» تالش خبر داد و گفت: با این ثبت نژاد اسب «هاب» تالش مانند اسب «کاسپین» شناخته می‌شود.

خبرگزاری فارس: نژاد اسب «هاب» تالش ثبت می‌شود

در گذشته در تمام گیلان وتوالش صنعت وپرورش اسب رونق داشته است تا حتی کمتراز نیم قرن پیش در روستاهای گیلان مشاغل پرورش ایلخی ، نعل بند ی و پالان دوزی ، چارواداری … در تمامی روستاها وجود داشت . که متاسفانه با پرچیدن این مشاغل کمتر اسب یا مادیانی از خدمات نعل بندی استفاده می کند .

تندیس مردتالش اسب سوار ماسال

اولین همایش اسب تالش در تاریخ نهم خرداد ماه در پارک ساحلی شهرستان ماسال به همت اداره ورزش و جوانان شهرستان ماسال و هییت سوارکاری شهرستان ماسال با حمایت شهردای و شورای اسلامی این شهرستان در حضور انبوه جمعیت مشتاق و علاقمند برگزار گردید. برگزاری مسابقات مالکان اسب‌ها را به نگهداری و احیای اینگونه نژادها ترغیب می‌کند.

اسب خزر(کاسپین )

اسب خزر(کاسپین ) اصیل‌‌ترین و قدیمی‌ترین اسب ایران و جهان است. حیوانی با قد 90 تا 130 سانتی‌متر كه با وجود قد كوتاه خود، تمام خصوصیات یك اسب كامل را داراست.

اسبچه خزر ايرانى: خاستگاه نژادى آن دامنه هاى شمالى سلسله جبال البرز بوده و براى زيستن در جنگل هاى انبوه شكل يافته است و داراى بوله محكم، سم هاى بادوام و قد كوتاه بوده و براى عبور از جنگل و مناطق پرگل و لاى و بارانى مناسب است.

ویژگی‌های كاسپین تمام عیار عبارت است از : 1. رام، مهربان با خلق و خوی خوش 2. سر كوچك 3. چشمان درشت 4. گوشهای كوتاه 5. پیشانی عریض و پهن 6. پشت كوتاه و كپل بلند7. پاهای ظریف و خوش فرم 8. سم‌های بیضی شكل و محكم 9. بدن جمع و جور و عضلانی10. دم و یال پر پشت و رنگ یك‌پارچه تعداد این نژاد در جهان 1300 راس و در ایران حدود 1000 راس تخمین زده شده و موسسه بین المللی ALBC از آن به عنوان یك نژاد در معرض خطر انقراض نام برده است.

زیستگاه اصلی اسب کاسپین کرانه جنوبی دریای خزر است و نژاد آن در حال انقراض است و تلاش برای بقای آن توسط علاقه مندان آغاز شده است به نحوی که هم اینک تعداد این اسب های کمیاب در کشور به 2500 رأس و در گیلان به 50 رأس رسیده است.

تحقیقات علمی از جمله درKentucky University كاسپین را به عنوان جد اسب اصیل خوزستان (عرب) معرفی می‌كند و آن را یكی از 4 جد اولیه اسب‌های امروزی شناخته بر خلوص ژنتیكی بی مانند آن صحه گذاشته‌اند،این بدان معناست كه اسب خزر ایران در تكامل و بوجود آمدن تمامی اسب‌های خون گرم دنیا نقش اساسی داشته است. امروزه به جز قسمت‌های شمالی ایران (نوار سر سبز حاشیه دریای خزر)كه زیستگاهع اصلی اسب خزر محسوب می‌شود محلهای دیگری از كشور ایران به تولید و پرورش این نژاد می‌پردازند از جمله تهران-كردان كرج،استان گلستان، منطقه تالش و رضوانشهرمی‌باشد.

سر کوچک، چشمها درشت و برجسته، پیشانی کمی محدب و گوشها کوچک است. پوزه آن‌ها معمولاً کوچک و دارای منخرین باز هستند. گردن آن‌ها معمولاً قوس دار، باریک و دارای تناسبی مطلوب می‌باشد. یال و دم پر پشت و زیبا، کمر تا حدودی کشیده و بدن آن‌ها تقریباً باریک است. اندام حرکتی در عین ظرافت دارای استخوان بندی بسیار قوی و محکمی می‌باشد. دارای سم بسیار سفت و بیضی شکل است که احتیاج به نعل بندی ندارد. از نظر رنگ این نژاد به رنگ‌های سفید، سیاه، نیله یا خاکستری، کرنگ، کهر همانند رنگ کرنگ می‌باشد فقط یال، دم، دست و پا سیاه می‌باشد. سمند که همانند رنگ طلایی است فقط موهای یال، دم و قسمت‌های پایینی دست و پا سیاه‌است. در این نژاد تا کنون اسب ابلق دیده نشده‌است. قد اسب خزر کمتر از ۱۲۰ سانتیمتر است.

