جشن ها واعیاد ایران باستان (شرح کامل )
اسامی 30 گانه روزهای باستانی
-1 اورمزد، هرمزد :
خداوند یکتا ،اهورامزدا 2- وهمن،
بهمن : انديشهنيك 3- ارديبهشت :
بهترین پاکی ،بهترين راستی 4-
شهريور : شهريارنیرومند وآرمانی 5- سپندارمذ : مهر پاک وفروتنی ،نماد عشق 6- خورداد ، خرداد : رسايي
وتندرستی 7-
امرداد : جاودانگي ،بی مرگی
8- ديبهآذر : آفريدگار روشنايي 9- آذر : آتش وفروغ 10-آبان : آب 11-خور، خير : خورشيد 12- ماه : ماه 13- تير،
تشتر : ستاره تیر و
باران،نماد و نشانه باران 14-گوش ،گئوس: حیوانات ،جهان 15-ديبهمهر : آفريدگار مهر،دادار 16- مهر : پيمان ،مهر ومحبت ودوستی 17- سروش : نداي دروني
،فرمانبرداری 18-
رشن : دادگستري وعدا لت 19-فروردين : نيروي پيشرفت ،فروهر 20- ورهرام : پيروزي 21- رام : رامش و شادمانی 22- باد : باد 23- ديبهدين : آفريدگار دين ،دادار 24- دين : وجدان ،بینش درونی 25- ارد : توانگري ، دارایی 26- اشتاد : راستي
27-
آسمان : آسمان 28- زامياد : زمين 29- مانتره سپند : کلام مقدس ،گفتار پاک 30- انارام : روشنايي بيپايان
جشن فروردینگان
دومین جشن فروردگان جشن امید«اسپیدا نوشت» است که در روز ششم فروردین وزادروز تولد زرتشت است سومین جشن فروردگان روز سیزده فروردین جشن سیزده بدر نام دارد در تقویمهای رسمی ایران این روز «روز طبیعت» نامگذاری شدهاست مردمان ایرانی برای نیایش و گرامیداشت سیزده بدر ، ایزد باران آور و نوید بخش سال نیک به کشتزارها و مزارع خود می رفتند و در زمین تازه روییده و سرسبز و آکنده از انبوه گل و گیاهان صحرایی به شادی و ترانه سرایی و پایکوبی می پرداختند و از گردآوری سبزه های صحرایی و پختن آش و خوراکی های ویژه غافل نمی شدند، دختران و پسران برای بستن پیمان زناشویی، نیت می کنند و علف گره می زنند. )، گره زدن سبزی و گشودن آن، بخت گشایی و بازی های گروهی، ترانه ها و رقص های دسته جمعی، گردآوری گیاهان صحرایی، خوراک پزی های عمومی، بادبادک پرانی، سوارکاری، نمایش های شاد، هماوردجویی جوانان، آب پاشی و آب بازی بخشی از این آیین هاست که ریشه در باورها و فرهنگ اساطیری دارند. از جمله شادی کردن و خندیدن به معنی فروریختن اندیشه های پلید و تیره، روبوسی نماد آشتی، به آب سپردن سبزه ی سفره ی نوروزی نشانه ی هدیه دادن به ایزد آب «آناهیتا» و گره زدن علف برای شاهد قرار دادن مادر طبیعت در پیوند میان زن و مرد، ایجاد مسابقه های اسب دوانی که یادآور کشمکش ایزد باران و دیو خشک سالی است. چهارمین جشن این ماه در روز نوزده فروردین است که جشن فروردگان نام دارد
جشن اردیبهشتگان
