ماهی سیاه کوچولو به زبان تالشی (بخش7)

ترجمه داستان ماهی سیاه کوچولو (7) به زبان تالشی فومنات با خط تالشی کادوس
ماېه ۏهچه رو به ما گݖله شه، ۏاتݖشه: سݖلام چݖمݖن خاسه مانگی.
مانگی ۏاته: سݖلام ماېه ۏهچه! تݖ کا، ېا کا؟
سیېا ماې ۏاته: خݖش دارݖم، دݖنېا گهردی بݖکهرݖم.
مانگی ۏاته: دݖنېا ۏیېهر پیلله، تݖ نێشاې، تهمونی دݖنېا جݖگائون بݖگهردێ.
ماې: خاب دا ههر جݖگاې کݖ شاتݖمه، شوم.
ما گݖله ۏاته: چݖمݖن دیل خا دا روز ئݖشتݖ ۏهری بݖمونݖم بهما ئی سیېا خݖره لهکی کݖرا رو به چݖمݖن ئا دا چݖمݖن ناری بیگێرݖ.
ماې ۏاته: ئهې چݖمݖن خاسه مانگی! ئهز تݖ خهېلی خݖش دارݖم، چݖمݖن دیل خاې، تݖ ههمیشه مݖن کو دهتاۏیش.
مهنگه گݖله ۏاته: ماې جان، ئهز کو مݖرا سو نێدارݖم. ئاۏتاب مݖن سو ئاده. ئهز نی ئه سو زهمینی را دهتاوݖنم. تݖ نی مهسه کݖ ئادهمێن خان دا چهن سالی دیېهر رو به ئاسݖمون پهرئاگێرݖن، بان، چݖمݖن سهری بݖنݖشݖن؟
ماې ۏاته: ئݖم کاری ههرگݖز نێبو کهردێ.
ما گݖله ۏاته: خهېلی سهته کاری ېه بهما ئادهمێن ههر کاری چهۏون دیل بݖخا، چهۏون دهسی بهرا کݖ ئه کاری ئاگزارݖن.
ما گݖله نێشاته، ئݖشتهن لوئه تهمون ئاکهردێ. سیېا خݖر، ئهې ئارهسه، چێ دیمی دهپوشݖشه ئو شهۏ ههنی زݖلمات ئابه ئو سیېا ماې تهنخا مهنده. دهسی ۏهخت ماتی ئهې بهردا، زݖلماتی کهفا پێدیێسی، بهدز شه، سݖنگی بݖنی جیشه ئو خݖته.
سݖبی زۊ خاۏی کو ئیشته. ئݖشتهن کهفا سهری کا چهن گݖله ماېه پیزگه ۏیندݖشه کݖ ېهندی نه کݖرا گوشه بݖنه لوئه کهرین. ماېه پیزگان دا ۏینده، ماېه ۏهچه ئیشته، ئی جگانێ ۏاتݖشونه: ئݖشتݖ سݖب به خهېر، زهېرونه سݖبی بݖداری!
سییا ماې زۊ ئهۏون ئازونسه ئو ۏاتݖشه: شݖمه سݖب نی به خهېر و خݖشی، ئاخݖرنه سهری شݖمه فݖکری کهردݖرونه، چݖمݖن دۊمله را دهلهکیرونه!
ئیله ماېه پیزگان ۏاته: ئݖهݖ بهما ههلا ههنی ئی دیل دݖ دیلیمونه، تهرسهم، چهمه دیل کݖرا تݖرهکݖ.
ئیله دیېهر ماې ۏاته: ماېه ههره غاری فݖکر ئهمه ۏهېل نێکهرݖ.
سییا ماې ۏاته: شݖمه دێ ۏیېهر فݖکر و خیېال کهرهن، ههمه تێ کݖ نێبو فݖکر و خیېال کهردێ، ۏهختی رادهلهکهم چهمه تهرس ههمه ۏیبو.
بهما هݖنته کݖ خاېن، را دهلهکین، ۏیندݖشونه: چهۏون داېر و ۏهری ئاۏ کهفا ئومه، ئی پیلله سهرپوشی چهۏون سهری کا ۏیرومه، زݖلماتی ههمه جݖگاې گێته، هیچ راهی نه دهۏهشتێ نێبی، سیېا ماې ئهلبهههلی فهمه کݖ ماېه ههره غاری گالی کو دهلهکهېنه.
سییا ماېه ۏهچه ۏاته: دوستێن! مهتهرهسن، ئهمه ماېه ههره غاری گالی کو دهلهکهېمونه بهما ئهته نی کݖ دێ جیۏهشتێ را هیچ راهی مهدارهم.
