داستان ماهی سیاه کوچولو (9) به زبان تالشی

ترجمه داستان ماهی سیاه کوچولو (9) به زبان تالشی فومنات با خط آوانگار تالشی
ماېه پیزگان ۏاته: ئهمه بی تݖ خهفه ئاکهرهم، ئهمه چهمه ئازاتی خوئهم.
سیېا ماېه ۏهچه ۏاته : ئهغل و خهرهد شݖمه کهللـه کو ئاپهره! ئهگه مݖن خهفه نی ئاکهره نێشاېهن دهۏهشتێ، چێ گولی مهههرهن.
ماېه پیزگان ۏاته: تݖم ئݖم لوئان ئهې خونه ۏاې کݖ خاې ݖشتݖ جانی نݖجات بݖدهې نێبه تݖ هیچ چهمه خهېری را فݖکر نێکهری.
سیېا ماېه ۏهچه ۏاته : په، گوش بݖکهرهن دا راهی شݖمه نݖشون بݖدهم. ئهز، مهرده ماېئون دیله ئݖشتهن بݖ مهردهئی ژهنݖم ، ئهۏهخت بݖۏینهم، غار شݖمه ئازات ئاکهرݖ ېا نێ. ئهگه چݖمن لوئه گوش مهدیېهن ئݖم سهره نه شݖمه ههمه گݖله کݖشݖم بهدهز سهره نه ئݖم کیسه پێزارݖنݖم و بهرشوم.
ئیله ماېه پیزگه، سیېا ماېه ۏهچه را زاهار ئامهنده ئو ئهې نه ۏاتݖشه: ۏهس ئاکهر، ئهز دێ هیچ ئݖشتݖ مݖفته لوئه ههۏازی نێدارݖم، بهدهز دهمهنده بݖرهمݖ کهردێ. سیېا ماېه ۏهچه ۏهختی چێ بݖرهمݖ ۏینده، ۏاتݖشه: ئݖم فوسه چوئه خݖردهنی چݖرا شݖمه نه ۏوئهردهرونه؟
سیېا ماېه ۏهچه بهدهز ئݖشتهن کارده رو به ماېه پیزگان داشته. ئهۏێن نی ناچار ئابینه، چێ لوئه گوش ئاکهرݖن، غاسی را ئی دهۏادهرهکی را دهرېهندݖشونه، سیېا ماېه ۏهچه ئݖشتهن بݖ مهردهئی ژهنده، ماېه پیزگێن کهفاته ئومینه ئو غاری نه ۏاتݖشونه، ئهمه پیلله سݖفالی سیېا ماې خهفه ئاکهرده.
غاره گݖله خهندهنه ۏاته: چاکه کاری کهردݖرونه، شݖمه پاداش نی ئݖمه کݖ هݖسه شݖمه ههمه گݖله زݖنده زݖندێ روبهرݖم، دا بݖشهن چݖمݖن ئݖشکهمی دیله کو گهشت و گیېهل بݖکهرهن.
ماېه پیزگان دێ ئهمونݖش نێدوئه، ئهلبهههلی ئهۏونݖش روبهرده ئو چهۏون کار ۏینێېه.
سیېا ماېه ۏهچه هه سهتی ئݖشتهن کارده بهرکهشه ئو ئی ههۏاله ئو جیپݖشتێ نه گاله کیسه دیېاری پێزارݖندݖشه ئو ئاۏی کو دهلهکه. غاره گݖله زاهار دا ئاسݖمون شه، هݖنته ېهندی پهسا ئاۏی تݖک ژهندݖشه دا سیېا ماېه ۏهچه بیگێرݖ بهما نێشاتݖشه، سیېا ماېه ۏهچه گێتێ.
برگردان فارسی :
ماهي هاي ريزه گفتند:« بايد خفه ات کنيم ، ما آزادي مي خواهيم!»
ماهي سياه گفت:« عقل از سرتان پريده! اگر مرا خفه هم بکنيد باز هم راه فراري پيدا نمي کنيد ، گولش را نخوريد!»
ماهي ريزه ها گفتند:« تو اين حرف را براي اين مي زني که جان خودت را نجات بدهي ، و گرنه ، اصلا فکر ما را نمي کني!»
ماهي سياه گفت:« پس گوش کنيد راهي نشانتان بدهم. من ميان ماهي هاي بيجان ، خود را به مردن مي زنم؛ آنوقت ببينيم مرغ سقا شما را رها خواهد کرد يا نه ، و اگر حرف مرا قبول نکنيد ، با اين خنجر همه تان را مي کشم يا کيسه را پاره پاره مي کنم و در مي روم و شما …»
يکي از ماهي ها وسط حرفش دويد و داد زد:« بس کن ديگر! من تحمل اين حرف ها را ندارم … اوهو … اوهو … اوهو …»
ماهي سياه گريه ي او را که ديد ، گفت:« اين بچه ننه ي ناز نازي را چرا ديگر همراه خودتان آورديد؟»
بعد خنجرش را در آورد و جلو چشم ماهي هاي ريزه گرفت. آن ها ناچار پيشنهاد ماهي کوچولو را قبول کردند. دروغکي با هم زد و خوردي کردند ، ماهي سياه خود را به مردن زد و آن ها بالا آمدند و گفتند:« حضرت آقاي مرغ سقا ، ماهي سياه فضول را خفه کرديم …»
مرغ سقا خنديد و گفت:« کار خوبي کرديد. حالا به پاداش همين کار، همه تان را زنده زنده قورت مي دهم که توي دلم يک گردش حسابي بکنيد!»
ماهي ريزه ها ديگر مجال پيدا نکردند. به سرعت برق از گلوي مرغ سقا رد شدند و کارشان ساخته شد.
اما ماهي سياه ، همان وقت ، خنجرش را کشيد و به يک ضربت ، ديواره ي کيسه را شکافت و در رفت. مرغ سقا از درد فريادي کشيد و سرش را به آب کوبيد ، اما نتوانست ماهي کوچولو را دنبال کند. ادامه دارد...
از : رمضان نیک نهاد
در خط آوانگار تالشی :
به جای فتحه/a/ ـه ه
به جای کسره/e/ ێـ ێ
به جای واو/v/ ۏ
به جای شوا /ə/ ݖ
به جای یه/y/ ېـ ې
برخی از شیوه نامه آۏانویسی تالشی:
برای حروف (ت / ط) تنها از حرف (ت) استفاده میشود.
برای حروف (ث / س / ص) تنها از حرف (س) استفاده میشود.
برای حروف (ذ / ز / ظ / ض) تنها از حرف (ز) استفاده میشود.
برای حروف(ق/غ) تنها از حرف (غ) استفاده میشود.
برای حروف(ح/هــ) تنها از حرف (هــ) استفاده میشود.
برای حروف(ع/ء) در ابتدا و وسط واژه تنها از حرف (ئـ) استفاده میشود.
هدف ما در این وبلاگ معرفی فرهنگ مردم تالش و آشنایی هممیهنان گرامی با جاذبههای گرشگری شمال کشور به ویژه گیلان و تالش است