سوم هر ماه با نام اردیبهشت مشخص میگردید که نشانه پاکی و اخلاق بود، تقارن این روز در ماه دوم سال به نام جشن اردیبهشتگان نامگذاری میشد.در اردی بهشت روز از اردی بهشت ماه است که نام روز و ماه با هم برابر افتاده است .مطابق گاهنمای قدیم که هر ماه سی روز بوده این جشن در سوم اردی بهشت می باشد ولی مطابق تقویم کنونی که شش ماه اول سال را ۳۱ روز حساب کرده و یک روز به فروردین ماه افزوده اند جشن اردیبهشتگان در دوم اردیبهشت واقع می شود . در این جشن شهریاران بار عام می دادند و موبد موبدان آیینی را که مرسوم بوده در حضور پادشاه برگزار می کرد و همه را اندرز می گفت.سران هر گروه به پادشاه معرفی می شدند و هنرمندان مورد مرحمت واقع می گردیدند و بدریافت پاداش افتخار حاصل می کردند .این روز به فرشته مقدس اردیبهشت تعلق دارد که مظهر پاکی و راستی و درستی و نماینده آیین ایزدی و نگهبانی آتشها با اوست .معمولا باید در این روز اردیبهشت یشت خوانده شود و به آتش توجه گردد .و به خاطر مقام و مرتبه اردیبهشت امشاسپند این جشن به نام اوست و نظر به همان صفات و کمالات است که ایرانیان قدیم این روز را جشن می گرفتند و خود را برای قبول صفات این فرشته مقدس آماده می ساختند .جشن اردیبهشت گان همان عید گل است که در میان سایر ملتها با تجلیل فراوان بر پا می شود .
اردیبهشت با نام اوستائی اشاوهیشته یکی از فرشتگان آسمانی است. این فرشته در آسمان موکل و پاسدار راستی، درستی، تقدس و پاکی و در زمین نگهبان نور و آتش است، به عبارتی او نماد خیر مطلق قلمداد شده است. چون این ماه در وسط فصل بهار واقع شده و این روزها اوج شکفتن گل و گیاه و اعتدال بهاری از این رو جشن اردیبهشتگان به عید گل نیز نامیده شده است.از رسوم مشهور این جشن انعام دادن پادشاه به مردم بود. در این روز وزیر به معرفی افراد برگزیده کشور و هنرمندان می پرداخت و پادشاه به آنها جایزه میداد و از آنها تقدیر به عمل میآورد.
جشن خردادگان
چون در این ماه آب برای کشت و کشاورزی بیشتر نیاز بوده و سودمند است.از این روی کشاورزان برای خشنودی از دهش آب و باران بیشتر به این جشن ارج نهاده و از آن سپاسگزاری می کنند.از دیگر آداب این جشن پوشیدن پوشاک نو می باشد و در گونه ای دیگر می توانیم با بستن بندی ابریشمی یا نو به دست خود نشانی از پوشاک نو را در این جشن به همراه داشته باشیم.
خرداد یا هئوروتات به معنی تمامیت، کلیت و کمال است و مظهری است از مفهوم نجات برای افراد بشر. از کارهای عمده خرداد حمایت از آب است و شادابی گیاهان از اوست. همچنین خرداد مظهر تندرستی و سلامتی است.
جشن تیرگان
سیزدهم هر ماه با نام تیر مشخص میگردید که نشانه شادی و خرمی بود، تقارن این روز در ماه چهارم سال به نام جشن تیرگان نامگذاری میشد این جشن درگرامی داشت تیشتر (ستاره ی باران آور در فرهنگ ایرانی) است. در تواریخ سنتی تیرگان روز کمانکشیدن آرش کمانگیر و پرتاب تیر از فراز البرز است. همچنین جشن تیرگان به روایت ابوریحان بیرونی در آثارالباقیه، روز بزرگداشت مقام نویسندگان در ایران باستان بوده است. آب پاشی ،این جشن در کنار آبها، همراه با مراسمی وابسته با آب و آب پاشی و آرزوی بارش باران در سال پیش ِرو همراه بوده و همچون دیگر جشنهایی که با آب در پیوند هستند، با نام عمومی «آبریزگان» یا «آب پاشان» یا «سر شوران» یاد شدهاست.
