نام تالشی : شال şal

نام علمی : Canis aureus

نام فارسی: شغال

مشخصات: جثه شبيه گرگ ولي به مراتب كوچك‌تر از آن است. گوش‌ها، دست و پا و دو طرف بدن گندمگون، زير بدن زرد زنجبيلي و يا تقريباً سفيد است. (رنگ شغال‌هاي جنوب ايران روشن‌تر از شغال‌هاي نواحي شمال است). قسمت انتهايي دم گاهي بريده به نظر مي‌رسد و رنگ آن تيره‌تر است. در موقع دويدن معمولاً دم را پايين و بين پاها نگه مي‌دارد.

اندازه‌ها: طول سر و تنه 50 تا 100 سانتي‌متر، دم 20 تا 30 سانتي‌متر، ارتفاع 38 تا 50 سانتي‌متر، وزن 6 تا 15 كيلوگرم.

زيستگاه: در اغلب زيستگاه‌هاي ايران زندگي مي‌كنند، بوته‌زارهاي نواحي پست، سواحل دريا، اطراف تالاب‌ها، محل‌هاي ريختن زباله و اطراف مناطق مسكوني را ترجيح مي‌دهد.

عادات: شغال‌هايي كه در اطراف مناطق مسكوني زندگي مي‌كنند عموماً شبگردند ولي در ساير مناطق ممكن است در طول روز نيز مشاهده شوند. به صورت انفرادي، جفت و گاهي گروهي زندگي مي‌كند. معمولاً لانه مشخصي ندارند، گودال‌ها، سوراخ‌هاي طبيعي، شكاف سنگ‌ها، و لانه متروكه ساير جانوران را براي ايجاد لانه و تولد نوزادان انتخاب مي‌كند. در اوايل غروب و گاهي در طول شب معمولاً شغال‌ها به صورت دسته‌جمعي زوزه‌اي، شبيه جيغ انسان سر مي‌دهند.

زوزه ی دلنشین شغال ها در اوایل پاییز و اوایل بهار که موسم جفت گیری آنان نیز می باشد، با تاریک شدن هوا بیش از هر زمانی در شالیزارها و بیشه زارهای گیلان وتالش شنیده میشود

شغال زمانی که با همهمه و غوغا و آزار زیاد شکارگران و روستائیان روبه‌رو شود اعصابش از کار می‌افتد و برای مدتی به حالت اغماء و بی‌هوشی می‌رود. به این حالت شغال‌مُردگی گفته می‌شود. روستائیان در قدیم می‌پنداشتند که شغال عمداً چنین می‌کند و در فارسی زبانزد شغال‌مردگی و خود را به شغال‌مردگی زدن کنایه از افرادی است که ظاهراً خود را کوچک و مظلوم وانمود می­کنند ولی در باطن آن چنان نیستند.

غذا: شغال‌ها حيوانات كم توقعي هستند و غذاي خود را از منابع مختلفي تأمين مي‌كنند. اغلب اوقات از لاشه حيوانات، باقي‌مانده غذاي طعمه‌خواران، و زباله تغذيه مي‌كنند. گاهي هم پستانداران كوچك، پرندگان، خزندگان، و حشرات را شكار مي‌كنند، در مواقع كميابي اين منابع غذايي، كاملاً گياه‌خوار مي‌شوند و از ميوه تغذيه مي‌كنند. معمولاً شغال‌ها نمي‌توانند به حيوانات پير و ناتوان و نيز نوزادان آنها حمله‌ور مي‌شوند و با گاز گرفتن گردن يا گلو، آنها را از پاي در مي‌آورند.

توليدمثل: معمولاً در فصل زمستان جفت‌گيري مي‌كنند. در موقع جفت‌گيري نر و ماده بين 15 تا 20 دقيقه به هم قفل شده و قادر هب جدايي از يكديگر نيستند. مدت آبستني حدود دو ماه است و سه تا هشت بچة كوروكر مي‌زايند. پدر و مادر مشترك از بچه‌ها مراقبت مي‌كنند. بعد از 10 روز چشم‌ بچه‌ها باز مي‌شود، در سه هفتگي شيرخوارگي پايان مي‌يابد و تغذيه با گوشت نيمه هضم شده‌اي كه توسط والدين برگردانده و در اختيار آنها گذاشته مي‌شود صورت مي‌گيرد. از دو ماهگي به بعد همراه والدين به شكار مي‌روند. در شش ماهگي مستقل مي‌شوند. در يك سالگي قادر به توليدمثل هستند. طول عمر حدود 16 سال است.

گردآوری از : رمضان نیک نهاد