محرومیت مضاعف غرب گیلان ومردم تالش
گیلان ، سرزمینی که به گواه تاریخ ،مهد فرهنگ وتمدن ایرانی ، مکانی رویایی که زیباییهای طبیعی آن ،کوههای سرسبز وآبشارها و رودخانه های خروشانش وجنگلهای انبوه با دشتها ومزارع سبزش بادر هم آمیختن آواز پرندگانش ،این سرزمین را به جایگاهی تبدیل نمود که بهترین مردم با خصایل نیکو وشجاع دهها هزارسال از مواهب این سرزمین بهره میبرند و با جلو ه ای از بهترین همزیستی و اتحاد بین اقوام در برابر هجوم بیگانگان ،تنها سرزمینی از ایران بزرگ بوده که همیشه به همت شجاعت مردمان غیورش امن وزیبا بوده است .
گیلان ، سرزمینی که اقوام اصلی آن گیل وتالش در تاریخ پیوندی ناگسستنی با هم داشته اند و همیشه در سختیها وناخوشیها در کنارهم باقی مانده اند .
گیلان سرزمینی که متاسفانه دهها سال است که محرومیت کل استان ، در سایه سرسبزی درختانش که تصفیه گاه هوای کل ایران است پنهان مانده است و سالهاست که نه تنها پروژه بزرگ اشتغال زایی وعمرانی نداشته است بلکه اکثر مراکز بزرگ اشتغالزا ی آن با سیاستهای نادرست وعدم حمایت یا نیمه فعال شده یا کلا از فعالیت باز مانده اند .
منصفانه اگر گیلان را با بسیاری از استانهای دیگر مقایسه نماییم بیشتر این محرومیتها به چشم می آید .شاید بدین علت بوده که گیلانیها در اداره ومدیریت در سطح بالا ی کشوری غریب بوده و دهها سال است که در بین هزاران وزیر ومعاون وزیر و مسول کشوری ولشکری سهمی نداشته است واین درحالی بوده که مردم نجیب گیلان ، در تمام فراز ونشیب های نظام بدون کمترین توقعی هزاران شهید از فرزندان دلاورش را تقدیم حراست وآبادانی نظام و کشور نموده است .
غرب گیلان ، که اکثریت ساکنینش را تالشان امروز یا کادوسیان سابق تشکیل میدهند ، همراه با مردم گیل در مقایسه با سایر نقاط گیلان، محرومیت مضاعف دارند و فقرو بیکاری و اعتیاد مردمانش چشم هر بینندهای را بخود جلب می نماید .
بسیاری از مردم تالش وگیلک غرب گیلان متاسفانه از همدیگر دفاع نمی کنند و در پاره ای از موارد با انحصار طلبی وخودخواهی نه تنها خود میدان دار نمی شوند بلکه میدان را برای کسانی باز میکنند که هیچگونه علاقه ای وتعهد وتعصبی نسبت به آبادانی غرب گیلان ،از آستارا و تالش ورضوانشهر وماسال گرفته تاصومعه سرا وفومن وشفت ندارند .
متاسفانه بسیاری از ما مردم غرب گیلان بیش از اندازه غریبه نواز وجامع نگر و فرا وطن هستیم واز بومی گرایی دوری می نماییم .متاسفانه حتی بعضی مسولان غرب گیلانی هم برعکس دیگران که حمایت از دیارشان سرلوحه کارهایشان است تمام اطرافیانش را از غیر بومی انتخاب میکنند ،وتاپایان تصدی گریشان بروز نمی دهند چه هویتی دارند وچه تعلق خاطری به زادگاهشان دارند ،امری که به بی پشتوانگی مردمی از مسولیت ایشان منجر میگردد ، اشتباهی که هم برای خودشان در عاقبت گران تمام میشود وبا کوچکترین ناملایماتی چون تک درختی در برابر بادهستند وریاستی بی ثبات وکم دوام خواهند داشت وعرصه بر دیگران واگذار میگردد وهرگز نمیتوانند در آبادانی از زادگاهشان خاطرات خوشی برجای گذارند تا جایی که مرز بین غیوری وبی غیرتی مخدوش میگردد.