دستبند تیر و باد در آغاز جشن بعد از خوردن شیرینی، بندی به نام «تیر و باد» که از ۷ ریسمان به ۷ رنگ متفاوت بافته شدهاست به دست یبندند و در باد روز از تیرماه (۹ روز بعد) این بند را باز کرده و در جای بلندی مانند پشت بام به باد میسپارند تا آرزوها و خواستههایشان را به عنوان پیامرسان به همراه ببرد. این کار با خواندن شعر زیر انجام میشود: تیـر برو باد بیا غـم برو شادی بیا محنت برو روزی بیا خـوشه مرواری بیا
جشن امردادگان
هفتم هر ماه با نام امرداد مشخص میگردید که نشانه جاودانگی بود، تقارن این روز در ماه پنجم سال به نام جشن امردادگان نامگذاری میشد.
نیاکان ما در این روز به باغها و مزارع خرم و دلنشین می رفتند و پس از نیایش به درگاه پروردگار این جشن را با شادی و سرور در هوای صاف و در دامن طبیعت برگزار می کردند. امُرداد به معنی بی مرگی است که به غلط در گذر زمان به مُرداد و به معنای مرگ و نیستی تغییر نام داده است.در آیین زرتشت، خرداد و امُرداد، امشاسپندان کمال و دوام در جهان مینوی و پرستاران آب و گیاه در جهان خاکی، همواره در کنار هم جای دارند. امرداد فرشته اي است که به حفظ گيتی و تربيت غذاها و دواها که اصل آن نباتات است و زائل کننده گرسنگی و ضرر و امراض می باشد مامور است. صفات برجسته ای که این فرشته با خود دارد او را نزد ایرانیان دارای قرب و عزت ساخته است و یکی از مواهب امُرداد اهداء سلامتی و تندرستی به افراد است.
جشن شهریورگان
چهارم هر ماه با نام شهریور مشخص میگردید که نشانه پادشاهی و فرهمندی بود، تقارن این روز در ماه ششم سال به نام جشن شهریورگان نامگذاری میشد. این جشن متعلق به فرشته امشاسپند توانای خشترا مظهر سلطنت آسمانی و قدرت رحمانی است و همیشه خواهان فر و بزرگی و نیرومندی می باشد در جهان مادی نگهبان زر و سیم و فلزات دیگر و دستگیر بینوایان و فرشته رحم ومروت است پادشاهان دادگر در تحت و حمایت این فرشته مقتدر هستند نظر به همین صفات پاک است که ایرانیان قدیم این روز را جشن می گرفتند و بفقرا احسان و اطعام می نمودند
شهریور یکی از نمایندگان قدرتمند و توانای اورمزد و از اعضای هفتگانه مقدس است که نماینده آهن و فلزات، زر و سیم بوده، از بارزترین ویژگی این فرشته، قدرت، شدت و سختی فوق العاده است. نام اوستایی او خشثره وییریه و در پهلوی، خشتریور نامیده شده، از این رو مطابق گفته اوستا شهریور «حاکم و فرمانروای شایسته و ایده آل» است و اداره امور شهر و جامعه را به او می سپارد، شهریور همچنین مظهر قدرت الهی و پادشاهی اهوره مزدا می باشد.جشن شهریورگان جشن بزرگی در ایران کهن بوده و صحنه گردان اصلی این آیین سرور و شادمانی، کشاورزان و رعایا بودند. زیرا جشن شهریور در هنگامه ای بود که کشاورزان حاصل دست رنج خود را می دیدند، شهریور همانگونه که فصل پایان کشت و زرع است، نقطه شروع و آغاز مجدد کاشت محصول پاییزه بود و این به معنای آن بود که در دل خود دو نوع شادی برای قشر رعیت و کشاورز همراه داشت.
