مسابقه واژه شناسی تالشی 17:
دوستان ارجمند ، واژه های تالشی را که در جدول آمده ، هرکدام راکه در دیار شما رایج است به فارسی معنا نمایید .(هر جواب درست 1نمره دارد به برنده مسابقه ،نمره 20، یک کتاب تالشی یا چند شماره از نشریه تالشی جایزه داده میشود ).

دیدگاههای داده شده در پای همین پست در فیسبوک :

 


Ali Rostampour درودها بر شما استاد نیک نهاد عزیز

Ali Ostovari با سلام…..1. مرده لان– یک اصطلاح تالشی می باشد که بصورت کنایه ای کاربرد دارد…در اصل مرده لان به وسایل و لوازمات شخص فوت شده میگویند….2. ویچی کون…؟ 3. تی….تیغ شاخه درختان —4.پامندکی…..سرپایی —5.سامون …..نشانی —-6. سوئه لیو …..نوعی گیاه خودرو که در ییلاقات و مراتع می روید —-7. بریه….؟ 8. واجام….گوجه فرنگی —9. سوک….گوشه . کنج —10. جر ….به شیر فاسد شده میگن —-11. کتیله چو….کتیله به چهار پایه و چو به چوب گفته می شود…—12. دس دلک….به شخصی که به علت مریضی یا ناتوانی جسمانی نیاز به کمک شخص دیگری دارد —-13. دییرماز…..غروب —14. کاوی……گوسفنده ماده —–15. دج ……چسبناک —-16. چپور….یا چپور خاش. به استخونهای دنده و قفسه سینه گفته می شود —–17. اکلاشه…..؟ —18. ری …..اسهال — 19. ایتاج… نیاز داشتن —-20. پشرا ….. پس فردا

Zoleykha Saba 1- مرده لان واژه کنایه آمیز یعنی بی صاحب شدن و یک نوع نفرین است 2- ویچی کون- زمین گیر شدن از پا افتادن واز پایین و پا شکسته شدن 3- تی یعنی تیغ 4- پامندکی یعنی ایستاده 5- سامون- رد یابی کردن 6 سوألیو — برگ گلپر 7- بریه – دریچه 8- واجام -گوجه فرنگی 9- سوک – خروس 10- جر َ اگر سر ر فتحه دارد یعنی فریاد وحشتناک .. جر – شیر که از حالت طبیعی خارج شود جَر — عاصی جر بحث …11کتیله چو- دمپایی چوبی اگر چو,ئ کتییل باشد یعنی چهار پایه چوبی 12- دس دَلَک محتاج دیگران شدن از لحاظ پرستاری 13– دییر ماز – هنگام غروب14– کاوی- گوسفند یکه هنوز بچه دار نشده 15 -دج -لزج و چسبناک 16–چپور – استخوان دنده 17– اکلاشه– کوچکترین 18–ری- اسهال -رونده 19-ایتاج – محتاج – احتیاج20 پشرا — پس فردا خدا نگهدار

Ramezan Niknahad با درود وسپاس فراوان به همه دوستان گرامی به ویژه جناب استواری وبانو صبا که همیشه با دیدگاههای ارزنده وبسیار مفید وجامع مارا شرمنده لطفشان می نمایند .الحق این عزیزان آنقدر جامع و ادیبانه واژه هارا معنی می نمایند که دیگر نیازی به توضیح اضافی من نیست اما همچنان شدیدا محتاج بیان دیدگاههای سایر دوستان هستیم و مایلم در مورد همه واژه به ویژه مورد 5و11و17 که

Zoleykha Saba 5- سامون در تالشی ما به معنی تشخیص دادن وردیابی کردن 11- کتیله چویا چوعه کتیل اگر کتیل به تنهایی بود می گفتیم راه سنگلاخی شاید باشد آکلاش – همان نظرم بود

Zoleykha Saba ماشالله لااقل کسانی که بیشتراز ما میدانند هم که چیزی نمی نویسند منهم نمی توانم بی تفاوت باشم وچیزهایی را که میدانم مینویسم حتا اگر ادمین گرامی خوشش نیاید ودر ضمن انهایی که کمتر میدانند لااقل شنیده هایشان وبرداشتشان را نمی نویسند اقا خانم که فقط لایک میکنی این یک اهنگ یا شعر یا یک تصویر نیست که؟ چهار تا کلمه بنویس این مسئله شناخت وریشه یابی زبان و واژه هاست من حرف را روراست میزنم وقبول هم ندارم که کسانی عضو گروهی میشوند مخصوصن گروه فرهنگی وفقط ناظر دیگران باشند تازه گاهی ما نوشته هایمان را با پس وپیش کردن جملات در سایت هایشان می بینیم با پوزش از آدمین محترم

