داستانهای ملانصرالدین به زبان تالشی (مهمانی رفتن ملا با لباس کهنه)
زبان تالشی | زبان فارسی |
مݖلا میمونی شێ کەنە خەلا نه | مهمانی رفتن ملا با لباس کهنه |
ئی روزی مݖلا، ئݖشتهن کهنه خهلا نه میمونی شه، ههې را هیچ کهسی ئهې ئیتݖروم نێکەرده ئو ئهېشون بݖفەرما نێژەنده. | ملا به مجلس میهمانی رفته بود اما لباسش مناسب نبود به همین جهت هیچکس به او احترام نگذاشت و به تعارف نکرد. |
مݖلا کە شه، ئݖشتهن تازه خهلاش دهکهرده، هݖنته کݖ میمونه که ئارهسه، | ملا به خانه رفت و لباس های نو را پوشید و به میهمانی برگشت |
ئݖم دەفا ههمهې، ئهې ئیتݖروم نوئە، ئهېشون بهرده، کە کهفاسهری کو نݖشوئه. | این بار همه او را احترام گذاشتند و با عزت و احترام او را بالای مجلس نشاندند. |
ۏەختی پݖلا خوروش ۏوئهردݖشونه، مݖلا پݖلا ئو خوروشی ئݖشتهن تازه خهلا نه بݖفهرما ژهنده، ۏاتݖشه: | ملا هنگام صرف غذا در حالی که به لباس های نو تعارف می کرد گفت: |
ئݖم پݖلا تݖ را ئومه، نێبه، کهسی مݖن دیېێشتێ نێکهری ئو ئهندیفه نێنهې. | بفرمایید این غذاها مال شماست اگر شما نبودید این ها مرا داخل آدم حساب نمی کردند. |
هدف ما در این وبلاگ معرفی فرهنگ مردم تالش و آشنایی هممیهنان گرامی با جاذبههای گرشگری شمال کشور به ویژه گیلان و تالش است