جابجائي اقوام در مناطق مختلف ايران وكوچاندن آنان از جايي به جاي ديگر ، يك سنت سياسي در شيوه كشورداري ما بشمار مي رود .تالشان نيز مانند اقوام ديگرايراني در مواردي هم ميزبان اقوام مهاجر بوده اند وهم اينكه خود ناگزير از كوچ واسكان درنواحي ديگر شده اند .كردهاي تالش كه از تيره ها ينژاد آريايي وايراني تبار كشورما بشمار مي روند ، بدنبال يك سلسله تصميم گيريها وضرورتهاي سياسي ، ازحدود دويست وپنجاه سال پيش از خراسان به تالش وخلخال كوچانده شده اند .اينان طي يك روند تاريخي ، سرانجام پس از فراز وفرودهاي بسيار توانسته اند با تالشان وآذريهاي خلخال به همزيستي وروابط اجتماعي مورد نظر دست يابند .امروزه بسياري ازمردم از خود مي پرسند كه كردها چگونه به نواحي كوهستاني تالش آمده اند مقاله حاضر چگونگي آمدن كردها به ناحيه كوهستاني تالش وسپس مهاجرت گروهي از آنان را به شهرهاي جلگه اي مورد بررسي قرار داده است .

images

دامنه ها يشرقي وغربي كوههاي تالش كه در دوران پيش از اسلام  قلمرو كادوسها و محل زيست و معيشت آنان بود، در دوران بعد از اسلام ، بتدريج دچار دگرگونيهاي شديد اجتماعي وفرهنگي شد .با ورود قبايل ترك به آذربايجان واستقرار آنها در اين منطقه ، دامنه هاي غربي كوهها يتالش بدست تركان افتاد وتالشها در دامنه هاي شرقي ومرطوب وسرسبز آن باقي ماندند .بدنبال جنگهاي ايران وروس وانعقاد عهد نامه ها يگلستان ( 1228ه.ق) وتركمنچاي ( 1243ه.ق) مناطق شمالي تالش وآذربايجان به روسها واگذار شد ودر نتيجه نوعي گسستگي قومي ميان تالشان وآذريهاي  دوطرف مرز بوجود آمد .

   با روي كار امدن صفويها در شرق آذربايجان ، آميزش قومي دراين منطقه شدت يافت وتعداد تركان پيوسته فزوني گرفت .تا جائيكه امروزه تنها در برخي از واحي كوهستاني جنوب استان اردبيل ويا شرق خلخال به زبان آذري يا تاتي كنوني صحبت مي كنند وزبان تركي در سايرنقاط عموميت فراوان دارد .

   حضور كردها در منطقه تالش از زمان نادر شاه افشار آغاز شد .طوايفي از كردها كه قبلاً طي يك سلسله تصميم هاي سياسي از غرب ايران به شمال خراسان اعزام شده بودند ، تا  درمقابل نفوذ بيگانگان ايستادگي نمايند ، در دوره نادر شاه از قوچان به خلخال كوچانده شدند .اينان با استقرار در حد فاصل مراتع بين شرق وغرب كوهها يتالش ، ديواره قومي جديدي بوجود آوردند ، تا از تنشها ودرگيريهاي ميان تالشان وايلات شاهسون جلوگيري نمايند .البته انگيزه اصلي كوچاندن ايلات كرد از قوچان واسكان آنان در مرزهاي غربي تالش را بايد در سياست دولت نادر شاه نسبت به تالشان جستجو كرد .قيام تالشان برضد حكومت نادر بسال 48-1747ميلادي دردسرهاي نظامي وسياسي فراواني براي نادر شاه بوجود آورد .هرچند كه سرانجام ، اين قيام از راهها يغيرنظامي وبا استفاده از شيوه هاي جداي افكني ميان رهبران شورش سركوب شد . ليكن انديشه شورش مجدد هرگز از ذهن نادر شاه بيرون نرفت .نادر شاه براي جلوگيري از شورش مجدد تالشان ، پس از آنكه دريافت از نواحي جنوب نفوذ به تالش آسان نبوده وبا تلفات سنگين همراه است ، كوشش كرد در جبهه غرب موقعيت خود را توسط قبايل ترك وسپس كرد تقويت كرده وتالشان را در محاصره نظامي وقومي كامل قرار دهد .انگيزه اصلي وي از كوچاندن كردهاي قوچان به غرب تالش واسكان آنان در كنار قبايل ترك ، از همين نگراني سياسي ناشي مي شود .

