ترجمه داستان ماهی سیاه کوچولو (6) به زبان تالشی فومنات با خط تالشی کادوس

ماېه ۏه‌چه سیناۏی نه کݖرا شی، ئݖشته‌را فݖکر که‌ری، هه‌ر ئی ۏه‌جه را کو تازه چیې ۏینی ئو ئاموجی، دێ ئه‌ې خݖش ئاې، ۏیچݖری کو پێشتݖ گݖلێلێ نه ۏیله‌کی ېو هه‌نی سیناۏ بݖکه‌ری، ئاۏتاۏ کݖ چێ پیشنی ده‌تاۏی ېو ئه‌ې گه‌رم ئاکه‌ری، کێف که‌ری.

ئی جݖگاې کو ئیله پݖرزه تݖند تݖندێ نه کݖرا ئاۏ خݖنجی. ماېه ۏه‌چه، پݖرزه را سݖلام که‌رده ئو ۏاتݖشه:
خاسه پݖرزه، چݖ را تاۏده‌له‌که‌ېره؟

پݖرزه ۏاته: شݖکاره‌بونی، مݖن دۊمله که‌رده، ئیله گوله نی مݖن ژه‌نده‌شه، ئݖمێې، دیېێس، چݖمݖن پا چه‌کیل به.

ماېه ۏه‌چه گوله جݖگا نێۏینده به‌ما چێ له‌نگێ کو فه‌مݖشه کݖ راست ۏا. ئی جݖگاې کو ئیله لاکه‌پێشت کݖرا ئاۏتاۏه‌دیمه که‌ری، ئه ۏه‌رته کو نی زه‌ره‌جون ئݖشته‌ن خوندێ نه ده‌ره تاسݖندا. کوهه ۏاشون ئه‌تره بو نی ئاۏی نه په‌شی ئابا.

به‌ده‌زناهار ئی جݖگاې ئاره‌سه کݖ ده‌ره دێ ها کو په‌ن و فݖله‌ک ئابا، ئاۏ نی ئی ۏیشه‌ی مینی کو به‌رشی، ئاۏ هݖنته ۏیېه‌ر ئابا کݖ سیېا ماې کێف که‌ری، خݖشخالی کݖرا پێۏه‌شی، ها کو ئی ده‌سته ماې کو پێله‌که، ۏه‌ختی ئݖشته‌ن دێ‌دێ کو سیفا ئابا، دێ هیچ ماې ۏینده نیشا، چه‌ن گݖله ماېه پیزگه ئه‌ې داېر ئاکه‌رده، ۏاتݖشونه: تݖ بیگونه ئو ئاکه‌فیره؟ هݖ؟

سیېا ماې ۏاته: ئݖهݖ، ئه‌ز بیگونه‌ېمه، دوره راې کو ئومه‌ېمه.

ماېه پیزگان ۏاته: کا خاې بݖشی؟

سیېا ماې ۏاته: خام بݖشوم، رݖباری ته‌مون‌ئاکه‌ری بݖتله‌فݖم.

ماېه پیزگان ۏاته: که‌میله رݖباری نه ۏاې؟

سیېا ماې ۏاته: هݖم رݖباری کݖ چێ مینی کو کݖرا سیناۏ که‌ره‌م.

ماېه پیز گان ۏاته: ئه‌مه ئݖمی نه ۏاېه‌م، روخون.

سیېا ماې دێ هیچی نێۏاته. ئیله ماېه پیزگه ۏاته: هیچ زونی کݖ غار ئه به‌ریسی کا نݖشته؟

سیېا ماې ۏاته: ئݖهݖ، زونݖم.

دیېه‌ر ماې ۏاته: ئݖمی نی زونی کݖ غار چݖ گاله کیسه‌ې ئݖشته‌ن چیلیکی کو دارݖ؟

سیېا ماې ۏاته: ئݖمی نی زونݖم.

ماېه پیزگه ۏاته: هه‌نی خاې بݖشی؟

سیېا ماې ۏاته: ئݖهݖ، هه‌رجور بوبو بی بݖشوم. ده‌سی ۏه‌خت نێبه کݖ همه‌ې مه‌سه کݖ ئیله سیېا ماېه ۏه‌چه دوره راهی کو ئومه، خا بݖشو، روخونی ته‌مون ئاکه‌ری بݖۏینݖ، هیچ نی غاری نێته‌رسݖ!

چه‌ن گݖله ماېه پیزگان دیلی ده‌له‌کا کݖ ئه‌ۏێن نی سیېا ماې نه بݖشون به‌ما ئݖشته‌ن پیلله‌ته‌رون خونه نیېارین، لوئه که‌ردێ، ئی‌سه‌رون ۏاته: ئه‌گه ئه غار مه‌بی، ئه‌مه تݖ نه ئاېمون به‌ما غاری گالی کو ته‌رسه‌م.

رݖباری رݖخی کو ئی مه‌له‌ې نوئا. ئه مه‌له ژێنه‌کێن و کیلێن رݖباری ته‌کی کو کݖرا ئݖشته‌ن مݖرس و خه‌لا شورین، ماېه ۏه‌چه ده‌سی ۏه‌خت چه‌ۏون ۏݖله‌غ و ۏݖلوغی گوش ئاکه‌رده، ده‌سی ۏه‌خت خݖرده‌نون جانه شوری ته‌مݖشاش که‌رده. به‌دز هه‌نی را ده‌له‌که ئو شه.

شه، شه دا ئه‌ې شه‌ۏ ده‌له‌که، ئی سݖنگی بݖنی جیشه ئو ها کو خݖته. نیمه شه‌ۏی ئیشته، ۏیندݖشه، مه‌نگه‌تاۏی سو ئاۏی کو ده‌له‌که، همه جݖگاې روزی شار روشون ئابا.

