مسابقه واژه شناسی تالشی 9:

دیدگاههای داده شده در پای همین پست در فیسبوک :
Peyman Paydar جواب9
1 گردن
2 مجامعه
3 سالم
4 دانه برنج پخته شده
5 خشتک
6 نرم وکم قوام
7 ساده.خل وضع
8 رسوب ماسه ای
9 تلخ
10 تاج خروس
11 شخم پاییزه
12 ستاره
13 صدا
14 بی نمک
15 صدای سکوت
16 چکه له: زنبه.بجای فرقون
17 عصرانه
18 آخور
19 مرغ جوان یا نیمچه
20 روزگار
2 مجامعه
3 سالم
4 دانه برنج پخته شده
5 خشتک
6 نرم وکم قوام
7 ساده.خل وضع
8 رسوب ماسه ای
9 تلخ
10 تاج خروس
11 شخم پاییزه
12 ستاره
13 صدا
14 بی نمک
15 صدای سکوت
16 چکه له: زنبه.بجای فرقون
17 عصرانه
18 آخور
19 مرغ جوان یا نیمچه
20 روزگار
Ali Ostovari با سلام و درود خدمت دوستان ارجمند….برداشت من هم از این واژها همچون دوست ارجمند و بزرگوارم آقای پایدار است بجز در مورد 15. که من فکر میکنم این واژه سنگدان مرغ باشه…10…؟–16…..؟ – 20…….؟
Zoleykha Saba 4- دانه پلو 6- لرت- له شده7 لِر- کم هوش 8- روفه – ماسه نرم 15- سِس -سنگدان مرغ 16- چَکلت – وسیله چوبی برای حمل گل ودیگر اشیا که بوسیله دونفره بکار میرود 20 -را شک دارم که روزگار معنی میدهد یا زمین هموار
Peyman Paydar استواری جان . “کرکی سس “یا سنگدان آفرین برشما. البته . آنچیزی که نوشتم هم وجود دارد. و البته ربطی به این پرسش نداشت. جواب پرسش . جواب شماست. درود
Ramezan Niknahad درود وسپاس دوستان بزرگوارم .باتوجه به تعریف کامل جناب پایدار چند توضیح را در مواردی که با تالشی فومنات اندکی اختلاف هست اضافه نمایم:مورد 2 کاربردش در کرم ابریشم است مورد 7 روی حرف ل فتحه قرار دارد مورد 15 را جناب استواری توضیح دادند مورد 16 تعریف بانو صبا تعرف تکمیلی است مورد 20 حرف ف فتحه ندارد وشک بانو صبا درست است
Ali Ostovari تشکر بابت توضیح شما با تصویر….ما هم در ماسال کجه پیله می گوییم….در مورد گزینه 7. لر ….. به منای لاغر می باشد
Ramezan Niknahad درمورد فلَک در تالشی فومن = پهن شدن ، گستراندن ، سطح بیشتری از زمین را پوشاندن برعکس فشردن
Peyman Paydar ممنونم جناب نیک نهاد .لطف کردی مثل آقای استواری راهنمای ام کردی
Ramezan Niknahad خواهش می کنم جناب پایدار از هم اندیشی صمیمانه شما وهمه دوستان در واژه شناسی تالشی سپاسگزارم
Ramezan Niknahad بله در فومن هم لَر به معنی لاغر و لر به معنی ساده لوح و گیج است
Peyman Paydar در مورد فلک که نوشته اید. پهن شدن و گستردن . ما داریم : فلَسک . یعنی باز. پهن . گسترده
Zoleykha Saba گوئه من زیاد در موقع پاک کردن پیله وپیله آچینی شنیدم منتها چون فراموش شده و شکل ندارد و در ضمن زیر وزبر را خیلی کمرنگ یا اصلن دیده نمی شود این است که لَر را لِر می خوانیم و لَر مثل لَره مال زیاد در دامدارها کاربرد دارد و باز فِلَک یعنی باز شده و گشاد و دلواز ویا دل گشا
Zoleykha Saba باز باید یاد اور شورم چون یاد م امد که گوئه به پیله تمیز نمی گفتند بلکه بعضی از پیله ها که خوب تار تنی نکرده بودند وپیله کمی کوچکتر ویا رنگ چرکی داشت که خانم هاانرا جداکرده بر ای نخ کشی وبه بازار فرستاده نمیشد ونوع پستش بود انشالله که استاد نیک نهاد این برداشت من را درست بداند باسپاس
Ramezan Niknahad بله بانو صبا آنهم می تواند درست باشد .برخی تالش ها آنهم قدیمی تر ها به تخم مرغ غیر از مارغانه ، کرگَه گوئَه هم می گویند همان گونه که به پیله کرم ابریشم ، کَجَه گوئَه می گویند .فکر می کنم باید رابطه ای در این نامگذاری باشد وقتی مجموعه ای از شرایط (تخم -بیضوی -سفیدی پوست یا چیل -حامل جنین و…)را باهم داشته باشد
Amirreza Sepehry فلک= به معنی تخت و صاف .شبیه این واژه در زبان انگلیسی نیز وجود دارد با همین مفهوم . flat , (فلت)
Zoleykha Saba ماسوله ایها فکرکنم هنوز به تخم مرغ همین را میگند ما میگیم مورغونه خوب قدیم ترها گاهی استدلالی به نظر علمی برای نام گذاری خود داشتند
Ramezan Niknahad درودوسپاس جناب سپهری
+ نوشته شده در جمعه ۲۶ دی ۱۳۹۳ ساعت توسط رمضان نیک نهاد
|

هدف ما در این وبلاگ معرفی فرهنگ مردم تالش و آشنایی هممیهنان گرامی با جاذبههای گرشگری شمال کشور به ویژه گیلان و تالش است