اسب خزر فاقد Parietal Crest در جمجمه خود می‌باشد.استخوان کتف در اسب خزر پهن تر از سایر نژادهای ایرانی بوده و بیشتر به استخوان کتف نشخوار کنندگان شبیه‌است.متاکارپ و متاتارس اسب خزر نسبت به قد حیوان بلند تر و باریک تر می‌باشد.شش مهره اولی سینه‌ای دارای تیغه پشتی دراز تر نسبت به سایر نژادها می‌باشند و به خاطر همین اختلاف، جدوگاه در اسب خزر بسیار بالاتر از کپل قرار می‌گیرد.سم اسب خزر باریک و بیضی شکل و بیشتر شبیه به سم Equus Asinus است تا شبیه سم.

تولید مثل در اسب خزر کاملاً شبیه اسب می‌باشد. اسب خزر دارای تولیدمثل فصلی است یعنی دو فصل متمایز شامل فصل تولیدمثل و فصل غیرتولیدمثل در آن‌ها وجود دارد، اما تولیدمثل غیرفصلی نیز در آن‌ها قابل مشاهده است. مادیان‌های خزر 321 تا 354 روز باردار هستند و متوسط طول دوره آبستنی‌شان 334 روز- حدود 11 ماه- می‌باشد. طول دوره فحلی (همان چرخه تولیدمثل مادیان که در فواصل زمانی منظم در طول فصل تولیدمثل وجود دارد) 24 روز می‌باشد.

از رمضان نیک نهاد با بهره گیری از ویکی پدیا وتارنمای نژاد اسب و تصاویرازنت

معرفی حیات وحش تالش – آزا لَه لَه

نام تالشی : آزا لَه لَه ، آزامای

نام فارسی : قزل آلای خال قرمز

نام علمی : Salmonidae

رودخانه های گیلان وتالش زمانی که از ارتفاعات ییلاقی سرازیر میشوند ، اغلب دهها کیلومتر از نواحی بکر جنگلی عبور می کنند تا به جلگه برسند در این مسیر آب رودخانه زلالی خودرا همراه با اکسیژن حفظ می نماید .دمای آب حتی در گرمترین روزهای تابستان کمتر از 20 درجه است .همه این ویژگیهای رودخانه های کوهستانی تالش ،و زیستن انواع حشرات ، پروانه ها وسنجاقک ها در اطراف رودخانه بستری فراهم می نماید که زیباترین ماهی سردابی ، یعنی قزل آلای خال قرمز که به تالشی آزا لَه لَه یا آزا مای خوانده میشود ،بتواند در آن زیست نماید .

 

در گذشته نه چندان دور کمتر از نیم قرن پیش رودخانه های کوهستانی از این نوع ماهی های زیبا را فراوان داشت متاسفانه در سالهای اخیر به علت صید بی رویه و در مواردی صید بی رحمانه با سم و کلر نسل این نوع ماهی روبه انقراض گذاشته است .

رودخانه های گیلان وتالش بستر بسیار مناسبی است که اگر متولیان محیط زیست وشیلات بکوشند خیلی سریع می توانند با تزریق بچه ماهی های خال قرمز ، جلوی انقراض این ماهیها را بگیرند .حتی می توانند با پروررش زیاد این ماهی موجب جذب توریست و در آمدزایی با صید قانونمند در زمان فراوانی شوند . در سالهای اخیر اقداماتی جهت احیا و تکثیر ماهیان کمیاب در شمال کشور انجام دادند اما کافی نبوده است .

 

رنگ اين ماهي در كل زرد متمايل به طلايي است و رنگ آن در پشت زيتوني روشن مايل به قهوه اي است و پهلوها زرد متمايل به طلايي است و به سمت شكم متمايل به سفيد تا سفيد است.برروي بدن اين ماهي خصوصا در نيمه بالايي آن داراي خالهاي بسيار خوشرنگ قرمزي است كه از سر تا دم اين ماهي پراكنده اند و ميان آنها خالهاي ريزتري به رنگ سياه موجود است.

 

حداكثر طول بدن اين ماهيها هشتاد سانت ولي به طور معمول بين پنجاه تا شصت سانت است اين نژاد از قزل آلاها در نوع نر آن بلوغ در دوسالگي و در نوع ماده آن بلوغ در سه سالگي است اصولا محل زندگي اين ماهي در رودخانه هايي با آب سرد و تميز و پر اكسيژن است و تغذيه آن بيشتر از حشرات و آبزيها و پستانداران و خزندگان كوچك است.