  پس از سقوط حكومت افشارها، كردها در اين منطقه باقي ماندند وچون از آن پس چندان مورد حمايت حكومت هاي مركزي زندها وقاجارها نبودند ، با تغيير خط مشي سياسي درصدد همزيستي با آذريها ، تركها وتالشان برآمدند وطي اين روند عملكرد بسيار موفقي نيز داشته اند .

    درباره خاستگاه اصلي كردها برخي مورخين مانند بدليسي ( 1343، ص 21) وجان لمبرت ( 1367، ص 97) اظهارنظرهاي ناروا وغيرعلمي بيان كرده اند كه ناشي از عدم اطلاع علمي آنان است ، آنچه مسلم اينكه كردها مجموعه اي از طوايف گوتي ، كاسي ، كردوك و…. هستند كه در منطقه زاگرس يا كردستان ساكن بودند واز اقوام اصيل ايراني بشمار مي روند .پيشينه تاريخي آنان با تاريخ ايران پيوندي عميق و ناگسستني دارد .

1-  چگونگي كوچاندن كردها به خراسان

مي دانيم كه در دوران تسلط اعراب برايران خراسان كانون اصلي مبارزه با خلفاي عرب براي كسب آزادي واستقلال از سلطه ونفوذ آنان بود .خلفاي عرب براي مبارزه با اين آزاديخواهي نه تنها خود به سركوب جنبش ها مي پرداختند ، بلكه قبايل همسايه خراسان ، از جمله ازبكها را براي تاخت وتاز به اين منطقه حمايت وتشويق مي كردند .اين سياست تنش آفرين تا دوره صفويه نيز كماكان ادامه داشت ، حتي سركوبيهاي موقت شاه اسماعيل وشاه تهماسب نيز نتوانست آنرا متوقف سازد .

   شاه عباس با قانع كردن سران ايل كرمانج كه شاخه اي از ايلات بزرگ شكاك در مرز بين ايران وعثماني بودند ، گروهي از آنان را در 1007 ه.ق از آذربايجان ومهاباد به اطراف ري ، يعني دشت ورامين وخوار كوچاند .در اين كوچ بزرگ و تاريخي حدود 50هزار خانوار شركت داشتند. كردها پس از دوسال اقامت در جنوب ري ، ماموريت يافتند تا براي مقابله با ازبكان به خراسان رفته وبا توجه به موقعيت حساس خراسان در اين منطقه اسكان يابند[1]. سرانجام درسال 1010 ه.ق حدود 45هزار خانوار كرد وارد خراسان شدند ودر مناطق شمالي آن اسكان يافتند ( توجدي ، 1359، ص 46) .

       روند جابجايي ايلات وعشاير و اسكان آنان در ميان اقوام ديگر دردوره نادر شاه شدت گرفت .بطوريكه وي طي شش سال ( 1736-1730) توانست 50 تا 60 هزار خانوار از ايلات آذربايجان ، عراق عجم ، فارس و13 هزار خانوار از عشاير هفت لنگ وچهار لنگ بختياري و 6 هزار خانوار از طوايف گرجي را به خراسان  كوچ دهد .

    در قالب اين سياست بود كه وي تعدادي از كردهاي ايل شكاك را قبلاً در آنجا اسكان داده شده بودند وبه               زعفرانلو معروف بودند به گيلان ومازندران كوچاند .كردهايي كه ازقوچان به خلخال ونواحي كوهستاني تالش كوچانده شدند از هفت طايفه بنامهاي شا طرانلو ، خالتانلو ، كلوكشانلو ، هو ير انلو ، مونتانلو ، نصر انلو ( اصلان لو) ودليكانلو تشكيل مي شدند .كردها در ابتداي ورود به منطقه خلخال ، در زمين باريكي در 115كيلومتر ي شمال قزل اوزن كه در حدود 15كيلومتر از شهر گيوي در جهت شرق بسوي ارتفاعات تالش امتداد دارد .سكني گزيدند .به گفته هنري فيلد ( 1343، ص 206) زماني از حدود اصلي خود خارج شده ودر چهار ناحيه خلخال درشمال قزل اوزن پخش شدند .مارسل بازن محقق فرانسوي ( 1367، ص 442) نيز با استناد به فرهنگ جغرافيايي ايران درسال 1328گفته هنري فيلد را تاييد كرده ودر روستاهاي اقباش ، آ‎غچه قشلاق واسفر جان از وجود زبان كردي خبر مي دهد وساكنان روستاهاي بنياد آباد ،‌گزور ، لنگ دشت ،‌ابلي ، زاويه كرد ، النكش ،‌ايلوانق واناويز در شمال خلخال را جزئي از قلمرو قبايل كرد معرفي مي كند.

