رمضان نیک نهاد :

ما اشتباه کردیم، ما به زبان مادری تالشی خود بد کردیم، ما گناهکاریم، راهی جز جبران اشتباه خود نداریم، هر انسانی ممکن است در زندگی خود اشتباه کند، خردمندان هم ممکن است، گاهی اشتباه نمایند، هر اشتباه تاوان خاص خود را دارد. هنگامی که خردمندی متوجه اشتباه خود می شود، به منظور جلوگیری از تاوان سنگین‌تر از ادامه اشتباه جلوگیری می نماید، برخی از اشتباهات بشر، اشتباه جمعی و تاریخی است، در تاریخ ثبت می شود و اشتباه کنندگان همواره مورد نکوهش نسل معاصر و بعدی قرار می گیرند، مگر آنکه کارنامه مثبتی در جبران خطاهایشان برجای گذارند.

یکی از اشتباهات مهم، برخی از جوامع امروزی به ویژه برخی از ما تالش‌زبانها اشتباه فرهنگی مربوط به گزینش زبان مادری است، هم چنان که هر کودکی که از یک مادر زاده می شود، اولین و ساز گارترین شیر برای او شیر مادرش است، زیبنده‌ترین زبانی که یک مادر می تواند، در بدو تولد به فرزندش بیاموزد، زبانی است که مادر خود بدان زبان تکلم می نماید. این امر نه تنها برای مادران تالش بلکه در هزاران زبان مادری استثنایی ندارد. تنها زبانی که عواطف و احساسات و اندیشه‌ها و عشق به بهترین ‌شکل به کودک منتقل می شود، زبان مادری است.

زبان تالشی هنوز در دنیا حداقل بیش از یک ملیون نفر متکلم دارد، بنا به گفته بسیاری از محققان زبان شناسی، زبان تالشی از زبانهای اولیه و کهن مردم ایران است و از زبانهایی است که ریشه در فرهنگ وتمدن ملت ایران دارد، همه ویژگیهای یک زبان غنی را در متن خود دارد و پیوندی عمیق با زبان اوستایی، فارسی کهن و بسیاری از زبان‌های اقوام اصیل ایرانی دارد، شناخت و دوام زبان تالشی در کالبد شکافی واژگان زبان‌های دیگر حتی زبان‌های خارجی چون انگلیسی و آلمانی بسیار موثر است. این همه حکایت از پیوند عمیق ریشه‌های زبانهای اصیل و کهن با همدیگر دارد. به همین خاطر بقا و زوال زبان تالشی در دوام و زوال زبانهای دیگر ایرانی به ویژه زبانهای همسایه چون تاتی، آذری و گیلکی و فارسی موثر است.

ما، به ویژه روشنفکران انبوه اولیه و پیشگام تالش در حدود 50 سال پیش، همزمان با پیشگامی در همه عرصه‌های زندگی مدرن، با همراهی و تایید یا سکوت در تحقیر زبان مادری تالشی در سیاستهای دولتی در اقتدار زبان رسمی پیشگام باوری غلط در انتقال زبان مادری هم بودیم، دچار اشتباه جمعی وغفلت تاریخی شدیم، غفلتی که خوشبختانه بسیاری از کم سوادان ما و محدودی از خردمندان ما بدان غفلت دچار نشدند وهم آنها بودند که زبان تالشی را تا به امروز حفظ نموده‌اند.

در قرن اخیر بسیاری از روشنفکران و تحصیل کردگان تالش وقتی که از زندگی روستایی وارد زندگی شهری شدیم در یک ارزیابی بسیار ناپخته و رقابت و تقلید کور فرهنگی برای هم‌آوایی با مردمان شهرنشین و زبان آموزشی مدارس و دانشگاهها و رسانه‌ها، زبان مادری خود را پنهان و خفه نمودیم و به زبان‌های غیرمادری سخن گفتیم و زبانهای غیرمادری عموما زبان ملی را به فرزندمان انتقال دادیم و چه بسیار دیر فهمیدیم که به راه غلط رفتیم، چه تاوان سنگینی خود پرداختیم، تاوان اشتباهمان را تنها خودمان نپرداختیم بلکه همه تالشهای امروز، پیشنیان و آیندگان تالش هم پرداختند و خواهند پرداخت.