قزل الا آب هاي سرد و پر اكسيژن را ترجيح ميدهد ، انواع قزل الا دما هاي متفاوتي را دوست دارند ليكن دماي مطلوب براي آنها عمدتا بين 10 تا 20 درجه نوسان دارد. اگر دماي آب بالا رود قزل الا به مناطق عميق تر اب كه سرد تر است پناه ميبرد . هر چه گرماي آب بيشتر باشد اكسيژن آن كمتر است . انها مجبورند براي زنده ماندن بين دماي اب و اكسيژن آب توازني را برقرار سازند ، هر چند برخي از گونه هاي قزل الا نسبت به تغيير اين عوامل سازگار تر هستند.


هنگامي كه دماي آب مناسب است قزل آلا ها بيشتر فعاليت ميكنند و زياد تغذيه مي نمايند و در اين شرايط يك ماهيگيري ايده آل در انتظار شماست. وقتي دماي آب پايين تر از 10 درجه برود ، سوخت و ساز بدنش افت ميكند و كمتر تغذيه ميكند و زماني كه دماي آب بالاتر از 20 درجه رود احساس ناراحتي ميكند و سوخت و ساز بدنش بالا رفته وكمتر مي تواند اكسيژن مورد نياز خود را كسب كند و در نتيجه تغذيه آنها متوقف ميشود.قزل آلا براي سازگاري با محيط اطراف خود در آب حركت ميكند و در زمان گرم شدن آب به مناطقي كه سايه داشته باشد يا عميق تر باشد ميرود و در زماني كه آب سرد باشد بيشتر به سطح آب نزديك ميشود.


كدر شدن آب مي تواند مشكلاتي براي اين ماهي بوجود بياورد ، در آبهاي كدر و تيره اكسيژن كمتري مي تواند كسب كند و ديد كمتري هم دارد . اگر قزل آلا نتواند ببيند ، نميتواند به آساتي تغذيه كند و قاعدتا توان ديدن طعمه سر قلاب شما را هم نخواهد داشت . كساني كه مي خواهند در فصول مختلف سال از ماهيگيري لذت ببرند بايد از شرايط محيط زيست مكان ماهيگيري از قبيل دماي هوا ، پوشش ابرها و شرايط آب آگاهي داشته باشند . اينگونه ميشود پاسخ سوال برخي از ماهيگيران را داد كه چرا هفته پيش چند عدد قزل آلا در اين محل گرفتم ولي امروز موفق به صيد حتي يكعدد هم نشدم را بدهيم !

در آب هاي كم عمق ماهي قزل الا بيشتر احساس خطر ميكند و ممكن است توسط شكارچياني مثل پرندگان يا موجودات ديگر صيد شود ، براي همين سعي ميكند به نقاط امن تر كه كمتر دست يافتني باشند پناه ببرد . زير شاخه درختان ، كنار بوته ها ، زير سنگ ها و .. مكان هاي مناسب براي مخفي شدن هستند.

 

این ماهی از لحاظ شکل ورنگ بسیار متنوع می باشد،. قزل آلای خال قرمز منحصرا گوشتخوار است و از حیوانات کوچک آبزی وحشراتی که به آب سقوط میکنند ، تغذیه میکند.فصل تخمریزی این ماهی در پاییز است و تخم ریزی آن در نقاط کم عمق آب در مبدا رودخانه و در جریان های مناسب انجام میشود. در اواخر شهریور و مهر تخم های فراوانی در تخمدان خود دارد و وزن آن افزایش پیدا کرده و شکمش پایین می افتد و از خوردن غذا امتناع میکند. ماهیان ماده به وسیله غده تناسلی خود ترشحاتی را منتشر میکند که متصاعد شدن بوی آن ماهیان نر را جلب میکند.در حین مهاجرت چندین ماهی نر ، ماهی ماده را احاطه و تعقیب میکنند.ماهی ماده ابتدا با پوزه خود برگ ها و مواد زائد اضافی محل تخم ریزی را پاک کرده و سپس بوسیله باله دمی خود حفره ای به عمق 15-10 سانتی متر در بستر شنی ایجاد نموده و با قرار گرفتن ماهی نر در کنار آن تخم ریزی لقاح انجام میشود.

 

قزل‌آلا اصولاً یک ماهی شکارچی و پُراشتها است. این ماهی از خانوادهٔ آزادماهیان بوده و نسبت به تغییرات دما و مواد غذایی حساسیت خاصی از خود نشان می‌دهد و هنگامی که پناهگاه مناسبی برای خود دید به راحتی آنجا را از دست نمی‌دهد و از نوع رنگین کمان باهوش‌تر است،همجنین به خاطر شرایط زیستی شان به صورت پرورشی نیستند و از دست انسان غذا نمیخورند به همبن علت کمیابند .ماهیان جوان برعکس ماهی‌های مسن در سطح آب بیشتر یافت می‌شوند، ماهی ماده در سه سالگی و ماهی نر در دو سالگی به سن بلوغ می‌رسند.

از رمضان نیک نهاد