هزاران سال است که در ایران  مردمانی از  اقوام مختلف کرد و بلوچ وتالش ، آذری  ولر و گیلک  وتات  ، ترکمن وفارس و... باهم تحت نام ملت ایران زندگی می کنند . قرنها است که مردم سراسر ایران ضمن حفظ قومیت خود باهم در تمام کشور زندگی مسالمت آمیزی دارند ، این از افتخارات ملت ایران است که عشق به میهن ومنافع ملی آنها  در اولویت است ومانع از افتادن در منجلاب جنگ قومی مذهبی شده است ملت ایران ، به این تنوع در قومیت ونژاد ومذهب وزبان ،  احترام خاص دارد، با حفظ احترام به فرهنگ های قومی خود به میهن عزیزمان ایران عشق می ورزد ودر حفظ منافع ملی کشورمان اهداف مشترکی دارند   .

تالشان هم به عنوان یکی از اقوام اصلی ، مهم و نخستین ایران ،با حفظ هویت واصالت خود ،بطور عملی درطول تاریخ ایران  نشان داده اند که قومی میهن دوست ، صلح دوست ،شجاع ومتمدن هستند وبه تالش بودن خود وبودن درکنار دیگر هم میهنان خود افتخار دارند .این حسن مرام تالشی در ساز گاری حداکثری در همزیستی با سایر اقوام در تاریخ مورد تمجید مردم ایران ، حتی پسند فرمانروایانی چون کوروش بوده است .تالشان ،مانند سایر اقوام ایران ، دردفاع از خاک وطن  ومبارزه با  تجاوز  بیگانگان ، همواره از اقوام  پیشتاز بوده اند.

روحیه آزادگی و شجاعت تالش ها و علاقه فراوانشان به استقلال میهن و مرام ظلم ستیزی آنها  در تاریخ تالش ،  چون برگ زرینی در تاریخ پرافتخار ایران ثبت است  .این مرام  تالشی همیشه سدی دربرابر تجاوز بیگانگان و زور گویان بوده به همین خاطر در تاریخ ایران ، تالش ها بیش از همه مورد غضب بیگانگان متجاوز ، مغولها ، عربها ، اسکندر ورومیان ، روسها ، عثمانیها ، انگلیسها یا حتی قهر وغضب قدرتمداران ناخوشنام داخلی قرار گرفته اند ، گاه حتی صدها سال علی رغم اشغال مابقی  ایران ، با جانفشانی ، زادگاه خودرا از اشغال بیگانگان  در امان نگه داشته اند ، درطول تاریخ بدون اینکه به خاک دیگران تجاوز نمایند  ، جنگها ی پرافتخار در دفاع از وطن ودیارشان داشته اند  ، صدها هزار تالش با خاک وزادگاهشان قربانی عهدنامه های ننگین روس و شاه قاجارشده واز خاک ایران جداشده اند ، ودر طول تاریخ برخی شاهان هزاران نفر از تالش ها برای راحتی چپاول و استیلای  آنها به زوراز زادگاه خود کوچانده شده وجای آنها با اقوام دیگر جایگزین شده اند .

امروزه ،بااینکه مناسبات اجتماعی واداری وپیشرفت تکنولوژی ،حدومرزی بین اقوام ومذاهب نمی شناسند ،با این حال بیشتر اقوام هرگز هویت واصالت قومی خود را نه تنها فراموش نکرده اند بلکه  در خواب وغفلت برخی  اقوام دیگر . آنچنان پافشاری براصالت خود داشته اند  که برخی از انها مجبور شده اند زبان مادری خودرا کنار گذاشته ، و به زبان آنها سخن گویند ودر برخی نقاط  با فروش  بخشی از زیستگاه خود  ،  کوهها ودشتها وجنگل وآبادی به آنها ، با وجود جمعیت حداکثری در زادگاهشان  غریبه می شوند .روندی که متاسفانه در شهرهایی چون آستارا وتالش بیشتر مشهود است .

احترام به قوم ونژاد وزبان در نزد همه اقوام، خصلتی  پسندیده است و در حد اعتدال  ، کاملا طبیعی است که هر کسی وطن خودرا بیشتر از هر کشوری دیگر دوست داشته باشد ، به زبان مادری خود عشق ورزد  وبا افتخار ازاصالت و فرهنگ قومی خود دفاع وپشتیبانی  نماید همه جا این حد جانبداری بدون تحقیر دیگران و نژادپرستانه ، ارزشمند ومقدس شمرده می شود و چون دفاع از ناموس به عنوان غیرت قلمداد می گردد بدون آنکه ذره ای  متهم به پان قومی یا قوم پرستی گردند .

