به زنبور عسل در زبان تالشی ، عَسَلَه مِش می گویند . عَسَلَه مِش یکی از جانداران  زیبای وحش تالش است ، و رابطه همزیستی مطلوبی بین تالش ها و زنبور عسل وجود دارد ، پیوندی که ریشه ای عمیق در علایق و خوی مشترک زیست محیطی آنها دارد ، تالشها هم مانند زنبورهای عسل عاشق طبیعت سرسبز و گلهای رنگین و زیبا و در ختان و جنگل هستند .

666پژوهش های تاریخی وعلمی نشان می دهد که که زنبور عسل خیلی پیش از انسان در روی زمین به وجود آمده و زندگی می کرده است. کاوش های علمی در اعماق زمین نشان می دهند که زنبور عسل حدود ۱۵۰ میلیون سال پیش وجود داشته و مشغول فعالیت و زاد و ولد بوده است منتها با این تفاوت که در آن زمان فاقد یک زندگی اجتماعی بوده و هر زنبور لانه ی مخصوص به خود را ساخته و در آن زندگی می کرده است.
زنبورهای عسل در خیلی از نقاط کوهستانی ایران به ویژه مناطق تالش نشین گیلان به علت سرسبزی منطقه و فراوانی گلها همیشه استعداد بیشتری برای زندگی داشته است . باران مداوم این نقاط باعث رشد و نمو انواع گلها و گیاهان آن شده و زمینه را برای زندگی زنبور عسل مساعد می کند. در استانهای شمالی ایران از قدیم الایام زنبور عسل به صورت وحشی در جنگل های انبوه آن زیسته و هنوز هم در برخی نقاط مرتفع در ییلاقهای تالش برفراز درختان سربه فلک کشیده و کَنگول در بین سوراخهای بالایی غیر دسترس انسان زندگی می کنند و عسل تولید می نمایند .

66666

گاهی که ملکه ها زنبور عسل به اصطلاح تالشی پَره می کنند اگر پَرَه جدید احساس نا امنی نماید و اگر آزاد باشد به جنگل می رود وملکه جدید با پَره خود بروی درختی می نشیند .بسیاری از تالشها مهارت خاصی در گرفتن این نوع پَره دارند و با گرفتن پَره که گاهی از فرسنگها راه دور آمده شکار می نمایند و به پرورش آن می پردازند اینگونه که پدران ما می گویند در گذشته های دور آنقدر درختان تالش در کوهها عسله مش داشتند که عسل یکی از خوراکهای اصلی خرسهای جنگل تالش را تشکیل می داد ودلیلی برفراوانی خرسها در جنگلها ی تالش بوده است در گذشته های دور بیشتر عسلی که مردم تالش تهیه می کردند به صورت کاملا طبیعی از زنبورهای عسل آزاد ووحشی بوده است .

بعدها که مردم تالش چگونگی فراگیری گرفتن ملکه پره ونگهداری آن را یاد گرفتند از کنده درخت برای زندگی مصنوعی آنها سوراخی ایجاد نمودند که به زبان تالشی به آن عسلَه کندع می گویند، که در واقع همان کندو است که به گمانم این نام ریشه درزبان تالشی دارد چون محل یک کلونی در یک کنده چوب جای می گرفت .تالشان به هرکلونی زنبور ، ایی چوئَه مِش می گویند .

هر کلنی یا مِشَه چوئَه  شامل ملکه ، چند زنبور نر ، هزاران کارگر و نوزاد است .زنبور ملکه بزرگتر از زنبور کارگر و طویل تر از زنبور نر است و تنها یکبار جهت جفتگیری از کندو خارج می شود.وظیفه عمده ملکه تخم گذاری بوده و در طول اوج فصل پرورش نوزادان بین ۱۵۰۰ تا ۳۰۰۰ تخم می گذارند.جفتگیری ملکه با تنبل ترین زنبورهاست و تنها وظیفه آنها جفتگیری با ملکه است. ارگان نرینه زنبور نر موفق, پس از جفتگیری شکسته و در ارگانلهای حیاتی ملکه گیر می کند و باعث مرگ زنبور نر می شود و ملکه ۳ الی ۴ روز بعد از جفتگیری تخمگذاری می کند.
زنبور های کارگر، کوچکترین و پرجمعیت ترین زنبوران عسل هستند و ۹۸ درصد جمعیت کلنی را تشکیل می دهند .وظایف یک زنبور کارگر عمل پاکسازی و نظافت تغذیه و مراقبت از نوزادان شان سازی کمک کردن به ملکه ، پرواز جهت یابی تهویه کندو وظایف محافظتی جاسازی عسل ، گرده ، شهد و آب در سلولها جلوگیری از غارت و نگهبانی است

6666

برخلاف زنبورداران امروزی که موم وجایگاه عسل ریزی را برای زنبور می سازند در گذشته به طور طبیعی زنبور خود جایگاه مومی را که درتالشی به آن شان یا عَسَلَه شونَه می گویند .شان یاشونه به تالشی به چیزی می گویند که پی در پی حفره یا بَرَه جَه داشته باشد .