   اين طوايف در گذشته زندگي ييلاقي وقشلاقي داشتند كه از سال 1300تا 1320ه.ش .بي آنكه فرهنگ قومي وحتي لزوما وابستگي هاي عشيره اي خود را ازدست دهند .تخته قاپو شده اند .تنها در  روستاهاي پراكنده در دره آرپاچاي گروهي از آنان هنوز نيز زندگي ييلاقي و قشلاقي دارند .

     مهمترين محدوده كردنشين در حال حاضر ، در شمال خلخال قراردارد. هسته مركزي آن مجموعه اي از 16آبادي مي باشند كه همگي از دو طايفه شاطرانلو و خالتانلو هستند[2]. دومين محدوده كرد زبان در چند روستا واقع در انتهاي جنوبي خلخال خلاصه مي شود كه بين روستاهاي ترك ويا در اصل تات زبان قرار دارند وعبارتند از :  جعفرآباد وسجهرود در دوطرف تنگه شاهرود سفلي وسه آبادي شيخ علي لو ، احمد آباد وچملوگبين در يك دره كوچك شرقي تر.

2-  همجواري كردها با تالشان

    تالشان از ديرباز مردماني دامدار بوده اند كه دركنار آن به زراعت وزنبورداري نيز توجهي داشته اند وبعدها با فرود آمدن از كوهستان واسكان در نقاط جلگه اي ، برنجكاري را هم از گيلكها آموختند .از اينرو تالشان به دو گروه جلگه نشين برنجكار وكوه نشين دامدار تقسيم شدند كه ارتباطات اجتماعي واقتصادي آنها ميان جلگه وكوهستان انجام مي گرفت ، عليرغم كوه نشينان كه كمتر به جلگه مي رفتند ، جلگه نشينان جهت شخم زمينهاي كشت برنج خود مجبور بودند كه با كوه نشينان در ارتباط باشند .از اينرو گاو كوه نشينان را به امانت مي گرفتند ودر مقابل به آنان برنج مي دادند .همچنين وجود مالاريا در فصول گرما در جلگه ، كه تا حدود نيم قرن پيش بشدت رواج داشت جلگه نشينان را وادار به كوچ در ارتفاعات وييلاقات مي كرد . تاحدي كه در آغاز دوره گرما كودكان را جهت دوره نگهداشتن بلايا درجلگه بهنقاط كوهستاني مي فرستادند .بعدها صعود آنها به كوهستان همره با دامداري انجام گرفت .بنابراين ارتباطات در تالش بين جلگه وكوهستان انجام مي گرفت وآنها با صعود به ارتفاعات با همسايگان خود در دامنه غربي ( كردها ) در تماس بودند وجهت خريد مايحتاج خود كمتر اتفاق مي افتاد كه از ارتفاعات يا وسط جنگل به نقاط پايين يا جلگه بروند .بخصوص ويژگي مزاجي كوه نشينان اسكان يافته به پرورش در آب وهواي سالم وكوهستان به گونه اي بود كه تحمل آب وهواي جلگه اي را نداشتند .از اينرو با توجه به مكمل بودن اقتصاد آنها با نزديكترين همسايگان خود ( كردها ) معامله كردند واز آنجا بود كه ارتباط بين آنها برقرار شد .

   كردها كه ابتدا به كشت و زرع مي پرداختند ، زندگي شباني را از تالشان آموختند .اما در آمد حاصله از اين فعاليتها براي تامين معاش آنان كافي نبود .از اينرو براي تهيه در آمد مكمل كه براي معاش آنها الزامي بود ، به نقاط كشور از جمله تالش سفر مي كردند .آنان مقدار مازاد انواع حبوبات ، غلات ومحصولات درختي خود را به تالش حمل وبا برنج وساير لوازم زندگي مبادله وبه اين ترتيب قسمتي از معاش خودشان را تامين مي كردند .از طرفي مشغله هاي زيادي مانند جنگل تراشي وآماده نمودن برنجزارها ، مرمت شبكه ها ي آبياري ، بريدن چوب ساختماني وصيد ماهي بطور سنتي در نواحي جلگه اي با آب وهواي ملايمتري در زمستان ، براي كردها وجود داشت .رابينو مي نويسد : ((كردها هنگاميكه مي خواهند از كوهستانها به جلگه ها سرازير شوند تمام وسايل خود را بصورت بسته اي در مي آورند وآنرا به انتهاي چوبي بسته ، روي شانه خود آويزان مي كنند ومي روند ))(‌رابينو ، 1374، ص22) از آن زمان به بعد دامنه انواع فعاليتها وسيع تر شده وبا توسعه باغهاي چاي ومركبات در گيلان ومازندران غربي ورشد  شهر نشيني در چند دهه اخير ، به تمامي سال بسط يافته است كه اين روند مناسبات فرهنگي واجتماعي ميان كردها وساير همسايگان را نيز گسترش داده است .