بسیاری از جوانان غرب گیلان که در زمان جنگ با صدام دلاوری هایشان ورد زبانها بوده و تعداد زیادی از بهترین عزیزانشان به درجه رفیع شهادت نائل آمدند یا جانباز شدند ، بقیه هم که باقی ماندند برعکس خیلی افراد دیگر که به تصدی مقامهای حساس اجرایی وحکومتی روی آوردند ، بدون توجه به این امر هم چنان تنها وظیفه پاسداری وحراست ونگهبانی نظام وخاک وطن را برعهده دارند و نه تنها خود به این مشاغل روی نمی آورند بلکه حمایت چندانی هم از علاقه مندان لایق هم محلی خود برای احراز این پستهای کلیدی نمی کنند .امری که در بسیاری از نقاط غیر غرب گیلان دیده شده است که جایی که منافع ملی زادگاهی مطرح است چپ وراست ترین سلیقه سیاسی با هم کنار می آیند ودر این بازیها وارد نمی شوند .
غرب گیلان با آن همه استعداد عالی که جهت شکوفایی ورشد دارد ، کمترین بستر سازی و ساختار های زیر بنایی را داشته است .در مجموع از هر نظر اگر بخواهیم غرب گیلان را با حتی شرق گیلان مقایسه نماییم اختلاف رشد بسیار فاحش است .طوری که در بعضی از نقاط روستایی تالش نشین محرومیتی در حد روستاهای افغانی دیده میشود .
سالها است که دلسوزان وساکنین متعهد غرب گیلان بویژه مردم تالش چاره محرومیت زدایی خود را در اتحاد همگانی مردمانش و تشکیل استانی مستقل میدانند ، خواسته ای که حق مسلم مردم این منطقه است وهیچگونه منافاتی هم با خواسته های ملی وکشوری ما ندارد و امید است که نمایندگان شهر های فومن وشفت وتالش ودیگر شهر هایش همچنانکه درگذشته خواهان استان مستقل بود ه اند ، از این خواسته حمایت نمایند . شاید فراموشی این عزیزان باعث شده که مسولان شرق گیلانی ، این خواسته را هم به نفع مردمانشان دنبال می نمایند .
امید داریم مردم غرب گیلان چه تالش وچه گیلک ، برای عمران وآبادانی شهر هایشان مانند همه اقوامی که در سایه اتحاد موفقیت های بزرگ داشته اند بیش از آنکه عیب های هم را ببینند و در انتقاد از هم محلی وهم قومی چون شیران درنده گوی سبقت ازدیگری را بربایند، بیش از پیش دست همکاری و اتحاد با هم داده و پشتیبان هم باشند ومنافع مشترک وبزرگ خود را فدای منافع کوچک وشخصی خود ننمایند .واز همه دوستانی که حتی اگر ازنظر سلیقه سیاسی با آنها هم فکر نیستند ولی امروز در مسند قدرت قرار دارند ، در برابر کوششی که برای آبادانی وعمران غرب گیلان دارند حمایت نماییم و مسولان بومی غرب گیلانی ومخصوصا نمایندگان مردم تالش در این همدلی ورفع محرومیت ها پیشگام باشند .
امروز ما به آنجا رسیده ایم که با باز نگری از غفلت های خود ، یا باید همچنان نسبت به هم غافل باشیم و محرومیت مردم منطقه به جایی بد تراز این شاهد شویم تا از نظر تمامی شاخصه های محرومیت در کشور در رتبه اول قرار گیریم ویا اینکه حمایت وجانبداری بیشتری با اولویت خانواده -فامیل - اقوام -هم محلی -همشهری -هم منطقه ای -هم استانی وهم وطنی از خود بروز دهیم که در آن صورت است غرب گیلان چون تاریخ کهن ایران مهد تمدن ودلاوری وعظمت در ایران باقی می ماند .
از : رمضان نیک نهاد
هدف ما در این وبلاگ معرفی فرهنگ مردم تالش و آشنایی هممیهنان گرامی با جاذبههای گرشگری شمال کشور به ویژه گیلان و تالش است