جشن شهریورگان از جمله جشن های آتش بود و در آن آتش های بزرگ در خانه ها می افروختند و ستایش خدا بسیار می کردند و برای خوردن غذا و دیگر شادمانی ها گرد هم جمع می شدند. این آتش را برای سرما و خشکی که در زمستان حادث می شود می افروختند و تا حرارت آن چیزهایی را که برای نباتات زیان آور باشد دفع می کند. ایرانیان باستان در این روز پس از نیایش اهورامزدا و نیکوکاری کردن و دادن غذا به فقرا و نیازمندان، نزد پادشاه رفته و این جشن را شادباش می گفتند. در این روز فلزهای کهنه را از انبارها بیرون آورده و نو می کردند و پس از آن به شادی و پایکوبی می پرداختند.جشن مهرگان
شانزدهم هر ماه با نام مهر مشخص میگردید که نشانه محبت و عهد و پیمان بود، تقارن این روز در ماه هفتم سال به نام جشن مهرگان نامگذاری میشد. جشن مهرگان زماني روز نخست سال ايرانيان بوده و به علت آنكه به فرشته مهرومیترا تعلق داشته، از زمان هاي كهن نزد ايرانيان گرامي بوده و آن را همپايه نوروز با شکوه و جلال تمام برگزار می کردند .ايرانيان باستان سال را به دو فصل تابستان و زمستان بخش ميکردند. تابستان که هنگام رفتن به صحرا و کِشت و کار بود با جشنهاي نوروزي آغاز ميشد و هنگاميکه در اوّل پاييز و شروع فصل سرما که گوسفندان و چهارپايان به آغل باز ميگشتند و انبارها از محصولات کشاورزي و باغداري انباشته بود، جشني ديگر برگزار ميشد که همين مهرگان است. مهرگان در واقع جشن شکرگزاري و شادي برداشت محصول است. جشن مهرگان، یادمان مهرورزی و عشق از جمله بزرگترین و ماناترین جشن های ماهیانه ایرانیان است که پس از گذشت هزاره ها همچنان مانا و پایدار، در گستره فرهنگی سرزمین ایران معاصر دارای ارج و قرب می باشد
افزون بر يکي بودن نام ـ روز مهر از ماه مهر ـ مناسبت هاي ديگري را نيز براي برگزاري اين جشن بر مي شمرند، که معروفترين آن قيام کاوه آهنگر، پيروزي بر ضحاک و همچنين در باور آريايي پديد آمدن نخستين انسان (كيومرث) را از مشينه و مشيانه (آدم و حوا) به روز مهرگان نسبت داده اند ایرانیان بر این باور بودند که خداوند براي زينت بندگان خود ياقوت را در نوروز و زبرجد را در مهرگان آفریده است.
از مراسم جشن مهرگان افروختن آتش هاي بزرگ و رقص و شادماني و مي نوشي گرداگرد آن است. در اين هنگام در خانه ها سفره مهرگاني ميگسترند و با انواع غذاها و ميوه ها و شراب و گلاب و گل فراوان آن را ميآرايند. در سفره مهرگان بايد هفت ميوه به ترتيب قرار داده شود: ترنج، سيب، به، عنّاب، انار، انگور سفيد و کُنار. در اين روز همگان شکر و گلاب فراوان مي نوشند تا در زمستان از آسيب بيماري و سرما در امان مانند. گذاشتن شاخههاي سبز مورد و گل نيلوفر بر سفره مهرگان از واجبات است. ريختن اسپند و برگ خشک مورد بر روي آتش علاوه بر پراکندن بوي خوش ديوها و جن ها را مي پراکند.
جشن آبانگاندهم هر ماه با نام آبان مشخص
میگردید که نشانه آب و طراوت بود، تقارن این روز در ماه هشتم سال به نام جشن
آبانگان نامگذاری میشد. آبان به نام آب و
فرشته آب است. این فرشته به نام «برزیزد» نیز خوانده مى شود. آب جمع باران است این
عنصر مانند عناصر اصلى (آتش، خاک، هوا) در آیین مقدس است و آلودن آن گناه است و
براى هر یک از آنها فرشته مخصوصى تعیین شده است.
هرودوت مى گوید: «ایرانیان در آب ادرار نمى کنند، آب دهان نمى اندازند و در آب
روان دست نمى شویند.»
