زبان تالشی، زبان باستانی ایران و دستور زبان تالشی (گویش ماسال)
معرفی کتابهای تالشی
زبان تالشی، زبان باستانی ایران و دستور زبان تالشی (گویش ماسال)
نویسنده : علی ماسالی
محل نشر : رشت
تاریخ نشر : ۸۵۱۲۱۵
قیمت : ۲۹۰۰۰
موضوع : تالشی – دستور,تالشی
تعداد صفحه : ۲۹۲
زبان کتاب : فارسی
نوبت چاپ : ۱
تیراژ : ۲۱۰۰

زبان تالشی، زبان باستانی ایران و دستور زبان تالشی (گویش ماسال)
برداشت بخش کوچکی از کتاب از پروفایل نویسنده محترم
جستارهائی از دستور زبان تالشی جنوب :
\ ا سم مصغر : توسط پسوند هايي نظير ( دَه da ) و( تِه te ) و( و’ o ) و( ا’ u ) و لِه نشان داده مي شود.
مانند : احمدو ، احمدَه ، خا تِه xate ، خُا لا‘ xalu ( خواهر كوچلو) احمدلِه (لِدولِه Ledole) ، دركلمه(احمدو) حرف(واو) به عنوان تحقیر و کوچک کننده امده مانند واژه (احمدک ویا احمد كوچكهِ) در زبان فارسي است. و حرف (ه) به عنوان نکرده اورده میشود . مثل امیره های سابق گیلان
اسم مركب در زبان تالشي نظير واژه ( ژِن په žen pē ) به معني پدر زن ، و
.
يكي از وجه تمايز وتفاوت هاي زبان تالشي با زبان فارسي درآن است كه در زبان تالشي هميشه صفت را قبل از موصوف وضمير مالكيت را قبل ا ز اسم بر زبان مي آورند . مانند (سيا تَختَه siā taxta ) که حرف (ه) در واژه( سياه) تلفظ نمي شود
تخته سياه = سيا تخته “ كتاب من = چمه كيتاو čēmē kitāw
بعضي از اسامي( معني)وجودارندكه در هنگام جمله بندي ويادر حالت هاي مسند ومسنداليه، مضاف ومضاف اليه ، صفت و موصوف ويا در حالت اننساب وتملك يافتن تغير شكل مي يابند مانند (خا xā ) كه حرف ( ه ) در آن تخفيف يافته است ) به صورت ( خوا ر ) در میاید اين اسم تا زماني كه به صورت عام بيان گردد به همين شكل (خا )باقي مي ماند مگر هنگام نسبت دادن به چیزی ویا بعنوان اسم مفعول در يك جمله مطرح گردد ، درآن صورت به شكل ( خواَ ر xoar ) تلفظ مي شود . مثل اشته خوار واته = خواهرت گفت.
علامت مفعول بي واسطه: در زبان تالشي همانند فارسي باستان،حرف (را)بعنوان علامت مفعول بيواسطه استعمال نمي شود ،ولي در آخر فعل شناسه هاي زماني براي صيغه ها ي مختلف اشخاص آورده ميشود ، مانند جمله ( همي براد خاه xāh زن كرد ) ” بند هش تاريخ زبان فارسي از دكتر ناتل خانلري“معادل اين جمله در تالشي چنين است ” برا اشتن خا بردهَ ” ومعادل فارسي جديد آن چنين است : برادر خواهر خود را به زني گرفت .
اصل مطلب در اين بود كه در هيچ يك ا ز دو جمله فارسي باستان فوق و تالشي معادل آن حرف ( را ) به عنوان علامت مفعول بيواسطه ديده نمي شود .
درزبان تالشي حرف ( ي ) ميتواند جايگزين كلمه ( را ) به عنوان علامت مفعولي باشد ،مثال :
جمشيد احمدش ژنده ، و يا جمشيدي احمدي ژنده .