چه باور غلطی داشتیم که حرف نزدن به زبان تالشی می‌تواند، در پیشرفت علمی و اجتماعی ما موثر باشد و بر پایه همان باور غلط، ما به زبان مادری خود بسیار بد کردیم، به زبان شیرین تالشی بی توجهی کردیم، ما به زبان تالشی به مادر خود به قوم خود و به فرزندان خود به تاریخ فرهنگی تالش ناخواسته خطایی نمودیم که به نوعی خودکشی زبانی و فرهنگی بود، ما دچار توهم مدرنیسم و از خودبیگانگی شدیم، زبان مادری خود را به مفت فروختیم و زبان غیرمادری را به تاوانی گزاف خریدیم، ما زبان مادری خود را تا سرحد مرگ فلج نمودیم، ما با دست خود موجبات مرگ زبان تالشی را فراهم نمودیم. ما حقوق زبانی فرزندمان را پایمال نمودیم. ما با ساده‌اندیشی زبان خود را کوچک کردیم، در حالی که نمی‌دانستیم که تیشه بر ریشه خود می زنیم.

ما اشتباه کردیم، وقتی که همسرمان غیر تالش بود نه تالشی را به فرزندمان آموختیم و نه زبان همسرمان و با انتخاب زبانی غیر از پدر ومادر به تفاهم رسیدیم. ما می توانستیم راهی برگزینیم که کودکمان حتی از مواهب دو زبان مادری و چند زبان، محلی، ملی و جهانی هم با برنامه‌ریزی بهره‌مند گردد.

ما با نفی زبان خود و با کم‌توجهی و بی‌توجهی به زبان مادری تالشی خود و با بی هویتی فرزندانمان آنها را وارد دنیایی نمودیم که سهمی از زبان آنها نداشتیم، گاه مانند انسانهای گناهکار که گناه خود را پنهان می کنند، زبان تالشی را پنهان نمودیم، سر خود را چون کبک در برف فرو بردیم به خیال آنکه دیگران ما را نمی‌بینند. ما تا بدان جا پیش رفتیم که حتی دوهمزبان در محیط شهری و کاری به غیر تالشی صحبت نمودیم.

ما اشتباه کردیم که فکر کردیم، دیگران نمی توانند، به زبان تالشی ما صحبت نمایند، ولی ما می توانیم به زبانهای دیگر صحبت نماییم، آنگونه مغرور شدیم و غرق در فداکاری ساده‌اندیشانه شدیم که حتی زبان خود را به تدریج فراموش کردیم.

ما ریشه درخت هویتی فرزندانمان را بریدیم و بسیار دیر فهمیدیم، هویت اجتماعی و روان‌شناختی آنها بی‌ریشه خشکیده است. ما با گرفتن زبان مادری تالشی، فرزندانمان را حتی از ریشه‌های خانوادگی و فرهنگی‌شان جدا نمودیم.

ما دچار توهم فرهنگی نرم شدیم، در برابر غیرت زبانی دیگران، کوتاهی و سستی نمودیم و به جای زبان مادری، زبان دیگر مادران را به فرزندان خود آموختیم. ما این حق را نداشتیم که فرزندمان را از زبان مادری خود محروم سازیم، ما می توانستیم و آزادی و حق آن را داشتیم که علاوه بر زبان مادری زبان ملی و همگانی و زبان بین‌المللی و هر زبان دیگری را هم فرا گیریم، اما اشتباه کردیم که زبان مادری خود را فدای زبان‌های دیگر نمودیم. ما به جایی رسیدیم که هم زبان مادری خود را ازدست دادیم و هم آنکه نتوانستیم، هیچ جایگزینی را به خوبی به فرزندمان انتقال دهیم، چون کلاهی که بر سر گشاد ماند.

ما برخی از روشنفکران تالش بدون هیچ دلیل علمی و منطقی باعث و بانی این اشتباه تاریخی شدیم، فرزندان ما و نسلهای آتی حق دارند، ما را در وجدان فرهنگی تاریخ تالش به محاکمه و بازخواست کشند.

متاسفانه اشتباهی که روشنفکران تالش در باب زبان مادری نمودیم، روشنفکران هیچ قومی نکردند، باید از اتحاد و همت و غیرت حفظ زبان مادری روشنفکران آذری زبان، کرد زبان...درس بگیریم و بر غیرت قومی آنها آفرین گوییم.