استرابون مى گوید: «ایرانیان در آب جارى خود را شست وشو نمى دهند، زمانى که
ایرانیان به دریاچه یا رود یا چشمه اى مى رسند، گودال هاى بزرگ کنده و قربانى در
کنار آن مى کشند و سخت پرواى آن دارند که هرگز خون به آب نیامیزد، چون این کار سبب
آلودگى آب خواهد شد.» و در جایى دیگر مى گوید: «در آن (آب) لاشه و مردار نمى
اندازند و عموماً آنچه ناپاکى است در آن نمى ریزند.»
در جشن آبانگان، پارسیان به ویژه زنان در کنار رود، دریا و یا چشمه، فرشته آب را
نیایش مى کنند. آبى را که اوصاف سه گانه اش (رنگ، بو و مزه) تغییر مى یافت، براى
آشامیدن و شست وشو به کار نمى بردند.
در اوستا «آبان» فرشته اى است که به عنوان فرزند آب ها معرفى شده است او نیرومند و
بلند قامت است و داراى اسب تندرو
احترام به آب امروز نیز در کشور ما مشهود است. در میان مردم مایع روشنى است و اگر
ناخواسته آبى به روى کسى پاشیده شود، مى گویند آب روشنایى است یا این که پشت سر
مسافر آب مى پاشند تا سفرش بى خطر انجام گیرد و زود بازگردد و این اعتقاد که آب
ناخواسته و یا نطلبیده، مراد است همه نشان از احترام و ارزشى است که مردم ایران
نسبت به این مایع حیات بخش قائل هستند.
آناهیتا
ناهید، اناهید (اردویسور اناهیتا) به معنای پا ک کننده ایزدبانوى
با شخصیتى بسیار برجسته است که قدمت ستایش او به قبل از زرتشت مى رسد. 
مجسمه اناهیتا در استان گیلان شهر فومن
در کتاب اوستا آناهیتا، زنی است جوان، خوش اندام، بلند بالا، زیبا چهره، با بازوان سپید و اندامی برازنده، كمربند تنگ بر میان بسته، به جواهر آراسته، با طوقی زرین بر گردن، گوشواری چهارگوش در گوش، تاجی با سد ستاره هشت گوش بر سر، كفش هایی درخشان در پا، با بالاپوشی زرین و پرچینی از پوست سگ آبی. آناهید گردونه ای دارد با چهار اسب سفید، اسب های گردونه او ابر، باران، برف و تگرگ هستند. او در بلندترین طبقه آسمان جای گزیده است و بر كرانه هر دریاچه ای، خانه ای آراسته، با صد پنجره درخشان و هزار ستون خوش تراش دارد. او از فراز ابرهای آسمان، به فرمان اهورامزدا، باران و برف و تگرگ را فرو میباراند.
جشن آذرگان
نهم هر ماه با نام آذر مشخص میگردید که نشانه آتش بود،
تقارن این روز در ماه نهم سال به نام جشن آذرگان که به عنصر مقدس آتش تعلق دارد نامگذاری میشد.ایرانیان قدیم در این روز به آتشکده ها
می رفتند و آتش نیایش می خواندند و نیز در این جشن آتش افروزی کرده و به شادی و
پایکوبی می پرداختند.اهميّت آتش و آتشكده در نزد
ايرانيان به عنوان نماد روشنايى و فروغ اهورايى است؛ در سراسر اوستا، خداوند آتش
با ديوان و اهريمن در نبرد است و از آنجا كه سرزمين هاي آريايي سرزمين هاي سردسير
بوده اند، ايرانيان از ابتداي مهار آتش، آن را مقدس و محترم شمرده اند.