اما وقتی نوبت به ما و تالش ها می رسد ، متاسفانه گاهی آنچنان با ساده اندیشی و بی تعصبی ،  فراقومی وآزادیخواه می شویم که در رفتار ما نشانی از هویت واصالت تالشی وجود ندارد ، این بی هویتی تالشی  و ساز گاری افراطی باهویت دیگران گاه موجب آن شده است که در پاره ای موارد حتی آنقدر شهامت و اعتماد به نفس  نداریم که  به زبان مادری و تالشی خود با یکدیگر سخن گوییم .و خواسته وناخواسته باور غلطی را رواج داده ایم ، که ذوج های جوان چنان فکر نمایند که گویا ترک زبان مادری و به فارسی سخن گفتن با فرزندان به مصلحت کودک است .در حالیکه تجربه موفق پدران ومادران همین فرزندان برعکس آنرا به خوبی نشان داده است ، نگارنده که سی سال در مشاغل معلمی در شهرو روستا بوده است ، هزاران دانش آموز تالش زبان را دیده است که با وجود صحبت به زبان مادری  در رتبه های برتر کلاس ومدرسه بوده اند ، به سبب نزدیکی زبان تالشی با زبان  فارسی ،  فراگیری زبان رسمی وملی بعد از 4یا 5 سالگی  بسیاربرای کودک آسان است ،  خوشبختانه با اشتباهی که برخی ازما مرتکب شده ایم ، جوانهای امروزی کمتر مانند برخی از ما چنین اشتباهی را مرتکب می شوند .  از نظر روانشناسی امروز ثابت شده است که کودکانی که به زبان مادری خود سخن می گویند .دستیابی انها به موفقیت بیشتر است .

بی هویتی تالشی سبب آن می گردد  که با میل خود  ،زبان خودرا به نفع دیگری در گفتگو  تغییر دهیم   .فکر می کنیم که زرنگ وباهوش هستیم  که می توانیم به سادگی زبان مادری خودرا حتی زبان ملی را  کنار زنیم وبه  زبان قومی دیگری  سخن گوییم انگار که دیگران  نمی توانند مانند ما عمل نمایند یا به زبان مشترک وملی سخن گویند . به گمانم تنهاراه این است که یا با دیگران به زبان تالشی صحبت نماییم و اگر هم زبان ما نیستند به زبان ملی وفارسی با او سخن گوییم باید آنقدر تمرین نماییم تابرای ما عادت گردد.

گاه به زبان دیگری سخن گفتن ، علی رغم میل باطنی است یا از سر تقلید و شکست نفسی قومی است گاه از سر حیا وشرم برای ترس از شناخته شدن به تالشی است . ازچه شرم داریم  که تالشیم ، درحالی که تاریخ تالش چون آینه صاف وافتخار آمیز است ، در حالی که قوی ترین مردان وزنان از نظر جسم واندیشه را در خود داریم ،و همه مارا با صفا وتلاشگری و دلاوری وپاکی می شناسند ، از چه شرم داریم در حالی که  بهره هوشی مردم تالش با لاتراز متوسط است و هزاران دانشمند تالش اداره امورات اقتصادی ، علمی ،فرهنگی واجتماعی کشور را ، با موفقیت  دردست خود دارند .

تالش باغیرت  ، چه در ایران باشد چه جمهوری آذربایجان یا در هرکشور ی  . چه در پایتخت باشد چه در بالای کو ه وجنگل .  چه در عنبران باشد چه در شفت ،چه شیعه باشد یا نباشد چه ازنظر سیاسی با ما همفکر باشد یا نباشد بازهم تالش است و عشق به مردم تالش و فرهنگش در خونش عجین است واین غیرت تالشی  بزرگترین عاملی که می تواند تالشهارا به همدیگر پیوند دهد .

متاسفانه در بسیاری زمانها به ویژه در جاهایی که محدودیت انتخاب داریم و نمی توانیم انتخابی دلخواه داشته باشیم تا مصالح شخصی وسیاسی و قومی را جمعا در یکی داشته باشیم ،   به گمانم اگر انتخاب کردن الزامی است به سبب محرومیت ومظلومیت تالش در قرن اخیر باید   مصا لح قومی را در اولویت قرار دهیم که به یقین مصلحت ما هم در آن لحاظ خواهد گشت . شاید انتخاب بر مصلحت قومی ، مستقیم وغیر مستقیم  چون پلی بتواند زمینه رشد دهها ، صدها ویا هزاران  تالش دیگررا فراهم نماید .  غیرت تالشی حکم می کند مانند همه اقوام نسبت به همزبانان خود در خطاهای احتمالی اش با گذشت تر باشیم .  روندی که سالهاست در انتخابات مجلس و شورای شهردر شهرهای تالش نشین حتی درمرکز استان  دخیل بوده است .حداقل اثرش این بوده تا صدای تالش ها بیشتر شنده شود .البته با قبول وارد دانستن بسیاری از ایراد ها وانتقادها پس از روی کار آمدن نماینده تالش در هرشهرستان  .منظور این نیست که به سبب تالش بودن آنهارا از نقد معاف نماییم یا تالش بهتر را جایگزین آنها نکنیم  یا توقع داشته باشییم آنها ،  تنها تمامی مشکلات شخصی ما تالشها را برطرف نمایند و به حقوق سایر شهروندان بی اعتنا گردند .

خوشبختانه در دهه  اخیر بسیاری ازفرزندان پاکدل تالش و اندیشمندان ما در یافته اند که برای رفع تنگناهای تحمیلی ، و برای آنکه تالش و فرهنگش به دوران شکوفایی خود دوباره برگردد بایدبیش از پیش  غیرت تالشی خودرا آشکار نماییم ، حرمت همدیگر را نگه داریم ،از همدیگر دفاع نماییم وزمینه رشد همدیگر را فراهم نماییم .  باشد  تا تالشان وفرزندانشان یک به یک یا گروهی  قله های رشد را طی نمایند تا به جایگاهی  برسیم که شایسته تالشان است .

از : رمضان نیک نهاد