مسابقه واژه شناسی تالشی 20:

دیدگاههای داده شده در پای همین پست در فیسبوک :
Zoleykha Saba عالی
Zoleykha Saba چَتین — سخت -2کانکا- یک نوع موتور در کارخانه برنج ..3- دَسه خیه — خیه به پارو می گویند ولی دسه خیه به گوشت سردست گوسفند که باز شکل خیه چوبی است می گویند -4 واشک — پرنده شکاری -5-کترا – کفگیر غذا -56مغراز- یا مقراض–قیچیبزرگ 7-دو– معنیش یا دود است یا دوغ نمی دانم منظور استاد کدام یکی است 8- دئو؟-9- شو – شوهر -10-شئو…11-پیمه– میخواهم -12- بوریه- تکه های ریز آتش که به هوا می پرد -13- ایجایی – یک جایی -14- چلیک- چینه دان 15-اوشتار- —16پیله دیل- دل بزرگ ونترس 17-واژن- باد زن -18-جنگره–چنگک -19- ماشه – انبر -20- لغر شاید لاغر باشد …
Zoleykha Saba استاد نیک نهاد واقعا سخت بود
Ramezan Niknahad درود وسپاس بانو صبا از دیدگاه ارزشمندتان . می دانم به علت دیرینه کم نگارش تالشی همه ما برداشت یکسانی از نگارش برخی واژه ها نداریم به همین علت معنی کردن برخی واژه ها سخت میشود .مثلن درمورد دو واژه ( دو ودئو ) که همانگونه که فرمودید اولی به معنای دوغ ودیگری به معنای دود است چون در تلفظ تالشی بین انها فرق است من هم آنها را بدان صورت نوشتم وهم چنین درمورد ( شو و شئو )که یکی به معنای این است که می رود ودیگری به معنای شوهر است امیدوارم روزی برسد که از نگارش تالشی قرارداد نوشتن یکسانی داشته باشیم .در مورد سایر واژه کمی صبر می کنیم تا دوستان دیگر هم به کمک ما آیند واگر راه حلی برای نوشتن آن دوواژه مد نظر دارند برای ما بنویسند .
Behzad Khalili لغر به معنی قراضه و درب و داغون فک کنم باشه
اوشتار به ساقه نازک درخت می گویند (همون ترکه )
Behzad Khalili چتین هم فک کنم زمخت باشه
Zoleykha Saba در تالشی ماسال ما نه واژه لغر داریم نه اوشتار ولی چتین داریم که مثلن چتینه کار که چند معنی دارد که سخت است و هم ستم معنی میدهد من باید در این جا عرض کنم استاد واژه شناسی ما استاد نیک نهاد بیشتر به گویش تالشی فومنات شاید نگارش میکند ومی دانم که تأکیدی هم بر نظر خودش ندارد و ما را هم در برداشت خودمان آزاد گذاشته ومن از بعضی از استادان ماسالی خواهش میکنم که ما ماسالیهارا یاری کنند بخصوص در لغاتی که از یاد رفته سپاس
Astara Ostoro آقای نیکنهاد خواهشن اینهارو فارسیش رو خودتون بنویسین تا ما هم بفهمیم
Hima Bano ۱*چتین سخت ۲- کانکا خرمن کوب ۳ دسه خیه گوشت سر دست گوسفند ۴(وُشَک )پرنده شکاری ۵(کَتْرو)کفگیر چوبی ۶-دو.دود یا دوغ۹-شو شوهر ۱۱پی مِه می خواهم ۱۴(چینَک )سنگدان ۱۷(وُژن )تلمبه وسیله ای برای بادزدن ۱۸(مُوشَع)انبر ۲۰لاغر(لَر)لغات داخل پرانتز تلفظ لغت های است ما استفاده می کنیم واژه ۸دودی در تا بستان از تنه پوسیده درخت برای راندن پشه چهار پایان استفاده می شود البته یه کم شک دارم .