افتخار ايرانيان در اين است كه نياكان آنان از ديرباز
متمدّن بوده اند و پيش از همه در شكوفايى هنر و اخلاق و دانش اندوزى پيشگام بوده اند، آنان با كشف و مهار
كردن آتش براى خود روشنايى مصنوعى ايجاد كردند و با افروختن آتش شب هاى تاريك را
به روشنى تبديل كردند. با استفاده از گرماى آتش فلزات را شناختند و زندگى را بهتر
ساختند و چون اين پديده نو رسيده برايشان ارزشمند بود جنبه مقدس به آن دادند تا همگى بر
آن شوند تا با خوراك دادن به آن، آتش را همواره روشن نگاه دارند و از آن بهره
بگيرند و اكنون به عنوان نماد و گوشه اى از هويّت ملّى از آن
پاسدارى مى كنند.
شب یَلدا یا شب چلّه بلندترین شب سال در نیمکره شمالی زمین است. این شب به زمان غروب آفتاب از ۳۰ آذر تا طلوع آفتاب در ۱ دی اطلاق میشود ایرانیان این شب را شب زایش مهر یا زایش خورشید میخواندند و برای آن جشن بزرگی بر پا میکردندوگاه شب یلدا را تا دمیدن پرتو پگاه در دامنهٔ کوههای البرز به انتظار باززاییدهشدن خورشید مینشستند
جشن یلدا در ایران امروز نیز با گرد هم آمدن و شب نشینی اعضای خانواده واقوام در کنار یکدیگر متل گویی که نوعی شعرخوانی و داستان خوانی است در قدیم اجرا میشدهاست به این صورت که خانوادهها در این شب گرد میآمدند و پیرترها برای همه قصه تعریف میکردند. آیین شب یلدا یا شب چله، خوردن آجیل مخصوص، هندوانه، انار و شیرینی و میوههای گوناگون است که همه جنبهٔ نمادی دارند و نشانهٔ برکت، تندرستی، فراوانی و شادکامی هستند.
جشن دیگان
اول هر ماه با نام هرمزد مشخص میگردید که نشان خداوند یکتا و بی همتا بود، تقارن این روز در ماه دهم سال به نام جشن دیگان نامگذاری میشد.واژه دی در در ایران باستان به معنای دادن و آفریدن و ساختن و بخشودن است .روز اول و هشتم و پانزدهم و بیست و سوم دیماه که هر چهار روز بنام خداوند است و با معنی مفهوم واژه دی یعنی آفریننده جهان موافق می باشد در ایران باستان جشن بوده که روز اول را جشن خرم روز و سه جشن دیگر را جشن دیگان می نامیدند و معتقد بودند که آسمان در يازدهمين روز ماه دي آفريده شده است. سيرسور يا جشن سير در روز چهاردهم دي ماه برگزار ميشد. شانزدهمين روز دي ماه که به ايزدمهر منسوب بوده جشن و مراسم خاصي از شادخواري و شادکامي و رقص و موسيقي برپا ميشده است.
جشن بهمنگان
دوم هر
ماه با نام بهمن مشخص میگردید که نشانه اندیشه نیک بود، تقارن این روز در ماه
یازدهم سال به نام جشن بهمنگان نامگذاری میشد.روز دوم بهمن که بهمن روز نام دارد و متعلق به امشاسپند بهمن است جشن بهمنگان نام
دارد در این روزبه صورت گروهی در دیگی به
نام بهمنجه آشی به نام دانگو از گندم و ماش و عدس و نخود و باقلا و انواع گوشت می
پزند و مهمانی می دهند این آش را هفت دانه نیز می گویند هر یک از همسایگان برای
پختن آش دانگ خود را به خانه ای که آش در آن پخته می شد می داده است و به این معنی
نام آش را دانگو بکار می بردند و به این ترتیب در آشی که فراهم می آمده است همه
همسایگان سهیم بودند
بهمن، وظیفه پاسباني چهارپايان سودمند در عالم جسماني
را نیز بر عهده دارد و از این رو است که زرتشتيان در جشن بهمنگان يا بمهنجنه از
كشتار جانوران و خوردن گوشت آنان خودداري مي نمايند و بعضي ازمتعصّبان آنان اين
