هݖنته بݖشو کݖ شاکه‌ره‌م شه.

(همینطور برود که شاه کرم رفت)

کنایه ضرب المثل تالشی به بی تاثیری بعضی آدمها در انجام کارها است . وقتی حالت روحی شخصی چنان می شود که با آدمهای اطرافش کاری ندارد و بی‌خیال همه چیز است، این ضرب المثل به کار میرود و مبتنی بر داستانی قدیمی است. می گویند در زمان قدیم شازده خانمی بود و باغبانی داشت به نام کرم، سالها بود که کرم برای آن شازده کار میکرد. کرم رفته رفته عاشق و شیدای آن شازده میشود در حالی که آن خانم هیچگونه احساسی به او نداشت. رفته رفته کرم دریافت که چون شاه نیست و منزلت شاهی ندارد شازده خانم بی توجه به اوست به همین علت خود را در نقش شاه میبیند و به طرق شاهان حرف میزند و رفتارمیکند و نامش را هم شاه کرم گذاشت، اطرافیان می دانستند که او عاشق شده است و دیگر از او چیزی نمی خواستند چون در عالم خودش بود بعدها که شازده خانم به فرنگ سفر نمود کرم هم راهی سفر شد و با کلاه فرنگی به سر و رقص و آواز شهر به شهر گشت و گشت تا ناپدید شد . همین می شود که در اذهان مردم شاه کرم به عنوان بابا کرم به عنوان یک مرد عاشق شکل می گیرد و آن رقص هم در آن زمان نشان دهنده حرکات یک مرد عاشق بوده در واقع بابا کرم از نمادهای نشان دهنده عشق مرد ایرانی به معشوقه اش هست کسی که بخاطر دوری معشوقش جانش را از دست میدهد .

از : رمضان نیک نهاد

http://kados2.blogfa.com

در خط آوانگار تالشی‌:
به جای فتحه/a/ ـه ه
به جای کسره/e/ ێـ ێ
به جای واو/v/ ۏ
به جای شوا /ə/ ݖ
به جای یه/y/ ېـ ې