در جمله ا ول حرف ( ش ) ودر جمله دوم حرف ( ي ) ميتوانند چنين نقشي را داشته باشند ، حرف (ش ) در متون ادبي فارسي وجود دارد،اما حرف (ي)كه هم به فاعل وهم به مفعول پيوسته است نميتوا ند تنها به عنوان علامت مخصوص مفعولي در نظر گرفته شود ، در تالشي حرف (ي) نقش ديگري نيز دارد و آن اين است كه اسم عام را به اسم خاص تبديل مي نمايد ، مانند از احمدي كَه ( ka ) شيمَه (šima ) ،
من به خانه احمد رفتم ، در جمله مذكور واژه ( كَه = خانه ) اسم عام بوده كه با الحاق حرف (ي) به انتهاي نام احمد هم خانه را مشخص کرده و از صورت عام بيرون نموده وهم آن را به مالكيت احمد در آورده است0
گاهي جايگزيني حرف (ش)كه شناسه سوم شخص مفرد است بجاي حرف (ي) به عنوان علامت مفعول بيواسطه، امكان پذير است مانند ”جمشيدي احمدي ژنده “كه مينوان به صورت ” جمشيد احمد(ش) ژَندَه = جمشيد احمد را زده“ نوشت ، در اين حالت حرف ( ي ) متصل به جمشيد كه نشا نه فاعلي بوده حذف ميگردد، همچنين بجاي جمله ” خردَ نِن سيف شون هَردَه =َ بچه ها سيب را خوردند “ميتوان جمله هاي ” خردَنون سيفي هرده “ و “خردنِن سيفي هردشونَه” را نوشت، بنا براين ملاحظه ميگردد بجاي حرف (ي) ميتوان از ضماير متصل فاعلي كه به آخر مسند اليه اضافه مي شودنيز استفاده نمود،اما علامت جمع در جمله (خردنون سيفي هَردَه ) بخاطر نكره بودن بچه هاتغير يافته است. میتوان در واژه خردَنون علامت جمع را بصورت خردنن نوشت که در این صورت بچه ها حالت آشنا و شناخته شده را پیدا میکنند
———————————————————
جستارهائی از دستور زبان تالشی جنوب
شناسه هاي مختلف ماضي ومضارع:
1 – ماضي ساده :
شناسه هاي ماضي ساده unsure emoticon مَه / رَه / شَه / مونَه / رونَه / شونَه /
قاعده كلي ساختن ماضي ساده عبارت است از :
حروف مصدري بدون كسره پاياني + شناسه هاي لازم
مصدر ؛ خوردن = هَردِه hardē ( هَرد + مَه …… hard+ma )
هردمَه hardma = خوردم هَردمونَه hardmona = خورديم
هَردرَه hardra = خوردي هَردرونَه hardrona = خورديد
هَردشَه hardša = خورد هَردشونَه hardšona = خوردند
ماضي نقلي :
شناسه هاي ماضي نقلي:( مَه ، رَه ، شَه ،مونَه، رونَه ،شونَه )
قاعده كلي : مصدرمفتوح شده + شناسه ها ( هَردَه + مَه harda+ma ) هَردَه مَه hardama = خورده ام- هَردَه مونَه hardamona = خورده ايم
هَردَرَه hardara = خورده اي – هَردَه رونَه hardarona = خورده ايد
هَردَه شَه hardaša = خورده – هَردَه شونَه hardašona = خورده اند
اين واژه ها معني بخوردم .بخوردي . بخوردند …….الخ را نيز دارند
ماضي استمراري:
براي ساختن صيغه هاي اين ماضي دو گونه عمل ميشود.
حرف( ي ) را يك بار به آخر (بن فعل) ويك بار به آخر ضماير متصل فاعلي مي افزايند. مانند ضماير / م . ر . – . مون . رون . ن
(هَر +ي + م + ي )I+ m + I har+ هَريمي = مي خوردم
هَريمي harimi = مي خوردم هَريمون(ي) harimon = مي خورديم
هَريري hariri = ميخوردي هَريرون (ي) hariron = مي خورديد
هَري hari = مي خورد ، هَرين (ي) harin = ميخوردند
حرف (ي) در برخي از لهجه ها براي اشخاص جمع آورده نمي شود.
