دیدگاه دوستان ارجمند درپای همین پست در فیسبوک ( گل واژه ها وضرب المثل های تالشی ):
    •  
       
      Zoleykha Saba 1–خته– خوابیدن 2- ویخته = خوابیده به دمرو به رو 3 پخته =فراری دادن 4- دخته-پنهان شدن 5- جی خته – خودرا زیر چیزی از ترس پنهان کردن مخفی شدن سپاس
    •  
      Hima Bano ۱خته .خوابیدن ۲جی مندَ پنهان شدن .چقدر این زبان تالشی در عین سخت بودن واژها شیرین من بی نهایت لذت می برم .خدا قوت جناب نیک نهاد
    •  
       
      Ramezan Niknahad درود وسپاس دوستان ارجمند که به زیبایی همه واژه ها را معنا نمودید مختصری در مورد 2 اضافه نمایم گاهی ویختَه به حالتی که چون مرغ روی تخم خوابیدن هم گفته میشودانسانها هم گاهی طوری بالا تنه فرود می آورند وبه زمین نزدیک میشوند تا دیده نشوند
    •  
       
      Ali Massali در زبان تالشی جنوب تعداد شش پیشوند وجود دارد که به اول بن مایه یک مصدر تالشی افزوده میشود انرا به شش مصدر امری و اسم معنی تبدیل میکند مانند پیشوندهای ( آ یا اَ ، ب ، پ، ، دَه ، وی، جی) که پنج مورد ان بجز پیشوند (ب) که در این بن مایه مورد استفاده قرار نمیگیرد از بقیه انها استفاده شده مثال دیگر در مورد بن مایه ( تاش از مصدر تاشِه ) به معنی تراشیدن از این شش پیشوند استفاده میشود که هرکدام از آنها این بن مایه را به مفاهیم مختلفی تبدیل میکند ( آتاش ، بتاش ، پِتاش ، دَتاش ، ویتاش، جیتاش) که هرکدام از انها بصورت وجه امری از مصدر تاشیه دیده میشود که معانی مختلفی را میرسانند اما برخی بن مایه ها به دلیل انکه ذاتا امری هستند یک الی دو وسه تا از این پیشوند ها را بخود نمیپذیرند مانند مثال براي وجه امري ( دار dār ) از مصدر ( داشته dāšte يا داره dāre ) ،
      اين مصدر بدون پيشوند هيچ مفهومي را نميرساند ولي با هر كدام از پيشوند ها داري معاني مختلفي خواهد شد . مانند : منده ومند که پیشوند (حرف ب) را بصورت (بمندهِ) بخود نخواهد پذیرفت یعنی دو علامت امری در یک وازه بی معنیست اما ور واژه مون که شکل دیگری از این مصدر است بصورت بمون کاربرد دارد مثالی در مورد مصدر داشتن بصورت ذیل 
      داره dāre – آ – آدار – ādār = وزن بكن 
      – ب – بدار – bēdār = نگهدار
      – پِه – پِدار – pedār = وزن بكن ، سبك وسنگين كردن 
      – وي – ويدار – vidār = پرتاب بكن ، شليك بكن ، تير اندازي – دَه – دَدار – dadār = بدون مقياس ، بدون سنجش ، بي قائده
      – جي – جيدار – jidār = حيوان يا وسيله نقليه را براي بار گيري نگه داشتن
    •  
      Ramezan Niknahad درود استاد ماسالی عزیز ،سپاسگزارم از اینکه اطلاعات بسیار خوب ا دستور تالشی را با ما به اشتراک گذاشتید Ali Massali
    •  
       
      Ali Massali جناب نیک نهاد گرامی مطالب مربوط به این گونه پیشوندها حدود 20 صفحه را شامل میشود که از کتاب دستور زبان تالشی تالیفی خودم برداشت شده است پیشوندهای یاد شده دارای موارد استعمال زیادی هستند که در این مقال اندک امکان نگارش همه ان 20 صفحه وجود نداشت وممکن است برای برخی پرسش هائی را ایجاد نماید که در صورت امکان پاسخ خواهم داد
    •  
       
      Vali Razdari خته: خوابیدن ، ویخته : خسته شدن ، پخته : دنبال کردن ، دخته: پنهان شدن ، جی خته : پنهان کردن (خود)
    •  
       
      Aziz Kasaee سلام بردوستان ،خته (خوابیده)،ویخته (خسته شده) ،پخته(زمانی کسی را رها نکنی همش درتعقیب گریز اوباشی) دخته (کسی که قایم میشه)جیخته(کسی که برای کسی خودش قایم کرده تا گیرش بیاره
    •  
       
      Ali Massali در مصدر( ختِه به معنی خوابیدن ) دو تا از اولین پیشوندهای وجه امری زبان تالشی مانند ( آ ، ب) بکار گرفته نمیشود زیرا که این مصدر ذاتاً واژه ای امری است مثل ( آختهِ و بختِه ) در مکالمات مورد استفاده قرار نمیگیرد اما با ( وجه امری بن مایه = ریشه ) این مصدر یعنی واژه ( خس ) می شود از پیشوند های یاد شده برای بیان منظوری استفادهنمود وانرا بصورت امری تاکیدی بکار برد مثل ( اخس ، بخس ، پِخس ، دََ خس ، ویخس ، جیخس) که هرکدام انا برای منظور های مختلفی بیان میشوند
    •  
      Ali Massali واژه ویخته به معنی آنست کسی را که دارد در محیط باز و طبیعت خودرا از دید دیگران مخفی میکند به همین منظور به سینه وشکم روی زمین دراز می کشد تا مورد دید دیگران قرار نگیرد که در زبان تالشی به این عمل میگویند (ویخته) که یکی از مصادر زبان تالشیست اما وجه امری اش که با ریشه (خس ) که از مصدر خته ساخته میشود کلمه (ویخس) است که به عنوان مصدر از ان استفاده نمیشود اما اول شخص مفرد به دوم شخص مفرد دستور چنین کاری را میدهد تبدیل تبدیل فعل لازم وبخس به فعل متعدی در زبان تالشی از پسوند آونده استفاده میشود مانند ویخساونده مثال دیگرش را میتوان چنین نوشت مانند : مصدر ، نشتِه nēšte كه ريشه آن به شكل ( نشnēš )است که میتوان با همان پسوند (آوندِه) به صورت مصدرمتعدي نشاوندِه nēšāvēnde تبديل نمود.