Zoleykha Saba درود هیمای بانوی گرامی
Meghdad Mousavian 1-؟ 2-کانکا خرمن کوب 2-3؟4-واشک پرنده شکاری (باز)5-کترا کفگیر برنج بصورت فلزی وچوبی 6-مغراز قیچی خیاطی 7-دو به ماست خشک می گویند که در کیسه سفید میریزند (دو کیسه)تا اب ماست گرفته شه8-دود “شاید هم جایی راکه دود فرا گرفته باشد /یا شاید جایی که بر اثر دود بحالت تار د ئَو گردیده 9-شو رفتن 10- شئَو شوهر11-پیمه حالت اعتراض به گرما ی بدن -12-بوریه برشته شدن 13-ایجایی مکان دور جایی مورد نظر14-چیلک گلوی مرغ 15-اوشتار لاغر16-پیل دیل نترس شجاع17-واژن باد بزن18جنگره جنگ دعوا سر صورت هم را زخمی کردن19-ماشه وسیله فلزی گیره مانند جهت جابجایی زغال20-لغر؟
Ramezan Niknahad درود دوستان ارجمند از دیدگاه ارزشمندتان سپاسگزارم مورد 1 چَتین معمولا به کاری سخت گفته میشود که سختی آن نه از نظر فیزیکی بلکه سختی آن بیشتر جنبه روحی دارد عملی که انجامش ناسازگار با روحیه ونیل وعلاقه طرف باشد به قولی کاری که علی رغم میل باطنی مجبور به انجامش گردد
Ramezan Niknahad بانو صبا ودوستان دیگر واژه ها را بخوبی معنا نمودند و ما با دوستان وجه اشتراک داریم مورد 12 بور به تکه های ذغال گداخته در خاکستر است اما در فومنات بوریه به برق آسمانی که همراه رعد است گفته میشود مورد 13 ایجایی به معنایی یک جایی در راهی رفتن یا همراهی بیان میشود
Ramezan Niknahad 15- اوشتار به معنی چوب بسیار باریک نازکترو لاغرتر از راکه یا ترکه گفته میشود
Ramezan Niknahad مورد 18 جنگرَه به جنگ برخی حیوانات مانند جنگ سگها گفته میشود
Ramezan Niknahad لغر در فومنات به زمینی گفته میشود که حالت خندقی دارد ومعمولن خشک است مگر در زمانی که سیلاب راه افتد که در آن آب جاری میشود یا به عبارتی به دره خشک گفته میشود
Ramezan Niknahad البته بسیاری از توضیحات من تکراردیدگاه دوستان است ودوستان به صورت کلی معنای آن را بیان کرده اند بار دیگر از همه دوستان سپاسگزارم
Zoleykha Saba مادر ماسال به جنگ بین دو حیوان مثل سگ جغره می گوییم
Zoleykha Saba البته مژده خانم عزیزم ماهم در ماسال به جاهای عمیق و پر آب رود خانه وییر میگوییم ولی چون این جا واژه به تنهایی بکار گرفته شده ما مجبوریم به اولین معنی واژه که کاربرد بیشتری در مناطق خودمان دارد بنویسیم با سپاس و بسیار عالی دوستان دارند علاقه مند به واژه شناسی میشوند واین خیلی عالیست و من خوشحالم که مابه گویش همدیگر اشنا میشویم وسپاسگزار استاد نیک نهاد هستیم
Peyman Paydar توضیحی درباره چند واژه :
1- ویئر: ویئر یعنی گذر گاه آب ، جایی که رودخانه بزرگی نیست. می توان از آن عبور کرد. همان گدار فارسی است .
2- وند: در داخل رودخانه معمولا جاهای عمیقی وجود دارد . ودر آن آب بیشتر جمع می شود. این قسمت ازرودخانه حتی در زمان کم آبی رودخانه هم آب دارد. شناگران حرفه ای آن را مطلوب می دانند. ولی انهایی که شنا بلد نیستند یا کمتر بلدند، بایستی از ورود به آن پرهیز کنند
تفاوت “وند” و “شپل “در آن است که “ونده” تماما آب است و به چشم دیده می شود. اما” شپل “همان” ونده “است با آل و اشغال و علف که معمولا استتار شده است
3- جنغره : جنگ دو سگ که در موارد بسیار، به صورت اصطلاح ازآن استفاده می شود .در تعریف این لغت ، طی پستی توسط بانوی محترم توضیح داده شده
توضیح : این چند نکته را برای “لغت نامه بزرگ تالشی” که جناب نیک نهاد عزیز در صدد تهیه آن است نوشتم . بسیار تاسف می خورم که کمتر می توانم در محضر این استاد حاضر شوم . و همراهی کنم . ولی انصافا در همه موارد تلاش پسندیده ایشان را درزمینه های واژه نگاری و ترجمه ستوده ام .