3- سابقه تاريخي كردها  در منطقه

   دامنه غربي كوههاي تالش در اواخر استيلاي مغولان تحت سلطه ايل سعد لو در آمده كه تا اوايل سلطنت شاه قاجار نيز مالك اين منطقه بوده اند .همزمان با ورود كردها به منطقه خلخال ، محمد خان سعد لو حكمران كل منطقه بود با گذشت زماناز قدرت خوانين سعد لو كاسته شده واكثر نواحي غربي كوهها ي  تالش از زير نفوذ آنان خارج شد وهرو آباد مركز شهرستان خلخال كه تحت مالكيت سعد لوها بود ، توسط تجار واهالي آنجا به مبلغ هفتصد تومان از خوانين مزبور خريداري شد .در اوايل دوره قاجار اختلاف بين تالشان وشاهسونها مهمترين مسئله روز بوده كه فتحعليشاه باانتقال گروهي از كردهاي خلخال به نقاط شمالي تر ، بعنوان حايل بين تالشان وشاهسونها به اختلاف آنان پايان بخشيد .

      در زمان ناصر الدين شاه نصرت الله خان ( سردار امجد ) حاكم كرگانرود بود .وي علاوه بر تالش درهمجواري ييلاق اكراد شاطر انلوي خلخال نيز باغ واملاك داشت كه آنرا به پسرش فتح الله خان سپرده بود .فتح الله خان وكسانش در روز 17ذيحجه 1307ه.ق به عزم شكار ازمنزل حركت كرده وبه ييلاق كلستان مي روند .با درگيري كه بين همراهان وي واهالي كلستان روي مي دهد ( غفاري ، 1361 ، ص 357) ، زمينه اختلافات تالشان وكردها فراهم           مي شود .اين حادثه را بايد نقطه شروع اختلاف بين تالشان واكراد شاطر انلو وزمينه اولين شورش وسركشي عليه دولت مركزي در نظر گرفت .

       در اواخر سلطنت محمد عليشاه كه رشته امنيت در كشور بهم خورده ودر اغلب نقاط ، ملوك الطوايفي رواج پيدا كرد بود ، خوانين شاطر انلو هم به سركردگي امير عشاير ازهرج ومرج استفاده كرده وبيست سال تمام خلخال را زير نفوذ خود قرار دادند .همكاري آنان با ميرزا كوچك خان در انقلاب جنگل از افتخارات طايفه اي اكراد بشمار مي رود .بعد ز وقايع جنگل ، رضا شاه درنظر داشت قوايي مجهز جهت خلع سلاح عمومي وبرقراري امنيت درتالش به آنجا گسيل نمايد كه سر كردگان وخوانين اكراد كه همجوار با تالش بودند ، از اين تصميم دولت ناراضي شده وبرعليه دولت قيام كردند ( آقاجاني ، 1378، ص 750) .از جمله آن قيام ها ، شورش محمد تقي خان امير احمدي (مميش خان ) بود .وي در واقعه شهريور 1320 با دسته هاي گل از قشون روس استقبال مي كند وافسر سياسي روس تصميم مي گيرد كه با كمك او منطقه خلخال واردبيل را ضميمه خاك روسيه كند .مميش خان در آبان 1320با تهيه اسلحه از جانب روسيان وبا پشتوانه قشون روسي عليه دولت پهلوي قيام نموده ودر 4آذر 1320 هرو آباد را تصرف مي كند .تا اينكه در سال 1322ه-.ش امنيت در منطقه برقرار گرديد وخوانين شاطرانلو پس از يك سلسله جنگ وزد وخورد با قواي دولتي قلع وقمع شدند .