كار يعني پرهيز از خوردن گوشت و كشتار گاو و گوسپند و مرغ و غيره را در همه روزهای
اين ماه ادامه مي دهند. اصولا ایرانیان بر خلاف دیگر ملل در جشنها و مراسم
خود از قربانی کردن و خونریزی پرهیز می کردند
در این روز ایرانیان بیش از هر روز دیگر به رعایت حقوق حیوانات و عدم کشتار آنها توجه میکردند و در عوض مراسم پختن آش و مصرف غذاهای گیاهی مثل نان و پنیر و سبزی، نوشیدن شیر و شربت معمول بوده. آشپزها در این روز آش ویژه ای می پختند که در آن از هر نوع حبوبات و سبزیجات استفاده می شد. یکی دیگر از مراسم این روز پوشیدن لباس سفید بود. کسانی که لباس سفید می پوشیدند در حقیقت با این عمل برائت خود را از هر گونه ناپاکی و پلیدی، خونریزی و کشتار نشان می دادند و با دسته های گل سفید به دیدن یکدیگر می رفتند. نشان یا آرم ویژه این روز «خروس» بود، چون باور داشتند که از بین حیوان ها این خروس است که با بانگ هوشیاری دهنده و بیدار کننده خود نوید روزی روشن را می دهد و آنها را به سپیدی، روشنی و پاکی در اندیشه و عمل و بیزاری از خونریزی و کشتار حیوانات و پایمال نکردن حقوق آنها فرا می خواند. در اين روز همچنين تهيه شيره ها و روغن هاي نباتي و ساقه ها و چوب ها و برگ هاي سوزاندني كه بوي خوش پراكنده و گندزدا باشند، صورت مي گرفت. لذا يكي از رسوم نيك آن روز اين بود كه طي تشريفاتي به كوه و دشت رفته و گياهان ويژه اي را كه خواص دارويي داشت جمع آوري مي كردند تا در طول سال مورد استفاده قرار دهند.
بنا بر رسم ايرانيان باستان زمستان بزرگ پنج ماه (صدو پنجاه روز) بوده و در روز جشن سَده چند روز از زمستان گذشته و صولت و شدّت آن به پايان آمده است. ايرانيان معتقد بودند که در اين زمان جهنّم از زمستان زاده ميشود زيرا به اعتقاد ايرانيان باستان دوزخ جايي بسيار سرد بوده است. پس آتش ميآفروختند تا زشتي و پليدي جهنم را دورکنند. و گرداگرد آن به رقص و شادماني و خوردن گردو و بادام برَشته و نوشيدن شراب مي پرداختند
جشن اسفندگان
پنجم هر
ماه با نام سپندارمزد مشخص میگردید که نشان فروتنی مقدس بود، تقارن این روز در ماه
دوازدهم سال به نام جشن اسفندگان نامگذاری میشد. فرشته سپندارمذ در
عالم معنوی ، مظهر عشق و تواضع و فروتنی و در عالم مادی، نگهبان زمین است. روز
سپندارمزد در ایران باستان، نه چون رومیان از سه قرن پس از میلاد، که از بیست قرن
پیش از میلاد، روزی موسوم به روز عشق بوده است. در تقویم جدید ایرانی دقیقا
مصادف است با ۲۹ بهمن، یعنی تنها ۳ روز پس از روز والنتاین فرنگی. این روز «سپندارمذگان» یا
«اسفندارمذگان» نام داشته است.سپندارمزد نگهبان زمین است و از آنجا که زمین مانند
زنان در زندگی انسان نقش باروری و باردهی دارد جشن اسفندگان برای گرامی داشت زنان
نیکوکار برگزار میگردد . ایرانیان از دیر باز این روز را روز زن و روز مادر و در
حالت کلی این روز را روز عشاق می نامیدند.
سپندارمذگان جشن زمین و گرامی داشت عشق است که هر دو در کنار هم معنا پیدا میکردند.
در این روز مردان به زنان و دختران هدیه داده و از آنها اطاعت میکردند.ملت ایران
از جمله ملت هایی است که زندگی اش با جشن و شادمانی پیوند فراوانی داشته است، به
مناسبت های گوناگون جشن میگرفتند و با سرور و شادمانی روزگار میگذرانده اند.