Ramezan Niknahad مورد 5 سامون را اگر از نظر ترکیب واژه کالبد شکافی نماییم به گمانم سا + مون است که به سایه یک جسم دربرابرنور تشکیل میشود و مون به معنی ماندن وقرار گرفتن است وسامون در مجموع بهزبان تالشی فومنات برای حدود وثغورو مرز مورد استفاده وقرار گیری گفته میشود مثل سامونَه مرز ،سامونَه حد ،سامونَه واش ، سامونَه رییه …

Ramezan Niknahad مورد 11 در فومن هم هم چنانکه جناب استواری وبانو صبا بیان نمودند کتیلَه ساختن یک نوع پله از نظر ارتفاع با زمین با خود زمین یا سنگ وچوب به صورت ثابت (را سنگلاخ یا مزرعه شیبدار ) یا متحرک مانند نیمکت چوبی در فومن معمولا کتیل چوبی که تنها برای نشستن روی زمین استفاده می نماییم کتیل به تنهایی بکار می بریم و کتیلَه چو را برای آن وسیله چوبی بکار می بریم که بر روی اسب قرار می دهیم تا به وسیله آن دسته های دروشده جو را در دوطرف اسب قرار دهیم .

Ramezan Niknahad مورد 17 آکلاشِه در تالشی فومن جویدن ، خالی کردن تا ته ، تراشیدن تا ته گفته میشود مثل زمانی که تکه استخوانی تمام گوشت چسبیده به آن با جویدن استخوان یا …خورده میشود

Ramezan Niknahad آکلاش ویکلاش اصطلاح تالشی است گاهی به صورت کنایه به آخرین یا کوچکترین فرزند بدنیا آمده ازمادری که دیگر زمان بازنشستگی زایمانش فرا رسیده بیان میشود

Zoleykha Saba بله ماهم به گاز زدن چیزی تا تهش را در آوردن اکلاش می گوییم مثلا میگوییم این گوشت را ننه قوربون آکلاش با ناز دادن به بچه به بزرگها نمی گوییم آکلاش ویکلاش به بچه ته تغاری گفته میشود کتیله روخون به راهی که سنگلاخی پله ای شیب دار و کتیله چوو چوعه کتیل هرکدام به یک وسیله گفته میشوند

Ali Rostampour مَرده لان =با دلخوری به چیزی گفته میشود که منظورش این است مثل وسایل مرده شود بی بدرد خور
ویچی کون=زمین گیر کسی که نمیتواند بلند شود
پامندکی=سرپایی ایستاده
تی= همان خیس یا تیغ درحتان
سامون= نشانی ادرس داشتن به نوعی مکونت ادرس داشتن موجود بودن
سوئه لیو = برگ گلپر
بَریَه= پنجره
واجام= گوجه
سوک=خروس
جر=هم ماره کردن است در تالشی هم معنی صدا میدهد هم به شیری که فاصد شده میگویند جر ابَه هم به شیری که مایه پنیر زده شده هنوز پنیر نشده را میگویند
کَتیلَه چو= قطعه چوبی که بعنوان نیمکت یا برا نشستن استفاده میشود
دَس دَلک= از کار افتاده یا کسی که توانایی رسیدگی به کارهایی خودش را ندارد ناتوان
دییَرماز=هنگام غروب
کاوی=گوسفند دو ساله جوان
دج= چسبنده
چَپور= دنده. استخانهای پهلو
ری= اسهال
ایتاج= نیاز
پَشرا= پس فردا

Zoleykha Saba هزاران درود بشما آقای رستمپور که واقعا سرا سرا انرژی مثبت هستید وواقعا دوست وبرادر بسیار خوبی هستید همواره وهمه جا همراه هستید واین رفتار صمیمانه وصادقانه شما خستگی را از دوستان میگیرد مگر مااز دوستی چه میخواهیم در این دوره وزمانه سپاس

Ali Rostampour خواهر مهربان و استاد نازنیم
شمخواهرجود من هستید
بخداوندی خدا سوگند همتون در قلب من جایی دارید
تمام عزیزان که فعالیت میکنند قابل تقدیر هستند
گاهی پست های شما و عزیزان را میبوسم ک چون بوی خاک و سنن و اداب رسوم. من را می دهد
استاد نیک نهاد زحماتشان قابل جبران نیست
هزاران حیف وقت یاری ام نمیکند که مدام در کنارتان باشم و همواره از شما خوبان خوبی بیاموزم
غیبت من را عفو کنید
بی نهایت دوستتان دارم و دعاگویتان هستم Zoleykha Saba

Zoleykha Saba درود بر شما من همواره برای مؤفقیتت دعا می کنم

Ramezan Niknahad درود جناب رستم پور عزیز سپاس از دیدگاه ارزشمندتان

Ali Rostampour ممنونم استاد نیک نهاد گرامی

از : رمضان نیک نهادhttp://kados2.blogfa.com