مسابقه واژه شناسی تالشی 24:

دیدگاه دوستان ارجمند درپای همین پست در فیسبوک ( گل واژه ها وضرب المثل های تالشی ):
Peyman Paydar تل= دوخت – کوک زدن
تل= تلخ
تیل= ؟ تیله = دویدن
تول= آب گل آلود
تایل =؟ ازبعضی شنیده ام : آدمک – مترسک ولی ما به آدمک یا مترسک می گیم : دایله
Ali Rostampour تَل= نوعی دوخت با فاصله زیاد یا همان گره زدن
تِل= تلخ
تل= باد کردن بر اثر سوختگی را میگیم تل
یا چیزی ک از پوست بیرون بیاد متورم شده باشد مثل دمل
تول= گل الود
تایل= بی قرار دست و پاچه
Peyman Paydar ما تایل بکارنمی بریم . تایله . یا تایره برای منتظر متحیر بکار می بریم که قبلا لغت تایه هم آمده بود. در واقع تایه . تایله و تایره از یک ریشه برخوردارند. چمه تایه دریه . یا تایله دریه . یا چمه تایره کره . زبانی من آموخته ام . چمه تایره . یا تایره کرده می باشد.
Peyman Paydar درمورد تیل به معنای بادکردن براثر سوختگی ما می گیم آوله ژنده شه . و کلمه ای بصورت تیل بکارنمی بریم.
Zoleykha Saba تَل– اگر منظور نوع دوخت است که در فارسی به آن کوک شل میگویند 2- تِل – تلخ 3- تل – واین واژه هم که هیچ حرکتی ندارد و اگر منظور همانطوریکه آقای رسمپور گفتند وبا گویش انها نزدیک است تاول است 4- تول هم که آب گل آلود را می گویند 5- تا یل- من نشنیدم ولی اگر منظور همانی است که آقای پایدار فرمودند که میشود تایره – تایره بازی که ادا در اوردن و بازی کردن وخودرا را به بیراه و جنون زدن وغش کردن و خودرا برای قبولاندن به دیگران با روش غیر منطقی
Ramezan Niknahad درودوسپاس دوستان ارجمند ،جمع بندی دیدگاه دوستان و معانی واژه ها باتوجه به گویش تالشی فومنات
1- تَل= دوخت یا کاشت با فاصله زیادتر (تَل تَل )
2- تِل = تلخ …دیدن بیشتر
Zoleykha Saba استاد نیک نهاد اگر معنی تایل در تالشی فومنات هلاک شدن است پس در ماسال در حال هلاک شدن را وبه هلاک افتادن را تهلکه می گویند تا نظر دوستان تالش ماسال چه باشد
Peyman Paydar با احترام . هلاک مصدر عربی است . به معنای نیست شدن . ما در تالشی به جای هلاک شده ” فرشه ” بکارمی بریم . می گیم . فلانی آدم خوبی بود. قدر خودش را ندانست. “اشتن فردوشه ” یعنی خودش نرا ابود کرد. یا هلاک کرد. البته هم فردوئه . دور انداختن هم به این معناست که غیر قابل استفاده را ” فر آدن ” یعنی دور می اندازند
Peyman Paydar ما در تالشی می گیم فلانی ، تال آبه . یعنی حالت تعجب و حیرت پیدا کرده . درواقع به جای تایل می گیم . تال ، البته یک گیاهی هم بنام تال داریم . که کوه نشینان معتقدند. دانه تال ، دیوانه کننده است . مثلی وجود دارد می گویند. مگر تاله دونه هرده را گیجی ره ؟ همان طوری که برای بنگه دونه همین طورمی گویند
Zoleykha Saba مثل تال گوش — مثلن می گویند فلانی تالگوش آبه– یعن با دقت گوش دادن وبا حیرت گوش ایستادن
Peyman Paydar حق با شماست ” تال گوش آمنده ” یا ” تال گوش منده ” دقیقا به این معنا ست که فلانی دارد ، در حالت حیرت و تعجب چیزی را انتظار نداشت می شنود. درنتیجه ” تال گوش ” می ماند. یعنی به زبانی ” تال آبو” این ” تال آبه ” در تفسیر های توصیفی به معنای دیوانه شدن هم مورد استفاده است
Peyman Paydar حق با شماست ” تال گوش آمنده ” یا ” تال گوش منده ” دقیقا به این معنا ست که فلانی دارد ، در حالت حیرت و تعجب چیزی را انتظار نداشت می شنود. درنتیجه ” تال گوش ” می ماند. یعنی به زبانی ” تال آبو” این ” تال آبه ” در تفسیر های توصیفی به معنای دیوانه شدن هم مورد استفاده است
Zoleykha Saba فر — دور ریختن فرشه – دور ریخته شده .. فردوشه — ریخت دور واین واژه ها را هرکسی با برداشت خودش می تواند بکار برد مثلن بگوید ای حیف به اشتن قدرش نزونسته اشتن فردوشه یا اینکه حیف ابه چه هده زحمت فرشه
از : رمضان نیک نهادhttp://kados2.blogfa.com
هدف ما در این وبلاگ معرفی فرهنگ مردم تالش و آشنایی هممیهنان گرامی با جاذبههای گرشگری شمال کشور به ویژه گیلان و تالش است