این جشن ها نشان دهنده فرهنگ، نحوه زندگی، خلق و خوی، فلسفه حیات و کلاً جهانبینی
ایرانیان باستان است لازم به ذکر است که این جشن ایرانی دارای قدمت چند هزارساله
است که در برابر ولنتاین که به زحمت قدمتش به پانصد سال میرسد کاملا برتری دارد و
البته مشهود است که ولنتاین اروپایی ها کاملا از روز جشن سپندارمزدگان کپی برداردی
شده است
روز اسفند از ماه اسفند در فرهنگ زرتشتی روز اسفندگان است. روزی که به زنان تعلق
دارد و بنا به تاریخ، کهن ترین روز گرامیداشت «زن» در جهان است.از ابوریحان بیرونی
نقل است که روز اسفندگان در ایران باستان روز زن بوده و در زمانهای گذشته در این
روز زنان کار خانه را تعطیل میکردند واداره امور منزل بر عهده مردان بود. به همین
جهت این روز را «جشن مزدگیران » می گفتند و مردان به زنان مزد یا هدیه می دادند. بعضی از ایرانیهایی که زرتشتی نیستند اما به
فرهنگ باستانی خود علاقمندند، روز زن را در اسفندگان جشن میگیرند.
چهار شنبه سوری مقدمهی جدی جشن
نوروز بود. در ایران باستان آخرین
چهارشنبهی سال بعضی از وسایل جشن نوروز از قبیل آینه و کوزه و اسفند را به یقین
شب چهارشنبه سوری و از چهارشنبه بازار تهیه میکردند. بازار در این شب چراغانی و
زیور بسته و سرشار از هیجان و شادمانی بود و البته خرید هرکدام هم آیین خاصی را
تدارک میدید. غروب هنگام بوتهها را به تعداد هفت روی هم میگذاشتند و خورشید که
به تمامی پنهان میشد آن را بر میافروختند
تا آتش سر به فلک کشیده جانشین خورشید شود. در بعضی نقاط ایران برای شگون ، وسایل
دور ریختنی خانه از قبیل پتو ، لحاف و لباسهای کهنه را میسوزاندند. آتش میتوانست
در بیابانها و رهگذرها و یا بر صحن و بام خانهها افروخته شود. وقتی آتش شعله میکشید
از رویش میپریدندو ترانههایی که در همهی آنها خواهش برکت و سلامت و بارآوری و
پاکیزگی بود ، میخواندند. آتش چهار شنبه سوری را خاموش نمیکردند تا خودش خاکستر
شود. سپس خاکسترش را که مقدس بود کسی جمع میکرد و بی آنکه پشت سرش را نگاه کند ،
سر ِنخستین چهار راه میریخت.
در شب چهارشنبه سوري در
بعضي نقاط ايران زنان گرد هم ميآيند تا آش نذري بپزنند و بين دوستان پخش کنند.
پختن سَمَنو نيز اغلب در اين شب انجام ميگيرد. در بامداد روز چهارشنبه آخر سال
ظرف ها و کوزه هاي کهنه را از پشت بام به کوچه ميآندازند و ميشکنند تا جاي آنها
را با ظرف هاي نو عوض کنند و با پاکيزگي و تازگي به استقبال نوروز روند. معمولاً
در هر خانه داخل يکي از کوزهها مقداري پول خرد مي ريزند تا نخستين کسي که از کوچه
ميگذرد آن را بيابد و خوشحال شود. امروزهم در بیشتر
نقاط ایران چهارشنبه سوری را جشن میگیرند
منابع
1-سایت دانشنامه آزاد فارسی ویکی پدیا،
2- سایت بنیاد مطالعات ایران،
هدف ما در این وبلاگ معرفی فرهنگ مردم تالش و آشنایی هممیهنان گرامی با جاذبههای گرشگری شمال کشور به ویژه گیلان و تالش است