عسل طبیعی کوهستان تالش از گذشته تاحال بهترین داروی بسیاری از بیماریها بوده در گذشته آنقدر فراوان بوده که گاه به جای شکر از آن استفاده می شد، با اینکه امروزه روشهای نگهداری مدرن شده است اما به دلایل گوناگون از جمله بیماری های مختلف ، سموم فراوان کشاورزی ، کم شدن گلها ودرختان ، صرفه اقتصادی و غیره این محصول ارزشمند بسیار کم شده است .
در گذشته های نه چندان دوردر حدود نیم قرن پیش که نگارنده خود شاهد آن بوده است ، در هرروستایی دهها نفر در مجاورت محل زندگی خود چند کندوی عسل هم داشتند که کمک حال زندگی کشاورز بود وآن را در کنار مزرعه برنج و دام و طیور و کرم ابریشم ، چای …پرورش می داد .ضمن آنکه این زنبور همزیستی خوبی با انسانها داشت ، بهترین محصول را به انسان می داد در بارآوری گلهای درختان میوه هم بسیار اثر گذار بود .انگار با کم شدن زنبور در منطقه تالش خیر روبرکت از بسیاری از درختان هم ازبین رفته است .برای مثال در آن زمانها درختان میوه از جمله درخت به (بی ) آنقدر محصول می داد که مردم تالش زیادی آن را در پشت بام در بین کلش نگهداری می کردند وکل زمستان از آن( بی ) استفاده می کردند .
زنبور عسل به روایت تاریخی (ص 35 تالش ها در عهد نادر شاه افشار) حتی در جنگ ودفاع از حریم استان گیلان وتالش کارساز شده است . در زمان نادرشاه وقتی تالشها مطیع خراج ومالیات برنیامدند سپاه نادر عزم به تصرف تالش می کند . حسن خان تالش (که غیر از آن حسن خان تالش آلیانی همراه میرزا کوچک خان است )درپی دفاع از دیار تالش همراه افرادش ، در دروازه شهر کندو های خشمگین زنبور عسل را هنگام ورود ماموران فاتحین به حرکت در آوردند.وقتی زنبور های خشمگین عسل اسب ها و سوار ها را گزیدند سواره ها از اسب ها افتادند و اسب ها جفتک زنان فرار کردند .،بقیه هم ماندن لشگر را صلاح ندانسته و به عقب برگشتند و از تصرف تالش منصرف شدند .

هنوز بسیاری از تالش های  مناطق کوهستانی بهترین عسل ها را تولید می نمایند که بیش از 80درصد عسل تولیدی آنها توسط تجار اردبیل خریداری میشود وبه عنوان عسل درجه 1 در آنجا فروخته میشود و برعکس عسلهای نامرغوب وتقلبی  از اردبیل به گیلان می آید وبه قیمت ارزان  به عنوان عسل تالش فروخته میشود . این روند بسیار به ضرر زنبوردار تالشی تمام میشود .

ازبین شهرهای استان گیلان  شهرتالش رتبه نخست را در تولید عسل دارد . اگرچه تولید انبوه عسل  در مناطق تالش نیاز به حمایت جدی مسولان کشاورزی دارد اما نگهداری به روش سنتی ومحدود زیبایی وجلو ه ای خاص به محیط زندگی  ما می دهد .به گمانم بسیاری از روستاییان تالش که مدام در روستا هستند خوب است زنبورداری محدود در حد کمتر از 5 کندو را تجربه نمایند . ونیاز های خانواده خودرا از این محصول غنی نمایند . خوشبختانه رویکردی خوبی در نگهداری محدود وخانگی در مناطق کوهستانی به چشم می خورد. امید اینکه این جاندار زیبا همیشه در دیار تالش و ایران ما باقی ماند .
از : رمضان نیک نهاد  با بهره گیری از دانشنامه رشد

 

 

از : رمضان نیک نهاد

 

گردآوری از : http://kados2.blogfa.com