15/5/94
Zoleykha Saba آقای پایدار درود بر شماچه خوب تشریف اوردید لااقل مارا در اینجا همراهی کن مثل الآن واژه شپل دیگر از یادم رفته بود سپاس یادم اوردید منهم سالهاست از این واژه ها دور افتادم امیدوارم تمام استادان ماسالی مارا یاری کنند
Zoleykha Saba البته آقای پایدار من در واژه شناسی 21 وییر را زیاد معنی کردم و پس همانطوریکه فرمودید وند که قدیم ها برای شنا بچه ها می رفتند سپاس
Peyman Paydar سلام و ادب به محضر سر کار خانم صبا
متاسفانه مدتی است نتوانستم ، خدمت سروارنم باشم .دلم همیشه با شما فرهیختگان است.همیشه به یاد کارهای ارزنده شماهستم
از خدا وند منان آرزوی سربلند ی بیشتر برای همه شما دارم .اگر نتوانستم ، یا کمتر توانستم به خدمت برسم ، ولی هرگز بزرگواری شمارا فراموش نکرده ام .
این که گاهی جسارت می کنم دست به قلم می برم به خاطر شور عظیم زیستن است که مرا مجبور به ابراز نظر می کند
لحظه ها زیبای همبستگی انسانها در من شوری وافر می انگیزد. و مرا زنده می دارد
در پایان از شما ، بانوی ارجمند سپاسگذارم و از همه دو ستان و همراهان و همچنین از عزیزمان ،جناب نیک نهاد
15/5/94
Peyman Paydar سرکار خانم صبا براساس فرمایش شما. وند و شنا در منطقه ما ، شهرت زیادی دارد . دراین باره دیالگ های زیادی وجود دارد که چند تا به خدمت شما عرض می کنم : ونده . وندی کو مه دلکی . خردن وندی کو دلکه مرده . وندی مه دشه . وندی بپا . ام ربا وند نداره . وندی کو مایی دری . چمه وندی فورشابک دری … والا آخر
Zoleykha Saba درود فرمایشات شما یاد اوران زمانها ست که بجای استخر وند بود استخر که امد وند ربار های که بچه ها برای خودرست میکردند از یاد رفت امیدوارم که شور همبستگی واتحاد در بین تالش ها بیشتر شود وچون این همبستگی سبب میشود بقول شما شور زیستن در انسان بیشتر شود قلم مال اهل قلم و برای قلم زدن است شما اهل قلم هستید و باید البته ببخشید که من کلمه باید تأکید را بحساب نیاورید بکار میبرم اموختن ودانش اندوزی در مباحثه و مشاوره اهل فرهنگ و دانش وکسانیکه چون من می خواهند بدانند حاصل میشود امید وارم جناب پایدار همواره با ما همراه باشید با سپاس
Peyman Paydar 20
چتین دشوار- مشکل سخت. ازنظر جسمی و روانی
کانکا موتور برنج کوبی
دسه خیه سردست
واشک باز
کترا کفگیر
مقراض قیچی – یا مقراض
دو دوغ – دود
دئو تلفظ دوغ و دود باهم متفاوت دارد
شو شوهر
شئو
پیمه خواستم . دلم خواست
بوریه پوره = تکه آتش برقه دم = رعد و برق
ایجایی ایجگانه = باهم
چیلیک سنگدان
اوشتار اژگر= چوب نازگ
پیله دیل دل بزرگ
واژن باد زن مقوایی
جنگره جنغره : دعوای دو سگ
ماشه انبرآتش گیری
لغر دره دو غار= دره
از : رمضان نیک نهادhttp://kados2.blogfa.com
هدف ما در این وبلاگ معرفی فرهنگ مردم تالش و آشنایی هممیهنان گرامی با جاذبههای گرشگری شمال کشور به ویژه گیلان و تالش است