4-تاثير پذيري كردها از منطقه

      كردها طي نزديك به سه قرن سكونت در منطقه خلخال تحت تاثير عوامل مختلف تحولات زيادي از نظر فرهنگي واجتماعي بخود ديده كه از مهمترين آن ، تغييرمذهب وگرايش به زبان تركي است .با توجه به تاريخ كردهاي منطقه ،‌كه شاخه اي از ايل شكاك وسني مي باشند ، بدنبال كوچ به خراسان نيز سني باقي مانده تا اينكه در نهايت به خلخال كوچانده مي شوند .سرپرستي اكراد درورود به خلخال را شخصي به نام ((عجم آقا )) بعهده داشته كه سالها پ ساز اطراق در منطقه تحت عوامل نامشخصي ، آنها را به مذهب شيعه فرا مي خواند .فرهنگ جغرافيايي ايران در سال 1328در دو روستاي گستان وپيرانلو از سني ها نام مي بردكه بايد گفت روستاي مذكور بعلت قرارگيري در ارتفاع وشرايط سخت طبيعي ديرتر از ساير آباديهاي كرد نشين  پذيراي مذهب شيعه بوده اند .در حال حاضر تمامي اكراد شمال خلخال شيعه مذهب مي باشند وتنها دو روستاي جعفر آباد وسجهرود در جنوب خلخال ، پيرو مذهب شافعي هستند .

   زبان كردي نيز كه يكي از زبانهاي هند و اروپايي و شاخه اي از زبانهاي شمالغربي ايران است ، از بقاياي زبان مادي مي باشد كه داراي گويشها ولهجه ها ي متعددي  است . از گويشهاي مهم كردي ، گويش كرمانجي است كه خود گونه هاي متفاوتي از قبيل : بوتاني ، بايزدي ، قوچاني و… دارد وبا توجه به پيشينه ورود كردها به خلخال – مهاجراني از كردهاي قوچان – آنها نيز بااين گويش ( كرمانج ) تكلم مي كنند ودر منطقه به ((كرد كرمانج))معروفند .

رشيد ياسمي مورخ ايراني ، لهجه كرمانجي را شيرين ترين ومقبولترين لهج هاي كردي دانسته ورواني وعدم اختلاط با زبانهاي بيگانه را از مشخصات برجسته اين زبانعنوان كرده است( ياسمي ، 1316، ص 136). اما كردهاي منطقه خلخال ديگر آن ويژگي بودن را ندارند .زبان تركي همچون سيلي سالهاست كه در آذربايجان به راه افتاده وآنچه از زبان ونيمزبان ولهجه درسر راه خود دارد ، مي شويد ومي برد .اين نتيجه تحقيقي است كه از پيشينه ورود كردها به منطقه وخاطرات بزرگان حاصل شده ، همچنين نتيجه مشاهده عيني است كه نگارنده در عرض چند سال سكونت در منطقه بدست آورده است .تا بيست سال پيش كه كودك يبيش نبودم ، بخاط ر دارم كه بچه هاي منطقه تركي نمي دانستند ، اما امروزه تقريباً هيچ كدام از آنها نيست كه تركي نداند .اين وضعيت در چهار آبادي پيرانلو ، چلنبر، اوجغازونواشنق بعلت قرار گيري در نزديكي جاده خلخال – اردبيل وهمچنين مهاجرت بيش از حد ساكنين آنها به مركز شهرستان ( هروآباد ) وديگر نقاط ترك زبان شديدتر است .نفوذ زبان تركي در اين آباديها بحدي است كه تنها بزرگان محل به زبان كردي آشنايي دارند وفقط در مواقع ضروري ( در معاشرت باديگر اكراد منطقه ) به آن زبان تكلم مي كنند .

ديگر روستاهاي كرد نشين بعلت قرار گيري در دره ها كه توسط ارتفاعات كوهها ي تالش محصور گشته ، كمتر دستخوش تحولات شده اند .اما آنها نيز كه گروه اقليت درر ميان اكثريت ترك زبان منطقه را تشكيل مي دهند ، جهت داد وستد روزمره وانجام كارهاي ادار يبه نقاط مركزي شهرستان تردد بيشتري دارند .كه علاوه بر بزرگسالان ، جوانان وحتي نوجوانان با زبان تركي آشنايي دارند .ازطرفي بعلت نزديكي اين آباديها به ديار تالش ، بسياري از اكراد به سرزمين تالش مهاجرت نموده اند .شهر تالش ، شهري نسبتاً نوبنياد است .رشد سريع آن بيشتر در اثر مهاجرت آذريهابوده است .مارسل بازن نيمي از ساكنان اوليه آ ن را از شهرستان خلخال وبخصوص از روستاهاي كردنشين شمال هروآباد يعني لمبر ، كلستان ، اوجغاز وميل آغاردان عنوان كرده است .كثرت مهاجرت كردها به اين شهر باعث ايجاد بازار كرد محله در تالش شد .از زمان تاسيس شهرداري تالش درسال 1330 ،‌اين محله همواره محله اي نسبتاً همگن در اين شهر وجزو قديمي ترين محله اي آنست كه حدود 3000 نفر كرد خلخال در اين شهر ساكن هستند .

