داستان شاله ترسه ممد
مردي به نام ممد به علت ترس از شغال به «شاله ترسه ممد» (ممد ترسنده از شغال) معروف شده بود. او سه زن داشت و شب هنگام وقتي مي خواست از خانه بيرون برود زنانش مي بايست همانند محافظي او را همراهي مي كردند. آنها از دست او خسته شده بودند. بنابراين شبي ممد را در بيرون خانه تنها گذاشته، در را به روي او بستند. ساية شغالي از دور ديده شد و ممد پا به فرار گذاشت و به خانة مادرزن خود رفت. اما از آنجا نيز بر اثر شكستن سر پدرزن خود بيرون آمد و راهي جنگل شد. او با خرس و هفت غول بزرگ روبه رو شد. او ناخواسته خرس را كشت و با ترفندهايي هفت غول را تحت سلطة خود درآورد. سرانجام نيز با ياري غول ها شغال را از بين برد و به زندگي عادي خود بازگشت. داستان «شال ترسه ممد» از جمله داستان هاي شفاهي بومي گيلان و تالش زبانان است که اخیرا توسط محققان تالش به صورت کتاب چاپ ومنتشر شده است .
هدف ما در این وبلاگ معرفی فرهنگ مردم تالش و آشنایی هممیهنان گرامی با جاذبههای گرشگری شمال کشور به ویژه گیلان و تالش است