ماېه پیزگێن دهمندینه، بݖرهمݖ کهردێ، ئیله ۏاته: ئهمه دێ ېا کو جیۏهشتێ نێشاېهم. تݖ بانی بهېره، چهمه پابݖن نݖشتیره، ئهمه کوک کهردݖره ئو ئهمه را کو پهرکاۏݖندݖره!
ئیله دیېهر ماې ۏاته: بݖرامێې... هݖسه ئهمه ههمه گݖله روبهرݖ ئو دێ چهمه کار ۏینێېه!
برگردان فارسی :
ماهی کوچولو پیش ماه رفت و گفت:« سلام ، ماه خوشگلم!»
ماه گفت:« سلام ، ماهی سیاه کوچولو! تو کجا اینجا کجا ؟»
ماهی گفت:« جهانگردی می کنم.»
ماه گفت:« جهان خیلی بزرگ ست ، تو نمی توانی همه جا را بگردی.»
ماهی گفت:« باشد ، هر جا که توانستم ، می روم.»
ماه گفت:« دلم می خواست تا صبح پیشت بمانم. اما ابر سیاه بزرگی دارد می آید طرف من که جلو نورم را بگیرد.»
ماهی گفت:« ماه قشنگ! من نور تو را خیلی دوست دارم ، دلم می خواست همیشه روی من بتابد.»
ماه گفت:« ماهی جان! راستش من خودم نور ندارم. خورشید به من نور می دهد و من هم آن را به زمین می تابانم . راستی تو هیچ شنیده یی که آدم ها می خواهند تا چند سال دیگر پرواز کنند بیایند روی من بنشینند؟»
ماهی گفت:« این غیر ممکن است.»
ماه گفت:« کار سختی است ، ولی آدم ها هر کار دلشان بخواهد...»
ماه نتوانست حرفش را تمام کند. ابر سیاه رسید و رویش را پوشاند و شب دوباره تاریک شد و ماهی سیاه ، تک و تنها ماند. چند دقیقه ، مات و متحیر ، تاریکی را نگاه کرد. بعد زیر سنگی خزید و خوابید.
صبح زود بیدار شد. بالای سرش چند تا ماهی ریزه دید که با هم پچ پچ می کردند. تا دیدند ماهی سیاه بیدار شد ، یکصدا گفتند:« صبح به خیر!»
ماهی سیاه زود آن ها را شناخت و گفت:« صبح به خیر! بالاخره دنبال من راه افتادید!»
یکی از ماهی های ریزه گفت:« آره ، اما هنوز ترسمان نریخته.»
یکی دیگر گفت:« فکر مرغ سقا راحتمان نمی گذارد.»
ماهی سیاه گفت:« شما زیادی فکر می کنید. همه اش که نباید فکر کرد. راه که بیفتیم ، ترسمان به کلّی می ریزد.»
اما تا خواستند راه بیفتند ، دیدند که آب دور و برشان بالا آمد و سرپوشی روی سرشان گذاشته شد و همه جا تاریک شد و راه گریزی هم نماند. ماهی سیاه فوری فهمید که در کیسه ی مرغ سقا گیر افتاده اند.
ماهی سیاه کوچولو گفت:« دوستان! ما در کیسه ی مرغ سقا گیر افتاده ایم ، اما راه فرار هم به کلّی بسته نیست.»
ماهی ریزه ها شروع کردند به گریه و زاری ، یکیشان گفت:« ما دیگر راه فرار نداریم. تقصیر توست که زیر پای ما نشستی و ما را از راه در بردی!»
یکی دیگر گفت:« حالا همه ی ما را قورت می دهد و دیگر کارمان تمام است!»
از : رمضان نیک نهاد
در خط آوانگار تالشی :
به جای فتحه/a/ ـه ه
به جای کسره/e/ ێـ ێ
به جای واو/v/ ۏ
به جای شوا /ə/ ݖ
به جای یه/y/ ېـ ې
برخی از شیوه نامه آۏانویسی تالشی:
برای حروف (ت / ط) تنها از حرف (ت) استفاده میشود.
برای حروف (ث / س / ص) تنها از حرف (س) استفاده میشود.
برای حروف (ذ / ز / ظ / ض) تنها از حرف (ز) استفاده میشود.
برای حروف(ق/غ) تنها از حرف (غ) استفاده میشود.
برای حروف(ح/هــ) تنها از حرف (هــ) استفاده میشود.
برای حروف(ع/ء) در ابتدا و وسط واژه تنها از حرف (ئـ) استفاده میشود.
هدف ما در این وبلاگ معرفی فرهنگ مردم تالش و آشنایی هممیهنان گرامی با جاذبههای گرشگری شمال کشور به ویژه گیلان و تالش است