ما اشتباه کردیم که با کودک خردسال خود به زبان تالشی مادری صحبت نکردیم به ویژه وقتی که مادر کودک زبان تالشی داشت. امروز که آن کودکان بزرگ شده‌اند به دنبال بی‌هویتی قومی و زبانی خود آواره شده‌اند. خوشبختانه بسیاری از آنان نه با همت ما بلکه با الگوگیری غیرمسقیم از زبان خودمانی و مادری اصیل پدر و مادر و جامعه روستایی زبان تالشی آموخته‌اند و به زبان تالشی مادری تسلط یافته‌اند چون سرگشته‌ای مانند که به دنبال گمشده محبوبش باشند و آن را بیابند.

ما به زبان مادری تالشی ستم کردیم پیش از آنکه دیگران حقوق زبانی ما را در مدرسه، مسجد و تلویزیون نادیده گیرند، خودمان حرمت زبان مادری‌مان را پاس نداشتیم. شاید به همان علت است امروز با همه زیبایی و رسایی که زبان تالشی دارد و با این همه جمعیت کثیری که در استان گیلان و توالش وجود دارد، زبان تالشی از طرفی در سایه قدرت زبان رسمی و از طرفی در سایه انحصار رسانه‌های بومی دچار ظلم مضاعف میگردد، با توجه به برخورداری همه اقوام و زبانهای ایرانی به رسانه ملی و استانی در حفظ و انتقال فرهنگ قومی، زبان تالشی در ایران تنها زبانی است که از رسانه صدا و سیما ایران به ویژه مرکز گیلان محروم است، حتی در 24 ساعت یکساعت از صدا و سیمای گیلان به صورت اختصاصی به تالش تعلق ندارد.

مرگ زبان تالشی، مرگ قوم تالش و مرگ تاریخ پرافتخار تالش و مرگ بخشی از تاریخ ایران است. مرگ زبان تالشی، مرگ زبانهای دیگر را به همراه دارد. شاید به همین علت است که با همه امکانات استانی زبان غالب و انحصاری سیما و صدای مرکز گیلان وضعیتی چندان بهتر از تالشی ندارد.

کاش 50سال به عقب برمی‌گشتیم و مانند امروز می فهمیدیم که باید با فرزند خردسال خود مانند همه اقوام و مردم متمدن دنیا به زبان مادری خود سخن گوییم و آنگاه که کودک زبان مادری را فرا گرفت در4یا 5 سالگی به آسانی زبان ملی و آموزشی را هم به فرزند خود بیاموزیم. امری که بسیاری از ملل دنیا وقتی که زبان مادری و ملی آنها متفاوت است، چنین می کنند. کاش دیروز مانند امروز هوشیارتر بودیم و زبان مادری تالشی را و پاسداری از آن را حق و وظیفه خود می پنداشتیم و برای احیا و حفظ آن تلاش می‌نمودیم.

خوشبختانه در سالهای اخیر بسیاری جوانان تالش از تجربه تلخ ما بهره جستند و درس گرفتند. چنین پیداست که بسیاری از روشنفکران نوین تالش در سالهای اخیر به شدت در صدد جبران خسران تاریخی به زبان تالشی هستند و موفقیت‌های چشمگیری هم حاصل آمده است بر خود می بالم وقتی که جوانان برومند تالش امروز اشتباه ما را تکرار نمی کنند و با بزرگواری و اندیشمندانه اشتباه ما را به عنوان خیانت و عمدی نمی پندارند بلکه آن اشتباه رامحصول جبر زمان و شرایط حاکم پنداشته‌اند و در جبران مافات غالبا دست به دست همدیگر داده‌ایم تا زبان تالشی در تاریخ ملت ایران در کنار سایر زبانها جاوید ماند.

با همه عشقی که حقیر به زبان مادری تالشی و ملی فارسی خود دارد و با همه احترامی که به همه زبانهای مادری بویژه زبانهای اقوام ایران تاتی، گیلکی، آذری دارم، به صراحت اعتراف می کنم که من هم در این اشتباه تاریخی شریکم، متاسفانه دیر به این درک و پشیمانی رسیدم، نزدیک به دو دهه سال است تمام سعی خودرا بر آن داشته‌ام تا این اشتباه بزرگ خودم را با یک هدیه و اثر ماندگار زبان تالشی( ترجمه شاهنامه فردوسی به تالشی) تا حدی جبران نمایم تا قدری از عذاب وجدان من کاسته شود. امیدوارم بتوانم در باقی عمر به سرانجام رسانم.

با احترام وادب. رمضان نیک نهاد، 26تیرماه 1395