از سوي ديگر درحال حاضر ، رواج تكلم به زبان فارسي نيز در ميان كردها معمول شده است .چرا كه مهاجرت آنها به پايتخت وشهرهاي شمالي كشور ، بويژه در چند سال اخير شدت يافته وهمچنين وضعيت شغلي آنان ( دوره گردي ) نيز ايجاب مي كند كه حداقل شش تا هشت ماه از سال را مهاجرت كنند .اين امر كه بيشتر كرده و اين آشنايي بهحدي در آنها موثر بوده كه در انتخاب زبان فرزندان خود ، فارسي را برزبان مادري خود ( كردي ) ترجيح مي دهند .از اينرو احتمال اينكه كردي در منطقه تا چند نسل آينده به كلي از بين رفته وبه دست فراموشي سپرده شود ، خيلي زياد است .

5-نتيجه گيري

    اين گروه قومي قسمتي از ايل بزرگ شكاك و از ساكنان بومي ناحيه مرزي ايران و تركيه مي باشند كه به آذربايجان وارد شده ودولت صفوي بدنبال تاخت وتاز ازبكها در خراسان آنها را به اين سرزمين پهناور كوچ داده است .انسجام وسرگشي آنان براي دولت مركزي مزاحمتهايي  را بدنبال داشته است ، تا اينكه نادر شاه بدنبال سياست آرامسازي وايجاد شكاف بين ايلات گروهي از آنان را به اين منطقه كوچ داد .

    جغرافياي سياسي خلخال با توجه به طبيعت آن در دامنه خشك كوهها ي تالش چه به دليل موقعيت نظامي وچه محصور بودن در كوهستان وقرار گيري بر سر راه ابريشم داراي ويژ گيهاي خاص خود است .آنان بيشترين حدود ومرز مشترك در شمال خلخال را با قوم تالش دارند واز ابتداي ورود به منطقه بعلت نزديكي با دامنه مرطوب ،‌بيشترين رابطه اقتصادي واجتماعي را با تالشان داشته اند ودوستي ومراوده خوانين آنها درخور توجه بوده است .

با گذشت زمان برقدرت نفوذي اكراد در منطقه افزوده شده تا جاييكه در مقابل حكومت پهلوي شورش وسركشي كرده وحدود 20 سال برخلخال حكومت كردند .

سركوب آنان باعث كاهش منزلت اجتماعي و اقتصادي كردها شده وآنان ناگزير به مناطق اطراف ، از جمله تالش مهاجرت نمودند .معيشت يكجا نشيني در شهرهاي تالش و ساير نقاط كشور فرهنگ وشيوه زندگي كردها را دگرگون كرد . بطوريكه از شيوه هاي زندگي گذشته آنان ديگر نشانه هاي چنداني برجاي نمانده است .باقيمانده كردها در نواحي روستايي منطقه نيز دلايل تنگناهاي معيشتي بتدريج در آستانه مهاجرت قرار دارند .ليكن تجربه نشان داده كه كردهاي منطقه با قبول وضعيت جديد بسرعت خود را تطبيق داده ومي روند كه دوره جديدي از زندگي را از سر گيرند

[1] – شاه عباس در ادامه چنين سياستهايي توانست گروهي از تالشان را در گسگرگيلان كه امراي محلي آن سربه شورش گذاشته بودند ، اسكان داده وبا تقويت تالشان موقعيت امراي محلي گسگر را تضعيف نمايد .

[2] – از شمال به جنوب عبارتند از : ميل آغاردان ، بلوكانلو ، پير انلو ، اوجغاز ، مورستان ، گلستان عليا ، حاجي آباد ، گلستان سفلي ، لمبر ، نواشنق ، آقبلاغ كرد ، غفور آباد ،‌مكالار ، چلنبر ، داودخاني ، خداقلي قشلاق و دليلر .

حسن صمدزاده كارشناس ارشد جغرافياي سياسي برگرفته از وبلاگ کردهای خلخال