داستان سفر به مکه به زبان تالشی
مکه راهکو ایلَه روستا آرَسیمَه ویندِمَه جَنگی واسی چع مردوم همه چَکیل و کَه خرابینَه . ایتِه چمع پولی اَوون را کَه ساتِمَه ایتِه نی اَوون درمون کَردِمَه .
هَنی رادَلَکیمَه ای روستایی آرَسیمَه ویندِمَه چَوون خردِن هَمه یَتیمینَه یا نی اَنِشتاینَه چمع پَس مَندَه پولی اَ خِردنون سیرآکَردِمَه واوون سَرو سامونی دومَه .
تِیَه دَسینَه هَدَه چمع اسبینَه شیمه تاای روستایی آرَسیمَه ای داری بِنیکو جِوونی ویندِمَه کع چیراتینَه نِشتَه .
دَپَرسِمَه تع چع غِرسَه یی داری واتِشَه ایله کیلَه خش دارم چع دَه دَه واتَه چمع کیله کسی دَم کع اسب بِدارع . مع نی چمع اسبی اَی آدوئَه .
ویندمَه ده هیچی ندارم آگَردیمه چَمَه وِلَت . اِسَه غِرسَه هَرم کع چرا نشاتمَه خدا ویندِه .
حَکیمی واتَه :خدا مَگَه تَنخا مکه منده ؟
تع خدا زییارت کردَه .
تع خداراکه ساتَه .
تع خدا را ناخوش اَفالون درمون کَردَه .
تع خدا را انشتا مردومی سیر آکَردَه .
تع خدا را ای غرسه داره جِوونی از تنخایی دروواَردَه .
دانیشمندی واتَه مع کع مَکَه شَیمَه تع نَه وام : تع با اِشتع کارون کع ، دی یَرون را اَنجوم دوئَه رَه خدار بیابونی کو ویندَه ولی مع با اَکارون کع چمع نومی را انجوم دومَه خدا مکه کو نویندمَه !
——————–
برگردان فارسی :
مردی نزدحکیمی آمد و گفت:من سالها ثروتم رو جمع کردم که به مکه بروم و خدا رو زیارت کنم
در راه مکه که می رفتم به روستایی رسیدم که به خاطر جنگی ویران شده بود مردم زخمی بودند و سر پناهی نداشتند ،مقداری از ثروتم را خرج ساختن سرپناه و دارو برای مردم کردم .
دوباره راه افتادم به روستای دیگری رسیدم کودکان یتیم و گرسنه را دیدم با باقی مانده ثروتم برای انها غذا تهیه کردم.
بدون پول با اسبم به روستای دیگری رسیدم جوانی را دیدم زیر درخت نشسته بود تنها
و غمگین پرسیدم چرا غمگینی ؟ گفت دختری که دوسش دارم پدرش گفته دخترش را به کسی میدهد که اسب داشته باشد
من اسبم را به او دادم
دیدم دیگر هیچ چیز ندارم از ادامه دادن راه منصرف شدم و به شهرم بازگشتم
من بعد از این همه سال انتظار نتوانستم خدا را زیارت کنم
حکیم گفت :
مگر خدا تنهادر مکه است ! ؟
تو خدا را زیارت کردی
تو برای خدا سر پناه ساختی
تو برای خدا بیماران رادرمان کردی .
تو برای خدا گرسنگان را سیر کردی
تو برای خدا غمگینی را از تنهایی در اوری
حکیم گفت : من که به مکه رفتم به تو میگویم که تو با اعمالت که برای دیگران انجام دادی خدا را در بیابان دیدی اما من با اعمالم که تنها برای نام خودم بود ، خدارا درمکه هم ندیدم !
از : رمضان نیک نهاد

هدف ما در این وبلاگ معرفی فرهنگ مردم تالش و آشنایی هممیهنان گرامی با جاذبههای گرشگری شمال کشور به ویژه گیلان و تالش است