سیېا ماېه ۏه‌چه، مه‌نگه‌تاۏی نه ۏیېه‌ر خݖشا. ئݖشته‌ن ئه پیشنه شه‌ۏون ۏیرݖش ئاله‌که کݖ مه‌نگه‌تاۏه گݖله ۏه‌ختی به‌راې، خاې ئݖشته‌ن که، شه‌لاشی بݖنی کو به‌راې ېو مه‌نگه‌تاۏی نه لوئه‌لوئه بݖکه‌ری به‌ما هه‌ر ده‌فا چێ دێ‌دێ خاۏی کو ئیزی ېو ئه‌ې شه‌لاشی بݖن ده‌که‌شی ېو زوری نه ئه‌ې خݖساۏنی.

ئیدامه دارݖ...

برگردان فارسی :
ماهی کوچولو، شنا کنان، می رفت و فکر می کرد. در هر وجب راه چیز تازه ای می دید و یاد می گرفت. حالا دیگر خوشش می آمد که معلق زنان از آبشارها پایین بیفتد و باز شنا کند. گرمی آفتاب را بر پشت خود حس می کرد و قوت می گرفت.
یک جا آهویی با عجله آب می خورد. ماهی کوچولو سلام کرد و گفت:
«
آهو خوشگله، چه عجله ای داری؟»
آهو گفت:« شکارچی دنبالم کرده، یک گلوله هم بهم زده، ایناهاش
ماهی کوچولو جای گلوله را ندید اما از لنگ لنگان دویدن آهو فهمید که راست می گوید. یک جا لاک پشت ها در گرمای آفتاب چرت می زدند و جای دیگر قه قهه ی کبک ها توی دره می پیچید. عطرعلف های کوهی در هوا موج می زد و قاطی آب می شد.

بعد از ظهر به جایی رسید که دره پهن می شد و آب از وسط بیشه یی می گذشت. آب آنقدر زیاد شده بود که ماهی سیاه ، راستی راستی ، کیف می کرد. بعد هم به ماهی های زیادی برخورد. از وقتی که از مادرش جدا شده بود ، ماهی ندیده بود. چند تا ماهی ریزه دورش را گرفتند و گفتند:« مثل اینکه غریبه ای ، ها؟»
ماهی سیاه گفت:« آره غریبه ام. از راه دوری می آیم
ماهی ریزه ها گفتند:« کجا می خواهی بروی؟»
ماهی سیاه گفت:« می روم آخر جویبار را پیدا کنم
ماهی ریزه ها گفتند:« کدام جویبار؟»
ماهی سیاه گفت:« همین جویباری که توی آن شنا می کنیم
ماهی ریزه ها گفتند:« ما به این می گوییم رودخانه
ماهی سیاه چیزی نگفت. یکی از ماهی های ریزه گفت:« هیچ می دانی مرغ سقا نشسته سر راه ؟»
ماهی سیاه گفت:« آره ، می دانم
یکی دیگر گفت:« این را هم می دانی که مرغ سقا چه کیسه ی گل و گشادی دارد؟»
ماهی سیاه گفت:« این را هم می دانم
ماهی ریزه گفت:« با اینهمه باز می خواهی بروی؟»
ماهی سیاه گفت:« آره ، هر طوری شده باید بروم
به زودی میان ماهی ها چو افتاد که: ماهی سیاه کوچولویی از راه های دور آمده و می خواهد برود آخر رودخانه را پیدا کند و هیچ ترسی هم از مرغ سقا ندارد! چند تا از ماهی ریزه ها وسوسه شدند که با ماهی سیاه بروند، اما از ترس بزرگترها صداشان در نیامد. چند تا هم گفتند:« اگر مرغ سقا نبود ، با تو می آمدیم ، ما از کیسه ی مرغ سقا می ترسیم
لب رودخانه دهی بود. زنان و دختران ده توی رودخانه ظرف و لباس می شستند. ماهی کوچولو مدتی به هیاهوی آن ها گوش داد و مدتی هم آب تنی بچه ها را تماشا کرد و راه افتاد. رفت و رفت و رفت، و باز هم رفت تا شب شد. زیر سنگی گرفت خوابید.نصف شب بیدار شد و دید ماه ، توی آب افتاده و همه جا را روشن کرده است.
ماهی سیاه کوچولو ماه را خیلی دوست داشت. آن شبهای گذشته رابه یاد آورد ، شب هایی که ماه توی آب می افتاد ، ماهی دلش می خواست که از زیر خزه ها بیرون بخزد و چند کلمه یی با او حرف بزند ، اما هر دفعه مادرش بیدار می شد و او را زیر خزه ها می کشید و دوباره می خواباند.

از : رمضان نیک نهاد

http://kados2.blogfa.com

در خط آوانگار تالشی‌ :
به جای فتحه/a/ ـه ه
به جای کسره/
e/ ێـ ێ
به جای واو/
v/ ۏ
به جای شوا /
ə/ ݖ
به جای یه/y/ ېـ ې

برخی از شیوه نامه آۏانویسی تالشی‌:

برای حروف (ت / ط) تنها از حرف (ت) استفاده می‌شود.

برای حروف (ث / س / ص) تنها از حرف (س) استفاده می‌شود.

برای حروف (ذ / ز / ظ / ض) تنها از حرف (ز) استفاده می‌شود.

برای حروف(ق/غ) تنها از حرف (غ) استفاده می‌شود.

برای حروف(ح/هــ) تنها از حرف (هــ) استفاده می‌شود.

برای حروف(ع/ء) در ابتدا و وسط واژه تنها از حرف (ئـ) استفاده می‌شود.