بن فعل را آورده به ادامه آن پسوندي از مشتقات فعل( استن) آورده مي شود
مانند : ( بن فعل + ي + ست +ي +ضماير فاعلي مكسور شده)
ويا به عبارت ديگر : هَر + ي + ست + ي + م + -ِ
هَريستيمِه haristime = ميخورده ام
هَريستيرِهharistire = مي خورده اي
هَريستِه hariste = ميخورده اي
هَريستيمونِه haristimone = مي خورده ايم
هَريستيرونِه haristirone = مي خورده ايد
هَريستينِه haristine = مي خورده اند
ماضي بعيد :
مصدر مفتوح شده + شناسه هاي ( ما . را . شا . مونا . رونا . شونا )
در مواردي نيز براي سوم شخص مفرد فقط ( الف ) را به كار مي برند
مانند :
هَردَه ما hardamā = خورده بودم
هَردَه را hardarā = خورده بودي
هَردَه شا hardašā = خورده بود
هَردَه مونا hardamonā = خورده بوديم
هَردَه رونا hardaronā = خورده بوديد
هَردَه شونا hardašonā = خورده بودند
ماضي بعيد نقلي :
مصدر مفتوح شده + ضماير متصل فاعلي + صيغه بعيد فغل معين بودن
هَردَه + ( م . ر . ش . مون . رون . شون ) + با
هَردَم با hardambā = خورده بوده ام
هَردَربا hardarbā = خورده بوده اي
هَردَش با hardašbā = خورده بوده
هَردَمون با hardamonbā = خورده بوده ايم
هَردَرون با hardaronbā = خورده بوده ايد
هَردَشون با hardašonbā = خورده بوده اند
صيغه هاي ديگري از ماضي بعيد به كمك مشتقات فعل( بودن ،شدن
و استن = بي ، به بي ، بو ،به بو ، بيستِه ، به بيستِه ) .
هَردَم بَه hardam ba = خورده بوده ام
هَردَم بي hardam bi = ميخوردم
هَردَم ببي hardambēbi = مي خورده بودم
هَردَم بيستهِ hardam biste = خورده بوده بودم
هَردَم ببيستِه hardam bēbiste = مي خورده بوده بودم
اگر بجاي مصدر مفتوح شده مصدر مكسور شده را بكار بريم در اين صورت صفت توصيفي را خواهيم داشت :
هَردِه ببي harde bēbi = قابل خوردن مي بوده
هَردِه ببيستِه harde bēbiste = قابل خورده مي شده بود
ماضي مستمر :
براي اين شكل از ماضي پيشوند مستمر (كرا kērā ) به اول صيغه هاي ماضي
استمراري افزوده مي شود . مانند :
كرا هَريم(ي) kērā harim = داشتم مي خوردم
كرا هَرير(ي) kērā harir =داشتي ميخوردي …… الخ
ويا به اول ماضي استمراري بعيد افزوده مي گردد . مانند :
كرا هريستيمِه kērā haristime درحال خوردن بوده ام
ماضي التزامي :
براي ساختن اين ماضي حرف ( به bē ) را در ابتداي ماضي استمراري ميآورند .
مانند :
به هَريم(ي) bē harim(I) = بخوردم
به هَرير(ي) bē harir(I) = بخوردي
و …… الخ
به هَريستيمِه bē haristime = در حال خوردن ببودم …….والخ
گردآوری از رمضان نیک نهاد
هدف ما در این وبلاگ معرفی فرهنگ مردم تالش و آشنایی هممیهنان گرامی با جاذبههای گرشگری شمال کشور به ویژه گیلان و تالش است